خانه / فرهنگی / جلوه و جمال رمضان در ادب پارسیاستاد رضا اسماعیلی

جلوه و جمال رمضان در ادب پارسیاستاد رضا اسماعیلی

از زمان رودکی تا کنون و با شکل گیری ادب پارسی، آثاری با موضوع رمضان در شعر شاعران بزرگ فارسی زبان مسلمان دیده می‌شود که با توجه به این که موضوع و مضمون اصلی آنها رمضان است، می‌توان نام «رمضان ـ سروده» بر آنها نهاد.

موضوعاتی که شاعران در این رمضان سروده‌ها توجه بیشتری به آن‌ها داشته اند، استقبال از ماه مبارک رمضان، تأمل در فلسفه روزه داری و حکمت آن، اشاره به آداب افطار و گشودن روزه، تأمل در فلسفه لیالی قدر و شهادت مولا امیرالمؤمنین علی (ع)، وداع با ماه رمضان و همچنین استقبال از عید سعید فطر است.‏برای مثال، حکیم ابوالقاسم فردوسی از اولین شاعرانی است که مفهوم رمضان در آثارش وجود دارد. وی در بیتی در باره ماه مبارک رمضان چنین گفته است:‏
‏ همان بر دل هر کسی بوده دوست
‏ نماز شب و روزه آیین اوست
حکیم ناصرخسرو نیز از دیگر شاعرانی است که به موضوع رمضان توجه داشته و در دیوان اشعارش شعرهایی با این موضوع یافت می‌شود. ناصر خسرو که ذاتا شاعری اخلاق گراست، خواننده شعر خویش را به تامل در این حکم عبادی فرا می‌خواند و می‌گوید:‏
‏ چون روزه ندانی که چه چیزی است چه سود است
‏ بیهوده همه روز تو را بودن ناهار
این شاعر تعلیمی بر این باور است که اگر در احکام الهی در منزل «صورت» و ظواهرمتوقف بمانیم و از فلسفه آنها غافل باشیم، نماز و روزه ما ارزش چندانی ندارد و هیچ تحولی در باطن ما ایجاد نمی‌کند:‏
‏ از نماز و روزه تو، هیچ نگشاید تو را‏
‏ خواه کن، خواهی مکن، من با تو گفتم راستی
ناصرخسرو نماز و روزه واقعی را نردبانی برای صعود انسان مسلمان و بالی برای پرواز از خاک به افلاک می‌داند که جزا و پاداش آن بهشت عدن الهی ست:‏
‏ سوی بهشت عدن یکی نردبان کنم
‏ یک پایه از صلات و دگر پایه از صیام
همچنین مولانا، شاعر و عارف بزرگ ایرانی، از دیگر شاعرانی است که می‌توان موضوع رمضان را در اشعارش رصد کرد؛ از جمله مثنوی معروفی که هر سال در لحظه معنوی افطار از صدا و سیما پخش می‌شود:‏
این دهان بستی دهانی باز شد ‏
‏ تا خورنده ی لقمه‌های راز شد
لب فروبند از طعام و از شراب ‏
‏ سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی ‏
‏ پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن ‏
‏ بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام ‏
‏ امتحان کن چند روزی در صیام
چند شب‌ها خواب را گشتی اسیر
‏ یک شبی بیدار شو دولت بگیر ‏
‏ (مثنوی معنوی ـ مولوی)‏
و اما در میان شاعران، نگاه حافظ به رمضان کمی متفاوت‌تر و رندانه‌تراست. حافظ به این ماه مبارک به گونه‌ای دیگر نگاه کرده و تعریفی متکی بر معرفت و بینش دینی به رمضان داشته است.
نگاه حافظ به روزه و رمضان، نگاهی رندانه و ناقدانه است. حضرت لسان الغیب به بهانه روزه به نقد رفتار دینی برخی از مسلمانان اسمی و شناسنامه‌ای پرداخته و با لهجه‌ای طنزآمیز نحوه سلوک دینی این گروه از مسلمانان را زیر سوال برده است.‏در دیوان حافظ شش غزل با موضوع رمضان وجود دارد که از این غزل‌ها، چهار غزل فطریه هستند و در استقبال از آمدن عید سعید فطر سروده شده‌اند.گاهی عده‌ای آن دسته از غزل‌های حافظ را که در ارتباط با رمضان سروده شده‌اند، مطالعه کرده و از حافظ به عنوان فردی رمضان‌گریز یاد می‌کنند؛ یعنی از ظاهر و پوسته این اشعار این احساس به آن‌ها دست می‌دهد‌؛ اما در واقع حافظ رندی بوده که شاید ظاهر غزل‌های او بوی رمضان‌گریزی داشته ؛ اما باطن و مغز این اشعار در ستایش رمضان است. برای مثال حافظ شیرازی در غزلی می‌گوید:‏
روزه یک‌سو شد و عید آمد و دلها برخاست
‏ می‌ز خم‌خانه به جوش آمد و می‌باید خواست
موقع زهدفروشان گران‌جان بگذشت
‏ وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
در واقع باید گفت حافظ در رمضان سروده‌هایش دکان زهدفروشی را تخطئه کرده و بر مسلمانان دو رو و ریا کاری تاخته است که با سکه دین به دنبال تجارت دنیا هستند. مسلمانانی که می‌خواهند از نمط اسلام و مسلمانی، کلاهی برای خود ببافند و لا غیر!‏
حضرت لسان الغیب در غزل دیگری می‌گوید:‌‏
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
‏ در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت
وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
‏ عمری که بی حضور صراحی و جام رفت
حافظ از موضع یک دین‌شناس بصیر و دردآگاه به نقد و آسیب‌شناسی عالمانه مسلمانی زمان خویش پرداخته و بر سلوک دینی متدینین و متشرعین عصر خویش نقد زده و هدفش چیزی جز اصلاح‌گری نبوده است ؛ اما شاعرانی مانند فرخی سیستانی ومنوچهری دامغانی از موضع یک مسلمان شناسنامه‌‌ای به نقد عامیانه احکام دینی‌، رمضان و روزه پرداخته‌اند که بحث رمضان‌گریزی در آثار این شاعران تا حدودی جدی‌تر و پررنگ‌تر است.‏حافظ از آمدن عید سعید فطر اظهار خوشحالی و خشنودی می‌کند و می‌گوید:‏
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
‏ بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
حافظ همچنین راه نجات و رستگاری انسان مومن را در اعتدال دینی می‌داند و به همه آدمیان توصیه می‌کند:‏
دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
‏ نکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
حافظ تظاهر به روزه‌داری را دامی برای فریب خلق می‌داند و آن را گناهی بزرگ‌‌تر و زشت‌تر از روزه‌ خواری می‌داند ؛ زیرا روزه‌ خوار در نگاه حافظ قصد فریب بندگان را ندارد؛ اما کسی که دکان زهدفروشی و تظاهر به روزه‌ داری باز کرده و قصد فریب دیگران را دارد، از منظر حافظ که دین شناسی بصیر و آگاه است، گناهش سنگین‌تر از جماعت روزه‌خوار است.‏
موضوع دیگری که شاعران مسلمان در ارتباط با ماه رمضان به آن توجه داشته‌اند، این است که انسان‌ها را از روزه جسم به روزه جان و در اصل، از روزه ظاهر به روزه باطن دعوت کرده‌اند و در این موضوع تأمل داشته‌اند که مفهوم رمضان تنها نخوردن و نیاشامیدن نیست؛ بلکه باید جسم و جان همگی روزه باشند و به دنبال معصیت نروند. برای مثال سعدی در شعری حکایت گونه که صبغه تعلیمی و اخلاقی دارد، ما را به روزه «باطن» فرا می‌خواند که صیقل دهنده جان و عامل معراج انسان از خاک به افلاک است:‌‏
شنیدم که نابالغی روزه داشت
‏ به صد محنت آورد روزی به چاشت
به کتابش آن روز سائق نبرد
‏ بزرگ آمدش طاعت از طفل خرد
پدر دیده بوسید و مادر سرش
‏ فشاندند بادام و زر بر سرش
چو بر وی گذر کرد یک نیم روز
‏ فتاد اندر او ز آتش معده سوز ‏
به دل گفت اگر لقمه چندی خورم ‏
‏ چه داند پدر غیب یا مادرم؟
چو روی پدر در پسر بود و قوم
‏ نهان خورد و پیدا به سرد برد صوم
که داند چو در بند حق نیستی
‏ اگر بی‌وضو در نماز ایستی؟
پس این پیر از آن طفل نادان‌تر است
‏ که از بهر مردم به طاعت در است
کلید در دوزخست آن نماز
‏ که در چشم مردم گذاری دراز
اگر جز به حق می‌رود جاده‌ات ‏
‏ در آتش فشانند سجاده‌ات
‏«لیالی قدر» نیز یکی دیگر از موضوعات مورد توجه شاعران در رمضان سروده‌ها بوده است. شاعران پارسی زبان در استقبال از لیالی بابرکت قدر و در بیان فلسفه شب‌های قدر، اشعار فراوانی سروده اند؛ برای مثال، صائب تبریزی در ارتباط با لیالی قدر می‌گوید:‏
بی قدری ما چون نشود فاش به عالم
‏ ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت
علیرضا قزوه از دیگر شاعرانی است که سیمای رمضان در اشعارش نمودی چشمگیرتر از دیگر شاعران معاصر دارد. او در رمضان سروده زیبا و قابل تاملی، فرا رسیدن لیالی پر برکت قدر را فرصتی طلایی برای تزکیه نفس و تحول روحی انسان عنوان می‌کند و چنین می‌گوید:‏
تشنه ام این رمضان، تشنه‌تر از هر رمضانی
‏ شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم
‏ راستی روزه مگر چیست؟همین خانه تکانی
امیرعلی مصدق نیز در باره ی منزلت شب‌های قدر گفته است:‏
شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی
‏ خانه دل ز گناهان بتکانیم همی.‏
زمانی که ماه رمضان به پایان می‌رسد، شاعران ضمن اظهار تأسف و حسرت از رفتن این ماه مبارک، خوشحالی خود را از آمدن عید سعید فطر اظهار می‌کنند؛
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
‏ صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت ‏
همچنین صائب تبریزی از شاعران بزرگ سبک هندی در غزلی می‌گوید:‏
افسوس که ایام شریف رمضان رفت
‏ سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت
افسوس که سی پاره ی این ماه مبارک
‏ از دست به یک باره چو اوراق خزان رفت
زنده یاد قیصر امین پور نیز در قالب دو رباعی، تاسف و حسرت عمیق خود را از وداع با ماه مبارک رمضان و از دست رفتن این فرصت الهی برای خانه تکانی دل و جان چنین بیان کرده است:‏
با روزه و با نماز نشناختمت
‏ با آن همه رمز و راز نشناختمت
یک ماه اگر چه میهمانت بودم
‏ بگذشت مجال و باز نشناخت
عید است و دلم خانه ویرانه، بیا
‏ این خانه تکاندیم ز بیگانه، بیا
یک ماه تمام میهمانت بودیم
‏ یک روز به مهمانی این خانه بیا
علیرضا قزوه در وداع با ماه مبارک رمضان غزلی دارد که به نظر می‌رسد مضمون آن بر گرفته و ملهم از دعای امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه در وداع غم انگیز با ماه مبارک رمضان باشد:‏
آمدیم از سفر دور و دراز رمضان
‏ پی نبردیم به زیبایی راز رمضان
هرچه جان بود سپردیم به آواز خدا
‏ هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان
شام آخر شد و با گریه نشستیم به وداع
‏ خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان
در فرازی از دعای امام سجاد در وداع با ماه مبارک رمضان نیز می‌خوانیم:‏
‏«خداوندا تو از خالص‏ترین آن وظایف و برگزیده‏ترین آن فرایض، ماه رمضان را قرار دادی که آن را از میان سایر ماه‌ها برگزیدی و از میان همه زمان‌ها و عصرها اختیار کردی و بر تمام اوقات سال ترجیح دادی؛ زیرا در آن قرآن و نور نازل نمودی و ایمان را در این ماه چند برابر ساختی و روزه گرفتن را در آن واجب فرمودی و به شب‌زنده‏داری در آن ترغیب کردی و شب قدر را، که از هزار شب برتر است.‏اینک آن را وداع می‏گوییم؛ وداع کسی که هجرانش بر ما غم‏انگیز است و روی گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار کرده و بر عهده ما پیمان ناگسستنی و حرمت در خور توجه، و حق لازم دارد. آن را وداع می‏گوییم؛ وداع کسی که هجرانش بر ما غم‏انگیز است و روی گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار کرده و بر عهده ما پیمان ناگسستنی و حرمت در خور توجه، و حق لازم دارد. زشت‌تر است، در آن بزرگ داشتی…»‏
جان کلام آن که رمضان در ادبیات فارسی جایگاهی بسیار والا دارد که پرداختن به آن محتاج تحقیقی مستقل و گسترده است و این مختصر فقط نمی‌از این اقیانوس کرانه ناپدید بود. چرا که گفته‌اند:‏
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید

شناسه خبر : 19755

این خبر رو هم ببینید

نخستین شهردار زن کردستان: اهل عقب‌نشینی نیستم

 سروه قادر خانزاده از معاونت شهرسازی و اداری – مالی شهرداری بانه با ۷ رأی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − شش =