خانه / دینی / راهکارهای قرآنی وحدت و تقریب عبدالصمد مرتضوی از خراسان جنوبی

راهکارهای قرآنی وحدت و تقریب عبدالصمد مرتضوی از خراسان جنوبی

با تلاوت و مطالعه قرآن کریم متوجه میشویم که در این کتاب جاوید الهی از دو نوع اختلاف سخن به میان آمده که یکی مطلوب و دیگری نامطلوب است. اختلاف در طبایع بشری و اختلاف در ماهیت جهان هستی و حتی اختلاف در نوع برداشت و تفسیر از دین، از جمله اختلافات مطلوب است اما اختلاف از روی لجاجت، جهالت و تعصب و پس از هویدا شدن حق و مانند آن از جمله اختلافات نامطلوب به شمار میآید. قرآن کریم که جامعترین کتاب قانون برای بشریت و برترین برنامه برای زندگی انسانهاست راهکارهایی را برای حل اختلاف و جهت تحقق تقریب ارائه داده که بسیار حایز اهمیت است. مهمترین این راهکارها که در مقاله مورد نظر به طور مفصل بدان پرداخته شده است عبارتاند از:….

…… رجوع به قرآن و سنت برای حل اختلاف. التزام به اعمال و فرامینی که برای ایجاد همبستگی مؤثرند. توجه و التزام به «اصلاحذاتالبین». توجه و عنایت به فرامین اخلاقی و سلوک اجتماعی. گفتوگو و تعامل علمی میان دانشمندان دینی و غیره.

 

 

اصل مقاله

مقدمه تقریب و همبستگی میان مذاهب اسلامی مسئلهای است حیاتی و بسیار مهم که جامعترین و کاملترین پشتوانههای دینی (یعنی قرآن و سنت) به وضوح آن را تأیید میکند. از آنجا که قرآن کریم تنها کتابی است که در صحت و حجیت آن میان تمامی فرق و مذاهب اسلامی اتفاق نظر وجود دارد؛ در این تحقیق صرفاً به آیات صریح قرآن استناد و از سایر منابع و مآخذ حتی نظریهها و برداشتهای مفسرین استفاده نشده است. با کمال تأسف در حالی که به صراحت از جانب خداوند حکیم آیات و رهنمودهایی برای تحقق این اصل اساسی و حیاتبخش در میان امت اسلامی نازل شده است، اما با این وجود، در این عصر که دشمنان تا دندان مسلح اسلام، امت اسلامی و آرمانهای بلند آنان را نشانه گرفتهاند؛ مشاهده میکنیم که برخی افراد کوتهنظر با استناد به روایات ضعیف و با دلایلی بیاساس، وحدت و همبستگی امت را بر هم میزنند و اسلامستیزان را خوشحال و جسور میکنند. بر همین اساس آحاد مسلمانان موظفند برای تحقق تقریب و همبستگی میان امت اسلامی تلاش کنند و راهکارهای قرآن کریم را برای محقق شدن این مهم ارائه نصبالعین خود قرار دهند. انواع اختلاف در قرآن به طور کلی دو نوع اختلاف در قرآن قابل مشاهده است که عبارتاند از: اختلاف طبیعی و مطلوب؛ و اختلاف غیرطبیعی و نامطلوب. ۱٫ اختلاف طبیعی و مطلوب در آیات بسیاری از قرآن، به اختلاف افکار، دستهها، گروهها، ملتها و طبایع بشری اشاره شده و این گونه از اختلافها و چندگانگیها، طبیعی و نشئت گرفته از سنت الهی قلمداد شده است. در ذیل به تفصیل مصادیقی چند از این نوع اختلافها را متذکر میشویم.  الف: اختلاف در طبایع و ویژگیهای بشری خداوند انسانها را به گونههای مختلف آفریده است و هر انسانی شخصیت، تفکر و طبیعت ویژه خود را دارد و این تفاوتها در رفتار و سلوک مادی و معنوی آنها ظهور پیدا میکند. تلاش برای یکسانسازی هویت و تفکر و خلقت انسانها؛ بیهوده و بلکه غیر ممکن به نظر میرسد چرا که برخلاف فطرتی است که خدا بر آن فطرت، انسانها را آفریده است. این نوع اختلاف که در واقع به معنای تنوع است و نه تضاد، منجر به تفکیک و تمایز انسانها از هم میشود که برای تداوم حیات بشر لازم و ضروری است. در آیه ۲۲ سوره روم خداوند متعال میفرماید: «وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّلْعَالِمِینَ» و از آیات او آفرینش آسمان، و زمین و تفاوت زبانها و رنگهای شماست. همانا در این نشانههایی است برای عالمیان! در جایی دیگر میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّـهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّـهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ»  (حجرات، ۱۳) ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. در آیهای دیگر میفرماید: «وَقَدْ خَلَقَکُمْ أَطْوَارًا» (نوح، ۱۴) شما را به گونههای مختلف آفرید.  همچنین میفرماید: «وَرَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ» (انعام، ۱۶۵) برخی را بر برخی دیگر بالاتر از دیگری گردانیدیم تا شما را در این تفاوت مراتب و درجات بیازماییم.  این تنوع گونهها، هم از لحاظ ذهنی و فکری و استعداد و فهم، و هم به لحاظ شرایط اجتماعی و فرهنگی و موقعیت زندگی و گرایشهای عقیدتی میتواند باشد، و نیز این از مشیت الهی است که انسانها به لحاظ هوش، ذکاوت، شجاعت، آرمانخواهی و روحیات علمی و اقتصادی متفاوت باشند. این تفاوتها باعث میشود که انسانها در برداشت از متون دینی متفاوت عمل کنند، یعنی بعضی سهلگیر و بعضی دیگر سختگیر باشند و برخی به ظاهر نص استناد کنند و برخی دیگر اهداف آنرا دلیل بگیرند. آنگونه که پیداست این تفاوتها خود را در علم فقه نیز نشان میدهد و به موجب آن مشاهده میکنیم که مثلاً عبداللهبنعمر تنها لمس زن را ناقض وضو میداند ولی ابنعباس که طبیعت سهلگیری داشت اینگونه فتوا نمیداد. در قرآن هم در داستان موسی و هارون (علیهما السلام) -که برادر هم بودند- این تفاوت دیده میشود. ب: اختلاف در ماهیت جهان هستی این جهان هستی که ما در گوشه کوچکی از آن زندگی میکنیم؛ نیز مختلف و متنوع آفریده شده است: «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِیضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِیبُ سُودٌ وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ کَذَلِکَ إِنَّمَا یَخْشَى اللَّـهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّـهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ» (فاطر، ۲۸-۲۷) آیا ندیدی که خدا از آسمان، آبی فرستاد و بدان میوههایی با رنگهای گوناگون پدید آوردیم؟ و برخی از کوهها [و سنگها] دارای خطوط [و رگههایی] سفید و سرخ به رنگهای مختلف و [گاه] به رنگ کاملاً سیاه هستند؛ و از انسانها و جنبندگان و چهارپایان نیز همان طور رنگهایشان گوناگون است. از بندگان خدا تنها عالمان از او میترسند. آری، خداوند شکستناپذیر آمرزنده است.همچنین در قرآن به تنوع میوهها و محصولات زراعی اشاره شده و خدای متعال فرموده است: «وَفِی الْأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِیلٌ صِنْوَانٌ وَغَیْرُ صِنْوَانٍ یُسْقَى بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِی الْأُکُلِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ» (رعد، ۴) و در زمین قطعههای [گوناگون] به هم پیوسته و باغهایی از درختان انگور و کشتزار وجود دارد؛ و [نیز] درختان خرمای هم ریشه و ناهمریشه که از یک آب آبیاری میشوند، و در [طعم] میوهها، برخی از آن را بر برخی [دیگر] برتری دادهایم. بیگمان در این [امر] برای گروهی که خرد میورزند نشانههاست. این اختلاف نیز که قرآن بارها بدان پرداخته است منجر به تنوع و تعدد میشود و نه تضاد و تناقض! روی همین اصل در سوره ملک میفرماید: «الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَـنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ» (ملک، ۳) همان که هفت آسمان را بالای هم بیافرید. در آفرینش [آن خدای] هستیبخش هیچگونه تفاوت و اختلافی نمیبینی. پس چشم بگردان، آیا خلل و نقصانی میبینی؟  ج: اختلاف در افکار، اندیشه و برداشتها قرآن کریم علاوه بر پذیرش تنوع و اختلاف بشر در رنگها و نژادها و… اختلاف در باورها و برداشتها را نیز پذیرفته است البته این به معنای درستی همه باورها و تفسیرها نیست بلکه اختیار و آزادی خدادادی انسان چنین اقتضایی دارد که انسانها متفاوت و مختلف بیندیشند. در قرآن آیات فراوانی است که به این موضوع اشاره دارد برخی از آیات عبارتاند از: «هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ فَمِنکُمْ کَافِرٌ وَمِنکُم مُّؤْمِنٌ وَاللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» (تغابن، ۲) او (خدا) کسی است که شما را آفرید آنگاه برخی از شما کافر و برخی مؤمن شدید. «وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ» (نحل، ۹) و اگر [خدا] میخواست مسلماً همه شما را هدایت میکرد. «وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّه وَاحِدَه»  (مائده، ۴۸) اگر خداوند میخواست همه شما را یک امت قرار میداد. «وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّه وَاحِدَه وَلَا یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ» (هود، ۱۱۳) اگر پروردگار تو خواسته بود همه مردم را یک امت قرار میداد، ولی همواره در اختلاف خواهند بود. «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا» (انسان، ۳) به راستی ما راه (حق) را به او نمایاندیم، خواه شاکر (و پذیرا) باشد یا ناسپاس. «لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ» (کافرون، ۶) دین شما برای خودتان و دین من برای خودم. قرآن برخی آیات خود را قرآن محکم و برخی دیگر را متشابه معرفی می کند و میفرماید: «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ» (آلعمران، ۷) او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن آیات «محکم» (صریح و روشن) است که اساس این کتاب میباشد؛ و قسمتی از آن «متشابه» است (یعنی آیاتی است که در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن میدهند ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار میشود). وجود قرائتهای سبع (هفتگانه) از قرآن نشانهای از وجود این نوع اختلاف در برداشت است که هیچ یک از علمای مسلمین منکر آن نشده است. خداوند با همه این احوال فرموده است: «إِنَّ هَـذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّه وَاحِدَه وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ»  (انبیاء، ۹۲) این دین شما و این امت شما یگانه است و پروردگار شمایم پس مرا بپرستید. با این مقدمه آشکار میشود که باید عوامل وحدتزا را شناخت زیرا شناخت این عوامل، به شناخت راهکارها میانجامد و هر مذهب و گروهی میداند که با واقعیتی به نام اختلاف مذاهب روبرو است و اگر بخواهد به تعالیم قرآن عمل کند، نباید به دنبال یکی کردن مذاهب برود بلکه بایستی در هر حال به ریسمان الهی چنگ زند و ضمن دفاع از آرمانها و اندیشههای خود به فکر و ایده سایرین نیز احترام بگذارد و مانع تشتت و نزاع و اختلاف شود. ۲٫ اختلاف غیرطبیعی و نامطلوب  برخی انسانها حتی پس از هویدا شدن حق نیز دست از اختلاف برنمیدارند و این همان اختلافی است که مذموم و نامطلوب است و منشأ آن نیز عالمان بیتقوا یا افراد متعصب و خودسر هستند. خداوند حکیم در این مورد میفرماید: «وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلَّا الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللَّـهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّـهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ»  (بقره، ۲۱۳) مردم، امتى یگانه بودند؛ پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیمدهنده برانگیخت، و با آنان، کتاب [خود] را بحق فرو فرستاد، تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى کند. و جز کسانى که [کتاب] به آنان داده شد -پس از آنکه دلایل روشن براى آنان آمد- به خاطر ستم [و حسدى] که میانشان بود، [هیچ کس] در آن اختلاف نکرد. پس خداوند آنان را که ایمان آورده بودند، به توفیق خویش، به حقیقت آنچه که در آن اختلاف داشتند، هدایت کرد. و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مىکند. همچنین در سوره آلعمران میفرماید: «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّـهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَمَن یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللَّـهِ فَإِنَّ اللَّـهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ» (آلعمران، ۱۹) دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آنهم به خاطر ظلم و ستمشان و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او رسیدگی میکند زیرا) خداوند، سریع الحساب است.  در جایی دیگر میفرماید: «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُولَـئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» (آل عمران، ۱۰۵) و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ (آن هم) پس از آن که نشانههای روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند. اختلاف قبل از علم، اختلافی فطری و ضروری و طبیعی است و سرچشمه آن، اختلاف سواد انسانها است که منجر به اختلاف احساسات و ادراکات و احوال است اما اختلاف دیگری بعد از آمدن دین و کتاب پیدا میشود که این اختلاف بعد از علم است که آن را حاملان دین به وجود آوردند. در واقع سرچشمه این اختلاف بغی و ستم است و نه فطرت سلیم انسانی!  همین اختلاف است که قرآن از آن نهی کرده و آن را عامل از بین رفتن شوکت و عظمت مسلمانان معرفی کرده و فرموده است: «وَأَطِیعُوا اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّـهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (انفال، ۴۶) و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از بین نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است. در مبانی اسلام بعد از شرک به خداوند متعال از هیچ چیز به اندازه این نوع از اختلاف منع نشده است. این نوع از اختلاف آنقدر ناپسند و خطرناک است که پیامبر خدا هارون، در جواب برادرش موسی-که وی را بازخواست مینمود که چرا اجازه داده بنیاسرائیل گوساله بپرستند- جلوگیری از اختلاف را عذر آورد! در واقع هارون اختلاف و تفرقه را از عبادت بتها خطرناکتر به شمار آورد و خطاب به برادرش گفت: «قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلَا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی» (طه، ۹۴) ای فرزند مادرم! (ای برادر!) ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویی تو بین بنیاسرائیل تفرقه انداختی و سخن مرا پاس نداشتی.  قرآن تفرقه را در ردیف عذابهای الهی برشمرده و فرموده است: «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ» (انعام، ۶۵) بگو: او قادر است که از بالا یا از زیر پای شما، عذابی بر شما بفرستد یا شما را گروه گروه به هم آورد و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یک از شما به وسیله دیگری بچشاند. در آیات متعددی اهل کتاب که در دین خود تفرقه و اختلاف کردند مورد نکوهش واقع شدهاند و از آن جمله در آیه ۱۵۹ سوره انعام خدای متعال فرموده است: «إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّـهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُوا یَفْعَلُونَ» کسانی که آیین خود را پراکنده ساخته و به دستههای گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچگونه رابطهای با آنها نداری! سروکار آنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام میدادند با خبر میکند. در آیات فراوانی نیز به این نکته پرداخته شده که؛ با وجود این گونه از اختلاف، جامعه از شکوفایی باز میماند و برای جلوگیری از توقف و رکود و هدر دادن نیرو و توان باید این اختلاف و نزاع را به کناری نهاد و با اعتصام به ریسمان الهی به رشد و شکوفایی نایل آمد. «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل عمران، ۱۰۳) و همگی به ریسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید. راهکارهای قرآن برای مدیریت اختلاف و تحقق تقریب تشویق به وحدت و پرهیز از اختلاف در صورتی مؤثر است که عوامل اختلاف شناسایی و با راهحلهای مثبت در جهت وحدت گام برداشته شود. در مجموع قرآن در بیش از پنجاه آیه به موضوع اختلاف، وحدت و روشهای پیشگیری و راههای به دست آوردن اتحاد اشاره میکند که همه بیانگر اهمیت این موضوع از منظر قرآن میباشد. با بررسی این آیات به خوبی میتوانیم به عوامل و راهکارهایی که موجب وحدت و اتحاد امت اسلامی میگردد پیببریم. مجموعه عوامل و راهکارهایی که قرآن کریم برای ایجاد وحدت میان آحاد جامعه انسانی و اسلامی از آن سخن گفته را میتوانیم در چند مورد ذیل خلاصه کنیم. ۱٫ بیان آثار مثبت وحدت و انسجام اسلامی و نیز بیان آثار سوء تفرقه و اختلاف  یکی از راهکارهای قرآن برای تحقق وحدت، بیان آثار مثبت اتحاد و انسجام و همچنین بیان آثار سوء تفرقه و اختلاف است. مهمترین آثار اتحاد اسلامی از دیدگاه قرآن بدین شرح است: الف. برچیده شدن زمینه سلطه بیگانگان و استعمارگران. (قصص، ۴) ب. افزایش قدرت و هیمنه مؤمنان. (انفال، ۴۶) ج. رسیدن به آرامش و آسایش. (آل عمران، ۱۰۳ و انعام، ۶۵) د. رعایت حقوق برادری و عیبجویی نکردن و گمان باطل به یکدیگر نبردن. (حجرات، ۱۱ و ۱۲) هـ: خیرخواهی افراد نسبت به همدیگر و امر به معروف و نهی از منکر. (آل عمران، ۱۰۴) و: اتحاد و انسجام مسلمانان همچون بنیان مرصوص. ی: مورد تأکید قرار گرفتن اصول دین و چنگ زدن به ریسمان الهی. در قرآن کریم، به طور آشکار اعتصام به «حبلالله» به عنوان پایه و اساس وحدت و انسجام اسلامی به شمار آمده است. در سوره آل عمران خدای متعال نعمت اسلام و قرآن و حبلالله -که به واسطه آن مسلمین صدر اسلام از دشمنی و تفرقه و اختلافات طولانی میان خود دست برداشته و در قلبهایشان الفت و موّدت و دوستی و احساس برادری و انسجام اسلامی ایجاد شده بود- را یادآوری کرده و میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تُطِیعُوا فَرِیقًا مِّنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ یَرُدُّوکُم بَعْدَ إِیمَانِکُمْ کَافِرِینَ … وَأَمَّا الَّذِینَ ابْیَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِی رَحْمَه اللَّـهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»  (آل عمران، ۱۰۷-۱۰۰) ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر از گروههایی از اهل کتاب (که کارشان نفاق و شعلهور ساختن آتش کینه و عداوت است) اطاعت کنید، شما را پس از ایمانتان به کفر باز میگردانند. و چگونه ممکن است شما کافر شوید، با این که در دامان وحی قرار گرفتهاید و آیات خدا بر شما خوانده میشود، و پیامبر در میان شماست! (بنابراین) به خدا تمسک جویید و هر کس به خدا تمسک جوید، به راه راست هدایت شده است. ای کسانی که ایمان آوردهاید! آن گونه که حق تقوا و پرهیزگاری است؛ از خدا بپرهیزید! و از دنیا نروید مگر این که مسلمان باشید! (باید گوهر ایمان را تا پایان عمر، حفظ کنید!) و هممسلکان! به ریسمان خدا (قرآن و اسلام)، و هرگونه وسیله وحدت، چنگ زنید و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید! و شما بر لب حفرهای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد. این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار میسازد شاید پذیرای هدایت شوید. باید از میان شما، کسانی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها رستگارانند. و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند (آن هم) پس از آن که نشانههای روشن (پروردگار) به آنان، رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند. (آن عذاب عظیم) روزی خواهد بود که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میشوند اما آنها که صورتهایشان سیاه شده (به آنها) گفته میشود. آیا بعد از ایمان و اخوت و برادری در سایه آن، کافر شدید!؟ پس بچشید عذاب را به سبب آن که کفر ورزیدید و اما آنها که چهرههایشان سفید شده در رحمت خداوند خواهند بود و جاودانه در آن میمانند. نزول این آیات زمانی بود که نزدیک بود دو قبیله اوس و خزرج در مدینه به تحریک یکی از سران یهود بر روی هم شمشیر بکشند ولی پیامبر آنها را از توطئه یهود باخبر ساخت. در این آیات، خداوند به مسلمانان نسبت به توطئههای دشمنان اسلام هشدار میدهد و خطرات نزاع و اختلاف را به آنها گوشزد میکند. مهمترین آثار تفرقه و اختلاف از دیدگاه قرآن الف. تفرقه مسلمانان را سست میکند و ابهت و هیبت آنها را از بین میبرد. (انفال، ۴۶) ب. تفرقه و نفاق، پرتگاه و گودال آتش است. (آل عمران، ۱۰۳) ج. تفرقه و نفاق سبب خروج از آیین اسلام است. (آل عمران، ۱۰۵) د. تفرقه موجب ذلت و خواری در دنیا و عقوبت و مجازات در آخرت میگردد. (آل عمران:۱۰۵)   با مراجعه به تاریخ صدر اسلام به روشنی میتوان دریافت که ضعف و انحطاط مسلمانان در اثر اختلاف و تفرقه و فراموش کردن ارزشهای اصیل اسلامی به وجود آمد. در اثر نزاع و کشمکش، ضربههایی سهمگین بر پیکر اسلام وارد آمد و امت بزرگ و نیرومند اسلام به ملتهای کوچک و ضعیف تبدیل شد. در اثر اختلاف بود که کشور بزرگ و نیرومند اندلس از لیست کشورهای اسلامی حذف شد و در اثر اختلاف است که کشور فلسطین دچار بحران شده و ساکنین مسلمان این کشور، آواره شدهاند و لبنان مورد تهاجم اسرائیل غاصب قرار میگیرد و افغانستان و عراق در بحران جنایات ددمنشانه آمریکا به سر میبرد. ۲٫ رجوع کردن به قرآن برای حل اختلاف قرآن کاملترین و بهترین معیار و راهنمای ما مسلمانان در نیل به سعادت دنیوی و اخروی است. بنابراین مسلمانان باید آن را راهنمای فکری و عملی خود در تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی اعم از فرهنگی، اقتصادی و سیاسی قرار داده و برای حل اختلافات خویش بدان متوسل گردند. در آیاتی از قرآن، خداوند متعال این کتاب آسمانی را محور و اساس حل اختلاف معرفی کرده و فرموده است: «وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلَّا لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَه لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ» (نحل، ۶۴) ما قرآن را فقط برای این منظور نازل کردیم که تو مواردی را که در آن اختلاف دارند، برای آنها روشن کنی و (این قرآن) مایه هدایت و رحمت است برای قومی که ایمان دارند. در آیهای دیگر میفرماید: «کَانَ النَّاسُ أُمَّه وَاحِدَه فَبَعَثَ اللَّـهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلَّا الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللَّـهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّـهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِی

شناسه خبر : 6021

این خبر رو هم ببینید

توسط معاونت آموزش و پژوهش دبیرخانه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت؛ ضوابط و مقررات پذیرش طلبه در مرکز تخصصی امام شافعی سنندج در سطح کارشناسی ارشد ویژه مهر ۹۸ منتشر شد

ضوابط و مقررات پذیرش طلبه در مرکز تخصصی امام شافعی سنندج ویژه مهر ۹۸ توسط …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج + شش =