خانه / سیاسی / انقلاب کُردهای سوریه و واکنش‌های بارزانی و اردوغان/ حسن جمال  

انقلاب کُردهای سوریه و واکنش‌های بارزانی و اردوغان/ حسن جمال  

شواهد نشان می دهد که بارزانی و اردوغان در این منطقه محبوب نیستند و از آنها به نیکی نام نمی برند. از یک شهروند کُرد سوری می پرسم: می خواهید بگویید اعتبار بارزانی و اردوغان در مناطق شما صفر شده است؟ در پاسخ می گوید: خیر. حتی زیر صفر.
 

 
 کردپرس/ حسن جمال از روزنامه نگاران و نویسندگان پیشکسوت ترکیه در سال ۱۹۴۴ میلادی به دنیا آمده است. وی در رشته ی علوم سیاسی تحصیل کرده و تاکنون چند کتاب نوشته که سه جلد از این کتاب ها مرتبط با مسائل سیاسی و اجتماعی کردها در ترکیه و خاورمیانه است. حسن جمال که تجربه ی مصاحبه با بسیاری از سیاست مداران مشهور جهان را در کارنامه ی خود دارد، در روزنامه های مهمی همچون صباح، جمهوریت و ملیت قلم زده و پارسال به دنبال نوشتن چند مقاله ی انتقادی علیه رجب طیب اردوغان، از تحریریه ی روزنامه ی ملیت کنار گذاشته شد. این اتفاق همزمان بود با آغاز عقب نشینی نیروهای پ.ک.ک از ترکیه به سوی کوهستان قندیل در اقلیم کردستان عراق و حسن جمال در آن روزها با افراد عضو پ.ک.ک همراه شده و چندین شبانه روز در مسیر عقب نشینی با آنان، مشاهدات و گزارش های روزانه ی خود را ثبت کرده و غروب هر روز این گزارش ها را بر روی پایگاه تحلیلی – خبری تی۲۴ ترکیه منتشر می کرد و این اقدام وی به عنوان یک ابتکار رسانه ای و یک اقدام جسورانه مورد استقبال رسانه ها و محافل سیاسی ترکیه قرار گرفت. وی پس از پایان عقب نشینی نخستین گروه های پ.ک.ک، با اغلب سران این حزب دیدار کرد و مصاحبه های جالبی را در آن دوران منتشر نمود که مورد استقبال دوستداران او قرار گرفت. حسن جمال این بار در تداوم همان سنت رسانه ای خود به مناطق کردنشین سوریه رفته و مشاهدات خود را به صورت یادداشت های روزانه در پایگاه خبری تحلیلی تی ۲۴ منتشر می کند. متن زیر، ترجمه ی کامل بخش اول و دوم سفرنامه ی موجز حسن جمال به شمال سوریه است. شاید خالی از لطف نباشد که به این موضوع هم اشاره شود که در لیست صد روزنامه نگار میلیون دلاری ترکیه که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد، نام حسن جمال در همان پله های آغازین لیست، درج شده است.
 
دیرک، خودگردانی جزیره در شمال سوریه
در مناطق سرسبز بین النهرین بر سر یک راه طولانی قرار گرفته ایم. در سمت چپ ما کوه های منطقه ی کوهستانی جودی به چشم می خورند. این جا سرزمینی به نام «کردستان» است.
در جایی که مرزهای ترکیه، عراق و سوریه به هم می رسند یا به عبارتی دیگر در جایی که سه پارچه ی کردستان در کنار هم قرار گرفته اند ما در میانه ی مثلثی هستیم که هر سه ضلع آن محل زندگی کُردهاست. در سمت چپ ما «کردستان ترکیه» قرار دارد یعنی همان جایی که خود کُردها از آن به عنوان «شمال» (Bakur) یاد می کنند. روبروی ما «کردستان عراق» یا به قول کُردها «جنوب» (Başur) است و جایی که ما از روز جمعه قدم بر خاک آن گذاشته ایم «کردستان سوریه» و یا «غرب» (Rojava) است.
اگر دستت را دراز کنی در مقابل خود گذرگاه مرزی «سمالکا» را می بینی. یعنی جایی در کنار رود دجله که در سمت کردستان عراق به زاخو و مرز خاپور نزدیک است. مدتی است در آن جا اوضاع به هم ریخته و شرایط متشنجی برقرار است. قضیه از این قرار است که سران کردستان عراق در مناطق مرزی خود با مناطق کُردنشین سوریه خندقی به طول چند کیلومتر، به عمق سه و به عرض دو متر حفر کرده اند و این اقدام با خشم کُردهای سوریه روبرو شده است. تعبیر عمومی مردم این منطقه درباره ی حفر خندق مرزی این است: «اردوغان و بارزانی غرب کردستان را محاصره می کنند».
 آنان بر این باورند که اقلیم کردستان عراق در همکاری با آنکارا پروژه ای را کلید زده تا در همدستی و همکاری مداوم خود، برای همیشه کُردهای سوریه را محاصره کنند. از روز جمعه، از جنوب یعنی از کردستان عراق وارد غرب شده ایم و هر جا که می رویم این جملات را می شنویم: «حزب عدالت و توسعه (AKP) به رهبری اردوغان و حزب دموکرات کردستان عراق (PDK) با حفر خندق در مرز کردستان سوریه به دنبال آن هستند که محاصره ی اقتصادی مناطق ما را روز به روز عمیق تر کنند».
کُردهای ساکن شمال سوریه برای محکوم کردن حفر خندق به مرز آمده اند. اگر بخواهم حرکت دسته جمعی آنان به سوی خندق را توصیف کنم، باید به چنین عواملی اشاره کنم: صدها پرچم رنگی، زنان و دخترانی که هلهله ی ویژه ی زنانه را سر می دهند یعنی همان صوت خاصی که در زبان کُردی از آن به عنوان «تلی لی» یاد می کنند، صدها پرچم و پوستر اوجالان، مردان مسن، صدها جوان خندان و پویا، سرودها و مارش های «واحدهای دفاع از خلق» (YPG) که واقعاً صدای مارش ها، گوش ها را کَر می کند. هیجان پایان ناپذیر مردم در کنار خندق. امواج خروشان مردم به سوی خندق مرزی پیش می روند. نیروهای پیشمرگ کردستان عراق از کنار خندق با دوربین های نظامی خود به مردم می نگرند.
برخی ها با دستان خود و بعضی های دیگر نیز با بیل هایشان خاک و سنگ را به داخل خندق ها می ریزند. یکی می گوید: «جالب است گروهی باید خندق حفر کند و گروه دیگری هم باید همان خندق را پر کنند.
 
 چیزی را که صدام حسین انجام نداد، مسعود بارزانی انجام می دهد
در شرایطی که همه باید به فکر استقرار صلح باشند، مردم به حفر خندق، ساختن دیوار و نصب سیم خاردارهای مرزی واکنش نشان می دهند و می گویند که این اقدامات منافی صلح و آرامش است. من هم سنگی به داخل خندق می اندازم.
یکی فریاد می زند: «صدام حسین و بشار اسد، خندق حفر نمی کند حالا چرا باید مسعود بارزانی و حزب دموکرات کردستان عراق چنین اقدامی انجام دهد؟». مردم معترض، شعارهای با این مضامین سر می دهند: کردستان یکی است، آن را تجزیه مکن. اوجالان، اوجالان. کردستان یکی است، یکی است.
 
چاه های نفت
در جنوب و غرب و در مناطق مرزی چاه های نفتی وجود دارند و اگر از آسمان به این منطقه بنگریم در کنار هر چاهی چند پمپ و تأسیسات استخراج و حفاری وجود دارد که از دور مانند سوسک سیاه به چشم می خورند. از دیرک تا رمیلان تعداد این چاه ها بیشتر و بیشتر می شود و اگر در شرایط کنونی به خاطر جنگ و ناامنی فعالیت این چاه ها متوقف شده، قطعاً در آینده و در شرایطی که صلح و استقرار وجود داشته باشد، این ها منابع عمده و فرصت های ارزشمندی برای کُردهای این منطقه خواهند بود. یکی در گوش من می گوید: «شاید یکی از دلایل این محاصره ی بی رحمانه ای که علیه کُردهای سوریه به وجود آمده، این است که می خواهند کریدور جدیدی به سوی دریای  مدیترانه باز کنند و همه ی این سیاست های خصمانه به خاطر ثروت های زیرزمینی این منطقه است».
او در ادامه می گوید: «سیاست های غلط اردوغان موجب آن شد که همه ی همسایه ها، دشمن ترکیه شوند و حالا مسعود بارزانی هم دارد به همین دام می افتد. این اردوغان است که بارزانی را به سوی دام می کشد. اگر در کردستان سوریه صلح حاکم نشود در مناطق کُردنشین کشورهای دیگر هم صلح به وجود نخواهد آمد و علاوه بر این، چنین چیزی می تواند مذاکرات صلح بین ترکیه و پ.ک.ک را هم به بن بست برساند. آیا آنکارا این واقعیت ها را درک نمی کند؟»
 
آواز در دهان و  خاک در دست
دختران و پسران جوان و نوجوان به کنار خندق آمده اند. غالباً شاد و بانشاط هستند و آواز و ترانه سر می دهند با این حال یا چند تکه سنگ یا مشتی خاک در دست دارند و آمده اند تا بخشی از خندق را پر کنند و حفر این خندق مرزی را محکوم کنند.
صبح زود به «خانه فرهنگ دیرک» می رویم. یک گروه کُر از کودکان تشکیل شده و برایمان آواز کُردی می خوانند. دو تن از بچه ها باغلاما می نوازند و بقیه ی گروه نیز آوازهای قشنگی می خوانند که من فقط کلمه ی کردستان را متوجه می شوم.
 
همه جا آپو
در مسیر حرکت به سوی دیرک، از چندین نقطه ایست بازرسی گذشتیم. پلیس محلی که بر روی سینه ی آنها «آسایش» نوشته شده در این مراکز مسئولیت کنترل تردد خودروها را برعهده دارند. آنها تفنگ کلاشینکف در دست دارند و از هر دو گروه مردان و زنان سلاح به دست، در حال انجام وظیفه هستند.
مردها بر روی لباس نظامی خود علامتی دارند که یک ستاره ی قرمز روی یک زمینه ی زرد قرار گرفته اما زنان مسلح نشانه ی دیگری دارند که عبارت از یک زمینه ی قرمز و ستاره زرد است. البته در دیرک آشوری ها نیز صاحب مراکز ایست بازرسی ویژه ی خود هستند.
مردان مسلح کُرد در این مناطق عضو نهادی به نام «یگان های مدافع خلق» (YPG) هستند و زنان نیز در نهاد مسلح دیگری به نام «واحدهای مدافعین زن» (YPJ) عضو هستند. در دیرک در یکی از ایستگاه های بازرسی مدافعین زن می ایستیم. بر روی یک تپه ی کوچک با سنگ های سفید کلمه ی آپو را نوشته اند. از آنها می خواهم در کنارم بایستند و با هم عکس بگیریم. قبول می کنند. از لحظه ای که از «جنوب» یا از کردستان عراق وارد غرب شده ام، در منطقه ی خودگردان جزیره، به هر جا که می روم عکس یا نام نوشته شده ی اوجالان را می بینم. یکی می گوید: «خشم بارزانی و حزب دموکرات کردستان عراق به خاطر همین است و آنها وقتی می بینند که عکس و نام آپو همه جا هست، چنین چیزی را برنمی تابند. بارزانی خوب می داند که آپو در همه ی مناطق کُردنشین دارای هواداران سازماندهی شده است و به همین خاطر خشمگین است».
 
جایگاه پ.ک.ک و اوجالان در انقلاب کُردهای سوریه
من با افراد مختلفی درباره ی انقلاب کُردهای سوریه صحبت کرده ام که در میان آنها روزنامه نگاران ترکیه ای و سوریه ای نیز وجود داشتند. از کُردها می پرسم: انقلاب کُردهای سوریه، دقیقاً یعنی چه؟ آنها در پاسخ می گویند: آزادی خلق ها، ساختار دموکراتیک، احساس آزادی، اتحاد خلق ها … و پاسخ هایی از این دست. می پرسم در شمال سوریه کُردها چه جایگاهی در حرکت سیاسی کنونی دارند؟ آنان می گویند که در حال حاضر کُردها پیشگام و هدایت گر انقلاب هستند و اولویت با کُردها است. سوالات من تمامی ندارند و از آنها می خواهم به من بگویند که اوجالان در انقلاب کُردهای سوریه چه جایگاهی دارد؟ آنها می گویند: آپو، منبع فلسفی انقلاب کُردهای سوریه است، آپو ستون فقرات این جنبش است. انقلاب کُردهای سوریه، انقلاب خود اوجالان است. در ادامه می پرسم: پ.ک.ک در این میان چه جایگاهی دارد؟ در پاسخ می گویند: «پ.ک.ک، مرکز؛ هدایت گر، نقطه ی اتکا و حامی انقلاب کُردهای سوریه است و یکی دیگر در ادامه می افزاید: انقلاب کُردهای سوریه، اثری از اوجالان است. او در ادامه به انگیزه ی بارزانی از حفر خندق مرزی پرداخته و می گوید: «در معادلات بین المللی، همیشه بارزانی را به عنوان مخاطب یگانه پذیرفته و با او گفتگو کرده اند اما اگر انقلاب کُردهای سوریه به همین روال ادامه پیدا کند، این حرکت، در سطح جهان مطرح می شود و چنین چیزی جایگاه بارزانی را تضعیف می کند او نمی خواهد که مناطق کُردنشین سوریه در شرایطی در جهان مورد توجه قرار بگیرند که امضای بارزانی در این مناطق دیده نشود».
 
نام اردوغان، النصره و داعش در کنار هم
در حال صرف صبحانه هستیم. از بیرون صدایی به گوش می رسد. یک وانت در حال عبور است و آمپلی فایرهای بزرگی که بر روی آن نصب شده با صدایی بسیار بلند توجه ها را به سوی خود جلب می کند. صدا از بلندگو می گوید: «نوبت سفر اعتراض آمیز به سوی خندق مرزی به مردم دیرک رسیده است. یادتان نرود امروز برای حرکت جمع می شویم».
سفر من به غرب کردستان (مناطق کردنشین سوریه) ادامه دارد و به دنبال پاسخ هایی برای این سوالات هستم: در انقلاب کُردهای سوریه سازماندهی جنبش دموکراتیک مردم چگونه است؟ جایگاه پ.ک.ک در میان کُردهای سوریه چگونه است؟ در توصیف دقیق جایگاه بارزانی و حزب دموکرات کردستان عراق در مناطق کُردنشین سوریه چه می توان گفت؟ فعلاً به پاسخ هایی رسیده ام که آنها را با شما در میان می گذارم.
 
دیرک، خودگردانی جزیره
در خانه ای مهمان هستم و شب را در همین خانه خوابیده ام. صبح زود با صدای خروس بیدار می شوم. در حیاط خانه بر روی یک صندلی پلاستیکی در کنار دیوارهای بلند می نشینم. حس می کنم در یک تنهایی آرام و بی صدا فرو می روم. نگاهم به درختان خرما، پرتقال و لیموست. گل های زرد، قرمز و بنفش … ناگهان مادرم را به خاطر می آورم. عایشه جمال، زنی که بلد بود با گل های رُز بنفش مرباهای لذیذی درست کند.
خانواده ای که هم اکنون مهمان آنها هستم. پرجمعیت است و اعضای آن از کردستان سوریه تا نروژ در کشورها و دیارهای مختلف پراکنده نشده اند. پدر خانواده ابوطارق نام دارد که البته کُردها به جای پیشوند ابو از کلمه ی کُردی «باو» (bav) استفاده کرده و او را باوِ طارق یا بابای طارق می نامند. اسم اصلی او بهزاد است اما به سنت خانواده های کُرد سوری او را به جای بهزاد به نام باوِ طارق می خوانند چرا که نام پسر ارشد او طارق است. نام دختر بهزاد، روناهی است. از او می پرسم: با آن که پدران شما دختر هم دارند اما همه آنها را به نام برادرانتان صدا می زنند. آیا از این موضوع دلخور نمی شوید؟ روناهی می خندد! می گوید: بله. ما در مقابل چنین چیزهایی می ایستیم و عصیان زنان و دختران، خیلی وقت است که آغاز شده.
بابای طارق سه پسر و سه دختر دارد. پسر ۱۶ ساله ی او در کوهستان و عضو شاخه ی نظامی پ.ک.ک است و در حال حاضر در منطقه ی زاپ در کردستان عراق است و گاهی تلفنی با پدر و مادرش حرف می زند. پسر وسطی خانواده به قول پدر ناخلف از آب درآمده و در استانبول ول می گردد. یکی از دختران طارق با شوهر و چهار فرزند در نروژ زندگی می کنند. باوِ طارق می گوید: دختر و دامادم در خانه می مانند و فرزندانشان در مدرسه هستند و دولت مخارج آنها را تأمین می کنند، در دنیا چنین کشورهایی هم وجود دارند. دو دختر دیگر باوِ طارق، یکی مهندس کشاورزی و دیگری دانشجوی رشته ی حقوق است. پسر کوچکش با لباس چریکی و سلاح عکس گرفته و آن را برای خانواده فرستاده است. در کنار عکس او تصویری از یک دختر کُرد به نام حیات دیده می شود. باوی طارق می گوید:«حیات از نیروهای پلیس محلی بوده و در سال ۲۰۱۳ در علیات آزادسازی دیرک شهید شده است. حیات برادرزاده ی من بود و برادرزاده ی دیگرم در کوبانی و در جنگ با داعش شهید شد. یکی از برادرانم هم در سال ۱۹۸۹ و در بوتان در جنگ با نظامیان ترکیه شهید شده است».
باوِ طارق ۵۲ ساله ترکی بلد نیست و به کمک مترجم با او صحبت می کنم. او با عبدالله اوجالان دیدار کرده و عکسی از آن دیدار بر روی دیوار اطاق است. او با غروری خاص می گوید: «در سال ۱۹۹۰ و در سالگرد تاسیس پ.ک.ک در دمشق با آپو دیدار کردم. از سال ۱۹۸۳ با پ.ک.ک همکاری می کردم چرا که آنان برای مردم فعالیت می کردند. من در دمشق جامعه شناسی خواندم اما رژیم اسد اجازه نداد در هیچ جایی کار کنم. المخابرات سوریه چند بار در دیرک مرا دستگیر کرد و مدت ها در زندان تحت شکنجه قرار گرفتم. حالا عضو کمیته ی توزیع سوخت دیرک هستم».
سفره ی صبحانه را روی زمین پهن کرده اند. روغن زیتون، نان های نازک محلی کُردی و چندین نوع غذای محلی بر سر سفره ی صبحانه است و البته چای و شیرینی محلی هم آورده اند. غذای ویژه ای هم برای صبحانه مهیا شد، که بادمجان، گردو، بادام، فلفل قرمز تند، سیر و کنجد در آن دیده می شود طعم خاصی دارد. این سوی سفره هم شیره ی خرما، زیتون سبز، ماست، حلوا و نیمرو قرار داده اند. در حال صرف صبحانه هستیم که از کوچه آواز بلندگوها به گوش می رسد و از مردم می خواهد برای اعتراض به حفر خندق در میدان آزادی جمع شده و به مرز بروند.
می خواهم در مورد النصره و داعش از باوی طارق سوال کنم. فورا جمله ی مرا قطع می کند و می گوید: طیب اردوغان. یعنی در واقع می خواهد بگوید که آنان فقط به خاطر حمایت های اردوغان در منطقه حضور دارند. میزبان من می گوید: «در هر دو سوی مرز کُردها زندگی می کنند. چرا باید بین آنها خندق و سیم خاردار وجود داشته باشد؟ چرا بین روستاهای عرب نشین دو سوی مرز هیچ سیم و خندقی نیست؟ خطر فقط از جانب کُردهاست؟»
 
اردوغان، بارزانی و کُردهای سوریه
این جا هر وقت اسمی از النصره و داعش به میان می آید، نام اردوغان را هم بر زبان می آورند. دو روز است که من در منطقه ی خودگردان جزیره هستم شواهد نشان می دهد که بارزانی و اردوغان در این منطقه محبوب نیستند و از آنها به نیکی نام نمی برند. از یک شهروند کُرد سوری می پرسم: می خواهید بگویید اعتبار بارزانی و اردوغان در مناطق شما صفر شده است؟ در پاسخ می گوید: خیر. حتی زیر صفر. در ادامه می گوید: «دیرک دارای یک موقعیت استراتژیک است و منابع نفتی نیز دارد. بارزانی همواره اهمیت ویژه ای به این شهر داده و حزب دموکرات کردستان عراق نیز در دیرک از اعتبار خوبی برخوردار است اما حتی خانواده های طرفدار بارزانی هم از حفر خندق مرزی دلخور و ناآرام هستند. این اقدام بارزانی فقط به منظور محاصره ی کردستان سوریه است. در این جا برخی از مردم از شعور سیاسی پایینی برخوردارند و اگر بارزانی بگوید بمیرید، فوراً می میرند. اما کسانی که از آگاهی سیاسی برخوردار باشند، خوب می دانند که تجزیه ی کردستان کار امپریالیسم است و حفر خندق هم یک اقدام تجزیه گرانه است».
 
علت اصلی انتقاد از اردوغان و بارزانی چیست؟
کُردها در خاورمیانه با یک بدشانسی استراتژیک مواجه شده و سرزمین آنها بین چهار کشور ترکیه، ایران، عراق و سوریه تقسیم شده است. دولت های امپریالیست، به ویژه از دوران جنگ جهانی نخست به بعد، جغرافیای کُردها را تقسیم کرده و آنان را به جان هم انداختند و از آن جایی که حفر خندق مرزی، این دو واقعه یعنی تجزیه و تفرقه را تداعی می کند، کُردها از اقدام بارزانی و اردوغان به خشم آمده اند و تقریباً هر جا که می رویم از آنها انتقاد می کنند.
 
سازماندهی انقلاب کُردهای سوریه چگونه است؟
در مناطق کُردنشین سوریه از یک نهاد سیاسی مهم به نام «جنبش دموکراتیک خلق» (TEV-DEM) فعالیت می کند. این نهاد سیاسی گسترده، وظیفه ی اصلی سازماندهی نیروهای انقلاب را بر عهده دارد و احزاب شش گانه ای همچون «حزب اتحاد دموکراتیک» (PYD) و چند نهاد مربوط به جوانان زیر چتر جنبش دموکراتیک خلق، فعالیت می کنند.
پیش از آن که به این جا بیایم، در سلیمانیه با صالح مسلم رهبر حزب اتحاد دموکراتیک مصاحبه کردم و این مصاحبه را طی روزهای آتی منتشر می کنم. این جا متوجه شدم که حزب صالح مسلم در نهاد گسترده ی «جنبش دموکراتیک خلق» از یک وزنه ی سنگین و قدرت تعیین کننده و قاطعانه برخوردار نیست. جنبش دموکراتیک خلق در همه ی شهرها و روستاها دارای مجالس، نهادها و گروه های سازماندهی شده است و مکانیسم تصمیم گیری به شیوه ی از پایین به بالا است. یعنی در شورای شهرداری ها، در مجالس و نشست نهادها تصمیماتی اتخاذ می شود و این تصمیمات برای سران جنبش فرستاده می شود تا به مصوبه تبدیل شده و لازم الاجرا شوند. از آنها می پرسم این مکانیسم چگونه طراحی شده است؟ در پاسخ می گویند: این الگوی ویژه ی رهبر ما آپو برای خودگردانی دموکراتیک است.
 
ارتباط سازمانی پ.ک.ک و کُردهای سوریه
یکی از شهروندان می گوید: «قدرت اصلی در هدایت و سازماندهی مردم این منطقه، پ.ک.ک است اما خود را در پس زمینه نگه می دارد و ترجیح می دهد دانش، تجارب و توانمندی های خود را به کُردهای همین منطقه منتقل کرده و کارها را به آنها بسپارد. وقتی که پ.ک.ک در ترکیه مشغول جنگ بود هزاران جوان کُرد سوری به این حزب پیوستند و پنج هزار نفر از آنان شهید شدند و علاوه بر این اغلب فرماندهان نظامی مهم پ.ک.ک همچون دکتر باهوز اردال و ده ها فرمانده ی مهم دیگر، از فرزندان کُردهای سوریه هستند».
 
سازمان و احزاب نزدیک به بارزانی در سوریه
در مناطق کُردنشین سوریه نهادی به نام «شورای میهنی کُردهای سوری» (ENKS) فعالیت می کند که ۱۶ حزب عضو این شورا هستند اما واقعیت این است که اغلب این احزاب فقط در حدّ یک تابلو و نام و نشان، وجود دارند. مهم ترین حزب نزدیک به بارزانی در این منطقه الپارتی است. (این حزب چند روز پیش همراه با سه حزب دیگر در هم ادغام شده و حزب «دموکراتیک کُردها در سوریه» (PDK-S) را به وجود آوردند./ مترجم) شورای میهنی کُردهای سوریه به عنوان یک نهاد ترکیبی نزدیک به بارزانی از سه سال پیش با ائتلاف مخالفین سوری همکاری می کند.
در کل می توان گفت شورای میهنی کُردهای سوریه در مناطق کُردنشین سوریه نفوذ و تاثیر چندانی ندارد. در سال ۲۰۱۲ و زمانی که با مسعود بارزانی و جلال طالبانی دیدار کردم، بارزانی تا حد زیادی از این موضوع متعجب بود که چرا تاثیر پ.ک.ک در میان کُردهای سوریه به یک باره بیشتر از پیش شده است.
 

شناسه خبر : 19345

این خبر رو هم ببینید

بیانیه جمعی از وکلا و اساتید دانشگاه در اعتراض به حمله ترکیه به کُردها

جمعی از وکلا، اساتید دانشگاه و فعالان مدنی نسبت به حمله ترکیه به کردهای سوریه، …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + یازده =