خانه / مشاهیر / شکرالله بابان

شکرالله بابان

شکرالله بابان در سن ۸۹ سالگی بر اثر بیماری کهولت سن در گذشت، وی در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی از خاندان معروف کارگزاران بابان سنندج متولد شد، بابان فرزند مرحوم حاج داودخان و مادرش آمنه دختر فخرالعلمای بزرگ کردستان بوده است

بیست و هفتم آبان ماه دومین سالروز درگذشت هنرمند و گوینده پیشکسوت کُرد مرحوم شکرالله بابان است به این بهانه نگاهی داریم به برخی فعالیت ها و زوایای زندگی این هنرمند بزرگ کُرد ایرانی و همچنین وضعیت کنونی بیشتر هنرمندان و برخوردهای مسؤلان دولتی و جامعه نسبت به فعالان فرهنگی و هنرمندان که متاسفانه کمتر قدرشان را می دانیم و تا از میان ما کوچ نکنند توجه و یادی از آنان صورت نمی گیرد.
 
شکرالله بابان در سن ۸۹ سالگی بر اثر بیماری کهولت سن در گذشت، وی در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی از خاندان معروف کارگزاران بابان سنندج متولد شد، بابان فرزند مرحوم حاج داودخان و مادرش آمنه دختر فخرالعلمای بزرگ کردستان بوده است.
 
شکرالله بابان در سال ۱۳۲۲ شمسی در سن ۲۰ سالگی با فرخ لقاء شیخ الاسلامی دختر مرحوم ناظم الشریعه ملقب به قاضی القضات کردستانی ازدواج می کند که حاصل این زندگی مشترک ۸ فرزند بوده است.
 
جهت کسب علم و دانش و ادامه تحصیل در سال ۱۳۳۱ شمسی زادگاهش را ترک کرد و راهی تهران شد و به تشویق مرحوم حاج سید محمد شیخ الاسلام از اساتید برجسته دانشگاه مشغول ادامه تحصیل می شود و در دانشکده ادبیات و حقوق موفق به اخذ مدرک لیسانس می شود.
 
وی فعالیت رادیویی‌اش را سال ۱۳۳۷ در تهران آغاز کرد و در سال ۱۳۴۲ شمسی رئیس اداره رادیو و تلویزیون کرمانشاه شد.
 
مدیریت رادیو و تلویزیون آذربایجان غربی و کردستان از دیگر پست های فرهنگی این استاد بوده است و این شخصیت فرهنگی برجسته سال ها به عنوان گوینده، مفسر، شاعر، نویسنده، مترجم و مدیرکل مراکز صدا و سیمای آذربایجان غربی، کرمانشاه و کردستان فعالیت کرده ‌است.
 
کتاب‌ های صلاح‌الدین ایوبی، جغرافیای کردستان و فرهنگ لغت هزار صفحه‌ای فارسی به کردی بابان از جمله تالیفات زنده یاد شکرالله بابان است و هنوز برنامه کاروان شعر و موسیقی کردی با شعر خوانی وی و صدای گرم و ماندگار هنرمند نامی زنده یاد استاد حسن زیرک از یادها نرفته است.
 
شادروان بابان، دارای ۸ فرزند (۵ پسر و ۳ دختر) است. فواد بابان گوینده قدیمی صدا و سیما، بابک بابان گوینده اخبار ورزشی شبکه خبر و بختیار بابان عضو پیشین تیم ملی بسکتبال ایران از جمله فرزندان سرشناس شکرالله بابان هستند.
 
مراسم ختم وی در تهران، کرمانشاه، اربیل و سلیمانیه و سنندج و چندین شهر داخلی و خارج از کشور با حضور گسترده مردم وفادار و با فرهنگ و دوست دار این مرحوم برگزار شد تا ثابت شود هنرمند مردمی هرگز مردنی نیست.
 
شکرالله بابان از قدیمی ترین و محبوب‌ترین گویندگان شعر و موسیقی کردی در میان مردم است ایرانی ها و به ویژه مردم کُرد در دهه‌های گذشته صدای نرم و زیبایی او را زیاد شنیده و گوش کرده اند و تعداد زیادی از آهنگ های هنرمند بزرگ کُرد استاد مرحوم حسن زیرک قبل از پخش با شعر خوانی و صدای شکرالله بابان اجراء و پخش می شد که در میان مردم وجود داشته و دارد.
 
از لابه‌لای شعرها و اجراهایش معانی بلند عرفانی، عاشقانه و وطن دوستیی زیادی وجود دارد و امید به زندگی و توجه به هنر و پند و اندرز بخشی از محتواهای شعری و گویندگی این هنرمند فوت شده می باشد.
 
لطف شعر و موسیقی در کلام نرم و آرام او معنا پیدا می کرد و این صدا و اقدام زمینه ای بود برای ترویج ادب و زبان کردی که امروزه در میان شعرا و هنرمندان و اهالی موسیقی و مردم بیشتر جذاب شده و مورد توجه قرار گرفته و خیلی از هنرمندان ترانه ها و موسیقی خود را همراه با شعرخوانی تولید و ضبط می کنند و گویندگی شعر و قرائت آن در کنار موسیقی به یک فن و هنر ماندگار و زیبا تبدیل شده است.
 
مرحوم بابان خود انسانی عادی و امروزی، با عواطف و احساسات هنرمندانه و دلسوز و متعهد به فرهنگ و زبان و آداب و رسومش بود و در کنار خدمات هنری و فرهنگی اش، فرزندانی هنرمند و توانمند در عرصه فرهنگ و هنر و ورزش برای خدمت به این سرزمین تربیت کرد و این مهم قابل تقدیر و ستایش است.
 
آیین دومین سالروز درگذشت این هنرمند روز جمعه ۳۰ آبان ماه از ساعت ۱۵ الی ۱۷ در قطعه نام آوران بهشت زهرا (س) تهران در قطعه ۲۵۵ در ردیف ۱۱-۳۷ با حضور فرزندان، خانواده و بازماندگان آن مرحوم برگزار می شود.
 
شکرالله بابان در بامداد روز شنبه ۲۷ آبان سال ۹۱ چشم از جهان فرو بست و در قطعه نام آوران بهشت زهرا (س) تهران به خاک سپرده شد و برای همیشه آرام گرفت اما نام و یاد و آثار و خدماتش در عرصه فرهنگ و هنر فراموش نمی شود و به یکی از چهره های ماندگار این سرزمین تبدیل شده و به عنوان الگوی برای خدمت به زبان و هنر و آداب و رسوم و موسیقی کردها شناخته می شود و هنرمندی که در دل مردم و جامعه ماندگار باشد نمرده است چون هنر فقط برای مردم و جامعه است و اگر برای مردم نباشد ارزشی نخواهد داشت.
 
ادب و فرهنگ کردها به دلیل اصالت، تاریخ و ریشه آن هرگز نمی میرد و به دلیل تلاش و کوشش و زحمات فعالان این عرصه در گذشته جایگاه خوب و ارزشمندی در دنیا به ویژه کشورمان پیدا کرده است.
 
قدر هنر و هنرمندان طی این چند سال بهتر و بیشتر از گذشته مورد تقدیر و ارج قرار گرفته اما باید همواره از دانش و تجربه ارزشمند هنرمندان و فرهیختگان بهره بگیریم و تا دیر نشده از توان و تحلیل و آثارشان بیشتر استفاده کنیم و سالها خون دل خوردن و زحماتشان را ارج نهیم.
 
مرگ حق است و با هیچ کس هم تعارف ندارد و سراغ فقیر و غنی، مسؤل و غیر مسئول، پادشاه و سرباز، مسلمان و غیر مسلمان و… می رود اما کمی دیر و زود دارد ولی کسی را فراموش نمی کند و خوش به حال کسانی که وقتی مرگ به سراغشان می آید خلق از دستشان و در مجوع از رفتار و کردارشان در آسایش بوده اند و به مردم و جامعه خدمات خوبی ارائه داده و نام نیکی از خود بر جای می گذارند که بیشتر هنرمندان و علما و دانشمندان از جمله این مهم هستند اما نکته قابل توجه و موضوع قابل بحث دیگر این یاداشت بی توجهی و کم توجهی به کسانی است که سالها برای ارتقاء ارزش های انسانی و فرهنگی و هنری و علمی جامعه خود تلاش می کنند و اگر خود توقعی ندارند اما جامعه آنچنان که بایسته و شایسته است او را تکریم نمی کنند و قدرش را ندانسته و از تجربیات و آثارش بهره لازم را نمی برند و وقتی می میرند تازه به فکرشان می افتند که چنین کسانی بوده و حسرت می خورند و یادش می کنند و این چقدر بد است.
 
درجامعه هر روز شاهدخاموشی چراغهای فرهیختگی کشور و دیارمان هستیم و تازه یادمان می افتد که برایش یادمانی و مراسمی بگیریم و اگر چه این روش ناثواب همانند باران نامهربانی به یمن همت متولیان فرهنگی شامل حال تمامی فرهیختگان و هنرمندان گردیده و پدیده افسوس خوردن بر گذشتگان را تکمیل کرده و زبان حال مرحوم «شهریار» را سخن تفسیر می کنند؛
 
تا هستم ندانی که کیستم روزی بسراغم آیی که نیستم
 
هر چند بزرگذاشت و یادمان فرهیختگان و هنرمندان یک پدیده پسندیده است ولی ایکاش این اهمیت را خوشان در زمان حیات خود لمس می کردند.
 
برگزاری یادواره های فرمایشی نیز نشان می دهد که فرهیختگان و ادباء و هنرمندان کردستانی در خیلی از موارد مورد کم لطفی قرار می گیرند که زنده یادان دکتر مهیندخت معتمدی، کابه رات، ملی دوم (ملک محمد محمدی) عبدالله شریعتی که به نمادی دیگر از مظلومیت فرهیختگان کردستان مبدل شدند نمونه این مهم است.
 
در طول دوران و به ویژه سده های اخیر هنرمندان و فعالانی بودند و هستند که میراث داران فرهنگ این مرز و بوم بوده و برای حفظ و ارتقای آن عرق ریخته و خون دلها خورده اند تا امروز کردستان به عنوان استانی فرهنگی و مهد موسیقی ایران در دنیا شناخته شود.
 
متاسفانه همیشه باید یکی از فعالان عرصه های فرهنگ و هنر ما فوت کند تا به فکر نخبگان و فرهیختگان خود بیفتیم و برای آنها یادمان و گرامیداشت برگزار کنیم و در واقع اگر روزی غیر این پیش آید، باید تعجب کرد.
 
متأسفانه در زمانی که هنرمندی دچار کسالتی می شود و در بستر بیماری قرار می گیرد حاضر به خرج کردن ۱۰۰ هزار تومان برای دوا و درمانش نمی شویم و از او دلجویی و احوالپرسی نمی کنیم اما در مراسم خاکسپاری و ختمش با تاج گل و دیگر هزینه های بی سود خرج های میلیونی می کنیم و چند روز در مراسمش حضور پیدا می کنیم و آخ و حسرت می خوریم.
 
در زمانی که هنرمندی در قید حیات است هیچ اداره و نهادی برای تجلیل و کمک به وی اقدامی نمی کند اما بعد از مرگش خیلی ها و به ویژه نهادهای مرتبط در تدارک گرامیداشت و تجلیل و برگزاری یادمان برای وی می شوند که فقط برای نمونه می شود به مرحومان «قاله مه ره» و «محی الدین حق شناس» اشاره کرد.
 
خیلی از مردم ما آداب قدرشناسی از هنرمندان خود را رعایت می‌کنند اما باز هم این وضعیت ها جای نگرانی دارد و نباید اجازه بدهیم عاقبت هنرمندان مانند گذشتگان شود و مسؤلان و مردم و نهادهای مرتبط بکوشند قدر این سرمایه های ملی، معنوی و ثمر بخش را با اقدامات در خور و نتیجه بخش برای آنها بدانند اینان آبروی ما هستندکه لازم است آبرویمان را بهتر و بیشتر و ارزنده تر پاس بداریم.
 
توقعات هنرمندان نسبت به جامعه و مردم، و بالعکس، توقعاتی ضروری است و وجود این توقعات و تعهدات برای پیشرفت بخش های مختلف جامعه لازم و ضروریست، امروز بیش از هر زمان دیگری به وجود هنرمندان متعهد و دلسوز نیاز داریم چون بیشترین تاکید و تلاش دشمن در سال‌های گذشته بر تهاجم فرهنگی بوده و دشمن با راه‌اندازی شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای سعی داشته و دارد فرهنگ، هنر ، آداب و رسوم و ارزشهای دینی و ملی و بومی ما را تخریب و تضیف کند و مردم و به ویژه جوانان را به کج راهه بکشاند.
 
مسؤلان کشور و به ویژه کردستان باید از اهالی فرهنگ، هنر و موسیقی حمایت کنند و نسبت به بی توجهی در سالهای گذشته دلجویی کرده و اجازه ندهند هنرمندان برای تامین معیشت زندگیشان دست به هر کار و شغلی بزنند و روزی که می می میرند و می شوند شوالیه های قهرمان و مفاخر و هنرمندان بزرگ، اما یادمان نرود «قاله مه ره»، هه ژار، حسن زیرک، قانع، سید محمد صفایی، براتعلی نورایی و ده ها هنرمند دیگر در فقر و تنگدستی زیستند و تا بودند کسی را یاریگر و همراه و حامی آنان نبود ولی اکنون بزرگان و نخبگان عرصه هنر و فرهنگ کردها هستند و این چقدر بد است و جای تاسف دارد.
 
در پایان گرامی می داریم سالروز درگذشت مرحوم شکرالله بابان را که به بهانه ای ارزشمند تبدیل شد برای تلنگری به خودمان و اینکه شیوه نگاهمان را اهالی این عرصه تغییر بدهیم و قدرشناس تلاشهایشان بشویم و می ستاییم سالها رنج و تلاش و خدمات ارزنده فرهنگی و هنری همه فعالان و دلسوزان فوت شده این عرصه و به ویژه زنده یاد شکرالله بابان را و امیدورایم قدر فرهیختگان و ادباء و هنرمندان و دانشمندان و دلسوزان آب و خاک خود را بیشتر بدانیم و آن ها را تکریم و پاس بداریم و بدانیم کم توجهی به آنان ضررهای زیادی را متوجه جامعه خواهد کرد و به این نکته امروز بیاندیشیم که فرداها خیلی دیر می شود.
 
یحیی صمدی روزنامه نگار و فعال فرهنگی

شناسه خبر : 20001

این خبر رو هم ببینید

کردهای صاحب منصب در حکومت قاجاریه/ عمر فاروقی

پس از انقراض زندیه و کشیدن ارکان حکومتی بطرف خراسان و بخصوص مشهد مقدس حکام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − 1 =