خانه / جریانات تکفیری / زندگی خروسی !!!

زندگی خروسی !!!

این داستان سر گذشت آدمهاییست که باورهای خود را به خاطر القای افکار دیگران زیر پا می گذارند…

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم ، بر بلندای آن قرار داشت . یک روز زازاه ای کوه بلند را به لرزه درآورد و باعث شد یکی از تخم ها از دامنه کوه پایین بلغزد . بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود .مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن تخم بنشیند و آم را گرم نگه دارد تا جوجه به دنیا بیاید .یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از تخم بیرون آمد و همانند سایر جوجه ها پرورش یافت طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست .جوجه عقاب زندگی و خانواده اش را دوست داشت و به آنها علاقه شدیدی داشت . اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو فراتراز یک جوجه خروس هستی!تا اینکه روزی در مزرعه مشغول خوردن دانه بود ، ناگهان متوجه شد که چند عقاب در آسمان پرواز می کنند .جوجه عقاب آهی کشید و با خودش گفت : ای کاش من هم می توانستم در آسمان پرواز کنم .مرغ و خروس های اطراف او به حرف او خندیدند و به او گفتند : تو یک خروس هستی و خروس نمی تواند پرواز کند .اما عقاب همچنان به خانواده اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد .هر موقع که عقاب فکر پرواز به سرش می زد و در رویای پرواز کردن به سر می برد ، به او گوشزد می کردند که رویای تو هرگز به واقعیت تبدیل نمیشود .عقاب هم کم کم باورش شد که نمی تواند پرواز کند . همانند خروس به زندگی خود ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی مرد…

شناسه خبر : 3787

این خبر رو هم ببینید

تصمیم مشترک ایران و ترکیه مبارزه مشترک با تروریست ها است

عضو هیات رئیسه کمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس شورای اسلامی، در گفتگو با روزنامه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + 13 =