خانه / سیاسی / آیا داعش رویای استقلال کُردها را نقش بر آب کرد؟/ وَردا اُزر

آیا داعش رویای استقلال کُردها را نقش بر آب کرد؟/ وَردا اُزر

تسخیر شهر کردنشین شنگال یا سنجار، دیار کردهای ایزدی توسط داعش و حملات این گروه به سوی مخمور، جلولا و دیگر مناطق کردنشین، معادلات سیاسی و امنیتی را تغییر داد

آیا داعش رویای استقلال کُردها را نقش بر آب کرد؟/ وَردا اُزر
کُردها ناچارند در مقابله با داعش با ترکیه، عراق و ایران همکاری کنند و باید همه ی اقدامات خود را با آنان هماهنگ کنند و طبیعتاً در این فضای به هم ریخته و ناآرام ترکیه و ایران، به استقلال کُردها چراغ سبز نشان نخواهند داد. البته مساله ی اعلام استقلال کُردهای عراق از ایران و ترکیه فراتر است و اربیل باید رضایت آمریکا را نیز جلب کند .
 
تسخیر شهر کردنشین شنگال یا سنجار، دیار کردهای ایزدی توسط داعش و حملات این گروه به سوی مخمور، جلولا و دیگر مناطق کردنشین، معادلات سیاسی و امنیتی را تغییر داد. سران اقلیم کردستان عراق که پس از حمله به شهر مهم موصل، از تصمیم برای جدایی از عراق و «دوران جدید عراق پس از  تسخیر موصل» سخن به میان می آوردند، به یک باره با مشکل و بحران بزرگ کشتار کردهای ایزدی و موج آوارگان روبرو شدند و  در حال خاضر رفع خطر داعش به مهم ترین دغدغه ی اقلیم تبدیل شده است. در این میان، مواضع آمریکا و  تاثیر تحولات جدید مرتبط با کابینه ی جدید دولت مرکزی بغداد نیز با مواضع کردها ارتباط جدی دارد. وَردا اُزر تحلیل گر روزنامه ی حریت در دو مقاله ی کوتاه به بررسی این مسائل پرداخته که هر دو مقاله در کنار هم ترجمه شده است.
 
اُزر – حریت/ به محض این که حملات داعش و تسخیر شهر موصل توسط این گروه افراطی تجزیه ی عملی عراق را رقم زد، کُردها فرصت را غنیمت شمرده و کنترل کرکوک را در دست گرفتند. مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان نیز اعلام کرد که با برگزاری یک همه پرسی، تکلیف استقلال کردستان را روشن می کند. اما به یک باره همه ی محاسبات و معادلات به هم ریخت و داعش حمله به شمال عراق را در دستور کار خود قرار داد. اگرچه هیمن هورامی، مسئول روابط خارجی حزب دموکرات کردستان عراق اعلام کرد که حملات داعش تغییری در خواست و تمایل کُردها برای حرکت به سوی استقلال ایجاد نکرده، اما واقعیت چیز دیگری است و این رویدادها همه چیز را هم ریخت.
اغلب نیروها و احزاب کُرد برای رویارویی با حملات داعش همه ی گروه های مسلح خود را متحد کردند. در حال حاضر در نزدیکی های اربیل، علاوه بر نیروهای پیشمرگ تحت امر دو حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی، نیروهای پ.ک.ک و شاخه ی سوریه ای آن یعنی واحدهای دفاع از خلق نیز در حال جنگ با داعش هستند. این موضوع عواطف ملی گرایانه ی کُردی را تقویت نموده و مفهوم منافع مشترک و دشمن مشترک را نزد آنان برجسته کرده است. در روزهای اخیر شاهد این هستیم که چندین محموله از کمک های تسلیحاتی غرب به اربیل رسیده است. علاوه بر آمریکا، انگلیس، فرانسه و چند کشور دیگر نیز در این مسیر اقدام عملی انجام داده اند. این کمک های تسلیحاتی می تواند در آینده مسیر کُردها را برای جدا شدن از بغداد، هموارتر کند و با توجه به این که غرب برای ارائه ی کمک تسلیحاتی به کُردها، مستقیماً با خود آنها وارد ارتباط شده، این اقدام از جوانب سیاسی و نمادین خاصی نیز برخوردار است. این در حالی است که آمریکا هنوز هم از ضرورت حفظ تمامیت و وحدت عراق حرف می زند و اعلام کرده که سرویس اطلاعاتی سیاسی آمریکا بارها بر این موضوع تاکید کرده که باید در استفاده از کمک های تسلیحاتی، بین اربیل و بغداد هماهنگی وجود داشته باشد.
تحلیل شرایط کنونی حاکم بر شمال عراق، نشان دهنده ی این است که کُردها فعلاً دغدغه ی مهمی به نام ضرورت نجات و حفظ جان دارند و به همین خاطر برای یک دوره ی موقت، پرونده ی تلاش برای اعلام استقلال را کنار نهاده اند. از این گذشته اربیل در شرایط فعلی، بیشتر از هر زمان دیگری به کمک های بغداد و دیگر کشورهای نیاز دارد. من یک ماه پیش با دکتر فواد حسین، دست راست مسعود بارزانی و رئیس دفتر دیوان ریاست اقلیم دیدار کردم و او نیز در سخنان خود عملاً به این موضوع اشاره کرد که دست کم به طور موقت پرونده ی استقلال و طرح جدایی از بغداد کنار نهاده شده است و کُردها ناچارند در مقابله با داعش با ترکیه، عراق و ایران همکاری کنند و باید همه ی اقدامات خود را با آنان هماهنگ کنند و طبیعتاً در این فضای به هم ریخته و ناآرام ترکیه و ایران، به استقلال کُردها چراغ سبز نشان نخواهند داد. البته مساله ی اعلام استقلال کُردهای عراق از ایران و ترکیه فراتر است و اربیل باید رضایت آمریکا را نیز جلب کند چرا که کُردها برای ایجاد دولت مستقل باید بتوانند از اعتبار و رسمیت جهانی برخوردار باشند و چنین چیزی در شرایطی میسر است که واشنگتن استقلال کُردها را به رسمیت بشناسد. فراموش نکنیم که مهم ترین منبع اقتصادی شمال عراق که تاکنون حمایت اقتصادی اربیل را تداوم بخشیده، سهم ۱۷ درصدی کُردها از درآمدهای حاصله از فروش نفت عراق است و در صورتی که بند رابطه ی اربیل و بغداد به تمامی بگسلد، پولی از بغداد برای کُردها روانه نمی شود و در این حوزه مشکلات و بحران های بزرگی به وجود آمده و اگر کُردها از عراق جدا شوند فروش نفت برای آنان میسر نخواهد بود. این مسائل مهم ترین نقاط عطف در شرایط کنونی هستند اما ممکن است با رفع خطر حملات داعش، تحولات جدیدی ایجاد شود. یعنی اگر ظرف مدت یک ماه، کابینه ی جدید در بغداد تشکیل شود و تهدیدات داعش کاهش یابد، با منظره ی دیگری روبرو می شویم و در میان مدت، آمریکا تلاش می کند که بین بغداد و اربیل، گونه ای از توافق و سازش به وجود بیاورد. آمریکا می تواند العبادی، نخست وزیر جدید عراق را اقناع کند که براساس قوانین فدرال عراق، با کُردها به توافق دست پیدا کند و ممکن است که آمریکا العبادی را به این سه موضوع راضی کند: ۱- بغداد به کُردها اجازه دهد که نفت را بدون نیاز به کسب مجوز حکومت مرکزی، به فروش برسانند. ۲- کُردها اجازه داشته باشند که کنترل حریم هوایی خود را در اختیار داشته باشند. (در حال حاضر هیچ هواپیمایی بدون کسب اجازه ی بغداد، حق فرود در فرودگاه اربیل را ندارد). ۳- کُردها بنا به نیاز و درخواست خود سلاح و مهمات دریافت کنند.
قاعدتاً بغداد نمی تواند در برابر این درخواست ها، مقاومتی از خود نشان دهد. چرا که به همان اندازه که کُردها محتاج بغداد هستند، بغداد نیز به قدرت و حمایت کُردها نیاز دارد. به همین خاطر است که بغداد طی روزهای اخیر در مقابل ارائه ی کمک های تسلیحاتی به کُردها، هیچ اعتراضی نکرده است و کُردها در شرایط فعلی در میدان جنگ در برابر داعش، توانمندتر و پویاتر از ارتش عراق ظاهر شده اند.
این شرایط و روابط دو جانبه، موجب آن می شوند که هر دو طرف، به سازش و توافق بیشتر بیاندیشند تا به موضوع جدایی و استقلال. اگر عراق براساس ساختار کنفدرالیسم اداره شود، کُردها، دست کم برای یک دوره ی چند ساله دست از رویای اعلام استقلال برمی دارند. اما اگر قرار باشد که العبادی نیز به همان روال قبلی المالکی عمل کند و حقوق کُردها را زیر پا بگذارد، در این صورت کُردها نیز بازی را به گونه ای دیگر پیش خواهند برد.
تغییر استراتژی آمریکا
«من نمی خواهم نیروی هوایی عراق یا کُردها باشم». این ها، سخنان باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکاست. یک هفته پیش در گفتگو با نیویورک تایمز، اوباما چنین سخنی به میان آورد و همین تک جمله ی او نشان دهنده ی آن است که مواضع اوباما در مورد سوریه نیز تغییر نکرده و آمریکا قصد ندارد به طور مستقیم وارد معامله ی جنگ منطقه ای شود و می خواهد مشکلات منطقه، توسط خود دولت های منطقه حل شود.
البته باید این موضوع را به خاطر داشته باشیم بین عقب نشینی و خروج از عراق، نیروی هوایی عراق بودن و سایر اقدامات آمریکا، تفاوت های معنی داری وجود دارد و اوباما گزینه های دیگری نیز در اختیار دارد. هم جمهوری خواهان و هم یاران اوباما در حزب دموکرات به خاطر عدم استفاده از گزینه های دیگر، از او انتقاد می کنند. هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ی پیشین کابینه ی اوباما نیز یکی از افرادی بود که به کاروان منتقدین پیوست. او در گفتگو با مجله ی آتلانتیک از این موضوع خبر داد که مهم ترین دلیل قدرتمند شدن داعش، سیاست های خنثی و بی تفاوتی اوباما بوده است. شاید به همین خاطر است که آمریکا در حال تغییر برخی سیاست های منطقه ای است و می خواهد با اشتباهات گذشته ی خود، به درستی مواجه شود.
 
 کلینتون در همان گفتگو بر این موضوع تاکید کرده که در مقابله با خطر ترویج اسلام رادیکالی، لازم است از تجاربی که در جنگ سرد داشته ایم، به درستی الهام بگیریم و این جنگ در آن دوران دو پایه و بنیاد عمده داشته که عبارتند از: ۱- احاطه کردن. ۲- بی تاثیر سازی.
ژنرال مارتین دمپسی، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا نیز استراتژی آمریکا در مقابله با داعش را چنین توصیف کرد: ۱- احاطه کردن ۲- تجزیه ۳- شکست.
 
حال باید پرسید: استراتژی جنگ سرد، در عراق و در میدان عمل، چگونه اجرا می شود؟
پیش از هر چیز باید گفت که حملات زمینی و به کارگیری سربازان آمریکایی، در دستور کار نیست و آمریکا صرفاً به دنبال حمله ی هوایی به مواضع داعش است. این یک تدبیر ویژه برای جلوگیری از حمله ی داعش به خود آمریکا و منافع این کشور است. اگر به خاطر داشته باشید «کامی» رئیس سازمان سیا اعلام کرده بود: «از ترس تکرار حملات ۱۱ سپتامبر توسط داعش، شب ها خواب به چشمم نمی رود». البته حملات هوایی آمریکا فعلاً فقط در مناطق کُردنشین عراق در جریان است اما پس از تاسیس کابینه ی جدید عراق، حمله به دیگر مواضع داعش نیز در دستور کار قرار می گیرد و آمریکا جنگ زمینی را به نیروهای پیشمرگ کُرد و ارتش عراق واگذار می کند.
یکی از مسائلی که در حساب و کتاب های مرتبط با کابینه ی جدید تاثیر مستقیم بر جای می گذارد، پاسخ به این سوال است: اگر در کابینه ی جدید، امتیازات بیشتری به اهل سنّت داده شود، آیا عشایر سنّی، باز هم به حمایت خود از داعش ادامه می دهند یا خیر؟ اگر عشایر سنی از داعش حمایت نکنند، این گروه به شدت ضعیف می شود. اما اگر ظرف همین مدت کوتاه و پیش از ایجاد کابینه ی جدید دولت بغداد، داعش در مناطق کُردنشین چند حمله ی مهم و استراتژیک انجام دهد، آن وقت ممکن است آمریکا نیز برای حمله به دیگر مواضع داعش، بردباری پیشه نکند. تنها شرط پایبندی آمریکا به تبعیت از یک تقویم روشن در مقابله با داعش، این است که در روند ایجاد کابینه ی جدید، همه ی گروه ها مشارکت کنند.
با تحلیل شرایط مورد بحث به این نتیجه می رسیم که فقط در صورتی نیروی زمینی ارتش آمریکا در مقابله با داعش وارد عمل می شود که داعش حملاتی علیه آمریکا یا یکی از کشورهای اروپایی ترتیب دهد. در این صورت آمریکا تلاش می کند با ایجاد یک گروه متفق جهانی و کسب مجوز سازمان ملل به شکل زمینی هم به داعش حمله ور شود.
 
حال اگر سوال شود که چرا آمریکا به مواضع داعش در سوریه حمله ور نمی شود؟ در پاسخ می توانیم بگوییم: حکومت سوریه برخلاف حکومت عراق، خواستار حملات هوایی آمریکا نیست. شورای امنیت سازمان ملل نیز چنین مجوزی نداده است و چین و روسیه با چنین اقدامی مخالفند. بنابراین به خاطر این دو دلیل مهم، امکان و زمینه ی حقوقی برای مداخله در سوریه وجود ندارد و از دیگر سو نباید فراموش کنیم که حمله به مواضع داعش در سوریه، منجر به قدرتمند شدن بشار اسد می شود و آمریکا به چنین نتیجه ای راضی نیست. با توجه به این تابلوی متشنج، آمریکا ترجیح می دهد به جای تدوین استراتژی ها و اتخاذ تصمیمات یک طرفه و مستقل، با کشورهای منطقه وارد همکاری و همفکری شود و برنامه های خود را با آنان در میان بگذارد و برای حل مشکلات منطقه، استراتژی مشترک به وجود بیاورد و آمریکا در این مسیر چنان پیش رفته که حتی معتقد به ضرورت همکاری با ایران در مورد مسائل عراق است.
آمریکا با خطاهای خود مواجه شده و به خوبی می داند که در صورت تکرار اشتباهات گذشته با چه خطرات و پیامدهایی روبرو می شود. آمریکا در این حوزه عملاً به خود حساب پس می دهد، در رفتار گذشته ی خود تجدیدنظر می کند و بهتر است کسانی که ترکیه را مسئول قدرتمند شدن داعش می دانند، تمام این واقعیت ها را یک بار دیگر مرور کنند.
ترجمه: خبرگزاری کردپرس
منبع: روزنامه حریت
 
 
 
کد مطلب: ۶۸۴۳۱  |  تاريخ: ۱۳۹۳/۵/۲۹  |  ساعت: ۱۷ : ۱۹

شناسه خبر : 18161

این خبر رو هم ببینید

گام دوم انقلاب در پرتو سفر آیت الله رئیسی به استان کرمانشاه/ هادی محمدی فر*

دغدغه همیشگی و مداوم دلسوزان نظام و ایران، نگاه عمیق به علم به عنوان یکی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 10 =