خانه / کلام و عقیده / داعش خوب داعش بد/ محمد هادی فر- سنندج

داعش خوب داعش بد/ محمد هادی فر- سنندج

داعش آخرین نسخه از جریان افراطی سلفی است که در بخشی از جهان تسنن ظهور یافته است که تصور میرود با توجه به عملکرد آن در طول دوران حضورش نمیتواند خارج از اراده ای هدفمند شکل گرفته باشد

پیدایش این گروه ایدئولوژیکی به اتکا اندیشه رادیکالی دینی در سال ۲۰۰۶در مناطقی از عراق و سوریه شکل گرفت و رسماً در آوریل ۲۰۱۳ با هدف احیاء خلافت اسلامی در عرصه نا آرامیهای این دو کشور پا به عرصه وجود نهاد. نقطه اوج اشتهار این جریان شورشی در ۱۰ ژوئن ۲۰۱۳(۲۰ خرداد ۹۴) بود که با اشغال موصل دومین شهر بزرگ عراق بود که جهانیان را متوجه خود نمود و حملات جدی خود را از آنجا متوجه دیگر مناطق عراق نمود. آخرین اقدام تروریستی این گروه در خاک فرانسه واقع در قلب اروپا بود که با حمله به تجمعات مردمی و کشتار قریب ۱۳۰ نفر، چهره دیگری از اقدامات خشونت آمیز خود را به جهانیان نشان داد.یادداشت حاضر نگاهی اجمالی به عملکرد این جریان افراطی میباشد که بی ارتباط با وقایع اخیر و چه بسا وقایع اسفناک تر آینده نخواهد بود.
 
تبار فکری داعش
 
جریان فکری داعش را میتوان به لحاظ تبارشناسی جزء گونه های جدید سلفیت نوین نام برد که از درون اندیشه های سلفیت معاصر به وجود آمده اند. برداشت خاص از کتاب و سنت در این گونه سلفیت راه زایش اندیشه های جدید بدون پشتیبانی عقلی را هموار نمود.گونه های مختلف سلفیت معاصر هر کدام متناسب با شرایط زمانی و مکانی دارای تنوعات خاص خویش میباشند.سلفیت معاصر در غرب و شرق جهان اسلام دارای تفاوتهای ماهوی میباشندیکی از این جریانات از درون مکتب فقیه و متکلم نامدار ایرانی ، ابوحنیفه (متوفا ۱۵۰ه ق) به وجود آمد و دیگری خود را از پیروان احمد ابن حنبل فقیه و محدث بزرگ اهل سنت (متوفا ۲۴۱ ه ق) میداند. اگرچه مشرب فکری سلفیت نوین با اندیشه های بنیان گذاران این مذاهب ماهیتاً تفاوت دارند و در بسیاری مواقف با آن اندیشه ها در تعارضند.
 
مشرب فکری سلفیت نوین محصولی از سلفیت معاصر میباشد که بیشتر از نحله فکری محمد ابن عبدالوهاب پیرو مذهب احمد ابن حنبل از اهالی نجد (متوفا۱۲۰۶ ه ق) میباشد که دیدگاههای خود را بر اساس “توحید الوهی و توحید ربوبی” و بیشتر متکی به توحید در عبادت پایه گذاری کرد.این قرائت جدید از کتاب و سنت پس از چندین قرن اندیشه تکفیر را احیاء کرد و مبنای فکری سلفیت جدید گردید. سلفیت جدید دریک دوره زمانی دو قرنی دست به دست گردید تا به این جایگاه فعلی در جهان اهل سنت رسید. این سلفیت نوپدید ماهیتاً تکفیری بوده و با سلفیت اولیه در قرون چهارم و هفتم و حتی دوازدهم هم تفاوت دارد. حتی در بسیاری حوزه ها با مبانی فکری سلفیون متأخر همگون و همخوانی ندارند . هر کدام از این گونه های سلفیت مبانی فکری خود را پیشتاخته تر از گونه متقدم خود میداند. این خود برتر بینی شاخصه عقاید سلفیت نوین یا همان جریانات تکفیری و جهادی فعال میباشد.چون در بین جریانات سلفیت نوین جریاناتی وجود دارند که با مبانی این جریانات تکفیری سازگاری ندارد. بنابراین میتوان گفت هر تکفیری میتواند سلفی باشد ولی هر سلفی لزوماً تکفیری نمیباشد.
 
این تنوعات پیچیده فکری موجب جذابیتهای رادیکالی گونه های جدید سلفیت گردیده و انگیزه جذب هزاران نفر از سراسر جهان با اهداف آرمان خواهی و تحول وضع موجود به منطقه خاورمیانه گردیده است و روزانه انسانهای بیشماری را بی واسطه و با واسطه قربانی جهل و جمود فکری خود میکنند بدون اینکه کمی در این رفتار خود تعقل نمایند.
 
کارکردهای داعش
 
 آنچه در عرصه تحولات منطقه ای با محوریت نیروهای افراطی داعش میبینیم معلول رفتارهای سیاسی یک قرن ونیم گذشته غربیها در برخورد با اسلام و جامعه مسلمانان میباشد در حالی که کمتر کسی در فضای جنجالی فعلی به علتهای این رویدادهای ویرانگرمی اندیشد .همانگونه که گفته شد ریشه بخشی از این تحولات سیاسی را در شبه جزیره عربستان باید جستجوکرد و آن را به عنوان منشأ اولیه جوشش این اندیشه دانست که بعد از قریب چهار قرن تعالیم ابن تیمیه را بازخوانی نمودند و از درون آن اندیشه سیاسی دینی را استخراج نمودند. اندیشه ابن تیمیه به قدری متحجرانه و غیراصولی بود که بعد از شاگرد و شارح بزرگ اندیشه اش یعنی ابن قیم جوزی پرونده آن بسته شد و به مدت چهار قرن در انبانه اذهان محبوس گردید بود و کسی رغبت نزدیک شدن به آن را نداشت و آن را غیر قابل طرح میدانستند تا اینکه در قرن دوازدهم (ه ق ) توسط محمد ابن عبدالوهاب با پشتیبانی محمد ابن سعود آنرا غبارزدایی نمودند و مورد بازخوانی جدی قرار گرفت و مبنای فکری سلفیت متأخر در جهان اهل سنت قرار گرفت. متعاقب طرح این اندیشه در شبه جزیره عربستان رویدادهای مهم دیگری در جهان اسلام روی داد که اهم آنها عبارتند از:
 
ـ سقوط خلافت عثمانی در سال ۱۹۲۴ تأثیرات متفاوتی در بخشی از جهان اسلام بجای گذاشت و موجب چالش اعتقادی اسلام گرایان سنتی در بخشی ازجهان اسلام گردید.
 
 ـ ایجاد کانون یهودیان در منطقه خاورمیانه با صدور بیانیه ای در شهربال سوئیس در سال ۱۸۹۷ که بعدها قردادهای متوالی را به دنبال داشت و نهایتاً منجر به ایجاد حاکمیت صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ در قلب خاورمیانه گردید که بیشترین انگیزشهای بازگشت به خویشتن را در بین مسلمانان به همراه داشت و به تعمیق سلفیت از تربیتی و سیاسی به جهادی و نهایتاً تکفیری منجر گردید.
 
ـ  تقسیم سرزمین امپراطوری عثمانی بین قدرتهای پیروز جنگ جهانی اول و ظهور دولتهای نوظهور با گرایش به دولتهای انگلیس و فرانسه که مکمل قرارداهای مزبور بودند.
 
ـ ظهور نواندیشان دینی در سرزمین مصر با ایجاد سازمان جهانی اخوان المسلمین که منشأ بسیاری از تحولات دینی در جهان اهل سنت گردید.
 
هراندازه ترکیه جدید پس از خلافت عثمانی با انگیزه بازسازی از اندیشه خلافتی دور میگشت ، اندیشه بازتولید خلافت در بین جریانات دینی در شرق و غرب جهان اسلام ازجمله مناطق هند و پاکستان و مصر و عربستان و اردن بیشتر غلیان میکرد.که نهایتاً به ظهور متفکرانی نو اندیش و سلفی مسلک با انگیزش تجددخواهی و بازگشت به اصول اولیه در دنیای تسنن در قالب جمعیت اخوان المسلمین در مصر و جماعت اسلامی در هند و پاکستان منجر گردید. اندیشه اولیه اخوان با سودای بازگشت به سلف و عمل به شریعت دینی، بخشی از فضای اندیشه دینی سیاسی را به وجود آورد که علاوه بر پیروان مذهب احمد ابن حنبل، مذاهب دیگر از جمله حنفی و شافعی را نیز تحت شعاع قرار داد.
 
متأخرین سلفیت نوین به علت فقدان بنیانهای عمیق فکری دست خوش تغییرات متعدد مقطعی میگردیدند و به گونه های مختلفی تبدیل شدند به طوری که هیچ دو گونه سلفیت را نمیتوان یافت که باهم سازگاری داشته باشند.تبارهای مختلف سلفیت متناسب با تفاسیر و قرائت رهبران آنان از کتاب و سنت میباشد. ولی اندیشه سلفی گری مخرج مشترک همه تبارهای مختلف بنیادگرایی اسلامی میباشد.
 
مسئله خلافت اسلامی همواره یکی از موضوعات مهم همه گونه های مختلف سلفیت نوین بوده که در خط کشیهای سیاسی آنان تأثیر مستقیم داشته است.الغای خلافت ابتداً به پیدایش اندیشه حکومت اسلامی در بلاد مسلمین منجر شد. رشیدرضا (متوفا۱۹۳۵) اولین نظریه پرداز پسا خلافت عثمانی در سواحل رود نیل با انتشار رساله اش در باب خلافت بنام “الخلافه الامام العظمی” ،  نظریه حکومت اسلامی را مناسبترین جایگزین خلافت اسلامی دانست.پس از آن ابوالعلا مودودی (متوفا ۱۹۷۹)در شرق جهان اسلام با تکمیل نظریه حکومت اسلامی و سپس پیروان حسن البنا و سید قطب و بسیاری از اندیشمندان مسلمان هر کدام به نوعی موضوع حکومت اسلامی و مسائل خلافت اسلامی را در مبانی فکری خود جای دادند.جریانات مختلف سلفیت معاصر با دیدگاههای خاص خود نسبت به خلافت اسلامی  برای استقرار حکومت اسلامی عموما تلاش‌هایی را داشته اند. نظام لائیک ترکیه پس از ۱۹۲۴ تا روی کار آمدن احزاب اسلام گرا وابسته به نجم الدین اربکان (متوفا ۲۰۱۱) در سال۲۰۰۲ مجال هرگونه بازاندیشی  خلافت اسلامی در عرصه سیاسی ترکیه را نداشتند. جهان اسلام در یک دهه اخیر شاهد چندین رویداد برجسته بود که تاثیر بسزایی در رادیکالیزه شدن اندیشه سلفیت نوین داشت که تقارن برخی از آنان با برخی دیگر ابهاماتی را به دنبال داشته است که نمیتوان از آنها به سادگی عبور کرد.
 
ـ طرح اندیشه نو عثمانی گری توسط رهبران حزب اسلامگرای عدالت و توسعه در اوج قدرت آنان در دهه اول قرن جدید میلادی.
 
ـ پیدایش اندیشه خلافت اسلامی با محوریت داعش در سال ۲۰۱۳ در مناطق شامات.
 
 ـ نا آرامیهای سوریه و دخالت قدرتهای فرامنطقه ای در این تحولات.
 
این سه رویداد و برخی اتفاقات جانبی در سال ۲۰۱۳ در حساس‌ترین منطقه خاورمیانه که یکی از ایستگاه‌های مقابله با اسرائیل محسوب میگردید را نمیتوان خارج از مدار برنامه ریزی هوشمندانه محسوب نمود. تحولات این منطقه یکی از نقاط ابهام تاریخی در معادلات منطقه ای میباشد که  فرآیند آنها نوعی همگرایی هدفمند را نشان داده میشود.
 
نقش تخریبی داعش
 
علاوه بر مبانی فکری داعش که دارای ابهامات زیادی میباشد ، نوعی همگرایی رفتاری با بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای در عملکرد او مشاهده میشود که این رفتارها همچنان روبه تزاید میباشد این رهیافت و مبانی اندیشه ای گروه را از یک سازمان خودساخته با دغدغه دینی خارج و در کنار اهداف راهبردی خاصی در منطقه قرار میدهد و کاربردهای آن را متناسب با شرایط زمانی و مکانی خاصی متجلی میسازد.
 
اگر داعش را جزء گونه های جدید سلفیت تکفیری محسوب نماییم میتوان گفت هژمونی این گروه تأثیرات قابل ملاحظه ای درچندسال اخیر در جهان اسلام و منطقه داشته است این هژمونی علاوه بر کارکردهای بیرونی تأثیرات عمیقی بر اندیشه سلفیت جدید داشته است. این گروه در برداشت خاص از دین با سلف متقدم خود دارای تمایزاتی میباشد.
 
اولین وجه تمایز این گونه سلفیت با گونه های متقدم خود، حضور جمعیت غیر عرب و حتی غیرمسلمان از جامعه کشورهای غربی به داخل گروه با انگیزه های متعدد و با تغییر دین و اندیشه تکفیری میباشد.
 
دومین تمایز اشغال سرزمینها و دولت سازی ، برخلاف متقدمین بی وطن خود(القاعده) و معرفی خلیفه و درخواست بیعت بلاد اسلامی با خلیفه جعلی و تعیین سرزمین خلافت اسلامی و اقدام به تشکیل نهاد دولت ـ ملت مبادرت ورزیدند. طبق سنت مرسوم داعش، سلف خود را شماتت نموده و مماشات آنها را در افغانستان و در سوریه برنتافته و اقلیم فکری خود را با گونه های متأخر خود مشخص نمودند وبی محابا از القاعده به عنوان پدر ناتنی معنوی خود روی گرداندند.
 
چهارمین تمایز تشدید خشونت و کشتارهای این گونه سلفت کفیری میباشد که فعلاً همتایی برایش یافت نمیشود.مگر احزاب اقماری اش در کشورهای شمال افریقا که آن هم داعش را پدر معنوی خود میدانند.
 
پنجمین تمایز افزایش تحریف و تفسیر به رأی در قرآن کریم توسط این گروه تکفیری نسبت به سلف خود میباشد تحریف و برداشت خاص از کتاب و سنت نزد این گروه از شدت و حجم بالایی برخوردار است. مبانی توحید عبادی وهابیت را در ابعاد گسترده تری با عمق بیشتری پیاده میکنند با این گستردگی اندیشه ای تشدید خشونتهای مرگبار را بدنبال دارد که از شاخصه های اصلی داعش میباشد. و هریک از مبانی سلفیت که درگذشته  با احتیاط حکم صادر میشد این گروه آنرا به اشد امکان به کفر ختم کرده و به اجرا درمیاورند به عنوان مثال یکی از دلایل کشتار مسلمانان و در بلاد مسلمین ، برداشتی است که اندیشه داعش از دشمن دور و دشمن نزدیک ارائه داده اند. این گروه با قرائت خاص از آیه شریفه  “یا ایها لذین آمنواقاتلوا الذین یلونکم من الکفارولیجدوا فیکم غلظه واعلموا ان الله مع المتقین” (ای کسانی که ایمان آورده اید با کافرانی که نزدیک شمایند بجنگید تا در شما شدت و درشتی یابند و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است./آیه ۱۲۳/سوره توبه ) تفسیر به رأی کرده و به این بهانه بسیاری از مسلمانان را تکفیر و به قتل میرسانند.در حالیکه هم در کلمات “یلونکم ” وهم “قاتلوا” خلط کرده اند.
 
 داعش در زمین دیگران
 
سوای مبانی اعتقادی با عنایت به کارکردهای بیرونی و رفتارهای سازمانی داعش در مکان و زمان‌های مختلف که ملهم از ساختار فکری گروه میباشد، این سازمان را در منظر بازیگران فرامنطقه ای متفاوت جلوه داده است. بر این اساس با نگاهی به نقش داعش در تحولات چند سال اخیر ، انتزاعی بودن رفتارهای اصلگرایی این گروه و اعتباری بودن جایگاه آن نزد بازیگران منطقه ای نمایان میشود. این رفتارهای پارادوکسیکال درونی داعش بیانگر انحرافات مبانی اعتقادی آنان است که بعلت فقدان شناخت و زیرساخت‌های بنیادین اعتقادی به راحتی در راستای اهداف بیگانگان قرار گرفته و به زعم خود، بجای عبادت جنایت میکند . وقتی که مبانی به درستی ترسیم نشده باشد هرچه از مبداء فاصله گرفته شود زاویه اش با اصل بیشتر میگردد و به راحتی مورد سوء استفاده دیگران قرار میگیرد. بعنوان مثال در شرایط کنونی هرجا منافع غرب را تهدید میکند” داعش پر خطر” و”تروریسم وتهدید جهانی” یا به تعبیری  “داعش بد ” محسوب میگردد و هر کجا برای منافع غرب خطری نداشته باشد “داعش کم خطر” و یا ” داعش خوب” به حساب میاید و موضوع به سطح”اختلافات مذهبی ” تنزل یافته و حتی در برخی مواضع ترویج و ترغیب هم میشود نمونه های زیادی از این رفتارهای دوگانه در صحنه های عراق و سوریه مشاهده میشود که این ظن را تقویت میکند.
 
داعش در ابهام
 
هنگام قدرت گرفتن داعش در منطقه ، غربیها احساس متفاوتی داشتند  آنرا در پروسه “منازعات کنترل شده ” منطقه ای خود محسوب مینمودند هرچند که در مقاطعی از این مدار خارج میگردید ولیکن وجود داعش بعنوان جریانی انگیزه دار به منظور استمرار منازعات منطقه ای ولو جریانی ضعیف ، همواره جزء دکترین نظام سلطه در منطقه بوده اند. با اقبال داعش مبنی بر پذیرش نیروهای عقیدتی همسو با اهداف خود ، برخی کشورها تصورشان بر این بود که با اعزام شهروندان ماجراجو به مناطق آشوب زده خاورمیانه و پیوستن به طرفداران “دولت اسلامی عراق و شام ” میتواند از گزند اندیشه های افراطی در امان باشند و به زعم آنان با تشدید درگیری بین تمدنی و دینی ، به نقش ایجابی داعش صحه بگذارند حتی برخی کشورهای منطقه سودای خلافت نوین خود را در گرو موفقیت”اسب تروا” ی داعش میپنداشتند که شاید بتوانند عظمت گذشته خود را باز تولید کنند و با این نگرش فضای سیاسی و اجتماعی را به نفع خود ترسیم نمایند اما حملات اخیر داعش به سرزمینهای غیر مسلمان آنان را به خود آورد .دراینجا باید گفت:
 
ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند
 
                                    بانگ و آری که مسلمانی نیست
 
در بین معادلات چند مجهولی منطقه آشوب زده خاورمیانه از این نوع معلومات فراوان یافت میشود که با جایگزینی آن میتوان از مجهولات پیچیده ای در این فضای آشفته اندیشه ای رمزگشایی نمود .
 
 پدیده داعش شکاف عمیق دینی حتی در بین سلفیت معاصر محسوب میگردد که به سادگی ترمیم نخواهد شد تلاش فکری درون دینی با مقولات عقلانی و فشارهای هدفمند بیرونی از افزایش رادیکالی شدن فضای اندیشه ای منطقه راه حل منطقی نقابل با داعش میباشد. چون داعش یک اندیشه افراطیست که تنها با اندیشه عقلانی اصلاح میگردد. عمده ترین ایراد اساسی داعش استنتاج نا صحیح از سنت و سیره  سلف صالح میباشد که مبین انتزاعی بودن رفتارهای داعش به عنوان آخرین نسخه سلفیت معاصر میباشد که با بسیاری از حقایق عقلانی جامعه فاصله دارند. با ادامه این روند و با عنایت به ماهیت گروههای گریز از عقل ، متاسفانه باید هرزمان در انتظار استنباط جدیدی از اندیشه سلفیگری باشیم که ناقض سلف ماقبل خود خواهد بود که به غیر از  پیچیدگی وضعیت موجود برای جامعه مسلمانان سود دیگری در بر نخواهد داشت.
 
          
 
کد مطلب: ۹۵۷۷۵  |  تاريخ: ۱۳۹۴/۹/۴  |  ساعت: ۱۷ : ۸

شناسه خبر : 19841

این خبر رو هم ببینید

نگاهی به زندگی محمد بن عبدالوهاب، بنیانگذار وهابیت

وهابیت از فرقه های نوپای جهان اسلام است. این مسلک که در زادگاه اسلام، یعنی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 1 =