خانه / سیاسی / شیخ ادهم بارزانی، عضو سابق رهبری حزب دموکرات کردستان: حزب بعث در پوشش داعش بازگشته/ باید منتظر بر سر کار آمدن نظامی جدید در عراق باشیم

شیخ ادهم بارزانی، عضو سابق رهبری حزب دموکرات کردستان: حزب بعث در پوشش داعش بازگشته/ باید منتظر بر سر کار آمدن نظامی جدید در عراق باشیم

ادهم بارزانی، عضو سابق رهبری حزب دموکرات کردستان عراق ، تحلیل خود از اوضاع کنونی کشور عراق و منطقه‌ اقلیم کردستان پس از حملات اخیر گروه داعش و تحت کنترل درآوردن مناطقی از عراق توسط این گروه را ارائه‌ نمود

ادهم بارزانی، عضو سابق رهبری حزب دموکرات کردستان عراق در مصاحبه‌ای با خبرگزاری کردپرس، تحلیل خود از اوضاع کنونی کشور عراق و منطقه‌ اقلیم کردستان پس از حملات اخیر گروه دولت اسلامی در عراق و شام و تحت کنترل درآوردن مناطقی از عراق توسط این گروه را ارائه‌ نمود.
سیاستمدار و فرماندە پیشمرگ که نقش مؤثر و مهمی در تحولات سیاسی معاصر کُردستان عراق ایفاء نموده است در این مصاحبه با تأکید بر اینکه سیاست های خودمحور نوری مالکی، نخست وزیر عراق، این کشور را به وضعیت کنونی رسانده است، هشدار داد که آنچه اکنون در عراق روی می دهد فقط تحرکات دولت اسلامی در عراق و شام نبوده، بلکه این حزب بعث است که در پوشش داعش بازگشته است.
ادهم بارزانی کنترل مناطق مورد مناقشه ی میان بغداد و اربیل توسط نیروهای پیشمرگ اقلیم کردستان را به عنوان فرصتی طلایی و کم نظیر برای کُردها در مقطع کنونی می داند.
 
* تحلیل شما از حملات اخیر داعش به استان نینوا و تصرف شهر موصل و سرعت بالای به تحت کنترل درآوردن این مناطق توسط داعش چیست و علل و ریشه های شرایط کنونی عراق را در چە می دانید؟
– در ابتدا و در پاسخ به این سئوال شرایط کنونی را بدین شیوه تحلیل می کنم؛ در حقیقت با توجه به شرایط کنونی که در خاورمیانه شاهد آن هستیم،  به نظر من عامل اساسی شرایط و وضعیت کنونی منطقه اقلیم کردستان و عراق و کلاً منطقه، در درجه اول شکست سیاستهای فعلی دولت کنونی آمریکا در منطقه و در درجه دوم وضعیت حال حاضر موصل و چند استان دیگر عراق معلول سیاستهای خودمحور و اداره کشور از سوی نوری مالکی، نخست وزیر عراق است.
مالکی از همان آغاز روی کار آمدن و در مدت دو دوره نخست وزیری خود به اصول قانون اساسی کشور که بیشتر از ۸۵ درصد مردم عراق به آن رای مثبت داده اند و بر مدل فدرالی برای شیوه حکمرانی عراق تأکید می کند و پس از سقوط صدام نیز این مدل در کشور پیاده گردیده، پایبند نبوده تا جایی که حتی نتوانسته با برادران هم مذهب شیعه خود نیز به توافق برسد و با متحد شدن با آنان عراق را در مسیر مناسبی پیش ببرد.
همچنین هیچ نوع توافقی با برادران سنی مذهب نیز صورت نداد و این مسئله نیز مزید بر علت شده و به عنوان یکی دیگر از عوامل وضعیت کنونی به شمار می آید.
همچنین مسائل و اختلافاتی که مالکی با اقلیم کردستان به وجود آورد در حقیقت عراق دوباره در گرداب دیکتاتوری گرفتار کرد. تمامی این عوامل یعنی: اولاً شکست سیاستهای آمریکا در منطقه، دوماً شیوه رفتاری و مواضع نخست وزیر در مقابل تمامی اقوام و مذاهب عراقی، در به وجود آمدن این شرایط دخیل بوده اند و من کلاً وضعیت کنونی عراق را بسیار آشفته‌ و بحرانی می بینم و معتقدم که اگر در تمامی سیاستهای گذشته بازنگری کاملی صورت نگیرد، عراق به عنوان کشوری که اکنون شاهد آنیم در این اوضاع قرار دارد تاب نیاورده و ممکن است وضعیت کنونی منجر به تجزیه کشور گردد.
* لطفاً در مورد آنچه که به عنوان شکست سیاستهای آمریکا در عراق مطرح کردید توضیح بیشتری ارائه بفرمائید.
– آمریکا در آغاز طی یک روند نظامی حکومت صدام حسین را ساقط کرده و از میان برد و دولت جدیدی را پس از ۲۰۰۳ میلادی بر سر کار آورد. از سویی دیگر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار شد و باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور جدید این کشور بر سر کار آمده و جای جورج بوش را گرفت. در این بین نه سیاستهای اوباما و نه سیاستهای قبل از او هیچ یک راه حلی برای مشکلات و معضلات عراق، که سالهاست لاینحل باقی مانده اند و می بایست حل شوند، نیاندیشند و به جای آن نیروهای خود را با عجله از عراق خارج کردند. البته من خروج نیروهای آمریکایی را از عراق به عنوان یک اقدام خوب و مناسب ارزیابی می کنم و  مخالف خروج این نیروها از عراق نیستم. اما می بایست در فاصله زمانی میان سقوط صدام و خروج نیروهای آمریکایی از عراق تدابیر مناسبی جهت حل مشکلات و معضلات این کشور اتخاذ کنند. در اولین قدم پس از سقوط صدام کسی را به نام پل بریمر به عنوان حاکم عراق بر سر کار آوردند ممکن است کسی چون پل بریمر در واشنگتن و مناطق آمریکا به عنوان شخصیتی آگاه و مسلط بر اوضاع به شمار آید، اما کوچکترین اطلاعی از واقعیتهای کشور عراق، عناصر قومی و مذهبی و تاریخ ملتهایی که مردمان آنها در عراق به سر می برند نداشته و نتوانست سیاستی مبتنی بر واقعیات را در عراق پیاده کند. به همین دلیل است که اکنون می گویم اوباما نیز پس از جورج بوش نتوانست به تصحیح اشتباهات گذشته در عراق اقدام کند و به همین دلیل سقوط شهر موصل در استان نینوا و شهر تکریت در استان صلاح الدین را قبل از هر چیز به عنوان شکست اوباما می دانم. همین طور اوضاع پیش آمده کنونی را می توان به نوعی شکست مالکی نیز قلمداد کرد که تاکنون به خاطر حمایت های آمریکا توانسته بر سر کرسی نخست وزیری عراق بماند.
* ریاست اقلیم کردستان و گروه های سنی عراق نیز با شما هم عقیده بوده و دولت مالکی را عامل اصلی رویدادهای اخیر می دانند و معتقدند که در امور سیاسی و اقتصادی عراق تبعیض زیادی وجود داشته و عده ای تمامی قدرت را در دست خود قبضه کرده اند، اما اگر بخواهیم جنبه ی دیگر این مسئله را نیز در نظر بگیریم، داعش نیرویی افراطی است که هیچ حد و مرزی نمی شناسد، آیا در به وجود آمدن وضعیت کنونی داعش عامل اصلیست یا موج گسترده ی نارضایتی های سنی مذهب های عراق است که زمینه را برای بروز چنین بحرانی مساعد کرد؟
– به عقیده من داعش در این اقدام تنها نیست. نه اینکه بخواهم بگویم این نیرو داعش نیست؛ چرا که داعش نقش مهمی در این وضعیت ایفا می کند اما در آنچه روی داده بسیاری طرف های دیگر نیز درگیرند از جمله برادران سنی مذهب عرب و بسیاری از سازمان های سنی و عناصر وابسته به حزب بعث و ملی گرایان عرب عراق و همچنین عشایر عرب سنی این مناطق، که همگی آنها در به وجود آمدن این اوضاع دست دارند. چنین وضعیت و نیرویی که تنها در مدت چند ساعت استانی چون نینوا با ۴ میلیون جمعیت را کنترل کرده و ارتش عراق نیز به چنان وضعیتی می افتد که در نینوا و تکریت و حتی در نزدیکی های بغداد نتوانسته هیچگونه دفاعی بکند از نظر من عصیان و جنبش عظیم مردمی است که بر ضد سیاست ها و مواضع نوری مالکی به راه افتاده است. داعش تنها نیرویی نیست که در این اوضاع نقش دارد. من به عنوان یک سیاستمدار و کسی که زمانی به عنوان پیشمرگ در جنگ ها مشارکت داشته ام و در مسائل نظامی آگاهی کافی دارم مطمئنم آنچه روی داده تنها از سوی سازمانی بنام داعش که تنها صاحب چند هزار نیروی مسلح است، انجام نمی پذیرد بلکه عصیان و جنبشی مردمی است بر ضد خودمحوری های نخست وزیر عراق.
* عزت دوری از سران بعث مدتی پیش اعلام کرد که در روزهای آینده مژده و خبری خوش در راه است. آیا فکر می کنید حزب بعث با پوشش داعش به میدان آمده باشد؟
– هیچ شکی در این نیست. ما نیز که از دید خود وضعیت نظامی عراق را نظاره می کنیم می بینیم که این مسئله کاملاً آشکارا به چشم می آید. نوری مالکی زمانی بنای ناسازگاری و اختلاف را با اقلیم کردستان گذاشت و طی چند مرحله صدها افسر بلندپایه بعثی را دوباره در پست های خود منصوب کرد و آنها را وارد نیروهای نظامی ارتش عراق، نمود با این قصد که آنها را بر ضد اقلیم کردستان و نیروهای پیشمرگ به کار گیرد که به عقیده من این اشتباه مالکی به ضرر خود او تمام شد.
* جناب شیخ ادهم شما به عنوان یک شخصیت سیاسی و فرماندە پیشمرگ کە دارای سالها تجربە در هر دو زمینە سیاسی و نظامی هستید  آینده ی این جنگی را که داعش آغاز کرده چطور می بینید و این جنگ آینده ی سیاسی عراق را به چه سمت و سویی خواهد برد؟
– به دلیل اینکه تنها چند روز از این جنگ و درگیری سپری شده هر گونه تحلیل و تفسیری از آن خالی از اشتباه نمی باشد اما در یک ارزیابی کلی از این اوضاع می بینیم که واقعیت این است که در مدتی بسیار کوتاه که از نظر بسیاری مانند اوهام و خیالات به نظر می رسد تحولات عظیم سربازی در این مناطق روی داد. ممکن است نتوانم تحلیلی درست از اوضاع به شما ارائه دهم اما آنچه از وضعیت منطقه و عراق به طور اخص دست می آید این است که هیچ شکی نیست که تمامی معادلات سیاسی کنونی عراق پس از این جنگ دچار تغییر و تحولی عظیم گردیده و می بایست منتظر بر سر کار آمدن نظامی جدید و یک سیستم حکمرانی متفاوت در عراق باشیم.
* مواضع سران سیاسی کُرد در عراق، در مواجه با وضعیت کنونی را چطور ارزیابی می کنید؟ به نظر شما طرف کُردی می بایست در این شرایط چه سیاستی را در پیش بگیرد؟
– من موضع شخصی خود را به عنوان ادهم بارزانی اعلام می کنم و در حال حاضر نماینده هیچ یک از طرفهای سیاسی در اقلیم کردستان نبوده و تنها نظر شخصی خود را عنوان می کنم و قبلاً نیز در صفحه ی خود در شبکه ی اجتماعی فیسبوک به همین موضوع مجدداً اشاره کرده ام که نیروی پیشمرگ اقلیم کردستان به هیچ وجه نباید خود را در جنگ کنونی که در میان دو طرف عربی عراق درگرفته درگیر نماید. چرا که ما به عنوان کُرد در عراق شاهد این بوده ایم که در میانه ی دهها فاجعه ی تاریخی که بر سر کُردها آمده هیچ یک از طرفهای کنونی عراقی از ما حمایت نکرده و در کنار ما نایستاده اند. در تمام فجایعی چون بمباران شیمیایی حلبجه و نمونه های دیگر آن در تمام عراق نه شیعه، نه سنی و هیچ کسی واکنشی نشان نداده و از کُردها حمایت نکرده اند. در آن مراحل حساس ما شاهد این بودیم که جمهوری اسلامی به یاری کُردها آمده از جمله در همان فاجعه ی حلبجه و آوارگی میلیونی ملت کُرد و… اما در همان حال و در تمامی این فجایعی که بر سر کُردها آمد از کسانی که در آن زمان نیز در عراق صاحب تشکیلات سیاسی و نظامی بودند چه سیاستمداران و چه مراجع سنی و شیعه، از هیچ یک صدایی برنیامد و همگی در قبال مسئله کُرد سکوت اختیار کردند. اما با این حال نیز ملت کُرد ملتی است که همیشه دارای گذشت و صعه صدر بوده و همانطور که شاهدیم در رویدادهای اخیر مرزهای خود را برای آوارگان عرب که در نتیجه وقایع اخیر به اقلیم کردستان پناه آورده بودند، گشوده و اقلیم از آنان استقبال کرد.
* مناطق کُردی خارج از اداره اقلیم کردستان عراق(مناطق موردمناقشه) به دلیل وضعیت پیش آمده کنونی و عقب نشینی نیروهای ارتش عراق از این مناطق، تحت کنترل نیروهای پیشمرگ اقلیم کردستان درآمده اند. با توجه به ماده ۱۴۰ قانون اساسی عراق که تاکنون نیز به مرحله اجراء درنیامده است، پیش بینی شما برای آینده این مناطق چیست؟ وضعیت کنونی برای کُردها در آینده چطور رقم خواهد خورد؟ آیا اقلیم کردستان خواهد توانست بدون اجرای ماده ۱۴۰ قانون اساسی عراق عملاً کنترل این مناطق را در دست خود بگیرد؟
– ماده  140 قانون اساسی عراق برگرفته از قانون موقت عراق ماده ۵۸ بود و پس از اصلاح قانون اساسی جدید به ماده ۱۴۰ تغییر یافت. در این مدت یعنی در میانه ی سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۴ این ماده دچار یک دوره باطل بیهوده شده بود و هیچ تلاش و اقدام عملی از سوی هیچ یک از حکومتهای عراقی چه حکومت ایاد علاوی و چه حکومت ابراهیم جعفری و چه نوری مالکی برای اجرای این ماده قانونی صورت نگرفت. این در حالی است که این ماده در قانون اساسی ثبت شده و همه ی ملت نیز به آن رأی مثبت داده اند و به نظر من این واقعیتی است که به طور مستند بر ملت کُرد محرز شده که هیچ یک از طرفهای سیاسی عراق از علاوی گرفته تا مالکی هیچ قصد و اراده جدی برای اجرای این ماده نداشته و ندارند. آنچه اکنون روی داده فرصت طلایی مهمی است برای سران سیاسی کُرد و به عقیده من این یک حقیقت آشکار و انکارناپذیر است که این مناطق، کُردی بوده و به درازای تاریخ نیز تمامی مدارک و مستندات و آثار تاریخی شاهدی برای اثبات این مدعاست. هر چند که حکومت های عراق که هر یک پس از دیگری بر سر کار آمده اند از زمان ملک ها تا عبدالکریم قاسم و عبدالسلام و عبدالرحمان و احمد حسن بکر و صدام حسین و حکومت های جدید عراق که پس از ۲۰۰۳ بر سر کار آمده اند، همگی سیاست تعریب این مناطق کُردنشین را با جدیت دنبال کرده اند. اما با تمامی اینها نیز اگر نگاهی به وضعیت شهر کرکوک بیندازیم می بینیم که در آخرین انتخابات یعنی انتخابات پارلمان عراق کُردها بیشترین رأی ها و بیشترین کرسی های پارلمان را در شهر کرکوک به دست آورده اند و این خود سند دیگریست بر این مدعا و اینکه این مناطق کُردنشین بوده و متعلق به اقلیم کردستان هستند و هیچ شک و تردیدی در کُردی بودن این مناطق نیست. به نظر من فرصت پیش آمده فرصتی کم نظیر است و ضروری است که کُردها به نحو احسن از این فرصت استفاده کنند، چرا که در تمامی این مدت، قانون های مربوط به این مناطق در قانون اساسی عراق اجرا نشدند اما اکنون در میدان عمل این مناطق جدا شده به آغوش اقلیم کردستان بازمیگردند.
* نقش نیروهای منطقه ای و جهانی یکی از موانع پیش روی اجرایی شدن ماده ۱۴۰ قانون اساسی عراق بوده آیا با توجه به تحولات اخیر فکر می کنید مخالفت های منطقه ای و جهانی به همان روال سابق ادامه یابد؟
– هیچ شکی در این نیست که مشکلات اقلیمی و بین المللی بسیاری وجود دارند. این منطقه خود منطقه ای است که با مشکلات بزرگی درگیر است. خود مسئله کُرد مشکل بسیار بزرگی است و واقعیاتی که در میان چهار دولت می گذرد و تمامی احتمالات و رویدادها مشکلاتی است که باعث می شود این منطقه همیشه منطقه ای ناآرام و بحرانی باشد. حقیقت این است که بسیاری از دولت های اطراف کردستان در امور داخلی و سرنوشت این ملت دخالت می کنند. این مشکلات همواره وجود داشته و و پس از این نیز به قوت خود باقی خواهند ماند.
مصاحبە: حسن صالحی / خبرگزاری کردپرس
ترجمه: شیوا فکوریان
 
کد مطلب: ۶۴۶۴۸  |  تاريخ: ۱۳۹۳/۳/۲۶  |  ساعت: ۰ : ۴۷

شناسه خبر : 19197

این خبر رو هم ببینید

برگزاری راهپیمایی خودرویی و موتوری در سنندج

راهپیمایی خودرویی و موتوری چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در سنندج برگزار شد. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 5 =