خانه / کلام و عقیده / توسل از دیدگاه قرآن و سنت / قسمت اول عبدالسلام کریمی – سنندج

توسل از دیدگاه قرآن و سنت / قسمت اول عبدالسلام کریمی – سنندج

توسل این است که بنده، چیزی یا کسی را در پیشگاه باری تعالی واسطه قرار دهد تا او وسیله قربش به خدا گردد.
می توان گفت: وسیله هرچیزی است که آدمی را به خداوند نزدیک گرداند

توسل از دیدگاه قرآن و سنت
 
  بخش اول:
الف)توسل در لغت
       واژه “توسل” بر وزن “تفعل” از ماده وسل به معنای تقرب است و “وسیله” چیزی است که با آن میتوان به مقصود رسید.
خلیل ابن احمد فراهیدی می گوید:[۱] “توسل” از “وسلت الی ربی وسیله” است. یعنی “انجام دادم عملی را تابه سبب آن به خدا نزدیک شوم”.                                                                                
از نصوص اهل لغت این گونه دریافت می شود که توسل، یعنی قرب و منزلت نزدخدا، به سبب چیزی که باعث تقرب می شود و معنای حقیقی “وسیله”، همان وسیله جویی برای چیزی است و اگر هم در موردی به معنای خود ” قرب” و نه وسیله قرب ، به کار رفته از باب ذکر سبب و اراده مسبب است که در فن بلاغت به آن تصریح شده است. بنابر این، سبب قربت، مدلول التزامی قربت بوده است و فرقی نمی کند که مراد از وسیله “هو ما یتقرب به الی الشئی”  باشد یا خود “قربت” و یا “وصله” باشد.[۲] ب) توسل در اصطلاح
     معنای اصطلاحی توسل این است که بنده، چیزی یا کسی را در پیشگاه باری تعالی واسطه قرار دهد تا او وسیله قربش به خدا گردد.
می توان گفت: وسیله هرچیزی است که آدمی را به خداوند نزدیک گرداند.                
       توسل در اصطلاح و در لسان اهل فلسفه، کلام و مفسران، مفهوم عام و گسترده ای دارد و شامل هر عمل نیک و شایسته ای است که موجب قرب به خدا می گردد. به عبارت دیگر، می توان گفت: وسیله یک معنای عام دارد که شامل تمام اعمالی می شود که سبب تقرب به خداست و یک معنای خاص که اتم مصادیق آن پیامبران و اولیای خدا هستند که شایستگی دارند وسیله ای برای تقرب به خدا گردند.
 
بخش دوم : توسل از منظر قرآن
الف) لفظ «الوسیله» در آیات
لفظ “الوسیله” دو بار در قرآن آمده است: یک بار در سوره مبارکه مائده، آیه ۳۵
«یا ایها الذین آمنو ا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون»
ای کسانی که ایمان آورده اید ، از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجویید ودر راه او جهاد نمایید باشد که رستگار شوید .
مورد دیگر در سوره اسراء، آیه های ۵۶ و ۵۷
«قل ادعوا الذین زعمتم من دونه فلا یملکون کشف الضر عنکم و لا تحویلاً. اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیله اّیهم اقرب ویرجون رحمته و یخافون عذابه ان عذاب ربک کان محذوراً»  [ ای پیامبر] بگو: بخوانید آنان را که پنداشتهاید [آن ها] بدون خدا  [مستقلاًدارای قدرت پرکاری هستند] پس [آگاه باشد] که آنان [ بدون اذن خدا ودر حد ذات خدا] نه قادر بر رفع گرفتاری از شما هستند و نه توانایی بر تغییر [ حالتی] دارند . کسانی را که آنان می خوانند خودشان وسیله ای [ برای تقرب] به پروردگارشان می جویند، وسیله ای هرچه نزدیکتر و به رحمت او امیدوارندو از عذاب او می ترسند؛ زیرا عذاب پروردگار همواره در خور پرهیز و وحشت است.
در آیه اول ( آیه ۳۵ مائده) امر شده است که آدمی برای تقرب الهی وسیله ای بجوید. انسان مادی نمی تواند بدون وسیله لازم به مقام قرب الهی برسد، بلکه واسطه ای لازم است که او را به این مقام برساند. این واسطه می تواند عبادت و کارهای نیک باشد و انسان به کمک نماز ، روزه، حج و سایر اعمال صالح به خدای متعال نزدیک شود. هم چنین این واسطه می تواند محبت اولیای خدا باشد که خود او تصریح کرده است:
« قل لا اسالکم علیه اجراً الا المودة فی القربی.»[3] این آیه شریفه به اجماع شیعه و سنی در شاٌن اهل بیت نازل شده است.
همانا یکی از واجبات الهی مطابق این نص، موالات و محبت اهل بیت رسالت است که درصورت ظاهر آیه شریفه، اجر و مزد رسالت شمرده و خدای متعال به آن امر کرده است. امام شافعی نیز این حقیقت را چنین بیان کرده است:
یا اهل بیت رسول الله حبکم     /    فرض من الله فی القرآن انزله
یکفیکم  من عظیم الفخر انکم      /   من لم یصل علیکم لا صلاة له [۴]  
ای اهل بیت رسول خدا، دوستی شما واجبی است که خدا در قرآن نازل فرموده است. در عظمت افتخار شما همین بس باد که هرکس [درنماز] بر شما درود نفرستد، نمازش باطل است.[۵] بر این اساس محبت اهل بیت رسالت می تواند یکی از بهترین وسیله هایی باشد که خدای سبحان ما را به تمسک به آن فراخوانده است و یکی از راه هایی است که انسان را به سوی رضای الهی راهنمایی و رهبری می کند و انسان با توسل و تمسک به کسانی که محبوب خدا هستند به تقرب الهی دست می یابد. در آیه مورد بحث واژه «الوسیله» مطلق و عاری از هرگونه قید آمده است، از این جهت آنچه مرضی و مورد توجه خدای متعال باشد و هر شخصی که به وجهی صلاحیت و شایستگی “تقرب” و نزدیک کردن انسان به پیشگاه اقدس الهی را داشته باشد، از مصادیق “وسیله” به شمار می آیند؛ به عبارت دیگر ممکن است این وسیله از نوع افعال باشد؛ مانند نماز، حج، جهاد یا از نوع اشخاص باشد؛ مانند انبیا و اولیای الهی و یا از نوع اشیا باشد؛ مانند کعبه، حجر الاسود، مقام ابراهیم و قرآن.
خلاصه هر چیزی که انسان را به خدا نزدیک کند و خدا را به یاد آورد، می تواند “وسیله” قرار گیرد. موید این سخن، حدیثی است که از پیامبر گرامی اسلام درباره اولیای خدا روایت شده است:
هم الذین اذا رووا ذکر الله؛[۶] 
اولیای خدا کسانی هستند که وقتی مردم آنها را ببینند، خدا را به یاد می آورند.
آیه مورد بحث، یک اصل کلی را که خرد نیز بر آن حاکم است، یادآور می شود و آن اصل این است که بشر برای تحصیل مقاصد معنوی؛ مانند تقرب به خدا، به سان تحصیل مقاصد دنیوی، باید به اسباب متوسل شوند و بدون سبب، تحصیل مسبب امکان پذیر نیست.
همان گونه که در تفسیر نمونه آمده،[۷] این آیه، اقسام “وسیله به سوی خدا” را شامل می شود؛ مانند ایمان به خدا و پیامبر اکرم (ص)، جهاد در راه خدا و عباداتی؛ مانند نماز، زکات، حج خانه خدا، صله رحم و انفاق در راه خدا که در خطبه ۱۱۰ نهج البلاغه[۸] نیز بیان شده است.
با این حال ، تمامی این موارد ، معنای عام وسیله است؛ بدین سبب شفاعت پیامبران و ائمه (ع) و اولیای الهی را که توسل به آنان موجب تقرب به خدا می شود و سوگند به حق آنان که نشانه علاقه به ایشان و اهمیت دادن به مقام معنوی آن بزرگواران است، دربر می گیرد.  
بنابر این، هیچ دلیلی وجود ندارد که از اطلاق واژه “الوسیله” در آیه شریفه چشم پوشی شده و اختصاص به یک یا چند مفهوم خاص داده شود؛
آیات شریفه ۵۶ و ۵۷ سوره اسراء نشان می دهد که ماسوی الله اعم از فرشتگان و پیامبران و سایر طبقات خلق از هر قبیل که هستند، درمقام کسب فیض از باری تعالی”ابتغاء وسیله” – اعم از اضطراری و اختیاری – می کنند و برای جلب رحمت بیشتر و دفع عذاب پروردگار از خود، دنبال وسیله ای می گردند تا به قرب بیشتری نائل شوند .
اکنون به برخی دیگر از آیاتی که دال بر مشروعیت توسل هستند، اشاره می شود:
ب )آیه وحدت
« واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا »[9] همگی به ریسمان خدا چنگ بزنید و از هم جدا نشوید.
پرسش اساسی این است که در این آیه منظور از «حبل الله» از اسمای الهی نیست . مضمون آیه شریفه بیان گر این است که خداوند حکیم برای نجات آدمیان از جانب خود “حبل” و ریسمانی مقرر فرموده و آن را “وسیله” و سبب برای نیل به سعادت و رسیدن به قرب خویش قرار داده و همگان را به اعتصام و چنگ زدن به آن امر فرموده است .
این “حبل الله” می تواند قرآن، اسلام، پیامبر (ص) و مسلمانان باشد. در هر حال این آیه بر جواز توسل به غیر خدا دلالت می کند؛ زیرا “حبل الله” هرچه باشد، چیزی است که واسطه ارتباط میان انسان ها و خداست. البته برای تعیین مصداق و مراد از “حبل الله” باید به “سنت” مراجعه کرد. دربرخی روایات “حبل الله” به قرآن تفسیر شده است.[۱۰]  
ج ) آیه مربوط به فرزندان یعقوب
« یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین»[11] ای پدر برای ما آمرزش بطلب، زیرا ما خطا کاریم.
« قال سوف اًستغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم»[12] [یعقوب گفت] برای شما استغفار می کنم که همانا او آمرزنده و مهربان است.  
بر اساس این آیه شریفه، فرزندان یعقوب به پدرشان توسل جسته اند. كه مرتکب چند خطا شده بودند:
نخست آن که دو پیامبر خدا (یعقوب و یوسف) را آزار داده و به پدرشان دروغ گفته بودند.
دوم آن که از دستور خداوند متعال مبنی بر دوری از آزار والدین و دروغ گفتن سرپیچی کردند.
فرزندان یعقوب پدر را واسطه قرار داده و از او خواستند که برای ایشان درخصوص خطاهایشان از خدا آمرزش بطلبدو این امر در قرآن رد یا انکار نشده است. وقتی خدای متعال فرزندان یعقوب را به سبب توسل به یکی از مقربان درگاهش سرزنش نمی کند، می توان نتیجه گرفت که توسل و استغاثه  به پیامبر اشکالی ندارد؛ زیرا مقام قرب ایشان بر هیچ کس، مخفی و پوشیده نیست.
از این دو آیه نیز استفاده می شود که طلب استغفار از دیگری ، نه تنها با توحید منافات ندارد، بلکه راهی برای رسیدن به لطف پروردگار است. همین که یعقوب پیامبر، تقاضای فرزندان را می پذیرد، نشان دهنده این نکته است که توسل به اولیای الهی امری جایز است[۱۳] .
د) آیه استغفار
« ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدواالله تواباً رحیماً»[14] و اگر ایشان هنگامی که به نفس خود ظلم کرده اند، پیش تو آیند و از خدا طلب مغفرت کنند و رسول هم برای آنان طلب آمرزش نماید، خداوند را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت.
امام مفسران اهل سنت ،فخرالدین رازی، می گوید:[۱۵] “ممکن بود بدون استغفار رسول اکرم(ص) توبه آنها پذیرفته شود، اما هنگامی که استغفار رسول خدا(ص) به توبه آنها ضمیمه شود، پذیرش توبه حتمی خواهد بود”
همین کار، مصداق بارز توسل به پیامبر(ص) است که خدای متعال آن را به بندگان خود آموخته است و این آیه، مشروعیت توسل به غیر خدا را به روشنی ثابت می کند.
جمع بندی اقوال مفسران شیعه و سنی
نکته ای که مورد قبول و پذیرش مفسران شیعه و سنی است، این است که آیه مورد بحث دلالت دارد که وسیله قراردادن پیامبر گرامی(ص) به منظور بخشش گناهان، کار مطلوبی است. حتی بعد از حیات پیامبر اکرم (ص) هم درطول تاریخ، مسلمانان آگاه با الهام گرفتن از این آیه، آن حضرت را میان خود و خدا وسیله قرار می دهند. این سنتی است که دانشمندان اسلامی تایید و به آن عمل کرده اند. بدین سبب، عموم علمای مذاهب اسلامی در کتب مناسک حج، در بخش زیارت مرقد پیامبر اسلام (ص) نوشته اند[۱۶] که برای زائران مستحب است در کنار قبر شریف به درگاه خدا دعا کنند و با توسل به آن حضرت از خدابرآورده شدن حاجات و آمرزش گناهان را طلب نمایند و نیز این آیه را بخوانند:
«ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً»[17]  
بخش سوم :
اقسام توسل
در این جا لازم است قبل از ورود به بحث و تطبیق و مقایسه آرای وهابیان و سایر مسلمانان در این زمینه، اقسام توسل به صورت اجمالی ترسیم شود. توسل به طور کلی به سه نوع تقسیم می شود:
*برخی از این انواع به اتفاق مسلمانان جایز است که توسلات مشروع نامیده می شوند.
*بعضی دیگر به اتفاق مسلمانان جایز نیست که توسلات غیر مشروع قلمداد می شوند.
*دسته ای دیگر مورد اختلاف میان وهابیان و مسلمانان است.
الف ) موارد اتفاق بر جواز توسل
۱- توسل به اسماو صفات خداوند.
این نوع توسل در قرآن و روایات مشاهده می شود.
خدای متعال می فرماید:
(ولله الاسماء  الحسنی فادعوه بها)[۱۸] و برای خداست اسم های پسندیده، پس اورا به آنها بخوانید.
در این آیه مبارکه به اسما و صفات الهی می پردازد و توصیه می کند که با این نام ها به او متوسل شوید و حاجات و خواسته های خویش را در پیشگاه او بازگو نمایید.
ترمذی به سند خود از بریده نقل می کند:[۱۹] پیامبر(ص) شنید که مردی خدا را به صفات و اسمایش قسم می دهد و می گوید:
اللهم انی اسالک بانی اشهد انک انت الله لا اله الا انت، الاحد الصمد الذی لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد.
خدایا من از تو درخواست می کنم به گواهی ام بر این که تو آن خدایی هستی که جز تو خدایی نیست، تو احد و صمد هستی که نه می زاید و نه زاییده شده است و نه برای او همتایی یافت می شود.
رسول خدا(ص) فرمود:
تو خدا رابه وسیله اسم اعظم او خواندی، اسمی که اگر به آن خوانده شود اجابت می کند و اگر به آن سوال شود عطا می کند.
۲- توسل به عمل صالح
این نوع توسل ، تلویحاً در قرآن و صراحتاً در روایات وارد شده و از بهترین وسایط نزد خدای متعال و از موارد اتفاق میان مسلمانان است.
هرگاه انسان ، خالصانه عملی را برای خدا انجام دهد، می تواند در هنگام بروز مشکل به پاس عمل صالح مذکور از خداوند متعال حل آن مشکل را بخواهد.
در روایات اسلامی، توسل به عمل صالح به صورت صریح مطرح شده است.
درصحیح بخاری در باب اجابت دعای کسی که به پدر و مادرش نیکی نموده، از رسول خدا( ص) روایت شده است:[۲۰] سه فرد با ایمان در بیابان گرفتار باران شده و به غاری پناه بردند. ناگهان از بالای کوه صخره عظیمی کنده و در غار را پوشانید. آنان به هم دیگر گفتند: هرکس عمل صالحی دارد، آن را بازگو کند و خدارا به آن عمل صالح بخواند تا این که برای او گشایش و فرجی حاصل شود. یکی خدا را به نیکی به پدر و مادر قسم داد. دیگری، به عفت از زنا سوگند داد. آن یکی به ادای امانت یاد کرد؛ در این هنگام خداوند همه آنان را نجات داد.
این واقعه را محدثان و مفسران فریقین با اختلافاتی نقل کرده اند.
سیوطی در تفسیر خود،[۲۱] ذیل آیه شریفه:
( اٌم حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا)[۲۲] روایت مذکور را با اندک تفاوتی از چهار طریق از رسول خدا(ص) نقل کرده است:
۱-بخاری، مسلم و نسائی  و ابن منذر از ابن عمر از رسول خدا(ص).
۲-احمد و ابن منذر از انس از رسول خدا(ص).
۳-بخاری در تاریخ خود از ابن عباس از رسول خدا(ص)
۴-از عبد بن حمید و ابن منذر و ابن ابی حاتم و طبرانی و ابن مردویه از نعمان بن بشیر از رسول خدا(ص)
درکتب شیعه نیز حدیث مورد بحث با مختصر تفاوتی نقل شده است؛   از جمله 
محاسن برقی[۲۳]و مجمع البیان لعلوم القرآن طبرسی[۲۴] بنابراین عمل صالح از وسائل مشروعی شمرده می شود، که بنده برای تحقق حاجت هایش می تواند به آن تمسک جوید.
۳- توسل به قرآن کریم
        از آن جا که قرآن نور و وسیله هدایت برای پرهیزکاران و فعل خدای سبحان است ، بنابر این توسل به قرآن ، توسل به فعل خدا و رحمت واسعه اوست .( واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا).
احمد بن حنبل از عمران بن حصین نقل می کند که رسول خدا (ص) فرمود:[۲۵] ” قرآن بخوانید و از خدا به وسیله آن سوال و درخواست کنید پیش از آن که گروهی بیایند به وسیله آن از مردم سوال نمایند.”
دقت و امعان نظر در روایت مذکور این نکته را روشن می سازد که توسل به هر موجودی که نزد خدای متعال کرامت داشته باشد، جایز است.
۴- توسل به دعای پیامبر (ص) در حال حیات
پیامبر اکرم (ص) به این دلیل که اشرف مخلوقات و شخصیتی عظیم با روحی پاک و نفسی کریم است، به پاس این کرامت معنوی دعایشان رد نمی شود؛ لذا می توان برای رسیدن به خواسته خود از خدابه دعای ایشان توسل جست.
آیات شریفه قرآن، اشارات فراوانی به مقام و منزلت پیامبر (ص) دارند. در این جا فقط به ذکر نمونه هایی بسنده می کنیم:
در یکی از آیات شریفه، خدای متعال پیامبر را مایه مصونیت مردم از عذاب می شمارد و تصریح می کند که او در میان مردم است، آنان با نزول عذاب مجازات نخواهند شد:
« و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون»[26] هرگز خدا آنان را مادام که تو در میانشان هستی، مجازات نمی کند، همچنان که آنان را تا زمانی که طلب آمرزش می کنند، عذاب نمی کند.
در آیه ای دیگر خدای متعال ، نام پیامبر را در کنار نام خود و اطاعت او را در کنار اطاعت خویش قرارداده است که حاکی از عظمت و مقام قدسی آن حضرت در پیشگاه خداست:
«و  من یطع الله و رسوله فقد فاز فوزاً عظیما»[27] به دلیل همین مقام قدسی و کرامت معنوی پیامبر (ص) است که قرآن به گنه کاران دستور داده است که به محضر حضرتش بروند و از او درخواست نمایند که در حق آنان استغفار کند.
بنابر این، درجواز این نوع توسل، جای هیچ بحث و گفت و گویی نیست و یکی از موارد “متفق علیه” به حساب می آید؛ چرا که دعای برخاسته از روح پاک نبوی و قلب مالا مال از مهر الهی، بدون چون و چرا به هدف اجابت می رسد.[۲۸]  
۵-توسل به آثار پیامبر (ص) در زمان حیات
      یکی از موارد اتفاق بر جواز توسل، توسل به آثار پیامبر (ص) در زمان حیات آن حضرت است. توسل، گاهی با وسیله قراردادن خود شخص است، زمانی با اثرش و هنگامی نیز به مکانی است که آن مقام معنوی بزرگوار را در خود جای داده است .
    احمد بن حنبل نقل می کند:   “هنگامی که پیامبر(ص) وضو می گرفتند، مردم به جهت تبرک به آب وضوی حضرت، نزدیک بود که خود را به هلاکت اندازند “[۲۹] ۶- توسل به پیامبر(ص) در قیامت
   این قسم توسل درحقیقت همان «شفاعت»  است؛ یعنی مردم در قیامت، آن حضرت را وسیله قرار دهند و از ایشان بخواهند تا نزد خدا از آنها شفاعت کنند و برای آنان از درگاه الهی طلب مغفرت نمایند.
در صحیح بخاری آمده است :[۳۰]  “مومنان در قیامت دور هم جمع می شوند و می گویند: چه خوب است اگر پیامبر(ص) ما را شفاعت کند… آن گاه نزد حضرت می آیند و از وی طلب حاجت می کنند، پیامبر(ص) نیز از آنان شفاعت می کند” .
درصحیح مسلم آمده است :[۳۱] «… در قیامت، مومنان به ترتیب به حضرت آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، پناه می آورند و همگی عذر می خواهند. حضرت عیسی می فرماید:  به نزد محمد (ص) روید؛ زیرا او بنده ای است که خداوند گناهان گذشته و آینده او را آمرزیده است. پیامبر اکرم (ص) نیز به سجده می افتد و برای آنان از درگاه الهی طلب مغفرت می کند …»
ب) موارد اتفاق بر عدم جواز توسل
برخی از اقسام توسل به اتفاق تمامی مسلمانان جایز نیست که عبارتند از:
۱- توسل به طاغوت:
قرآن می فرماید: «یریدون اًن یتحاکموا الی الطاغوت و قد امروا اًٌن یکفروا به »[32] می خواهند برای داوری نزد طاغوت (حکام باطل) بروند با این که به آنها دستور داده شده است به طاغوت کافر شوند.
۲-توسل به بت ها
قرآن می فرماید:
«ویعبدون من دون الله ما لا یضرهم و لا ینفعهم و یقولون هؤ لاء  شفعاؤنا  عند الله »[33]  
غیر از خدا چیز هایی را می پرستند که نه به آنان زیان می رساند و نه سودی می بخشد و گویند ایشان شفیعان ما نزد خدایند.
ج) توسلات مورد اختلاف
عموم مسلمانان دربرخی از اقسام توسل با سلفی ها و وهابیان به شرح ذیل اختلاف دارند:
۱- توسل به جاه پیامبر (ص) و اولیای الهی در حیات برزخی؛
۲-توسل به دعای پیامبر (ص) و اولیای الهی در حیات برزخی؛
۳-توسل به آثار پیامبر (ص) و اولیای الهی در حیات برزخی؛
 
بخش چهارم : توسل از منظر روایات فریقین
احادیث فراوانی در منابع تاریخی و روایی فریقین وارد شده است که بر جواز و صحت و حتی استحباب توسل به ذوات انبیا و اولیای الهی یا مقامات آنان، به منظور تقرب به خدای متعال و طلب حاجت از او دلالت دارند . این امر نه تنها شرک نیست، بلکه اظهار تذلل و خشوع بیشتر در پیشگاه خداوند است. کسی که پیامبر و اولیای الهی را وسیله تقرب به خدا قرار می دهد ، در واقع خود را در محضر ربوبی آن چنان کوچک و بی مقدار می داند که اطمینان ندارد خداوند به او توجه و عنایت خواهد کرد.
بدین سبب کسانی را که نزد خدا آبرو دارند و مورد توجه و لطف اویند، وسیله قرار می دهد تا خدای متعال به احترام آنها او را نیز از رحمت واسعه خود برخوردار سازدو این نهایت خشوع و اظهار عبودیت برای خداست.
الف) توسل در احادیث اهل سنت
این احادیث دارای طرق صحیح اند و به چند دسته تقسیم می شوند:
۱-دسته اول: روایاتی که بیان کننده توسل به پیامبر اکرم (ص) قبل از ولادت و بعثت آن حضرت می باشند.
۲-دسته دوم: روایاتی که بیان کننده توسل به پیامبر اکرم (ص) در زمان حیات ایشان اند.
۳-دسته سوم: روایاتی که تایید کننده جواز توسل به پیامبر اکرم(ص) بعد از وفات آن حضرت  می باشند.
۴- دسته چهارم : روایاتی که توسل به حق سائلان را بیان می کنند.
دسته اول: روایات توسل به پیامبر اکرم (ص) قبل از ولادت و بعثت
ذکر یک نمونه از دسته اول
حاکم نیشابوری در مستدرک حدیثی از رسول خدا(ص) نقل می کند که فرمود:
زمانی که حضرت آدم مرتکب گناه (ترک اولی) شد، عرض کرد: خدایا! به حق محمد مرا ببخش.  خداوند فرمود: ای آدم!  چگونه محمد را شناختی، درحالی که هنوز  او را نیافریده ام! عرض کرد: آن گاه که به قدرت خود مرا آفریدی و از روح خود در من دمیدی، سرم را بلند کردم و دیدم که بر پایه های عرش نوشته شده: لا اله الا الله، محمد رسول الله و دانستم که تو جز محبوب ترین آفریده ات را به اسم خود اضافه نمی کنی. خداوند فرمود: ای آدم! راست گفتی، او محبوب ترین خلق نزد من است و به حق او (محمد) مرا بخوان که تو را می بخشم و اگر محمد نبود تو رانمی آفریدم.[۳۴] دسته دوم: توسل به پیامبر اکرم (ص) در حال حیات
روایات در این زمینه فراوان است. در این جا به پاره ای از آنها اشاره می شود:
حدیث اول: توسل نابینا به پیامبر گرامی (ص) به دستور آن حضرت
“ترمذی”از “عثمان بن حنیف”نقل می کند: مردی نابینا محضر پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: (ادع الله اًن یعافیني ) {از خدا بخواه که سلامتی و بینایی را به من بازگرداند}.
قال: ان شئت دعوت، و ان شئت صبرت فهو خیر لک. قال: فادعه. قال: فاًمره اًن یتوضا فیحسن وضوء ه و یدعوه بهذا الدعا؛
اگر بخواهی دعا می کنم و اگر صبر کنی برای تو بهتر است. عرض کرد: برای من دعا کن. حضرت فرمود: وضویی نیکوبگیر و این دعا را زمزمه کن:
اللهم انی اسالک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبی الرحمة. یا محمد! انی توجهت بک الی ربی فی حاجتی هذه لتقضی لی، اللهم فشفعه فی؛[۳۵] 
خداوندا! به واسطه پیامبرت، که رسول رحمت است، به تو روی آورده ام و حاجت خود را از تو طلب  می کنم. ای محمد(ص) به وسیله تو، به پروردگارم روی آورده ام تا حاجتم روا شود، خداوندا او را شفیع من قرار ده. 
ابن حنیف می گوید : “پس به خدا قسم ما هنوز متفرق نشده بودیم و طولی نکشید ه بود که آن مرد داخل شد و گویا اصلاً چشمان او مشکلی نداشته است” 
حدیث دوم:
طبرانی در جامع کبیر، حاکم در مستدرک، بیهقی در دلائل النبوه و ابن حبان از رسول خدا(ص) نقل کرده اند: هنگامی که فاطمه بنت اسد، مادر امیر المومنین علی (ع) درگذشت و قبر را برای دفن او آماده ساختند، رسول خدا(ص) فرمودند:
الله الذی یحیی و یمیت و هو حي لا یموت اغفر لامی فاطمه بنت اسد و وسع علیها مدخلها بحق نبیک و الانبیاء الذین من قبلی؛[۳۶] خدایی که زنده می کند و می میراند و او زنده است و نمی میرد، بیامرز فاطمه دختر اسد را و جایگاه او را وسیع گردان به حق پیامبرت و پیامبرانی که پیش از من بودند. سید احمد زینی دحلان در کتاب الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه می نویسد: “ابن ابی شیبه از جابر این حدیث را نقل کرده و ابن عبد البر نیز آن را از ابن عباس و ابو نعیم از انس نقل کرده است.”[۳۷] این دعا دلالت دارد بر این که توسل ، هم به زنده ها صحیح است و هم به اموات. در مورد پیامبر(ص) توسل به شخص زنده است و در مورد انبیا قبل از ایشان ، توسل به حق مردگان است.
در خلاصة الکلام می گوید: “این حدیث را طبرانی در جامع کبیر و اوسط خود و ابن حبان و حاکم نقل نموده که آن را حدیثی صحیح دانسته اند.”[۳۸] دسته سوم: توسل به پیامبر اکرم (ص)بعد از وفات
در این زمینه، بخشی از روایاتی که بر مشروعیت و جواز ، بلکه استحباب توسل به آن حضرت بعد از وفات، دلالت دارند به اجمال آورده می شود:
حدیث اول:
سمهودی از طبرانی در جامع کبیر خود از عثمان بن حنیف نقل می کند[۳۹]که مردی برای حاجتی نزد حضرت عثمان بن عفان (خلیفه سوم مسلمین)  رفت و آمد  می کرد،ولی خلیفه هیچ التفات و توجهی به حاجت او نکرد، پس با عثمان بن حنیف ملاقات کرد و از این موضوع به او شکایت کرد. عثمان بن حنیف به او گفت: به خانه برو  و وضو بگیر سپس به مسجد بیا و بعد دو رکعت نماز بگزار و بگو :اللهم انی اسالک و اتوجه الیک بنبینا محمد(ص) نبی الرحمه، یا محمد! انی اتوجه بک الی ربک ان تقضی حاجتی؛  خدایا! من از تو درخواست می کنم و روی می آورم به سوی تو به واسطه پیغمبرمان محمد(ص) پیامبر رحمت، ای محمد! به درستی که من روی آوردم به وسیله تو به سوی خدای تو برای این که حاجت مرا برآورده سازی.
پس حاجت خود را یاد آور شو. آن مرد رفت و آن گونه انجام داد، سپس به در خانه خلیفه سوم رفت. کسی که در را می گشاید، آمد و دست او را گرفت و نزد خلیفه برد. حضرت حاجت او را پرسید، او حاجت خود را ذکر کرد و خلیفه مسلمین آن را برآورده نمودو به او گفت: هرگاه حاجتی داشتی آن را یاد آور شو، سپس از نزد خلیفه خارج شد، پس ابن حنیف را ملاقات کرد و به او گفت: خدابه تو جزای خیر دهد، خلیفه درحاجت من نظر  نمی کرد تا این که تو با او در این باره سخن گفتی.
ابن حنیف درجواب گفت: به خدا قسم! من با او سخن نگفته ام، ولی شاهد بودم شخص نابینایی نزد رسول خدا آمد و از نابینایی خویش شکایت کرد. پیامبر(ص) به او فرمود: اگر خواسته باشی، دعا می کنم و یا این که صبر کن. او گفت ای رسول خدا! برای من کمک کار و عصاکشی نیست و بر من این نابینایی بسیار مشقت دارد. رسول خدا به او فرمود: ( برو و وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و دعا کن به همین دعا!)  ابن حنیف گفت: به خداقسم! ما از هم جدا نشده بودیم و گفت و گوی ما طول کشید تا این که آن مرد بر ما داخل گردید؛ مثل این که هیچ نابینا نبوده است.
سمهودی می گوید:  (( همین جریان را بیهقی نیز از دو طریق نقل کرده است))[۴۰] این جریان، هم، توسل به رسول خدا پس از وفات آن حضرت به دستور ابن حنیف و هم سند دیگری است بر آن چه از ابن حنیف درمورد زمان حیات آن حضرت نقل شده است .
حدیث دوم:
قسطلانی نقل می کند:
عربی بادیه نشین مقابل قبر پیغمبر (ص) ایستاده و گفت: خدایا! امر کردی به آزادکردن بندگان، این (اشاره به قبر پیامبر) حبیب و دوست توست و من هم بنده تو هستم، پس به حق صاحب این قبر مرا از آتش آزاد کن. در هم چنین از حسن بصری نقل کرده است که گفت:
حاتم اصم بر قبر پیامبر(ص) ایستادو گفت: ای خدا! ما قبر پیغمبرت را زیارت کردیم پس ما را از درگاهت محروم برنگردان. ندایی به او آمد که ای مرد ! ما اذن ندادیم تو را در زیارت قبر دوست ما، مگر آن که پذیرفتیم تو را، پس برگرد تو و هرکه با توست از زیارت کنندگان که آمرزیده شده اید.[۴۱] این دو داستان از موارد توسل به رسول خدا(ص) پس از وفات است ؛ البته هردو مورد مربوط به آزادی از عذاب الهی و محروم نشدن از آمرزش خداوند است و از نوع دوم از توسل است که مورد خطاب و طلب، خداوند است و پیامبر اکرم(ص) واسطه قرار داده شده است و از نوع اول که از شخص پیامبر خواسته شده باشد، نیست.
حدیث سوم:
از جمله توسلات به پیامبر(ص) بعد از وفات آن حضرت، اشعار صفیه دختر عبدالمطلب ، عمه پیغمبر است که در رثای ایشان سروده، از جمله ابیات این دو بیت است:
اًلا یا رسول الله(ص) کنت رجاء نا     /      و کنت بنا براً  ولم تک جافیاً
        وکان بنا براً رحیماً نبینا             /    لیبک علیک الیوم من کان باکیاً
ای پیامبر گرامی! تو امید ما بودی، تو به ما نیکوکار بودی نه جفاکار، به ما مهربان بودی، ای پیامبر ما! از این روز، هرکس گریان است، باید برتو گریه کند.
دراین اشعار که درمحضر صحابه سروده و خوانده شده و پیامبر مخاطب قرار گرفته، جمله “کنت رجائنا” دلالت دارد بر این که پیغمبر پس از مرگ، در استغاثه و توسل مورد امید مسلمان ها بوده است؛ یعنی تو در شفاعت و کمک کردن به ما مایه امید مایی و تو واسطه ما دردرگاه خدایی و مایه امیدواری بودن پیغمبر بعد از مرگ ، درهمین امور است.[۴۲] حدیث چهارم:
بیهقی و ابن ابی شیبه روایت کرده اند: (( درزمان خلافت حضرت عمر ، مردم را قحطی گرفت، پس بلال بن حرث که از اصحاب پیامبر(ص) بود، به سوی قبر آن حضرت آمد و گفت: ای رسول خدا! امت هلاک شدند، برای آنان طلب آب (باران) کن، پس بلال رسول خدا را درخواب دید که به او خبر داد به زودی مردم سیراب می شوند))[۴۳] در این داستان بلال بن حرث، پیغمبر را بعد از وفات، مخاطب قرارمی دهدو به او متوسل می شود واز او طلب باران می کندو سیراب شدن امت را می خواهدو اگر این یک بدعت و عمل خلاف و منکر بود، هرگز صحابی رسول خدا درمحضر اصحاب رسول خداو مسلمانان، چنین عملی را انجام نمی داد.
زینی دحلان که این روایت را نقل کرده است، می گوید: (( کسی که دعاها و اذکار گذشتگان را تتبع کند، موارد زیادی از توسلات را می یابد و این که هیچ کس بر آنها ایراد نگرفته است))[۴۴] سمهودی این روایت را از بیهقی از طریق اعمش از ابی صالح از مالک الدار نقل می کند و می گوید((ابن ابی شیبه نیز با سندی صحیح آن را از مالک الدار نقل نموده است))و ادامه می دهد:
محل شاهد [در روایت مذکور] از پیامبر(ص) آب طلبیدن است، درحالی که آن حضرت در برزخ اند و در این حالت، دعا نمودن و درخواست کردن از پروردگاربرای پیامبر، مانع ندارد و از طرف دیگر، عالم بودن حضرت به خواسته سؤال کننده، درروایت وارد شده است؛ بنابر این آب طلبیدن و غیر آن از پیامبر اشکال ندارد؛ چنان که درحال حیات و دردنیا بلامانع بود.[۴۵]  
دسته چهارم: توسل به حق سائلان
ذکر نمونه:
عطیه عوفی از “ابو سعید خدری” نقل می کند پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که از خانه خود بیرون برود و در این حال دعای زیر را بخواند ، با رحمت خداوند روبرو می شود و هزار فرشته برای او طلب آمرزش می کند.
اللهم انی ااساًلک بحق السائلین علیک و اًسالک بحق ممشای هذا … فاسالک ان تعیذنی من النار، و ان تغفر لی ذنوبی انه لا یغفر الذنوب الا اًنت …؛
پروردگارااز تو درخواست می کنم به حق سؤال کنندگان و به حرمت گام هایی که به سوی تو بر می دارم …،از تو می خواهم مرا از آتش باز داری و گناهان مرا ببخشی ، زیرا گناهان را جز تو کسی نمی بخشد..[۴۶] این روایت گواهی می دهد که انسان در مقام درخواست حاجت از خدا می تواند مقام و منزلت حق و شاً ن صالحان را واسطة خویش قرار دهد. باید یاد آوری شود جمله (( بحق السائلین علیک)) بر جواز توسل به صالحان دلالت دارد؛ زیرا سؤال کنندگان درگاه الهی از بندگان صالح خدایند که در این دعا خدا را به حق آنها می خوانیم.
نتیجه گیری:
با توجه به منابع اسلامی و از مجموع مطالب مذکور، این نتیجه حاصل می شود که توسل به اولیای خدا به ویژه رسول اکرم(ص) هم در حیات ظاهری و هم در دوران حیات برزخی آنان جایز است و این امر از همان زمان صحابه و تابعین به عنوان یک اصل مسلم اعتقادی، مورد پذیرش همگان بوده و سیره صحابه و تابعین و روایات فراوان، گواه این سخن اند.
دکتر محمد طاهر القادری، دانشمند اهل سنت پاکستانی می نویسد:
((همان گونه که توسل به پیامبر اکرم(ص) در حیات ظاهری آن حضرت جایز است، بعد از رحلت آن حضرت نیز توسل به او صحیح است وهیچ دلیل شرعی و عقلی نداریم که بعد از وصال آن حضرت توسل به او ممنوع باشد))
((عقیده ما این است: وقتی پیامبر اکرم (ص) یا یکی از اولیای خدا را وسیله قرار  می دهیم، هرگز آنها را شریک و مساوی خدا نمی دانیم. آنان فقط “متوسل به”اند و خداوند “متوسل الیه” است. او ((وحده لا شریک له)) است و هیچ نبی یا ولی زنده یا مرده، شریک او نخواهد شد. ما برای قبولی دعا آنها را وسیله قرار می دهیم، اما قدرت قبول دعا فقط به دست خداست.[۴۷] «حضور» پیامبر اکرم(ص) در حیات و ممات او یکسان است. عبد الله بن مسعوداز رسول خدا(ص) روایت می کند:
حیاتی خیر لکم تحدثون و یحدث لکم ، فاذا اٌنا مت کانت و وفاتی خیراً لکم، تعرض علی اعمالکم، فان رایت خیراً حمدت الله و ان رایت شراً استغفرت الله لکم؛[۴۸]  
 
فصل سوم:
 توسل به آثار اولیای الهی در سیره اصحاب و تابعین و علمای اسلام(ادامه مطلب در قسمت دوم )

[۱] کتاب العین، ماده وسل ، ج۳ ، ص۱۹۵۷

[۲] سید محسن خرازی ، کلمه حول التوسل، ص۹ و۱۰

[۳] شوری، آیه ۲۳

[۴] دیوان امام شافعی ،ص ۷۲ و الصواعق المحرقه، ص ۱۴۶ .

[۵] تمامی مذاهب فقه اسلامی متفق اند که هرکس در تشهد نماز ” اللهم صل علی سیدنا محمد و  علی آل سیدنا  محمد ” را نگوید ، یا آن را ناقص بگوید و آل محمد را ذکر نکند ، نمازش باطل است . منظور امام شافعی نیز همین است  . درباره روایاتی که در این زمینه ، اهل سنت روایت کرده اند ، عبارتند از : سنن دار قطنی، ص ۱۳۶ ؛ الصواعق المحرقه، ص ۸۸ و سنن بیهقی ، ج۲ ، ص ۳۷۹  .

[۶] ابن ابی شیبه ، المصنف ، ص۲۶۴ و ابن جریر طبری، جامع البیان عن تاویل آ ی القرآن ، ج۱۱ ،ص ۱۷۱ .

[۷] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۴، ص۳۶۴ .

[۸] نهج البلاغه ، ترجمه فیض الاسلام ، خطبه ۱۱۰ .

[۹] آل عمران ،آیه ۱۰۳ .

[۱۰] صحيح مسلم، صحیح ،ج۷ ،ص۱۳۲؛ ترمذی، سنن الترمذی، ج۴،ص ۲۴۵؛ ابن جریر طبری، الجامع البیان، ج۴، ص۴۳ و المیزان،ج۳،ص ۴۱۷ .

[۱۱] یوسف ،آیه ۹۷ .

[۱۲] یوسف آیه ۹۸ .

   [13]مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه ،ج۱۰،ص۷۵ .

[۱۴] نساء ، آیه ۶۴ .

[۱۵] تفسير كبير، ج۵،ص۱۶۷و ۱۶۸

[۱۶] سید حسن موسوی قزوینی، البراهین الجلیه فی دفع تشکیکات الوهابیه،ص۴۷ و۴۸

[۱۷] نساء آيه ۶۴

[۱۸] اعراف آیه ۸۰

[۱۹] محمدبن عیسی بن سوره ، سنن ترمذی، ج۵ ص ۵۱۵ ، ح ۳۴۷۵ . این روایت در منابع ذیل نیز آمده است
بحارالانوار، ج ۹۰ ، ص ۲۲۴ ،. مسند احمد ، ج۵ ، ص ۳۴۹،. سنن ابن ماجه ، ج ۲ ، ص ۱۲۶۸ .، تفسیر نور الثقلین ، ج ۴، ص ۸۲ و تفسیر ابن کثیر ، ج ۴ ، ص ۶۰۸ 

[۲۰] ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بخاری، صحیح البخاری،ج۴ ،ص ۱۷۳، کتاب الانبیاء ، باب ۵۳ ( نقل از جعفر سبحانی، وهابیت مبانی فکری و کارنامه عملی، ص ۲۳۴) . این سرگذشت را مسلم در صحیح خود ، تفصیلاٌ به روایت عبد الله بن عمر از رسول خدا(ص)  آورده است(مسلم، صحیح، ص۱۳۴۳ ، ح ۶۸۶۳)

[۲۱] الدر المنثور فی التفسیر الماثور،ج ۴ ،ص ۲۱۲ و ۲۱۳

[۲۲] کهف ، آیه ۹

[۲۳] احمدبن خالد برقی ، محاسن،ج ۱ ،ص ۲۵۳ ( باب الاخلاص)

[۲۴] مجمع البیان لعلوم القرآن ،ج ۳ ، ص ۵۲

[۲۵] احمد بن حنبل ،ج ۴ ،ص ۴۴۵ ، و متقی هندی ، کنز العمال ،ج ۱ ،ص ۶۰۸

[۲۶] انفال، آیه ۳۳

[۲۷] احزاب ، آیه ۷۱

[۲۸] جعفر سبحانی، وهابیت مبانی فکری و کارنامه عملی ، ص ۲۳۵ و۲۳۶ .

[۲۹] مسند احمد، ج۴ ،ص۳۲۹  و صحیح بخاری، ج، ص ۵۵ .

[۳۰] صحیح بخاری ،ج۱ ، ح ۷۴۴۰ .

[۳۱] صحیح مسلم ،ج۱،ح۱۹۳ . گروه فتوای وهابیان نیز این روایت را نقل می کنند .( ر. ک : البدع والمحدثات و مالا اصل له، ص ۲۶۵ و ۲۶۶ ) .

[۳۲] نساء ، آیه ۶۰ .

[۳۳] یونس ، آیه ۱۸

[۳۴] المستدرک علی الصحیحین،ج۲،ص۶۱۵ .

[۳۵] صحیح ترمذی،ج۵،ص۲۲۹،ح۳۶۴۹، تحقیق عبدالرحمن محمد عثمان و سنن ابن ماجه ،ج۱،ص۴۴۱،ح۱۳۸۵ .

[۳۶] کشف الارتیاب،ص۲۶۵ ووفاء الوفاء ج۴،ص۱۳۷۳ .

[۳۷] نقل از : جعفر سبحانی ، آیین وهابیت ،ص۱۵۹ و وفاء الوفاء ،ج۴،ص۱۳۷۳ .

[۳۸] سید محسن امین عاملی، کشف الارتیاب،ص ۳۱۲ .

[۳۹] وفاء الوفاء ،ج۴،ص۱۳۷۳ . طبرانی، المعجم الکبیر ،ج۹،ص۳۰،باب مااسند الی عثمان بن حنیف، رقم ۸۳۱۱ .

[۴۰] وفاء الوفاء ،ج۴،ص۱۳۷۳ .

[۴۱] همان

[۴۲] حافظ نورالدین علی بن ابی بکر هیثمی، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد،ج۹،ص۳۹ و احمدبن عبدالله طبری حافظ محب الدین ،ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی،ص۲۵۲ .

[۴۳] زینی دحلان،الدررالسنیه فی الردعلی الوهابیه ،ج۱،ص۹ .گفته بلال بن حرث و توسل او چنین است: ((یا رسول الله استسق لا متک فانهم قد هلکوا)) .         

[۴۴] همان،ج۱، ص۳۱٫

[۴۵] وفاء الوفاء، ج۴،ص۱۳۷۴ .

[۴۶] حافظ محمد بن ابی عبد الله بن ماجه ی قزوینی ،سنن،ج۱،ص۲۶۱ و ۲۶۲ ؛متقی هندی،کنز العمال،ج۱۵،ص۳۹۶و مسند احمد بن حنبل، ج۳،حدیث ۲۱ .

[۴۷] عقیده توسل،ص ۲۲۲ و۲۲۳ .

[۴۸] جهضمی مالکی، فضل الصلاة علی النبی، ص۳۸؛ سیوطی، الجامع الصغیر، ج۱ ،ص۵۸۲؛ و متقی هندی، کنز العمال، ج۱۱ ،ص۴۰۷،ح ۳۱۹۰۳ .

شناسه خبر : 19877

این خبر رو هم ببینید

نگاهی به زندگی محمد بن عبدالوهاب، بنیانگذار وهابیت

وهابیت از فرقه های نوپای جهان اسلام است. این مسلک که در زادگاه اسلام، یعنی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − 6 =