خانه / اجتماعی / سالیاد حادثه شین آباد در شناسنامه وزیر / محمد هادیفر

سالیاد حادثه شین آباد در شناسنامه وزیر / محمد هادیفر

پانزدهم آذر ۱۳۹۱خبر آتش سوزی مدرسه راهنمایی روستای شین آباد در حاشیه شهر پیرانشهر در استان آذربایجانغربی رسانه ها واذهان عمومی جامعه را به خود جلب کرد. طی این حادثه ناگواردر یک مدرسه ابتدایی دخترانه ازیک کلاس ۳۷ نفره ۲۹ نفر گرفتار آتش شده ودچار سانحه سوختگی شدند

پس از انتقال حادثه دیدگان به مراکز درمانی تبریز وارومیه ، در ۱۹ آذر دانش آموز” سیران یگانه” ودر ۸ دیماه” ساریا رسول زاده ” بر اثر جراحات عفونی فوت کردند ومابقی بازماندگان حادثه با زخمهایی آشکار محکوم به ادامه زندگی هستند. هرچند با پیگیریهای مسئولین ودر آستانه سومین سالگرد این حادثه دیه کامل  مصدومین پرداخت وهزینه درمان ومستمری دائمی آنان از سوی مراجع قانونی پذیرفته شده تا حداقل از نظر رفاهی ومالی درمضیقه نباشند که جای تقدیر دارد اما این حادثه غیر منتظره دربدو وقوعش حاشیه های فراوانی داشت که متوجه رفتارمدیران صحنه از شهرستان واستان گرفته تا نهایتا وزیر وقت آموزش و پرورش است. این تقریر قصد بازپردازی این حادثه وتازه کردن زخم جامعه را ندارد اما با توجه به اظهارات اخیر وزیروقت آموزش پرورش دولت دهم ، آقای حمید رضا حاجی بابایی  در برنامه شناسنامه که در مورخه ۲۹/۸/۱۳۹۳ ازشبکه سه سیمای جمهوری اسلامی ایران  پخش گردید، لازم است در سالیاد این حادثه ناگوار که مقارن با مصاحبه وزیرسابق بود بعضی ناگفته های این حادثه به ایشان یادآری شود. آقای حاج بابایی در این برنامه اشاره های صریحی به حادثه آتش سوزی مدرسه دخترانه شین آباد کردند که باعملکرد ورفتار مدیران وزارتخانه متبوعش در زمان حادثه متفاوت بوده وجای تامل داشته وارزش بازخوانی رادارد .
 
درنگاهی کلی به وضعیت آموزش وپرورش وعلیرغم تلاش بی وقفه همه دستگاههای ذیربط مشاهده می شود که حجم زیادی از مدارس روستاها وحتی بعضی شهرهای کشور از استانداردهای گرمایشی وسرمایشی برخوردار نیستند واین به توسعه نیافتگی زیرساختهای سازمان آموزش وپرورش برمی گردد. وجود نارساییهای زیرساختی و استانداردهای خدماتی وکمبودهای فضاهای آموزشی در همه مناطق کشور غیرقابل انکار ودر مناطق محروم مضاعف است. بخشی از این توسعه نیافتگی ناشی از رشد نامتوازن زیرساختهای آموزشی با رشد جمعیت است که ریشه در چند دهه توسعه نیافتگی این مناطق از کشور دارد، پس بااین شرایط زیر ساختی وفقدان استاندارهای لازم وقوع چنین حوادثی اجتناب ناپذیر است اما چیزی که می تواند این خلاء را جبران کند نوع رفتار مسئولین این حوزه در برخورد با حوادث اینچنینی است. رفتاری که از وزیر وقت و مدیران سیاسی استان انتظار می رفت اما محقق نشد. درهمه زمانها ومکانها مرسوم است هنگام مواجهه با چنین حوادثی عالیترین مقام سازمانی ویا سیاسی در محل حادثه حضور یافته تا بخشی از آلام آسیب دیدگان را برطرف کند. حضور مسئولین عالیرتبه کشوری در صحنه های حوادث غیرمترقبه از جمله زلزله وسیل و.. موجب آرامش نسبی حادثه دیدگان شده وازلحاظ روانی مطالبات عمومی را تعدیل می کند . متاسفانه در این حادثه که عموم جامعه را متاثر کرده بود، استاندار وقت نه درابتدای وقوع حادثه ونه پس از آن برای دلجویی ازمردم و همکلاسی های حادثه دیدگان به محل سانحه سفرنکرد، بلکه تیم مدیریتی استان به بهانه انتشار دررسانه های بیگانه پرونده حادثه شین آبادرا امنیتی کردند و زمینه احساسی شدن موضوع را فراهم کردند و حاشیه های آن از متنش برجسته تر گردید وموجب شد که نارسایی های سازمان آموزش وپرورش دراین حادثه بدرستی واکاوی نشود وبررسی کارشناسی علل اصلی واقعه منحرف گردد بهمین خاطر با مقصر تلقی کردن سرایدارمدرسه ومعلم کلاس، پرونده را مختومه اعلام کردند غافل از اینکه آنچه که برای جامعه تعلیم وتربیت واذهان عمومی از خود چنین حوادثی مهمتر است مواجهه رفتاری با این نوع رویدادها است که تعهد وفهم مدیران مسئول مرتبط با موضوع را نشان می دهد .
 
ارائه آمارواطلاعات غیر مرتبط در توجیه این نوع حوادث دردی از این بیماری مزمن را درمان نخواهد کرد و مانع بروز حوادث غیرقابل پیش بینی نیست. مثلا اظهارات رئیس سازمان نوسازی مدارس وزارت آموزش وپرورش مبنی بر وجود کپسول آتش نشانی در سالن مدرسه شین آباد چیزی از تعهدات مسئولین ذیربط نمی کاهد. این نوع اظهارات درحالیست که در سالی که حادثه شین آباد رخ داد، علیرغم وجود خیرین مدرسه ساز فعال دراین شهرستان، ۲۲ مدرسه شامل ۵۷ کلاس ازمدارس شهری وروستایی پیرانشهرتخریبی بوده اند که قانونا نمی بایست کلاس درس در آنها تشکیل گردد ولی با وجود این خطرات همچنان مشتاقان تعلم ومحتاجان تعلیم وتربیت زیر این سقفهای لرزان زمزمه های محبت را می سرودند.
 
نمونه ای از اشتیاق عمومی این مردم برای تربیت فرزندان را درهمین شهرستان پیرانشهر و درسال۱۳۹۱ می توان دید که مدرسه ای با یک دانش آموز توسط معلمی فداکار در روستایی کوهستانی اداره می شد که در نوع خود رکورد به حساب می آید. بنابراین شوق و ولع تحصیل در این مناطق بصورت خودجوش وجود دارد ومحدودیتهای زیر ساختی مانع حرکت آموزشی این مردم تلاشگر نیست. بسیاری از همین سنخ مدارس وجود دارد که شاید از ابتدایی ترین امکانات خدماتی بی بهره باشند ولی همچنان مشعل تعلیم وتعلم در آنها فروزان است. وضعیت عمومی مدارس در بسیاری از شهرهای استان وشاید اکثر مناطق کشور فاصله چندانی با مدارس این شهر مرزی ندارد وبه دلیل مشکلات بودجه ای قابل بازسازی نیستند. این تکمله بعنوان بازپرداختی به اوضاع آموزش وپرورش در بسیاری از مناطق محروم است که علی رغم وفوراستعداد وقابلیتهای شایسته همچنان درکنام گمنامی هستند.
اما آنچه که در سالیاد حادثه شین آباد واجب شد به آن پرداخته شود علاوه بر یاد آوری وضعیت جسمی  دختران دانش آموز بازمانده از آن حادثه ناگوارکه اینک به سنین بلوغ رسیده اند و ریش درون آنها مزید بر زخم بیرونشان گردیده، اظهارات برنامه شناسنامه آقای حاجی بابایی بود که جای تامل دارد . هرچند خبرنگاران هم بزعم وزیر وقت در حاثه مقصر محسوب شدند. آن هنگام که وزیرطی مصاحبه با خبرنگاران در جریان این حادثه (مصاحبه با خبرگزاری مهرمورخه۱۸/۹/۱۳۹۱) و در جواب سوال خبرنگاری که پیشنهاد داد مدیر کل آموزش وپرورش استان را برکنار کنید یا خود استعفا بدهید اعلام کرد: شما چی؟ شما را هم برکنارکنیم یا نه ؟اگر به موقع خبر می دادید مواظب مدرسه شین آباد پیرانشهر باشید این اتفاق نمی افتاد. اگرچه این اظهار نظر وزیر یک قیاس مع الفارق بود و بعدها سعی کردند تا شوخی تلقی شود اما بجایی نرسید .
آقای حاجی بابایی، انتظار نمی رفت که شما استعفا بدهید (هرچند اگر استعفاهم می دادید عملی پسندیده و حرکتی نمادین جهت ارج نهادن به بازماندگان وجامعه تعلیم وتربیت وبیانگر تالم درونی شما از این واقعه بود). شما میتوانستید با یک سفر به روستای محل حادثه ودلجویی از همکلاسی ها ومردم روستا وشهرستان، صادقانه نارسایی های موجود را اطلاع رسانی کنید تا شاید مرهمی بردلهای ریش مردم صبور پیرانشهر باشد، اما متاسفان چنین کاری صورت نگرفت واین از کاستی های دوران وزارت شما بود. بقول خودتان که در برنامه شناسنامه فرمودید هر سال شاهد دهها اتفاق از این نوع هستیم، و مطمئنا مردم صبوری که پذیرفته اند فرزندانشان در مدارس تخریبی تعلیم ببینند هرگونه خطری را دراین راه می پذیرند وبا آن کنار می آیند و نیازی به توجیهات مدیریتی وپیدا کردن مقصربرای این حادثه نبود.
متاسفانه در همان زمان، مدیریت آموزش وپرورش استان آذربایجانغربی با تدبیر استاندار وقت، موضوع را سیاسی کرده وپرداختن به آنرا تهدید تلقی کردند وحتی رسانه ای کردن آنرا امنیتی کردند وحادثه ای که می توانست با رفتاری عاطفی که از شاخصه های هر مدیر فهیم ومتعهد است، مرتفع گشته وانرژی محلی وملی را صرف رفع مشکلات حادثه دیده ها کند اما با خارج کردن آن از گردونه وظایف سازمانی نه تنها از استعفای خود حرفی بمیان نیاوردید حتی مدیر کل وقت آموزش و پرورش استان را نیز تعویض نکردید تا در برنامه شناسنامه بگویید: من حاضر بودم برای حادثه شین آباد کتک بخورم (برنامه شناسنامه صدا وسیما/مورخه ۲۹/۸/۱۳۹۳ ومشروح آن در خبرگزاری فارس مورخه ۳۰/۸/۱۳۹۳). آن زمان حاضر نشدید برای دلجویی واقعی تا پیرانشهر قدم رنجه بفرمایید وآنچنان فضا را ملتهب کردید که حتی مانع ورود خیرینی که از روی دلسوزی برای ارسال هدایا به پیرانشهر مراجعه می کردند شدید. در اینجا جادارد از نماینده محترم ساری در مجلس یادی کرد که از روی غیرت ملی خود اعلام داشت : اگر اتفاق آتش سوزی مدرسه شین آباد در کره وژاپن افتاده بود وزیر یا خود کشی می کرد یا استعفا می داد.(خبرگزاری خبرآنلاین مورخه ۱۸/۹/۱۳۹۱) کافی بود وزیر وقت در آن زمان موضوع را دلسوزانه بررسی می کردیدواجحافی در حق حادثه دیدگان نمی گردید. باید تصور کرد اگر چنین حادثه ای در هر کجای ایران اتفاق می افتاد باآن چگونه برخورد می شد ؟ در این حادثه که عمدی در آن وجود نداشت وتنها سهل انگاری بود، اگر وزیر مسئولیت آنرا می پذیرفت، بسیاری از شائبه ها برطرف می گردید.
آقای وزیرسابق ، اگر غروروزارتی شما اجازه می داد و از نزدیک حادثه را نظارت می کردید ویا مشاور امینی داشتید، هم اکنون برای حادثه شین آباد نیازی نبود بنا به مصالحی راضی به کتک خوردن شوید. ازدیگر ره آوردهای دوران مدیریت شما در این وزارتخانه  اجحاف بزرگی بود که در حق آموزش وپرورش این شهرستان مرزی روا گردید. در این مقطع زمانی که پیرانشهر بخاطر موضوع شین آباد در صدر افکار عمومی قرار گرفته بود انتظار می رفت حداقل این شهرستان مرزی در موضوع آموزش وپرورش به خدمات مطلوبی من باب دلجویی دست یابد، اما متاسفانه شاهد انتقال بیش از دهها معلم رسمی از این شهر بودیم که هم اکنون کسری بیش از ۳۵۰۰ ساعت تدریس هفتگی در سطح مدارس این شهر خودنمایی می کند. همچنین تدبیر وزارتی شما در پرونده حادثه شین آباد سبب گردید که مدیروقت آموزش وپرورش شهرستان که جزء خانواده معظم شهداء پیرانشهری وسالها رئیس هیات بازرسی شورای نگهبان شهرستان بود ودر حالی که تنها ۱۸ روز از مسئولیتش براین اداره می گذشت مقصر شناخته شده وبرکنار شود. پس از این برکناری ، مدیر کل آموزش وپرورش استان، استاندار و وزیر وقت بزعم خود مقصر را شناسایی کرده  وبه جامعه معرفی کردند و پرونده حادثه مدرسه شین آباد را با تدبیر سیاسی بستند  درحالیکه پرونده رفتار مدیریتی شما ومدیران استانی برای مردم فهیم همچنان باز است. 
 
 معمولا پس از چنین حوادثی حجم زیادی از زمان جامعه صرف حاشیه ها شده وکمتر به رفع علتها پرداخته می شود. علیرغم چنین حادثه دلخراشی هنوز تغییر اساسی در روشهای ارائه خدمات استاندارد متناسب با شرایط محیطی در مدارس مناطق سردسیر صورت نگرفته است . جوامع توسعه یافته ویا در حال پیشرفت بخش زیادی ازعلوم ودانش خود را به رفاه عمومی ورفع محرومیتهای جامعه اختصاص می دهند . مهندسی فضاهای آموزشی در مناطق با شرایط جغرافیایی متفاوت از جمله مباحث جدیدیست که می تواند از پایان نامه های دانش آموختگان، در اختیار مدیران سازمان آموزش وپرورش قرارگیرد. فرهنگ سازی ساختاری درآموزش وپرورش به مباحث نظری ختم نمی شود بلکه به نگری پیرامونی محیطهای آموزشی تاثیری مستقیم درسطح وعمق فراگیری دانش دارد که بسیاری ازآسیبهای توسعه ای در آن برطرف می گردد. با توجه به زمینه های تکرار حوادثی مانند شین آباد ، بررسی علل وقوع این حادثه ارزش چندین پایان نامه دانشگاهی درزمینه های مهندسی ساختمان ،آموزش مربیان ومعلمین آموزشی وپرورشی ، امدادونجات و….را دارد.
 
کد مطلب: ۷۴۶۰۲  |  تاريخ: ۱۳۹۳/۹/۱۳  |  ساعت: ۲۲ : ۱۴- خبرگزاری کردپرس

شناسه خبر : 8205

این خبر رو هم ببینید

نقش موثر زنان در هشت سال دفاع مقدس/ کامران کرمی

چکیده: تاریخ‌ معاصر ایران ‌شاهد گویایی ‌بر حضور همه‌جانبه ‌و فعالانه ‌زنان ‌مسلمان ‌ایرانی ‌در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 2 =