خانه / اجتماعی / خلاء تاریخ نویسی و قیام ایلام در عصر رضاشاه / کامران رحیمی

خلاء تاریخ نویسی و قیام ایلام در عصر رضاشاه / کامران رحیمی

کامران رحیمی، نویسنده و پژوهشگر ایلامی به بهانه انتشار ویراست دوم کتاب «قیام ایلام در عصر رضاشاه» یادداشتی در خصوص خلاء تاریخ نویسی در ایران و خاصه مناطق کردنشین در اختیار کردپرس گذاشته است.

تاریخ، داستان سیر مترقیانه به سوی آزادی است {۱}

(ویکو فلسفه ی تاریخ)

تاریخ، محصول انسان است با تمام رویدادها، حوادث، فراز و نشیب­ها و سانسورها. زیرا آن­چه روی داده یا می دهد و یا آن چه به زعم، سلیقه و اعمال نظرها نوشته شده جملگی محصول فکر و سلیقه­ی مورخ و متاثر از مراکز قدرت است به عبارت دیگر تاریخ نویسی ابزاری در دست فاتحان است که چگونه و به چه شیوه ای برگ های زرین را  بنگارند.

خلاء تاریخ نویسی در میان کردها، به عامل عدم پایگاه قدرت، گویش معیار نوشتاری و فرهنگ شفاهی و …  برمی­ گردد بنابراین آن چه در مورد ما نوشته شده و در معتبرترین کتابخانه­ ها، انباشت گشته بنابر دلیل فوق، محصول و دستاوردی موهوم و مشکوک است و چندان محل اعتبار و استناد و اعتماد نیست مگر با موشکافی دقیق و نقد و بررسی عمیق.

باری بخش اعظم تاریخ ما، نگارش زندگینامه، لشکرکشی، فتح نامه، تشریفات عزل و نصب شاهان در قرون متمادی است. آن چه بدان کمتر اشاره شده تاریخ راستین مردمان این دیار است که مظلومانه برگ های زرین تاریخ نویسی ملوکانه را به نظاره نشسته اند.

البته عدم فرهنگ نوشتاری و مکتوبات منحصر به کردان و زاگرس نشینان نیست در مورد سایر ایرانیان نیز حکم به همین منوال است چه مورخان کمتر به تاریخ و سرگذشت مردم، حکیمان و نوابغ پرداخته اند. به عنوان نمونه امروزه زندگینامه، مدارج تحصیل، محل زیست و بالندگی، بزرگترین شاعران و گویندگان فارس و کرد در قرون وسطی در هاله ای از ابهام است یا روایت­های چندگانه ای در مورد آنان موجود است. اما سرگذشت و آثار شاعران و نویسندگان هم عصر آنان در اروپا نظیر : جفری چوسر، ویلیام لانگ لانگ، توماس مالوری  و… شفاف، روشن و نمایان است.

اما این واقعیت تلخ به معنی پایان کار نویسندگان، روشنفکران و اهالی تحقیق نیست بلکه ایشان می­بایست با پشتکار و کنکاش دقیق بتوانند سره از ناسره بازشناسند و با تحلیل و تجزیه علمی و عقلی مکتوبات و تحقیقات میدانی، نقش و چهره­ی واقعی مردم خود را از تاریخ بازیابند و هویت خود را از غبار زمان بزدایند.

توجه و استناد صرف به (منابع مکتوب) که در مورد ما نوشته شده و آوردن این منابع در کتب و پایان نامه ها، بدون نقد، تحلیل و بازخوانی، نمی تواند ما را به حقایق و واقعیت نزدیک نماید. زیرا امانت در نقل قول­ها، رعایت علایم نگارشی و چگونگی ارجاع رفرنس و طمطراق پیرامون این روش­های به اصطلاح علمی، فقط و فقط رعایت الگوها و فرمت­های دانشگاهی در تدوین کتب ومقاله است نه خود واقعیت و حقیقت.

چه در این نوشته ­ها، قضیه­ های حب و بغض، اعمال سلیقه و نظر و گاهی پروسه­ وارونه سازی در میان بوده است و در پاره ای موارد این افراد مامور بوده ­اند و معذور.  چنان­که حاج سیاح {2} در خاطرات خود تحت عنوان (دوره­ی خوف و وحشت) که به ایلام زمان والیان سفر کرده چنان سیمای پر از ظلم، زور و خفتان از ایلام ترسیم نموده است که ناخودآگاه خواننده را به یاد بیدادگاه های دوره ی حکومت کلیساها در قرون وسطی می اندازد {3}  یا جهانگردی انگلیسی به نام خانم فریا استارک که در پی گنج آمده، رنج مردم را چند برابر گزارش نموده است {4}. از سوی دیگر میرزاها و کاتبانی که در خدمت والیان بوده­ اند چهره­ا­­­ی تابناک و دینی و عدالت گستر از والیان ترسیم نموده­اند.

با وجود این  دو گانه­نویسی، نباید قلم اهل تحقیق از حرکت بایستد و به همه­ی مستندات شکاک شود بلکه با قرائت نوین و تطبیق این داده­ها با نقد وتحلیل امروزی و دور از غرض ورزی تلاشی در خور جهت کشف حقایق بنماید.

قلم به مزدی در اعصار گذشته، کردها را از نژاد اجنه دانسته و دیگری کردها را کلدانی یا سامی فرض کرده است و جالب این که در این باب، ضمن قلم فرسایی و جعل احادیث، شجره­نامه­ها­ی مفصل تدوین نموده­اند و… طُرفه این که قلم به دستی امروزی، جهت اخذ مدارک عالی  و کسب معاش بهتر و با نظارت هیئتی متشکل از چند استاد راهنما، مشاور و ویراستار این خزعبلات را برای چندمین بار فیش برداری، نقل قول، چرک­نویس و پاک­نویس می­نماید. غافل از این که هدف آن مورخ یا دستگاه مشوق از ذکر سخنانی از این دست، همانا ضمن تحقیر و هویت زدایی اقوام، بازی و مشغول سازی آن­ها در این دور باطل تاریخ است.

هگل معتقد است جنگ اجتناب ناپذیر است زیرا دولت­ ها هر کدام به منزله افراد آزادی هستند که منافعشان با هم در تضاد و تصادم است و برای رفع این تضاد ناچار جنگ درمی­گیرد و به این ترتیب تاریخ پیدا می­ شود. {۵}

بنابراین تاریخ سیاسی معاصر ایلام با جنگ نیروهای رضاخان، علیه حکام ایرانی خاصه ایلام و خلع قدرت غلام رضاخان آخرین والی ایلام آغاز می ­شود. رضاخان در آغاز حکومت خود خلاف رویه ­ حکومت­داری صفویه و قاجاریه، منافع خود را در تضاد و تقابل با حکام میهن پرست ایرانی دید و به شدت و خشونت تمام به سرکوب آنها پرداخت.

این مهره­  سرسپرده­ی  استعمار پیر (انگلیس) با شعار فریبنده­  مدرن سازی ایران حول محور فرضیه دولت – ملت­سازی واحد که در واقع نسخه و دیکته ­ی غربیان جهت چپاول بیشتر بود وارد کارزار شد و توانست بسیاری از روشنفکران و متجددان ایرانی را با خود همراه و همگام نماید و در مدت کوتاهی با عملکرد و روش ها­ی تند و رادیکال شیرازه­ی فرهنگ ایرانیان را به مخاطره انداخت.

 شعار و فرضیه­ای که پس از گذشت چند دهه برای روشنفکران {۶}  و حتی داعیان و مجریان این فرضیه، امروزه رنگ باخته است و در صدد ترمیم و تصحیح آن بر آمده ­اند. اما پیش از ندامت روشنفکران و متجددان امروزی از اقدامات رضاخانی، بسیاری از زعما و عقلای اقوام ایرانی، خاصه زاگرس نشینان با این پروسه کذب به مقابله برخاستند و توانستند آن را زمین گیر نمایند و زمینه را جهت حفظ، تثبیت و اعتلای هویت خدادادی خود فراهم نمایند. از این بزرگان وطن دوست می­توان به “شاه­ محمد ملکشاهی” چهره­ی مبارز و رهبر قیام مردمی در سال ۱۳۰۸٫ق(۱۹۲۹٫م) اشاره کرد.

قیام وسیع و گسترده ­ای که سرتاسر ایلات ایلام و حتی منطقه را در برگرفت و پس لرزه­ های آن دولت وقت را سراسیمه نمود چنان­که لشگری به فرماندهی سپهبد رزم­ارا جهت سرکوب به ایلام گسیل نمود. این نبرد که در اذهان مردم و کهنسالان به جنگ رنو اشتهار دارد بسیار پر دامنه و وسیع و فراگیر بوده است ولی متأسفانه تاکنون در زدایش تعمدی نام این قیام و قیام­گران یا تخریب و بی اهمیت جلوه دادن آن و از همه مهمتر سکوت در مورد این رخداد مهم، حرکت­های خزنده صورت گرفته است.

شاه­محمد ملکشاهی مردی مردستان است. مردی مردمدار، جذاب و محبوب که توانست با توجه به تنگناها و گسست­های بافت ایلی و عدم ارتباط، مردمان این دیار را حول مبارزه با دیکتاتور دین، هویت و فرهنگ برانداز، بسیج نمایند. در واقع وی در زمره­ی یکی از رهبران برجسته­ی مردمی در ایلام و حتی لرستان و کرماشان محسوب می­ شود که پس از قرن ها سربرآورده و از وی می­ بایست در تاریخ به عنوان نماد مقاومت ایلام در عصر ستم شاهی یاد کرد.

راقم سطور با این مقدمه­ تئوریک درصدد بود صاحب نظران بومی را به بازنگری تاریخ خود فرا بخواند اما جهت اطلاعات بیشتر در مورد این اثر که در مجال دیگر باید بدان پرداخت به اختصار معرفی می­شود:

قیام ایلام، حاصل تلاش و کوشش محقق و نویسنده­ خستگی ناپذیر (عباس محمدزاده) در طول نزدیک به یک دهه تحقیقات گسترده­ میدانی و کتابخانه­ ای مبتنی بر منابع و مأخذ معتبر و اسناد مرکز مطالعات تاریخ و مصاحبه با کهنسالان و بازماندگان جنگ رنو است. اینک این اثر با ارایه­ اسناد جدید، استدراکات نوین و اعمال دیدگاه منتقدان و همچنین پیرایش و ویرایش در فرم و قطع و تا حدودی محتوا جهت چاپ دوم به زیور طبع آراسته شده که امید می­رود جلب رضایت خوانندگان ارجمند و فرهیخته را برآورده نماید.

عباس محمدزاده، محقق ونویسنده ­ای دقیق، امانتدار با نثری فاخر و جزیی ­نگر است و در تحلیل رخدادها، هوشمندانه و بی طرفانه برخورد می­ نماید. در واقع اهمیت کار ایشان در دو نکته­ی اساسی نهفته است: نخست آن که وی با وجود قلت منابع با توانمندی توانسته است حلقه­ی مفقوده در تاریخ معاصر زاگرس نشینان را علیه دیکتاتوران وقت بازنمایی کند. دیگر آن که روش تحقیق در این اثر عموما میدانی است و دسته اول. داده ­ها و تحلیل­ های این کتاب بیشتر به واقعیت نزدیک ­تر است.                                                   


[۱] – زریاب خویی، عباس، فلسفه تاریخ، طرح و نشر هامون، تهران، ۱۳۸۷٫

[۲] – آریا بخشایش، یحیی، تاریخ آغازین فراماسونری در ایران، ج ۴، تهران، سوره مهر، ۱۳۸۶٫

[۳] – ر.ک: حاج سیاح، محلاتی، خاطرات حاج سیاح یا دوره­ی خوف و وحشت، به کوشش حمید سیاح، تهران، امیر کبیر، بی تا.

[۴] – ر.ک: استارک، فریا، سفر به دیار الموت لرستان و ایلام، ترجمه­ی علی محمد ساکی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۶۴٫

[۵] – زریاب خویی، همان.

[۶] – ر.ک: باطنی، محمد رضا، مجله­ی بخارا، ش ۶۳، تهران، و بهار، مهرداد، جستاری در فرهنگ ایران، نشر اسطوره، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۷، ص ۳۵۱٫

شناسه خبر : 24561

این خبر رو هم ببینید

آیت‌الله مردوخ‌کردستانی از چهره‌های شاخص جریان مشروطه بود

نویسنده و پژوهشگر کردستانی گفت: در زمانی که خود مشروطه‌خواهان نیز درک درستی از جریان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 3 =