خانه / فرهنگی / به بهانه سی‌امین سال درگذشت علاءالدین سجادی؛ خدمت به زبان و ادبیات کردی از سنندج تا بغداد

به بهانه سی‌امین سال درگذشت علاءالدین سجادی؛ خدمت به زبان و ادبیات کردی از سنندج تا بغداد

علاءالدین فرزند نجم الدین فرزند حسام الدین و از خاندان سجادی، در سال ۱۹۰۷ در محله قطارچیان شهر سنندج دیده به جهان گشود

علاءالدین در دوران کودکی و نوجوانی خود علیرغم مشقت فراوان در شهرهای رواندز و بالک مشغول به تحصیل بوده است و در سال ۱۹۲۳ برای تکمیل تحصیلات آیینی خود به شهر سلیمانیه رفته و در مسجد شیخ جلال و بعدها در مسجدحاج ملا رسول دیلیژه به عنوان فقیه مشغول به فراگیری علوم دینی شد.
 
 در سال ۱۹۳۸ علوم اسلامی را به پایان رسانده است و به عنوان کارمند بانک استخدام شد.
 
او که در زبان عربی نیز به درجه استادی رسیده بود امام جماعت مسجد نعیمه خاتون در شهر بغداد شد و در انجا نیز نزد استادان بزرگی چون شیخ امجد زهاوی و شیخ محمد قزلجی به تجهیز بیشتر علمی خود می پردازد.
در طول جنگ جهانی دوم به کار روزنامه نگاری پرداخته و در همین زمینه مدیریت نشریات گلاویژ را به عهده داشته است.
 
سجادی مدیریت این نشریه را تا سال ۱۹۴۹ یعنی تا زمانی که این نشریه بسته می شود بر عهده داشته است.
 
همزمان با نشریه گلاویژ، نشریه «نزار» را که یک نشریه دو زبانه کردی و عربی بوده با ماهیت ملی گرانه و سیاسی بیرون می دهد.
 
 در سال ۱۹۵۹ در کالج زبان کردی دانشگاه بغداد به عنوان استاد پذیرفته شده و تا سال ۱۹۷۴ در همین منصب مانده است.
 
 در سال ۱۹۷۴ به عنوان دبیر کل اوقاف انتخاب می شود و تا سال ۱۹۷۷ که بازنشسته شده است به همین کار اشتغال داشته است.
پس از بازنشستگی همه توان خود را در زمینه ادبیات کردی به کار می گیرد .
 
سرآغاز تحول در اندیشه ی علاءالدین سجادی
 
علاءالدین سجادی در مقدمه ی کتاب تاریخ ادبیات کردی(مێژووی‌ ئه‌ده‌بی کوردی) می گوید:از مدت ها قبل، تو گویی از زمانی که خوب و بد را تشخیص داده ام از سرچشمه ی دل به ادب و ادبیات عشق ورزیده ام، به این بهانه بارها وقت خود را صرف مطالبی می کردم که به ادب و ادبیات نزدیک بودند بویژه ادبیات شرقی چه عربی و چه فارسی و این به جز ادبیات غربی بود که مرا به جوش و خروش وا می داشت و مرا به عالمی دیگر می برد بدون اینکه به عقیده و باوری دیگر بیندیشم.
 
علاءالدین سجادی می گوید: یک روز مطلبی می خواندم و به ناگاه این تفکر به نزد من آمد که من کی هستم؟ انگلیسی یا عرب.. نه من کردم و اسم کرد در صفحات روزگار وجود دارد و او نیز ، اوییست برای خود، مدتی بعد در دریای خیالات خود به این می اندیشیدم پس کُرد هم باید تاریخ و ادبیاتی داشته باشد وگرنه کُرد هیچ نیست و هیچ به شمار می آید. اینجا بود که گیج شدم به خود می نگریستم که چیزی نیستم جز یک کرد و از زاویه ای دیگر به خود می نگریستم می دیدم به جز کرد بودن همه چیز هستم. جرقه ای در دلم شعله زد به این آرام گرفتم که کُردها از آغاز تاریخ بوده اند و با این زبان که من با آن حرف می زنم و می نویسم قصور نکرده اند و بویزه از اینکه امیر خان بتلیسی چند صد سال قبل و امین زکی بگ در سال ۱۹۳۶ تاریخ کردها را نوشته اند در پوست خود نمی گنجیدم و به خود افتخار می کردم.»
 
سجادی بیش از چهل سال از عمر خود را صرف زنده کردن بخش های نهفته ی ادبیات کردی کرد که در این مدت آثار زیادی را بر جای می گذارد. آنگونه که در کتاب به یاد سجادی آمده است علاءالدین سجادی در مدت سی و یک سال بیست و یک کتاب به حجم ۵۳۶۶ را به چاپ می رساند که ۴درصد حجم کل کتاب های به چاپ رسیده کردی در ان زمان را شامل می شود. هیچ نویسنده ی کردی به حجم کتاب به ماموستا سجادی نرسیده است به جز ماموستا عبدالکریم مدرس که با اختلاف سه هزار صفحه از وی پیشی گرفته است
 
بعضی از آثار ماموستا سجادی به شرح زیر است
 
۱-     ڕشتهٔ مرواری (رشته مروارید)، مجموعه یادداشت‌ها، ۱۹۵۷
 
قصه های که در دل مردم جای گرفته و نسل به نسل انتقال یافته سر چشمه ای زیبا ست که روح و روان خواننده را نوازش می دهد . رشته ی مرواری کتابی است که به جمع آوری بسیاری از این داستان ها پرداخته است و نقش مهمی در حفظ داستا ن های فولکلور کردی دارد.این کتاب سرشارازداستان های  اغلب طنز گونه و کمدی  می باشدکه لبخند را به لب هر خواننده می آورد.
 
گفته می شود سجادی در طول سی و پنج سالی که امامت مسجدی را در بغداد بر عهده داشته است هر روز بین نماز مغرب و نماز عشاء بزرگان ادبی و سرشناسان را به مسجد کوچکش دعوت می کرد و پندها و اندرزهای که در این جلسات بر زبان رانده می شد در مجموعه ای عظیم به نام رشته ی مرواری گرد هم می اورد.
 
نمونه ای از داستان های رشته ی مرواری
 
«ژنێک مێردێکی هەبوو مرد، پاش ماوەیەک لە خەوا چاوی پێ کەوت لێی پرسی: پیاوەکە حاڵ و ئەحواڵت چۆنە؟ وتی :زۆر خۆشە. ژنە پرسی: گوایە لەو زەمانەش کە لەگەڵ مندا بویت؟ وتی هەزار قات.ژنەکە وتی کەواتە تۆزێک باسی بەهەشتم بۆ بکە. پیاوەکە وتی وەڵا نازانم ئاگام لێ نییە. ژنە وتی: بۆ لە بەهەشتا نیت؟؟،،،وتی نەوەڵا لە جەهننەمم.»
 
«هه‌ژار گێڕایه‌وه وتی: پاش ئه‌وه‌ که ڕه‌زا شا له ئێرانا هاته سه‌ر حوکم، فه‌رمانی ده‌رکرد که هه‌موو که‌س ئه‌بێ کڵاوی په‌هله‌وی له سه‌رکا. له‌سه‌ر ئه‌مه هه‌را له ناو مه‌لاکانا په‌یدا ببوو که ئایا به له‌سه‌ر کردنی کڵاوی په‌هله‌وی کافر ئه‌بن یا نابن؟
 
مه‌لا سه‌لیمی ژێی هه‌بوو له سابڵاغ، ئه‌و هه‌ر له‌سه‌ر ئه‌وه بو که هه‌رکه ئه‌م کڵاوه له‌سه‌رکا کافر ئه‌بێ، هه‌ندێ له مه‌لایانی تریش به‌رپه‌رچیان ئه‌دایه‌وه و ئه‌یانوت وا نییه. ئه‌ویش ئه‌یوت:
 
” ئه‌وا کڵاوی په‌هله‌وی بۆ ئێوه، ئه‌ی بۆ ته‌قویمی به‌خه‌ڵی چ ده‌بێژن؟ به‌ویش هه‌ر کافر نابن؟!”»
 
۲-     تاریخ ادبیات کردی (مێژوویی ئه‌ده‌بیاتی کوردی)، ۱۹۵۲
 
ماموستا سجادی در خصوص این کتاب می گوید: «مفتخرم که خداوند یاری رسان من بوده که توانسته ام در مدت چند سال با تلاش  کوشش و هزینه ی شخصی تاریخ ادبیات کردی و یا به عبارتی دائره المعارف کردی را تهیه و تقدیم کنم»
 
وی می افزاید: ادب کردها را به قصری مجلل تبدیل کردم نه قصری متزلزل که نه توان مقابله با گرمای تابستان را داشته باشد نه مقاوم در برابر برف زمستان باشد بلکه از ادب کردی قصری ساختم که مقاوم در برابر گرمای تابستان و برف و طوفان زمستان باشد.
 
۳-     انقلاب کردها و انقلاب عراق (شۆرشی کوردان و شۆرشی ئێراق)
 
۴-     همیشه بهار (هه‌میشه به‌هار)، داستان کوتاه، ۱۹۶۰
 
۵-     دستور زبان و فرهنگ واژگان زبان کردی (ده‌ستوور و فه‌رهه‌نگی زمانی کوردی)، ۱۹۶۱
 
۶-     ادبیات کردی و تحلیلی بر ادبیات کردی (ئه‌ده‌بی کوردی و لێکۆلینی ئه‌ده‌بی کوردی)، ۱۹۸۶
 
۷-     فرهنگ کردی (کورده‌واری)، ۱۹۷۴
 
۸-     متن‌هایی از ادبیات کردی (ده‌قه‌کانێ ئه‌ده‌بی کوردی)، ۱۹۷۸
 
۹-     سفری در کردستان (گه‌شتێک له کوردستان)
 
در اواسط دهه ی ۵۰ میادی سفری ۱۸۱۶ کیلومتری را در داخل کردستان آغاز می کند و خاطرات خود از این سفر را در این کتاب می آورد.
 
۱۰- نام‌های کردی (ناوی کوردی)، بغداد:انتشارات معارف، ۱۹۵۳
 
ماموستا علاءالدین سجادی این ادیب فرزانه در سال ۱۹۸۴ به رحمت ایزدی می پیوندد در آرامگاه شیخ عبدالقادر گیلانی در شهر بغداد و در جوار شیخ رضا طالبانی به خاک سپرده می شود گفته می شود با گذشت سال ها از فوت این بزرگمرد هنوز چند اثری از او باقی مانده که منتشر نشده و به چاپ نرسیده است.
 
 
 
منابع:
 
«ڕشتهٔ مرواری» اثر علاءالدین سجادی
 
«مێژوویی ئه‌ده‌بیاتی کوردی» اثر علاءالدین سجادی
 
«یادی سجادی » اثر دلیر علاءالدین سجادی
 
«چێشتی مجێور» هه‌ژار موکریانی
 
«مێژووی ئه‌ده‌بی کوردی» دکتر مارف خزنه دار
 
 
 
 
 
کد مطلب: ۷۵۳۲۷  |  تاريخ: ۱۳۹۳/۹/۲۵  |  ساعت: ۸ : ۲۷

شناسه خبر : 19733

این خبر رو هم ببینید

از سوی هلال احمر اطلاع رسانی شد ۹ توصیه مهم برای مسافران و ساکنان غرب و جنوب کشور

جمعیت هلال احمر با توجه به هشدار هواشناسی در خصوص ورود سامانه بارشی جدید به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + نه =