خانه / فرهنگی /  زبان مادری بخشی از هویت فرهنگی هر فرد است/عدم آموزش به زبان مادری از علل بی‌سوادی در کشور است  

 زبان مادری بخشی از هویت فرهنگی هر فرد است/عدم آموزش به زبان مادری از علل بی‌سوادی در کشور است  

«عبدالعزیز مولودی» که دانش آموخته ی علوم سیاسی و مدرس دانشگاه است ۴ سال مدیر دفتر انجمن جامعه شناسی ایران دفتر کردستان را برعهده داشته است.
 

 

وی که تحلیل گر مسائل کردستان و ایران و جهان است در خصوص روز جهانی زبان مادری و آموزش به زبان مادری در ایران در گفتگو با کردپرس می گوید: در طول ۳۵ سال اخیر اراده ای برای اجرای مواد قانونی مندرج در قانون اساسی در خصوص اقلیت ها وجود نداشته است. وی با انتقاد از فرهنگستان زبان فارسی معتقد است که تفاوتی بین آموزش به زبان مادری با آموزش زبان مادری وجود ندارد.
 – اهمیت آموزش زبان مادری چیست؟
– زبان مادری بخشی از هویت فرهنگی هر فرد است. گفته شده که کودک به زبانی که با مادر خود میگشاید به بیان احساسات خود و شناخت خود از محیط بیرون میپردازد. روند یادگیری زبان از بدو تولد و شاید از قبل از تولد با احساسات شاعرانه و مادرانه ی مادر نسبت به جنینی که همراه دارد برای کودک آغاز می شود و طی آن عناصر هویتی فرد که او را قادر میسازد تا در میان جامعه ی همزبان خود به ایفای نقش بپردازد شکل میگیرد. محروم شدن یا بودن کودک از این روند، به معنای از دست دادن یا ناتوانی وی در برقراری ارتباط طبیعی با همزبانان خود است.آموزش زبان مادری به کودک کمک می کند این بعد از شخصیت او شکل گیرد و شکوفا شود. این البته نه تنها یک حق طبیعی است که امروز به عنوان یک حق اجتماعی و سیاسی پذیرفته شده و حتی براساس اعلام یونسکو، دولتها موظف به حفظ این میراث فرهنگی هستند.
– آیا نامگذاری روزی به اسم روز جهانی زبان مادری توسط یونسکو تنها شکل فرمالیته ندارد؟ با توجه به اینکه یونسکو تا به حال هیچ تلاشی در خصوص آموزش این زبان ها انجام نداده است و حتی شاهد از بین رفتن زبان ها هستم در سال های اخیر؟
– طرح سئوال را به این شیوه نادرست یا اشتباه می دانم. زیرا کارهایی که با نام یونسکو انجام می گیرد را “سیاسی” به معنای زشت آن یعنی بازی با کلمات برای حفظ قدرت نمیدانم. ضمن اینکه حرکتهایی که در یونسکو انجام میگیرد تنها برای ایجاد فرهنگ است در بین جوامع. بر این اساس ممکن است هریک از ما قبلا هم به زبان مادری و مسائل آن توجه کرده باشیم و حتی اصل پانزده قانون اساسی ما ۳۵ سال قبل نوشته شده است، ولی چرا از بیش از یک دهه ی اخیر موضوع زبان مادری با این توجه جهانی روبرو شده که امروز به بحث محوری جامعه ی ایرانی در دولت اعتدال گرا و اصلاح طلب آقای روحانی بدل شده است؟ پاسخ سئوال را بایستی در نهادهی یونسکو به عنوان روز جهانی زبان مادری جستجو کرد. بنابراین، اینکه میگویید یونسکو کاری نکردهاست، نادرست است. از بعد از سال ۲۰۰۰ به بعد تاکنون مقالات بسیار زیادی در این موضوع نوشته شدهاست ولی در کشور ما به علت نوع نگاهی که تاکنون به این حوزه وجود داشته و نمود آنرا اخیرا در میان اعضای فرهنگستان ادب فارسی دیدیم هیچیک از این آثار مورد توجه قرار نگرفته است. در مورد بخش دوم سئوال هم باید بگویم که یونسکو در زمینه ی حفظ زبان های در معرض خطر و نابودی جهانیان را به استمداد طلبیده است و تلاش دارد تا به حفظ آنها از طریق ضبظ مکالمات زندهی آنها بپردازد. در پیام امسال مدیرکل یونسکو نیز که به صورت عمومی منتشر شده است بعد دیگری از مسئله مورد توجه قرار گرفته است که عبارت است از شهروندی جهانی.در پیام آمده است که:”حفاظت و حمایت از زبان مادری گره گشای شهروندی جهانی و رمز تفاهم واقعی متقابل است. درک و صحبت کردن بیش از یک زبان منجر به درک بیشتر غنای مراوده و ارتباط بین فرهنگی در جهان ما میشود. قبول اهمیت زبانهای محلی افراد بیشتری را قادر میسازد تا صدایشان را بگوش مردم برسانند و در سرنوشت جمعی خود فعالانه شرکت داشته باشند. علت تلاش یونسکو برای ترویج همزیستی وهماهنگی بین 7000زبان که توسط بشریت صحبت میشود نیز همین است”. در این راستا توجه به
» دهکده جهانی « سه بعد زبانی صورت گرفته است. در ادامه ی پیام آمده است که:” با این همه، بهبود روابط مردم در باعث میشود فعالیت ها به سمت تفاهم و گفتگوی بین فرهنگی نقشی حیاتی تر بخود بگیرد. در جهان کنونی، قاعده کلی استفاده از حداقل سه زبان، یک زبان محلی، یک زبان ارتباطاتی گسترده تر و یک زبان بین المللی برای برقراری ارتباط در هر دو سطح محلی و جهانی است. این تنوع زبانی و فرهنگی احتمالا بهترین شانس ما برای آینده است، برای خلاقیت، نوآوری و همراهی با دیگر زبانها. ما نباید این فرصت را از دست دهیم”. بنابراین، می توان درک کرد که اقدام یونسکو در اعلام روز جهانی زبان مادری تا این اندازه منشاء اثر شده و تاثیرگذاز بوده است.
– بعضی از اعضای فرهنگستان زبان فارسی مدعی اند که مخالف آموزش زبان مادری نیست بلکه مخالف آموزش به زبان مادری است تفاوت این دو چیست؟
– سئوالی که در برابر اعضای فرهنگستان مطرح می شود این است که واقعا آنها تفاوتی بین آموزش زبان مادری و آموزش به زبان مادری می بینند؟ آیا خودشان درک درستی از آن دارند یا خیر؟ به نظر من آنها خود درکی درست از موضوع ندارند. تنها اصرار بر رسمی بودن زبان فارسی دارند و فکر میکنند که اگر این هیمنه بشکند آثار دیگر آن به صورت اختلال در امنیت ملی و تجزیه کشور ظاهر میشود. از این رو برای من و منتقدان دیگر اقدام فرهنگستان ادب فارسی این ادعا قابل قبول نیست. آنها میخواهند بگویند ادبیات محلی)زبان مادری( داریم و این قابل آموزش در مدارس هست ولی نمیشود کتب علمی مانند ریاضیات و شیمی و فیزیک را هم به این زبانها ترجمه و تالیف کرد و آموزش داد. باید گفت که این هم ادعای نادرستی است. زیرا تالیف کتاب فارسی در مورد ریاضیات چقدر تلاش و زحمت لازم دارد. در واقع همان متن انگلیسی است که با کمترین نقش زبانی و با تسلط اعداد بر این موضوع به فارسی درآمده است. تالیف کتاب ریاضی به زبان کردی، ترکی یا عربی به اندازهی تالیف نمونه ی فارسی آن زمان می برد. جالب است که امسال موضوع یا شعار محوری یونسکو نیز در این راستااست و به نوعی نفی کننده ی ” مخالفت باآموزش به زبان مادری” اعضای فرهنگستان است. در پیام مدیرکل یونسکو باز آمدهاست که: “امسال، تاکید ویژه ما تا اینکه نشان دهیم زبان، دسترسی » زبانهای محلی برای شهروندی جهانی: علم در کانون توجه « بر این شعار است به دانش و گسترش و تنوع آن را تامین میکند. برخلاف تصور غالب، زبانهای محلی کاملا قابلیت انتقال دانش علمی کاملا مدرن در ریاضیات، فیزیک، تکنولوژی و غیره را دارا هستند. قبول اهمیت این زبانها همچنین به معنای شروع استفاده از نیت غنی تر کردن دانش عمومی با استفاده از سنت هایی است که شناخته نشده اند”.
– نخبگان اقلیت ها و بویژه نمایندگان مردم کرد و سایر اقلیت کدام مورد را مدنظر دارند؟ آموزش زبان مادری یا آموزش به زبان مادری؟
– گفتم که طرح موضوع تفاوت مذکور منطقی نیست. زیرا زبانهای محلی مادری قابلیت آنرا دارند که مانند یک زبان زنده در همهی حوزهها کارایی داشته باشند. در مورد زبان فارسی هم باید گفت که نقصهایی در زمینهی واژه برای اصطلاحات علمی و … .جود دارد. فرهنگستان ادب فارسی نیز برای رفع این نواقص تشکیل شده تا برای واژه هایی که به صورت طبیعی در اثر نقص یا کمبود واژه وارد زبان میشود، معادل زبانی بیابند. برای زبانهای محلی نیز این کار شدنی است. به عنوان مثال در کردستان عراق وقتی زبان کردی به صورت رسمی کاربرد می یابد دامنه ی زبان نیز وسعت می یابد و نقص ها به مرور و با اندیشه برطرف میشود. به نظر می رسد که اکنون موضوع آموزش ادبیات کردی در مدارس برای دانش آموزان کرد مطرح است. زیرا دوزبانگی پدیدهای است که بخوبی مورد توجه و تجزیه و تحلیل قرارنگرفته است. و از این رهگذر هم حقوق بچه های کرد و ترک و …. در این بین ضایع شده است و هم اینکه شاید یکی از علل ماندن و اصلا نهادینه شدن بیسوادی در کشور بوده است. بسیارند از کسانی که نتوانسته اند زبان رسمی را با خود در ابتدا تطبیق دهند به اجبار بی سواد مانده اند. علاوه بر آن بسیار طبیعی است که وقتی شما به آموزش ادبیات کردی میپردازید موضوعات مختلفی از جمله آموزش دانش و… نیز مطرح میشود. مغایرتی من نمیبینم.
– چرا با گذشت ۳۵ سال از انقلاب هنوز ماده های قانونی مربوط به اقلیت اجرائی نشده است؟
– زیرا اراده ای برای اجرای این اصل وجود نداشته است. یعنی در برنامه ی رسمی دولت اقدام عملی برای آن پیش بینی نشده است. وگرنه اگر اقداماتی قبلا صورت میگرفت، شاید تا حال صاحب تجربه ی گرانقدری در این زمینه می بودیم و حتی به دیگران نیز در قالب پروژه های آموزشی ارائه میکردیم. به نظر میرسد این دغدغه ها در حوزه ی سیاسی هیچوقت بعد عملی پیدا نکنند تا وقتی که حوزه ی اجتماعی بجد آنرا نخواهد. اکنون تا حدودی میتوان ادعا کرد که این خواست وجود دارد و دولت آقای روحانی نیز درصدد آن است گام هایی را بردارد.
– نمایندگان اقلیت ها و بویژه نمایندگان کرد در مجلس در بدو ورود به مجلس و در زمان تبلیغات انتخاباتی اجرائی کردن آموزش به زبان مادری را به عنوان تبلیغات اصلی خود مطرح می کنند اما با ورود به مجلس آن را فراموش می کنند ؟ چرا؟ آیا بدلیل مشکلات ساختاری است و یا فراموش کردن وعده خود؟
– موضوع نمایندگان مجلس بحث دیگری است. رفتار آنها کلا قابل نقد است .
– آموزش زبان مادری در ایران یک فرصت است یا تهدید؟ چرا
– زبان های مادری موجود در کشور هیچگاه تهدید نبوده اند و نیستند. بلکه زمینه ای برای تفاهم فرهنگی و سرمایه ای اجتماعی محسوب میشوند. حتی اگر زبان رسمی ما منطبق با تنوع فرهنگی کشور باشد نیز تهدیدی وجود ندارد. آنچه تهدید است برای یک نظام سیاسی، عدم کارایی نظام در تحقق همبستگی سیاسی مردم خود است. این موضوع به منافع ملی کشورها ارتباط دارد که امری غیرزبانی است و با هر زبانی میشود در مورد آن صحبت کرد. کشورهایی که میتوانند مطابق با خواست عمومی جامعه ی خود به تامین نیازهای مختلف مردم پاسخ درخور دهند و شان اجتماعی وسیاسی آنها را در میان خود و در سطح بین المللی بالا ببرند، چنان استوارخواهند بود که تزلزل به ارکان آن راه نیابد.
به قول مولوی کرد اگر زبان فارسی شکر است، برای من زبان کردی چیز دیگری است. و البته می پذیرم که برای آقای حداد عادل زبان فارسی به مراتب شیرین تر از دیگر زبانها است. این حق متقابل را احترام بگذاریم دیگر چه جای تهدید است.
– چه میزان به وعده های آقای روحانی برای آموزش زبان مادری در سال آینده تحصیلی امیدوارید؟
– مردم ایران در انتخاب آقای روحانی به تغییر شرایط موجود در کشور رای دادند. این را همه میدانند. آقای روحانی هم حقوقدانی است آگاه به مسائل کشور و فکر می کنم با درک این موضوع است که حرکت می کنند. برخی تغییرات نیز روی داده است. باید تلاش بیشتر کرد تا فضا بیشتر باز شود و تغییرات بیشتری را شاهد باشیم. در این موضوع بخصوص نیز تاکنون بحث ها خیلی منطقی پیش نرفته است. بعد از طرح رسمی موضوع تازه برخی از حذف آن صحبت می کنند که امکانپذیر نیست مگر با امنیتی کردن آن که ساده ترین راه است.
– با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید
-بنده نیز از شما متشکرم
 
تهیه و تنظیم مصاحبه از حسین معروف پور
 

 

شناسه خبر : 19783

این خبر رو هم ببینید

وحدت اسلامی از دیدگاه کتاب وسنت

نویسنده :خلیل افرا، عضو شورای برنامه ریزی مدارس اهل سنت کشور ، رئیس هیئت افتاء …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 2 =