خانه / سیاسی / اقلیم کردستان عراق در مواجهه با داعش/ محمد هادیفر

اقلیم کردستان عراق در مواجهه با داعش/ محمد هادیفر

«غفلت از کینه و عداوت جریان بعثی – تکفیری نسبت به مردم عراق و خصوصاً به جامعه کردستانی، واقعیتی انکارناپذیراست که شاید بتوان آن را یک غفلت سیاسی دانست که مدیریت اقلیم کردستان را به چالش جدی می کشاند.»

کردپرس: بیش از دو ماه از فعالیت جریان گروه های فعال تکفیری و بعثی های خفته در مناطق شمال کشور عراق می گذرد. اشتهار جهانی جریان تکفیری – بعثی با سقوط شهر موصل به اوج خود رسید. پیشروی بدون مقاومت جریان تلفیقی بعثی – تکفیری دراستان های عرب نشین عراق موجب افزایش شهرت جهانی مهاجمین تکفیری گردید. این پیشروی در بعضی مناطق با مقاومت های فرزندان احرار عراقی اعم از کرد و عرب مواجه گردید که تا حدودی مانع پیاده روی نظامی گروه مذکور گردید. با پیش فرض اینکه نفوذ و پیشروی این گروه سرکش سرزمین های اهل سنت نشین می باشد، پیش بینی توقف آنها در استان های شیعه نشین یک امر بدیهی بود. در همان ابتدای پیدایش گروه تروریستی، راقم این سطور، مرقومه ای تحت عنوان «رویارویی جریان داعشی – بعثی با مردم عراق» به رشته تحریر در آورد که در آن چند نکته یادآور شده بود؛ از جمله اینکه مهاجمین همگی از جماعت وابسته به نیروهای دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش نمی باشند، بلکه عمده تحرکات اجتماعی توسط بازماندگان حزب منحله بعث و همچنین ناراضیان از وضعیت عراق جدید بوده اند که جریان تکفیری را با سوار بر این موج به اهداف خود نزدیک می کند. در همان سطور یادآور گردید که گروه موسوم به داعش، یا باید با نگاه اعتقادی جامعه تحت کنترل خود را مدیریت کنند و یا با شرایط حاکم فرهنگ جامعه اشغال شده مماشات کرده و با آن کنار بیایند که فرض اول مصداق داعش اعتقادی می باشد و فرض دوم داعش سیاسی. 
بیش از دو ماه از اشغال این مناطق توسط گروه های تکفیری – بعثی می گذرد. با توجه به وفور ثروت های غارت شده و بعضی پول های حاصل از فروش نفت از سرزمین های اشغالی عراق و سوریه به کشور ترکیه، مدیریت مناطق مذکور با دیدگاه های جریان تکفیری داعش اعتقادی مدیریت گردیده است. هر چند که اختلافات مبنایی و شدیدی بین همپیمانان غارتگر وجود دارد و چندین برخورد نیز بین آنها روی داده، ولیکن تا رسیدن به اهدافشان ، مصالح مشترک این همپیمانی برای آنها امری ضروری به نظر می رسد.
در همان مرقومه اشاره شده بود که این گروه تلفیقی بعثی – داعشی در هر دو صورت کامروایی و ناکامی در رسیدن به بغداد، هدف بعدی آنان مناطق کردنشین و اقلیم کردستان عراق خواهد بود. به نظر می رسید مهاجمین با انگیزهای متفاوت و اهدف واحد به سرزمین های هم جوار خود هجوم خواهند کرد. بعثی ها با هدف انتقام گیری از عاملان فروپاشی نظام بعثی صدام، و متحد بعدی یعنی گروه موسوم به داعش، با هدف آزاد سازی بلاد اسلامی از سیطره جریانات سکولار، که اقلیم کردستان عراق می تواند بخشی از اهداف مشترک آنان باشد. واضح ترین پیام گمراه کننده ای که جریان یاغی و اشغالگر موصل به اقلیم کردستان عراق داد، همان مصاحبه سخنگوی گروه تروریستی با شبکه تلویزیونی روداو، نزدیک به حزب دموکرات کردستان عراق مبنی بر حمله نکردن داعش به اقلیم کردستان عراق بود که این فریب آشکار توانست کارگر افتد و رهبران اقلیم بزعم تجربیات فراوان بە راحتی به دام مکر آنها گرفتار شدند. در خلال تحولات عراق، اقلیم کردستان نیز شاهد تحرکاتی بود که از اهداف اصلی نوشته حاضر می باشد.
شرایط سیاسی اقلیم کردستان
پس از عقب نشینی نیروهای مسلح کردی از موصل و اشغال کامل این شهر و اطراف آن توسط نیروهای مهاجم، نیروهای مسلح حزب اتحادیه میهنی با انگیزه بالایی مناطق کرکوک را اشغال کردند و تا حدودی مناطق مورد مناقشه با اعراب را بدست گرفته و در سطح وسیعی اعلام گردید که ماده ۱۴۰ اجرایی شد و ما نیازی به بحث کردن در این خصوص نداریم (مسعود بارزانی در تاریخ ٥ تیر ٩٣/ ٢٦ ژوئن ٢٠١٤). نیروهای مهاجم تکفیری – بعثی در ورود به بغداد با مشکل مقاومت مردمی مواجه شدند و از طرفی با وجود این بحران، دولت جدید عراق، علیرغم چالش های داخلی مسیر شکل گیری قانونی خود را به پیش می برد. سلیم جبوری از اعراب سنی (۲۴ تیر ٩٣/١٥ ژوئیە ٢٠١٤) منصب ریاست مجلس را به عهده گرفت و دکتر فواد معصوم از همپیمانی کردستانی در مورخه (۲ مرداد ٩٣/٢٤ ژوئیە ٢٠١٤) منصب ریاست جمهوری عراق را بدست آورد و عملاً دو نهاد قدرتی و تا حدودی گریز از مرکز به میز آشتی و اتحاد عراق جدید نزدیکتر شدند و سرنوشت اصلی ترین نهاد قدرتی که مقام اجرایی یعنی پست نخست وزیری که اقتدار بیشتری دارد، با انتخاب حیدرالعبادی در مورخه (۲۰ مرداد ٩٣/١١ اوت ٢٠١٤) حلقه مدیریت کشور عراق تکمیل گردید. بدیهی است عمده نقاط اختلاف بین نیروهای گریز از مرکز با این انتصاب بر طرف گردد و نهادهای اجرایی و مدیریتی به اهداف خود نائل آیند هر چند که اقدامات تروریستی اخیر در مناطق مختلف کشور با هدف اختلاف افکنی و عدم شکل گیری دولت مقتدر در عراق مشکلاتی را به وجود آورد، ولی اراده ملی بر تشکیل دولت با پشتیبانی های عمومی جدی است.
در این اثناء صحنه کردستانی، شاهد تحولاتی بود که از دیدگاه تحلیلگران و ناظران سیاسی به دور نبوده است. اعلام استقلال کردستان عراق بصورت جدی در دستور کار مسعود بارزانی ریاست اقلیم کردستان قرار گرفته بود که در مورخه (۳ تیر ٩٣/٢٤ ژوئن ٢٠١٤)  با توصیه آمریکا تنها به ضرورت این کار بسنده شد و اعلام آن از طرف ریاست اقلیم کردستان به وقتی دیگر موکول گردید. پس از رسانه ای شدن استقلال کردستان عراق، اسرائیل جزء اولین هایی بود که پشتیبانی خود را از دولت مستقل کردی در شمال عراق اعلام داشت. به گفته آگاهان سیاسی این پشتیبانی خودسرانه در بین اقشار کردستانی و محافل منطقه ای واکنش های متفاوتی را در برداشت به نوعی که آن را بدترین نوع دفاع از اندیشه استقلال کردستان می دانند. شرایط عراق و منطقه برای بعضی رهبران کردستانی به نوعی بود که اعلام استقلال را یک امر اجتناب ناپذیری می دانستند، ولی محاسبه هایی وجود داشت که از دید و نگاه رهبران کردستانی به دور بود، از جمله؛ عدم زمینه جهانی و منطقه ای بر اعلام دولت جدید در منطقه حساس خاورمیانه. کینه و دشمنی مهاجمان نوظهور نسبت به پدیدآورندگان عراق جدید که کردها بخشی از فرآیند این پروسه بوده اند، بی اعتمادی به دولت شمالی عراق (ترکیه) به عنوان میهمان خودخوانده که با هدف دست یابی به ذخایر زیر زمینی و مصالح  امنیت ملی خود، بر خوان گسترده اقتصادی اقلیم کردستان عراق به ضیافت نشسته است. همچنین عدم انسجام و یکپارچگی قومی داخل در خصوص اعلام استقلال کردستان عراق.
 کما اینکه در ابتدای این اقدام، عمده رهبران اتحادیه میهنی کردستان عراق با دیدی متمایز به این موضوع می نگریستند، ولیکن به خاطر فشارهای داخلی به شکلی متفاوت با آن همراهی کردند. این موضوعات و مسائل عدیده دیگر عملاً اندیشه استقلال کردها را در شمال این کشور به محاق کشانید. مجموعا اشتباه محاسباتی داخلی و خارجی سبب گردید که شرایط سیاسی اقلیم کردستان به صورت فعلی در آید. شاید بتوان گفت، یکی از اشتباهات محاسباتی، این بود که در بدترین شرایط، کشور عراق با احساس امنیت کردن از شقی ترین دشمن جامعه جهانی و عراق، یعنی گروه تروریستی داعش، اقدام به اعلام استقلال کردستان گردید که بسیاری از شائبه ها را به دنبال داشت. غفلت از کینه و عداوت جریان بعثی – تکفیری نسبت به مردم عراق و خصوصاً به جامعه کردستانی واقعیتی انکارناپذیراست که شاید بتوان آن را یک غفلت سیاسی دانست که مدیریت اقلیم کردستان را به چالش جدی می کشاند.
اقلیم کردستان عراق در شرایطی قصد اعلام استقلال نمود که ناخواسته از همسایگی، گروهی تروریست برخوردار گردیده بود که بیشترین مرز مشترک سرزمینی رابه طول ۱۰۵۰کیلومتر با این گروه افراطی متشکل از داعش و جریانات بازمانده بعثی دارا میباشد. با توجه به عملکرد گروه افراطی در همسایگی اقلیم کردستان، چنین به نظر می رسد که روش کار آنان بدین صورت است که پس ازهر هجومی تند و غافلگیرانه ،هر آنچه که بتواند در مرحله اول، اشغال می کند و با تثبیت مواضع اشغالی، سعی بر مطالعه عمیق بر اهداف آینده می نماید که با اقدامات نرم و بررسی همه جانبه زمینه هجوم های بعدی را فراهم کند. وقفه ایجاد شده در شدت بعد از حملات اولیه داعش به استان های نینوا و الانبار و صلاح الدین به مناطق کردستان که موجب غفلت بسیاری از رهبران کردستانی گردید با این نظریه قابل توجیه می باشد.
تهدیدات احتمالی اقلیم
به تحقیق بخش اعظم توان هجوم نیروهای تلفیقی تکفیری بعثی را قدرت نرم آن تشکیل می دهد که هواداران آنان بخشی از زمینه سازی های بسیاری از حرکت های اشغالگری آنان را فراهم می آورند، به عنوان مثال؛ در حال حاضر هزاران نفر از شهروندان عرب درشهرهای اربیل، سلیمانیه و دهوک پناه آورده اند که تحت نام آوارگان موصل و تکریت دراین استان ها مستقر شده اند که وجود هسته های فعال داعش در بین آنها متصور می باشد. شهر کرکوک و بعضی شهرهای حومه آن به لحاظ ترکیب جمعیتی زمینه های همگرایی با مهاجمین در آن نهفته است. تا جایی که میتوان گفت درحال حاضر کرکوک به عنوان شهری مهم و استراتژیک می تواند از اهداف بعدی گروه های مهاجم قرار گیرد. از طرف دیگر بعضی رهبران کردستانی از قدرت مردمی خود غافل بوده و از ایالات متحده امریکا برای سرکوبی مهاجمین استمداد طلبیده اند و آمریکا نیز پذیرفته که با نیروی هوایی کردها را از گزند حوادث مهاجمین مصون بدارد، غافل از اینکه اقتدار نظامی شرط لازم یک موفقیت نظامی می باشد، ولی شرط کافی، داشتن روحیه و انگیزه مقاومت و ایستادگی در مقابل مهاجمین می باشد که برخی جریانات کردستانی از قدرت مردمی خود غافلند و بدون دلیل کردها را به آمریکا وامدار کرده اند ضمن اینکه اگر مهاجمین بدانند که با نیروی هوایی آمریکا مقابله می کنند، انگیزه هجوم آنان به مناطق کردستان مضاعف می شود. هر چند که آمریکائیان نیز در برخورد با گروه های تروریستی در شمال عراق گزینشی عمل کرده اند. هنگامی که جریان داعش به ۴۰ کیلومتری اربیل رسید با اقدام عاجل در بمباران مواضع تروریست ها نیروهای اقلیم را در بازپس گیری شهر مخمور یاری نمود، ولیکن در مقابل اشغال شهر جلولاء و مناطق اطراف آن هیچگونه واکنشی نشان نداد و این اقدامات حاکی از هدفمند بودن پشتیبانی های آمریکا از اقلیم کردستان عراق می باشد. حتی در ارسال سلاح برای نیروهای مسلح کردستانی، تمایز قائل شده است که زمینه های اختلاف را در بین این احزاب افزایش می دهد. گویا جنگجویان کوهستان های کردستان فراموش کرده اند که در جنگ نابرابر، این روحیه و انگیزه نبرد است که بر عده و عُده ارجحیت دارد. گویا خاطرات نبردهای نابرابر را پیشمرگان کرد احزاب کردستانی عراق در چهار دهه مقاومت و پایداری در کوهستان ها به فراموشی سپرده اند و زخارف شهری، روحیات جنگ آوری آنان را محو کرده است. در نبردهای اخیر بین نیروهای پیشمرگ در اقلیم کردستان عراق و مهاجمین داعشی ـ بعثی، نقاط ضعف نیروهای مدافع اقلیم به خوبی نمایان شد و تفاوت این فاصله را در نیروهای پیشمرگ در کردستان سوریه مشاهده می کنیم که چگونه نیروهای حزب اتحاد دموکراتیک کردهای سوریە با اتکا به اراده و عزم نیروهای مردمی و سلاح های متعارف، ده ها حمله سنگین همین گروه داعش را به شهر کوبانی خنثی کرده اند. درحالی که از پشتیبانی های عمومی کشورهای خارجی وسلاح های سنگین برخوردار نمی باشند و با این وضعیت، برای دفاع از شهرهای شنگال (سنجار) و زومار و مخمور نیرو اعزام و سهم عمده ای در دفاع از مخمور و ممانعت از پیشروی مهاجمین داعش به مناطق اقلیم کردستان داشتند. با توجه به شرایط ژئوپلیتیک اقلیم کردستان و گستردگی جغرافیایی آن با مناطق عرب نشین عراق و ترکیب جمعیتی در بعضی مناطق مورد مناقشه به نظر می رسد بهترین روش مدیریت این منطقه همانا پایبند بودن به نظام فدرالی عراق باشد و گرنه با این وضعیت موجود و تعصبات سرزمینی و قومی که در بین اعراب و کردهای عراق وجود دارد. تجربه کشور عراق نشان داده است که نظام های سیاسی این کشور نسبت به بخشی از این سرزمین که جمعیت کردی در آن زندگی می کنند همواره حساسیت داشته اند. حتی گروه تندروی که منصوب به دولت عربی شام و عراق که هنوز به آرامش سرزمینی نرسیده است در اولین اقدام خود مناطق کردنشین این کشور را مورد هدف قرار می دهد. پس می توان نتیجه گرفت که طبق آن، حکایت معروف یکی از روسای عشایر کرد عراقی، پلیس، پلیس است.(در زمان صدام، پلیسی در بغداد سیلی به  علی حسن آقا از عشایر منطقه قلعه دیزه ارزانی می دارد، ایشان خویشتنداری کرده و پس از چند روز، همان سیلی را به پلیسی در قلعه دیزه پرداخت می کند و می گوید “پلیس، پلیس است فرق ندارد!” نامبردە در دهە ٨٠ میلادی توسط نیروهای امنیتی بعث بە قتل رسید). این معادله دو طرفه است. برای نظام های سیاسی عراق کُرد، کُرد است. چه عرب عراقی در قالب یک نظام سیاسی واحد باشد یا در مقام یک نیروی شورشی بی وطن باشد، با این توصیف در اعراب عراقی، نسبت به تجزیه عراق آلرژی عمیقی وجود دارد که از ابتدای تشکیل دولت عراق تاکنون شاهد آن بوده ایم. در هر صورت، اندیشه تفکیک و جدایی، هزینه های زیادی دارد که تامین آن بر ابنا کُرد عراقی سنگین است. بر فرض تحقق جدایی حراست برای مرز یک هزار و چهارصد کیلومتری با جغرافیای عربی داخل با این عصبیت قومی عراقی چه تدبیری اندیشیده خواهد شد؟ حفظ و حراست از این مساحت سرزمینی مستلزم داشتن نیروی نظامی عظیمی است. نیروهایی که باید در توسعه و تولید و گسترش و آبادانی منطقه خود نقش ایفا کنند، سزاوار نیست به آوردگاه های قومی به کارگرفته شوند. مرزهای شمالی و شرقی منطقه اقلیم دارای شرایط مخصوص به خود می باشد. 
تعلقات داعش
 تقسیمات دشمنان فرضی داعش به دشمنان دور و نزدیک که ریشه در اعتقادات التقاطی آنان دارد و عملکرد پرونده چند ساله آنان نشان داده که بیشترین گسترش سرزمینی آنان در مناطق اعراب با مذهب اهل سنت بوده است و حتی در مناطق کردنشین سوریه با همه تلاش های تشکیلاتی و زمینه های نفوذی که داشتند، توفیقی در جذب مردم و گسترش در آن مناطق را نداشتند، همچنین در مناطق غیر تسنن عراق اعم از کردی و عربی نتوانسته اند نفوذ چندانی داشته باشند. بنابراین می توان گفت این وضعیت محدودیت سرزمینی مورد علاقه گروه های تکفیری را رقم می زند. ولیکن در مناطق دارای تنوع قومی، بیشترین نقطه قوت گروه مذکور، استفاده از ظرفیت قومی عرب اهل سنت بوده است. و از این ظرفیت نهایت استفاده را نموده است. با این فرض، مناطق مختلط قومی، همواره یکی از زیستگاه های مورد علاقه گروه های تکفیری در این مقطع می باشد. پس می توان گفت مناطق مورد مناقشه اقلیم کردستان عراق با حکومت مرکزی که دارای بافت جمعیتی مختلط می باشد زمینه های همگرایی گروه های افراطی وجود دارد. این تجربه در شنگال و مخمور و جلولا و بعضی مناطق موصل ملموس و قابل مشاهده بود. به نظر می رسد نیروهای مهاجم تکفیری دارای شناخت مناسبی از وضعیت نیروهای مسلح کردستانی در مناطق مذکور بودند، ولیکن نیروهای کردستانی شناختی از توان نظامی نیروهای داعشی ـ بعثی در دست نداشتند. به همین دلیل، در ابتدای هجوم  ابتکار عمل در اختیار نیروهای تروریستی بود. با این وجود اقدامات چریکی جزء ماهیت نیروهای مهاجم محسوب می گردید و نیروهای پیشمرگ چاره ای جز دفاع سرزمینی نداشتند. بدین جهت  این روش جنگ فرسایشی، برای نیروهای دفاعی را به دنبال خواهد داشت. هر چند که نیروهای مدافع اقلیم کردستان عراق علیرغم سلایق حزبی، نیرویی قابل ملاحظه می باشند، ولیکن با توجه به مرز مشترک ۱۰۵۰کیلومتری که با سرزمین های اشغالی توسط نیروهای تروریستی وجود دارد، دفاع از این وسعت سرزمینی برای نیرویی کم انسجام مانند نیروهای مسلح کردستانی کاری دشوار خواهد بود. بنا به ماهیت گروه های تکفیری، آنان نیروهای بی وطن و بی هویت بوده که تعلقات سرزمینی نداشته و تعصبی به پایبندی مکان ندارند و بزعم آنان، جمعیت و عقاید مردم بر ایشان مهم است که آن هم متغیر می باشند ولی مدافعین اقلیم کردستان که دغدغه حفظ سرزمین و دفاع از کیان مردم خود را دارند، قطعا باید در نقش یک نیروی مدافع از سرزمین های جمعیتی خود حراست و نگهبانی نماید که با این توصیف، آرایش نیروی پدافندی در این مرز مشترک برای نیروی شبه نظامی پیشمرگ یک جنگ فرسایشی تمام عیار را رقم می زند.
آینده داعش در منطقه
 حیات این نیروهای مهاجم در هجوم و حمله به سرزمین های تازه می باشد، چون در صورت سکون و استقرار می بایست جوابگوی مطالبات اجتماعی مردم تحت حاکمیت خود باشند که با توجه به ماهیت گروه های مذکور و واقعیت های ملموس اجتماعی، از جوابگویی به این مطالبات عاجز خواهند بود. ولاجرم به تقابلات خشونت آمیز منتهی خواهد شد که بازنده این میدان، نیروهای حاکم و اشغالگر افراطی خواهند بود. پس با این وجود داعش و متحدانش چاره ای جز چنگ انداختن به چهره همسایگان نخواهند داشت تا بتوانند بهانه ای برای تثبیت سلطه و سرکوب اعتراضات منطقه تحت حاکمیت خود داشته باشند که در این صورت، اقلیم کردستان عراق در لیست همسایگان ناخوانده این نیروی طغیانگر قرار می گیرد.
سردرگمی و ناپایداری سیاست رفتاری پدید آورندگان داعش یکی از موضوعات پیچیده ای است که به سادگی در این نوشته قابل ارزیابی نمی باشد، اما تحولات درونی در ساختار سیاسی داعش و مرزبندی های سازمانی آنان در سوریه و نحوه ورود آنان به عراق و دست آوردهای آنان از استان های شمالی این کشور و رفتارهای خشن آنان، بخش اعظمی از جامعه جهانی را به این گروه حساس نمود و اهداف بعدی آنان را به چالش کشانید که اولین و مهمترین چالش منطقه ای این جمعیت بی وطن و سرگردان با پدیدآورندگان خود می باشد.
برخوردهای دوگانه آمریکا با این گروه در سوریه و عراق و اختلافات عربستان و قطر در نحوه ادامه مدیریت این گروه، سیاست خارجی کشورهای مذکور را در هاله ای از ابهام قرار داده است. ترکیه به عنوان یکی از مدافعان این گروه در سوریه، با جدی ترین چالش مواجه شده است، این کشور که در رویکرد ترکیه جدید روابط گسترده ای را با اقلیم کردستان گشوده است، در جریان درگیری ها نه تنها از اقلیم دفاع نکرد و همپیمان جدیدش را در مقابل هجوم جنگجویان بی وطن تنها گذاشت، بلکه شهرهای مرزی اش پذیرای مجروحین نیروهای داعش بود که در درگیری با پیشمرگان اقلیم کردستان مصدوم شده بودند و به بهانه گروگان های دیپلماتش به دست داعش و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری از مهمترین خطر همسایه جنوبی و همپیمان اقتصادی اش،خود را غافل کرد. این موضوع از دید مسئولین اقلیم کردستان عراق به دور نبوده، ولیکن ملاحظات سیاسی و سطح روابط دو طرف در اعلام مواضع تاثیر گذار می باشد، ولیکن این رفتار سیاسی به سادگی از حافظه تاریخی مردم کردستان عراق پاک نخواهد شد. در بین کشورهای منطقه ای تنها ایران بود که با ارسال کمک های تسلیحاتی و پشتیبانی های سیاسی، یکبار دیگر همراهی با کردها را در این مقطع حساس تکرار نمود. در این بین، استیصال و درماندگی کشورهای عربی کاملا مشهود و نمایان بود. عربستان به عنوان پدر معنوی گروه های افراطی دینی در منطقه، بیش از هر کشوری به تعارض در سیاست خارجی متهم است. انتقادات تند مفتی های دولتی و بعضا افراطی های سعودی از ناکامی های سیاست های خارجی این کشور، علی الخصوص در معادلات سوریه موجی از نارضایتی را در پیکره حاکمیت این کشور به وجود آورده است. این رویکرد اعتراضی سبب گردیده که عربستان در سیاست های کلان خود تجدیدنظر کند، جایگزینی محمد بن نایف به جای بندر بن سلطان، به عنوان رئیس پرونده امنیتی عربستان یکی از اصلاحات ساختاری سیاست کلان عربستان محسوب می گردد؛ شاید عربستان زودتر از دیگران خطر داعش را نسبت به خود احساس کرده باشد که قبل از ورود به مرزهای این کشور در صدد مهار آن می باشد. به نظر می رسد ناکامی های این گروه سرکش، به جایی رسیده است که “رامبو”های داعش مسیری جز بازگشت به آشیانه های خود نداشته و آتش خون و انتقام دامن کشورهای مشوق آنان را خواهد گرفت.
 
کد مطلب: ۶۸۹۱۶  |  تاريخ: ۱۳۹۳/۶/۷  |  ساعت: ۱ : ۱۲

شناسه خبر : 18045

این خبر رو هم ببینید

پایان سرمایه گذاری سیاسی “اسرائیل” در اقلیم کردستان عراق

“هرگز به ذهن رهبران سیاسی کرد و به ویژه بارزانی ها نمی رسید روزی فرا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 15 =