خانه / فرهنگی / مدح و رثای اهل بیت پیامبر در شعر کردی دکتر بهروز خیریه

مدح و رثای اهل بیت پیامبر در شعر کردی دکتر بهروز خیریه

مدح اهل بيت پيامبر (ص) همواره زينت بخش ديوان شاعران و كتب فرزانگان بوده است. به طوري كه كمتر ديوان شعري را مي‌توان يافت كه قطعه شعري در مدح پيامبرگرامي اسلام ( ص) و اهل بيت مكرم ايشان در آن ثبت نشده باشد. شاعران کرد نیز همچون دیگر شاعران کشورمان در این زمینه گوی فصاحت را به جولان در آورده و آثار زیبایی خلق کرده اند.

 مدح اهل بيت پيامبر (ص) همواره زينت بخش ديوان شاعران و كتب فرزانگان بوده است. به طوري كه كمتر ديوان شعري را مي‌توان يافت كه قطعه شعري در مدح پيامبرگرامي اسلام ( ص) و اهل بيت مكرم ايشان در آن ثبت نشده باشد. شاعران کرد نیز همچون دیگر شاعران کشورمان در این زمینه گوی فصاحت را به جولان در آورده و آثار زیبایی خلق کرده اند. به همين سبب در اين مقاله ی مختصر سعي    کرده ام بخشي از اشعار شاعران كرد در مدح و رثاي اهل بيت پيامبر(ص) را كه اين شاعران به زبان مادري و به لهجه‌هاي مختلف سروده‌اند، مورد بررسی قر ارداده و تقدیم شما عزیزان نمايم.
بي شک آن چه ‌در طول تاريخ، موجب غناي ميراث فرهنگي ما شده، توجه به اعتقادات و ارزش‌هاي ديني بوده است. ايرانيان، از دير باز به پرستش خداي يگانه ‌مشهور بوده‌اند و پس از پذيرش دين مبين اسلام، خدمات بسياري در راستاي توحيد و خداپرستي و ترويج اين آخرين آیين الهي انجام داده اند. در اين رهگذر، عشق به محمد (ص) و آل محمد از ديرباز در ميان آنان جايگاهي خاص داشته ‌و چون يکي از عرصه‌هاي بارز تجلي و تبلور باورهاي ديني، هنر و ادبيات است، اعتقادات پاک مردم ما در هنر و ادبيات اين سرزمين به شکلي بارز منعکس شده است. آن چنان که طي سال هاي سال در تعزيه‌گرداني‌ها، شبيه‌خواني‌ها، نمايش‌ها، در نطق سخنوران و در شعر شاعران، در خطبه هاي علما و مقالات نويسندگان، سيره‌ي زندگي و شهادت پر افتخار آل محمد محور اصلي موضوعات بوده است. در اين ميان در عرصه‌ي شعر، بهترين و زيباترين سخنان منظوم آن است که‌ با الهام از آيات کلام الله‌، احاديث نبوي، آموزه‌هاي ديني، عرفان اسلامي و زندگاني و سيره‌ي پيامبر گرامي اسلام (ص) و خاندان مطهّرش سروده‌شده است. چنان که ‌در برگ برگ ادبيات اين سرزمين، مي‌توان رد اين طرز تفکر را احساس نمود.
نگاهي گذرا به ديوان اشعار شاعران پر شمارمان بيانگر اين نکته است که‌ عموم اين بزرگان، ديوان اشعار خود را – پس از راز و نياز با خداي يکتا- با نعت پيامبر اکرم (ص) و ذکر مناقب و فضایل بي شمار خاندان بزرگوارش آغاز نموده‌اند.
برخي از اين شاعران تا آن جا پيش رفته‌اندکه‌ در ميان مردم به شاعران اهل بيت شهرت يافته‌اند و عمده‌ترين بخش آثارشان را مدايح و مرثيه‌هایي تشکيل مي‌دهد که ‌به منظور بزرگداشت شأن و منزلت اهل بيت پيامبر سروده‌اند. اما بايد توجه ‌داشت که‌ اين مسأله ‌تنها به ادبيات فارسي محدود نمي شود و تنها مختص شاعران شيعه ‌مذهب نيست. بلکه ‌مسلمانان از هر مذهبي و با هر طرز فکري در اين زمينه، ‌قلم را به گردش در آورده‌اند و آثار شعرا در نواحي مختلف سرزمين‌هاي مسلمانان سرشار از اين گونه اشعار است. يکي از عرصه‌هايي که ‌بخوبي بيانگر اين مدعاست، اشعاري است که ‌شاعران کرد- که غالباً هم اهل تسنن و شافعي مذهب بوده‌اند- در اين رابطه ‌سروده‌اند.
راستي که‌ باغستان ادب کردي آراسته‌ به گل‌هاي رنگارنگي است که ‌از اين دريا
سيراب شده‌‌اند. شاعران اهل سنت، همواره ديوان اشعار خود را با مدح پيامبر اسلام (ص) و خاندان مکرمش آغاز کرده‌ اند و در ميان اشعار ايشان، گاه ‌شاه ‌بيت هايي را مي توان مشاهده نمود که خود به تنهايي ديواني هستند. نظير اين بيت:
لافت از عشق حسين است و سرت بر گردن است                         عشق بازي سر به ميدان وفا افکندن است.
اما از آن جا که ‌ممکن است اغلب مردم با اين گنجينه‌ي پر بار و غني آشنا نباشند بر آن شدم تا گوشه‌اي از اين گنج مخفي را در قالب مقاله ای ارائه نمايم.
البته ‌ناگفته ‌نماند؛ چون اين جانب در سال ۱۳۷۳ مجموعه ‌اي کوچک از اين اشعار را گردآوري نموده و نخستين کسي بودم که‌ در اين زمينه ‌به پژوهش پرداختم، همواره از سوي دوستان تشويق مي شدم که‌ اين اطلاعات را در قالب کتابي منتشر نمايم، تا همه‌ي مردم در اقصي نقاط، با اشعار شاعران کرد اهل تسنن در مدح و رثاي ائمه‌ي اطهار (ع) آشنا شوند. لذا حاصل تلاش چند ساله‌ي اين جانب به کتابی تبدیل شد که امسال از سوی انتشارات کتاب فردا تحت عنوان »اهل بیت پیامبر در شعر شاعران کرد » چاپ و منتشر شد.
 بي گمان اين گونه اشعار بحدي است که‌گردآوري همه‌ي آن ها در توان من نيست و بررسی تمامي آن آثار نيز در قالب مقاله ای چنین مختصر نمي گنجد، اما اين مقاله ، چون قطره‌اي است از دريا و برگ سبزي است که‌ تقديم شما سروران علاقه مند مي شود..
بحث ما در مورد آن دسته از اشعارکردی است که در مدح و رثای اهل بیت مکرم پیامبر (ص) سروده شده است. در کل می توان این اشعار را به دو دسته تقسیم کرد، نخست اشعاری که در قالب فلکلور و در بیت ها و شعرهای مردمی رایج است و اغلب، سرایندگان آن ها نیز نامعلوم اند و دوم اشعاری که شاعران برجسته و مشهور کرد در مناطق مختلف و در دوران های گوناگون به لهجه های متنوع کردی سروده اند.
اشعار شاعران کرد را نیز از یک دیدگاه می توان به دو دسته تقسیم کرد. نخست اشعاری که شاعران کرد به انگیزه های مختلف سروده اند و در آن به دلیلی از اهل بیت پیامبر (ص) و ماجراهای تاریخ اسلام، نظیر واقعه ی جانگداز کربلا یاد کرده اند و دوم اشعاری که در مدح و رثای اهل بیت پیامبر سروده اند. اینک ابیاتی از اشعار نوع اول را به عنوان نمونه در پی می آوریم و به طور مختصر بررسی می کنیم:
 مولوی تاوه گویزی، شاعر بی بدیل کرد، هنگام مرگ همسرش از واقعه ی کربلا یاد کرده و احوال غمگین و پر ملال خود را به احوال اسیران کربلا تشبیه نموده است و می گوید او را یزید مرگ همراه برده است و من نیز اسیر ابن زیاد غم و اندوه هستم. وی بدین شیوه مرگ را به یزید و غم و اندوهی که او را فرا گرفته به ابن زیاد تشبیه نموده است که بازماندگان واقعه ی کربلا را به اسارت گرفت. مولوی در نهایت در این قطعه ی حزین می گوید: وای بر من! راستی فردا که روز موعود – یعنی رستاخیز – فرا خواهد رسید تو گویی من نیز چون امام حسین(ع) سرم کجا و تنم در کجا خواهد بود؟  
«شووراي عاشووران ديسان به زمش به ست
موحه‌رِره‌م ئاما مه‌حره‌م شي نه‌ده‌ست
ئه‌و خه‌ريک نه‌چوَلَ شاري عه‌ده‌مدا
من نه ‌که‌ربه لاي ساراي ماته‌م دا
ئه‌و« يه‌زيد» مه‌رگ وه‌ئه‌سير به‌رده
من زاده‌ي زياد، خه‌م يه‌قير که‌رده
 بازارِه‌ن واده‌ي مامه‌لَه‌ن ساقي
هه‌ي بگره‌ فاني، وه‌ي بده‌ر باقي
 رِوَ حسه ين ئاسا فه‌ردا که‌رِوَ بوَ
داخوَم سه‌ر جه‌کوَ لاشه‌م جه‌کوُ بوَ» (مولوی کرد،۱۹۶۱، ، ص ۳۴۱- ۳۴۰)
یا مه حوی عارف راز آشنا، در این بیت فارسی به واقعه ی کربلا اشاره نموده ‌، آمدن يار را به نزد خويش هم چون رفتن بزرگي به زيارت کربلا تشبيه‌کرده ‌است:
«کرد او گذر به خاک من خفته‌ در بلا شاه ‌ آمد از براي زيارت به کربلا» ( مه‌حوی، ۱۳۶۷٫ ص ۱۶)
هم او در اين بيت ملمع که‌کردي و ترکي است، با اشاره‌ به ماجراي کربلا و شهداي آن واقعه            می گويد، يار چو کشتار خانه‌ي عاشقان را ديد گفت: من نخستين يزيد هستم و اين جا کربلاي مکرر است:
«تورکي من کوشتار خانه‌ي عاشقاني دي وتي:            من بيرنجي بير يه زيد، ئيَره ‌ئيکينجي کربلا» ( مه‌حوی، ۱۳۶۷٫ ص ۱۶)
ملا احمد نودشه ای ملقب به فانی نیز بدین شیوه به پنج تن آل عبا اشاره کرده است:
«در عبــاي تن لطـائف در ســـلوک                       شيــوه‌اي زان پـنج تن دارد هـمي
زنــده‌دل هرگــز نميــــــرد «فانيـا»                           ننــگ از قــيد کفن دارد همـــي (نودشه ای ملا احمد، ۱۳۶۸،ص۴۱)
و ملا خدر نالی شاعر خوش قریحه و نازک خیال کرد نیز این چنین به واقعه ی کربلا اشاره کرده است:
هه موو رِوَژم دوَعايه داخوَ که ی بیَ                         به تيريَکم شه هِيدی که ر به لا که ی (نالی، ۱۹۶۱)
سيد محمد طاهر سيد زاده‌ی هاشمي از علما و شعرای معاصر نیز در یکی از ابیات شیوایش چنین از حضرت علی(ع) یاد کرده است:
«له‌کويَ وه‌ک توَ که‌سيَ سه‌رمه‌ستي باده‌ي نوور و ته‌و حيده
به ده‌ستي مورته‌زا حه‌وجار له‌کاسي موسته‌فا رِه‌حميَ» (هاشمی،۱۳۷۰،ص۷۱)
ايل بيگي جاف، صوفی بلند آوازه ی کرد نیز در پيشگويي های مشهورش که به لهجه‌ي گوران است، ‌ این چنین در مورد مولا علي (ع) سخن رانده است:
»عه‌لي له‌غه‌يب په‌يدا ده‌بيَ
دولَدولَ بوَ شه‌رِ شه‌يدا ده‌بيَ
مونکير خوارو رِيسوا ده‌بيَ
ديسان جيهان ئاوا ده‌بيَ
هه‌روا بووه‌و هه‌روا ده‌بيَ» (ایل بیگی، ۱۳۶۲، ص ۵۷)
اما همچنان که در آغاز اشاره نمودم دسته ی دوم اشعاری است که شاعران کرد به شکل مستقیم در مدح و رثای اهل بیت مکرم پیامبر (ص) سروده اند. به طوری که دیوان هیچ کدام از شاعران برجسته ی کرد، خالی از این گونه اشعار نیست. شاعران برجسته ای چون : نالی، مه حوی، مولاناخالد نقشبندی، قانع، حافی، مولوی،غریق، بیخود، شارق هرسینی، ملا پریشان دینوری، غلام رضا خان ارکوازی، سیف القضات، شیخ رضای طالبانی، ملا احمد خاکی، ترکه میر، حه مدی، جوهری، مینه جاف، دبیر، منوچهر خان کولیوند، ملا احمد نودشه ای، حزین سنندجی، میرزا عبدالقادر پاوه ای، حقیقی، ملا کامل امامی، سید حسن سورینی، فقیه قادر همه وند، زیور، الله مراد هرسینی، شامی کرماشانی، مجدی، سید طاهر هاشمی، مستوره اردلان، سید ابراهیم ستوده، گلشن کردستانی و ده ها تن دیگر در این میدان به شایستگی داد سخن داده اند.
اینک نمونه هایی از این نوع اشعار:       
به عنوان نمونه ملا پریشان دینوری از شاعران و عارفان برجسته ی دینور در یکی از اشعار زیبای خود پيامبر و اهل بيت (صلوات الله ‌عليهم اجمعين) را به لهجه‌گوران این چنین مدح نموده است:
«چون حه‌ق ژ ئيجاد ماسيوا په‌رداخت
ژنووري ئه‌حمد له‌وح و قه‌لَه‌م ساخت
عه‌رش و کورسي هه‌م ژنوور «مورته‌زا»
ئاسمان و زه‌مين ژنوور «موجته‌با»
ژنووري «حسه‌ين» به هه‌شت کرد بنيا
جيلوه‌گه‌ربي نوور «به توولي عه‌زرا» ( حدیقه سلطانی، ۱۳۶۲،ص ۱۴۶)
یا مولانا خالد نقشبندی عارف نام آشنای کرد در سفر به هندوستان هنگام عبور از مشهد مبارک امام رضا (ع) در – مدح مقام و مرتبت حضرت امام رضا (ع) وتوصیف بارگاه ‌نوراني آن حضرت شعری به زبان فارسی سروده است که با اشعار بلند شاعران پارسی گوی پهلو به پهلو می زند.این شعر زیبا چنین آغاز می شود:
«اين بارگاه‌کيست کز عرش برتر است
وز نور گنبدش همه‌ عالم منور است؟
وز شرم شمس پاي زرش کعبتين شمس
در تخته‌ نرد چرخ چهارم شش در است»(خالد نقشبندی، ۱۳۶۸،ص ۱۹ الی ۴۶)
مولانا خالد در ادامه در ابیاتی زیبا در مورد روضه ی مبارک آن حضرت می گوید:
«اين روضه‌ي رضاست که ‌فرزند کاظم است
سيراب نوگلي ز گلستان جعفر است
سرو سهي ز گلشن سلطان انبياست
نو باده‌ي حديقه‌ي زهرا و حيدر است» »(خالد نقشبندی، ۱۳۶۸،ص ۱۹ الی ۴۶)
اما مستوره ی اردلان شاعر سنندجی، که یکی از زنان نامدار عهد امارت اردلان ها در کردستان بوده است، در شعری با این مطلع:
«من آن زنم که‌ به ملک عفاف صدر گزينم
ز خيل پرد گيان نيست در زمانه ‌قرينم… »
 این چنین ارادت خود را به مولا علی(ع) ابراز می دارد:
»ز تاج و تخت جم و کي مراست عار و ليکن
به آستان ولايت کمينه‌ خاک نشينم
«علي» عالي اعلي امير صفدر حيدر
که ‌هست رهنماي يقين و رهبر دينم
کمينه‌وار چو مستوره‌ دل بدو بسپردم
هزار بنده ‌به درگه‌ ستاده‌ همچو نگينم» ( اردلان، مستوره، ۱۳۶۳،ص۷۴)
مولوی تاوه گویزی شاعرٍ عالم و مجتهد کرد شافعی مذهب نیز در کتاب »العقیده المرضیه» که به لهجه ی اردلانی است، در مدح اهل بیت پیامبر، سنگ تمام گذاشته و در مدح حسنين(عليهم السلام) می گوید:
»ئه‌ولاد که‌ئه‌ولا و فه‌زلَي جه‌لي بوو
ئه‌ولا تاج له‌ولا ئه‌م لا عه‌لي بوو
 نواندي ئه‌و ساف که‌مالَي ئه‌سلَه ين
ئاينه‌که‌ي ساف «حه سه ن و حسه ين»
ئه‌خلاقي «حه سه ن» ناييَته ‌ته‌قرير
زوان کام که‌لام؟ خامه‌کام ته‌حرير؟
او در ادامه ی این شعر زیبا می گوید ترکیب «ذبح عظیم» که در آیه ی صدم سوره ی مبارکه ی صافات آمده است در شان حضرت امام حسین(ع) است:
 (قالَ واصِفاً حَضرَتُ العَليم)
(وَ فَدَيناهُ‌ بِذَبحٍ عَظيم)
 ئه‌لَبه ت ئه‌و زيبحه ‌حسه ين بوو رِاسه
ئه‌سفيا هه‌رچي ده‌فه‌رموون واسه
په‌ز ئه‌رچي چراي رِه‌وزه‌ي نه‌عيم بيُ
ده‌شيَ بوُچ لايه‌ق وه‌سف عه‌زيم بيُ
گوزه‌شتي زاهير باتين هاته ‌به‌ين
ئه‌و خاسه‌ي حه‌سه‌ن ئه‌م خاسه‌ي حسه‌ين» ( مولوی، ۱۴۰۷، ص ۷۹ الی۸۱)
جعفر قلی زنگلی شاعر کرد خراسانی نیز در این رابطه ابیات بسیار دلنشینی دارد.
وی در یکی از اشعار فارسی اش این گونه ارادت خود را به حضرت علی بن ابی طالب(ع) بیان می کند:   
«اهل ايمان را سرو سردار سابق يا علي
عالم شرع و کلام الله ‌ناطق يا علي
کاشف و داناي اسرار و حقايق يا علي
مظهر انوار و ملجأ خلايق يا علي
مسند آراي رسول الله ‌سابق يا علي»(زنگلی،۱۳۶۹،ص ۱۶۶ الی ۱۶۸) 
جعفر قلی زنگلی همچنین در یکی از اشعار کردی اش که به لهجه ی ‌کرمانجي خراسانی است، برای شفاعت جويي به دامان پاک خاندان پيامبر (ص) پناه برده است و می گوید:
« يا رِه‌ب وه‌حورمه‌ت په‌نج ته‌ن عه‌با
عه‌قلَ و خيره‌دک مه‌رغووب به من ده
من شه‌و زنده‌دار که‌بيَ شک و رِيا
عيشقي دياري خه، مه‌حجوب په‌من ده
من له‌عه‌مه‌لي خيُر توَ بکه ‌راغيب
له‌نه‌فسي ئه‌مماره ‌من بکه ‌غاليب
له‌عيشقي «ئه ئيممه» من بکه‌تاليب
نوري جه‌مالي وان، مه‌تلووب په‌من ده
قه‌ناعه‌تا رِه‌سوول که‌ره‌ما ئه‌مير
عيسمه‌تا زه‌هرايه، بيَ شبه و نه‌زير
حيلما «موجته با» و قووه‌تا «شوبه ير»
غيره‌تا «عه بباسي» مه‌حبووب په‌من ده» (همان)
ماموستا قانع مریوانی، شاعر پرآوازه ی کرد، نیز در ابیات مختلفی به مدح و ثنای پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت مکرم ایشان پرداخته، چنان که در یکی از اشعار مشهورش پس از نعت پيامبر (ص)، آل طاهرين را شفيع قرار داده است و خوش می سراید:
«يا موَحه‌ممه‌د ليَو به بارو دلَ به بريانم مه‌که
ئه‌ي ره‌ئيسي هه‌ردوو دنيا ديده‌ گريانم مه‌که
ده‌سته‌ ئه‌ژنو چاوه رِيَگه‌ي ده‌ستي يارانم مه‌که
من که‌ئالي توَم زه‌ليلي باري عيسيانم مه‌که
غه‌يري قاپي ره‌حمه‌تت بوَ که‌س سه‌ناخوَانم مه‌که» ( قانع،۱۹۷۰،ص ۴۱) 
وی سپس از پیامبر اکرم درخواست می کند به حق حسینش او را از پریشان دلی رهایی بخشد:
«توَ که‌ليم و ته‌کيه‌گاهت عه‌رشي عا‌له‌م ميسلي تور
قابي قه‌وَسه‌يني له ‌به ينا ما به تيَکه‌لَ نوور و نوور
باعيسي ته‌زئيني قه‌سرو جه‌ننه‌ت و سيمايي حوور
روَژي مه‌حشه‌ر چوَن به باري نه‌گبه‌ته‌وَ بيَم بوَ حوزور؟
سا له‌به ر خاتر حسه‌ينت دلَ په‌ريَشانم مه‌که»   (همان)
«حافي»(شیخ محمد سمیرانی) عارف برجسته ی سنندجی نیز در يکي از اشعارش در بخشي ازکتاب «نظم المحاسن» ضمن بر شمردن فضایل پيامبر بزرگ اسلام (ص)، پس از مدح خلفاي راشدين، در مورد حضرت علي (ع) و حضرت فاطمه ‌ي زهرا (س) و حسنين (ع) چنين نغمه‌ سر مي دهد:
 پس علي مرتضي زوج بتـــول                            شد مدار از وحدت و شرع رسول
نور علم و زهــــد و ورع و انقطاع                         زو چو شمس انداخت در عالم شعاع
ليک شد بر وي زمستان اين جهان                       از خوارج وز گـــــــــــــــــروه‌ياغيان 
نهب زد قهرش بر ايشــان برف وار                        قتل از ايشــــان کــرد جمعي بي شمار
بعد رحلت کـــردن آن نور عيــــن                          مقتدي آمد حســـن ديگــــر حســـين
………………………………………………………………………………………….
باز آن شـــــــــــهزادگان مفتخر                            هر دو از زهــــــــــر قضا تيغ قدر
با جفا و جــــــور اعــــوان يزيد                             عاقبت گشــــتند مظلوم و شهيد
رستخيز آمد زمين از هـــجرشان                         آسمان از غم بر ايشان خون فشان
الغرض زاولاد زهرا مختـصــــــر                              پيشـــــوا گشـــــتند تا اثني عشـر
هر کسي از امرشان گردن کشيد                         مســــــــتحق آمد به انواع وعيد ( حافی، ۱۳۸۰، ص ۱۲۵٫)
 
اما شیخ رضای طالبانی، شاعر برجسته و طنزپرداز کرد، سه قطعه شعر فارسی در مدح و رثای امام حسین و آل علی (ع) دارد که براستی خود به تنهایی برای معرفی جایگاه و مقام ادبی هر شاعری کافی است. سال هاست این ابیات در مجالس مذهبی و زورخانه ها خوانده می شود وشاید بسیاری ندانند شاعر این ابیات گهربار شیخ رضای طالبانی است. وی در ماتم آل علی خوش می سراید که:  
 در ماتم آل علي (ع) خون هم چو دريا مي رود
تيغ است و بر سر مي زند دست است و بالا مي رود
از عشق آل بوالحسن (ع) اين تيغ زن و آن سينه‌ زن
داد و فغان مرد و زن تا عرش اعلي مي رود
پيراهن شمع خدا يعني حسين و مجتبي (ع)
جان ها همي گردد فدا سرها به يغما مي رود» ( طالبانی، ۱۹۴۹، ص ۱۱۷ و ۱۱۸)
وباز در شعری دیگر در مورد عاشقان راستین امام حسین(ع) می فرماید:
 لافت از عشق حسين (ع) است و سرت بر گردن است
عشق‌بازي سر به ميدان وفا افکندن است
گر هوا خواه حسيني ترک سر کن چون حسين (ع)
شرط اين ميدان به خون خويش بازي کردن است» (همان)
و این هم نمونه ای از اشعار بیخود، شاعر پارسی گوی کرد، درمدح حضرت علی (ع) :
«افسر آراي خلافت آن که ‌تخم مهر او
کاشت دهقان ازل در سينه‌ي بيداي من
شير يزدان فاتح خيبر هژبر صف شکن
يکه ‌تاز عرصه‌ي دين عترت طاهاي من» (بیخود، بی تا، ۱۷۱،۱۷۲)
ملا احمد خاکی شاعر نازک خیال کرد، نیز شعر معروفی دارد در مدح مولا علی(ع) که در بخشی از آن این چنین ارادت خود را به شیر خدا ابراز می دارد:  
«شه‌وي هجره‌ت له‌مه‌ککه‌ ئه‌حمه‌دو «صديق» که‌ده‌ربازبوون
له‌جيَگه‌ي ئه‌حمه دا حه‌يده‌ر به شييروَ نوست شيَرانه
عه‌دوو، وه‌ختيَ علي يان ديي له‌جيَي ئه‌حمه‌د، له‌جيَ مات بوون
له‌هه ر کويَ ده‌رکه‌ويَ گوييَ شيَر، به لَيَ ريَويي هه‌راسانه» ( خاکی، ۱۹۸۰، ۱۱۸)
این ابیات تنها نمونه های کوچکی بود از اشعاری که شاعران کرد در مدح و رثای پیامبر اعظم(ص) و اهل بیت مکرم ایشان سروده اند. همچنان که در آغاز گفتم، تعداد این ابیات بحدی است که نه تنهادر یک مقاله، بلکه شرح آن ها در چند دفتر هم نمی گنجد، لذا برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب به همین مقدار بسنده می کنیم.
جنگ نامه ها و بیت های کردی:
اما همان طور که گفتیم بخشی از اشعاری که در مورد شان و جایگاه آل نبی سروده شده است، ابیاتی است که به صورت تک بیت یا در قالب بیت های کردی سروده شده و اغلب سرایندگان آن ها ناشناس می باشند.
همچنان که می دانید در ميان کردان وفات نامه‌ها و جنگ نامه‌هايي وجود دارد که‌ در آن ماجراي غزوات پيامبر اسلام (ص)، حضرت علي (ع) و اصحاب رسول گرامي اسلام به نظم کشيده‌شده است.
هم چنین در فرهنگ مردم کردستان نوعي داستان منظوم وجود دارد که ‌توسط اشخاصي که‌ در اين زمينه تبحر دارند با آهنگي خاص خوانده مي شود. اين نوع داستان هاي منظوم را «بيت» گويند. بيت ها داراي موضوعات مختلفي هستند، نظير: بيت حماسي، بيت ديني، بيت عاشقانه و بيت عارفانه. سرايندگان اغلب اين داستان ها معلوم نيست.
در اغلب اين منظومه‌ها، قهرمانان براي پيروزي، به پيامبر اسلام (ص) و اهل بيت مکرم ايشان توسل جسته‌اند. اما هم چنان که‌ در آغاز گفتيم، برخي از اين داستان ها به طور مستقيم در مورد جنگ هاي صدر اسلام و نبردهاي ائمه ‌و اصحاب پيامبر سروده‌شده ‌اند. از جمله ‌ي اين منظومه‌ها يکي منظومه‌اي است تحت عنوان «وفات نامه‌ي پيغمبر» که ‌ماجراي رحلت رسول گرامي اسلام (ص) را شرح مي دهد و سراينده ی‌ آن نامعلوم است و سراينده‌، خود را به نام «فقيه‌ابوبکر» معرفي کرده ‌است.
ديگري منظومه‌اي است به نام «فتح قلعه ‌ي خيبر به دست امام حيدر» که‌ماجراي فتح قلعه ی ‌خيبر به فرماندهي حضرت علي (ع) را به نظم کشيده است. که ‌باز هم سراينده‌ و شاعر آن نامعلوم و ناشناخته است.
داستان منظوم ديگري نيز وجود دارد به نام «خالد نامه» که‌ در آن شرح جنگ خالد بن وليد با روميان و اعزام حضرت علي (ع) به فرمان پيامبر (ص) براي کمک به او در قالب داستاني به نظم کشيده‌ شده است. سرچشمه‌ و سراينده‌ ي اصلي داستان معلوم نيست، اما کسي که ‌آن را براي چندمين بار به نظم کشيده، چنين نوشته است: «هزاران درود، هزاران سلام از ما بر محمد عليه‌السلام، ثبت شد جنگ نامه‌ي خالد روز يکشنبه چهاردهم شهر ذي الحجه‌الحرام به تاريخ سنه‌ي هزار و سه صد و نوزده‌(1319) [ه‌.ق] هر که‌ خواند دعا طمع دارم، ز آن که ‌من بنده‌ي گنهکارم. حرره محي الدين بن ملا محمد صالح ژاني. هر کس اين کتاب را بخواند اگر غلط باشد خطا از جانب ما نيست، چون که‌اصل نسخه ‌ناصحيح بود، ما را عفو کنيد» (گوواری کوری زانیاری کورد، جلد هفتم، ۱۹۸۰، ص ۱۵۶٫)
بله، اين گونه منظومه‌ها از دير باز در ميان مردم کردستان رواج داشته ‌و به مناسبت هاي مختلف در مجالس و محافل خوانده ‌مي شده است و اکنون نيز در برخي مناطق اين شيوه‌ي داستان خواني رايج است.
با اين که‌سرايندگان اغلب اين منظومه‌ها نامعلوم است و از نظر محتوايي نيز خالي از ايراد و اشکال و اغراق نيستند، اما بي شک وجود اين منظومه‌ها، بيانگر عشق و ارادت قلبي مردم مسلمان کرد به پيامبر اسلام (ص) و اهل بيت مکرم ايشان (عليهم السلام) است و بخشي از ادبيات شفاهي مردم محسوب مي شود که ‌سينه ‌به سينه ‌از نسلي به نسل ديگر منتقل شده و عجيب اين که‌ در رهگذر زمان، نظم و ريتم منظومه‌ها حفظ شده است. البته‌شايان ذکر است؛ ابياتی که در پی می آوریم به عنوان نمونه‌اي از ميراث عظيم اشعار و آثار فولکوريک کردی در اين زمینه ‌معرفي مي شود وگرنه ‌سوگنامه‌ي پيامبر (ص) و يا جنگ نامه‌ي حضرت علي (ع) مشتمل بر چندين بخش است که‌ خواندن آن براي آشنايان با ادبيات و زبان کردي بسيار شيرين و دلکش و تاثير گذار است.
هم چنين با توجه ‌به اين که‌ فرهنگ و ادبيات شفاهي کردستان نسبت به فرهنگ و ادبيات مکتوب آن، از غناي بيشتري برخوردار است، بخش زيادي از اين گونه اشعار تا کنون روي کاغذ نيامده ‌و هنوز در سينه‌ها مکتوم باقي مانده است.
به هر حال به منظور آشنايي خوانندگان با اين گونه ‌آثار، بخش هايي از سه منظومه‌ي ياد شده را ‌در پايان اين ‌مقاله می آوریم:
از وفات نامه ی پیامبر:
فاتيمه ‌رِوَيشت به گريانه‌وه
حه‌سه‌ن و حسه‌ين به ئه‌فغانه‌وه
هاتن و که ‌وه‌ختيَ زانيان ئه‌حوالَ
هه‌موو بيَ هوَش بوون که‌وتن له‌ده‌رمالَ
ووتيان ئه‌ي عه‌ره‌ب چوَن نه‌بين مه‌لوول
له‌دونيا ئه‌رِوا حه‌زره‌تي ره‌سول» ( به نقل ازکتاب اهل بیت پیامبر در شعر شاعران کرد،ص ۳۵۰)
بخشی از منظومه ی فتح قلعه ی خیبر به دست امام حیدر(ع):
– رفتن اصحاب نزد پيامبر (ص) و بيان اين نکته‌که ‌فتح قلعه ‌خيبر به دست حضرت علي (ع) مسجل خواهد شد:
«په‌يغه‌مبه‌ر فه‌رمووي ئه‌سحابه ي گوزين
ئيَوه‌ له‌م کاره‌مه‌بن دلَ غه‌مگين
ئه‌وه‌ ئيراده‌ي په‌روه‌ردگاره
ئه‌م فه‌تحه‌ به ده‌س شيَري جه‌بباره
فيروَوزي و زه‌فه‌ر به ده‌س حه‌يده‌ره
ته‌حقيق فاتحي قه‌لَاي خه‌يبه ره
…………………………………………
ئيَوه‌ بزانن چلَ قه‌لَاي خه‌يبه‌ر
موسه‌خخه‌ر ئه‌بيَ به تيَغي حه‌يده‌ر» (همان)
بخشي ازداستان منظوم« جنگ نامه‌ي خالد بن وليد» به لهجه‌ي گوران:
«ئاما به زوبان رِه‌سوول نازدار
فه‌رما: باوه‌ران شاي دولَدولَ سوار
ده‌رلاد حازر بي شيَر کردگار
ئاما به حوزوور رِه‌سوول نازدار
فه‌رما: يا عه‌لي خاليد ها نه‌جه‌نگ
گه‌وران رِووي مه‌ساف وه‌نه‌ش که‌ردن ته‌نگ
مدارا مه‌که‌ر توَ بشوَ به رِا
ويَم چه‌ني ياران مه‌ونه ‌نه‌دما
………………………………………
خاليد نه‌عره‌ته‌کيَشا ويَنه‌ي شيَر
وات: ئه‌ي کافران مه‌ردان بي پير
ئه‌گه‌ر مزانان ئينه‌چيَش نامه‌ن
حه‌يده‌ر سه‌فده‌ر ئه‌سدولَلَا نامه‌ن..» (همان)
 فهرست منابع:
۱- اردلان، مستوره، ديوان اشعار، به اهتمام احمد کرمي، چاپ اول، تهران، پارت، ۱۳۶۳ ه.ش.
۲- تاوه‌گويزي، سيد عبدالرحيم، (مولوي کرد)، عقيده‌ي مرضيه، به کوشش ملا عبدالکريم مدرس، چاپ اول، بغداد، الخلود، ۱۴۰۷ ه.ق.
۳- تاوه‌گويزي، سيد عبدالرحيم، (مولوي کرد)، عقيده‌ي مرضيه، به کوشش محي الدين صبري نعيمي، چاپ اول، سنندج، غريقي، بي تا.
۴- تاوه‌گويزي، سيد عبدالرحيم، (مولوي کرد)، ديوان مولوي، به کوشش ملا عبدالکريم مدرس، چاپ اول، بغداد، النجاع، ۱۹۶۱ م.
۵- جاف، ايل بيگي، پيش گويي هاي ايل بيگي جاف،گردآوري صديق صفي زاده ‌(بوره‌که‌يي)، چاپ اول، تهران، خوشه، ۱۳۶۹ ه.ش.
۶- خیریه، بهروز، اهل بیت پیامبر در شعر شاعران کرد، انتشارات کتاب فرداف ۱۳۸۹، قم. 
۷- زنگلي، جعفر قلي، ديوان اشعار، به کوشش کليم الله ‌توحدي، چاپ اول، مشهد، سروش، ۱۳۶۹ ه.ش.
۸- سمرانی، شیخ محمد، دیوان اشعار، به کوشش ارسلان شریعتی، نشر تافگه، سنندج، ۱۳۸۰٫
۹- سلطاني، محمد علي، حديقه‌ي سلطاني، با نظارت عبدالرحمن شرفکندي و …، جلد دوم، چاپ اول، اروميه، صلاح الدين ايوبي، ۱۳۶۹ ه.ش.
۱۰- طالباني، شيخ رضا، ديوان اشعار، به کوشش علي طالباني، چاپ اول، بغداد، معارف، 1949 م.
۱۱- «فه‌تحي قه‌لاي خه‌يبه ر به ده‌ستي ئيمامي حه‌يده‌ر» (فتح قلعه ‌ي خيبر به دست امام حيدر(ع))، به کوشش محمد امين مصري، (بي چا)، مهاباد، سيديان، (بي تا).
۱۲- قانع، محمد، گولاله‌ي مريوان، به کوشش وريا قانع، چاپ چاپخانه‌ي راپه‌رين، سليمانيه  ، سال ۱۹۷۰م، چاپ دوم.
۱۳- «گوواري کوري زانياري کورد»، جلد هفتم، ۱۹۸۰٫
۱۴- معتمدي، مهين دخت، نقشي از مولانا خالد نقشبندي و پيروان طريقت او، چاپ اول، تهران، پاژنگ، ۱۳۶۸ ه.ش.
۱۵- مفتي، (بيخود)، ملا محمود، ديوان اشعار، به اهتمام محمد ملا کريم، چاپ اول، سقز، محمدي، (بي تا).
۱۶- مه‌حوي، محمد، ديوان اشعار، به کوشش ملا عبدالکريم مدرس، انتشارات صلاح الدين ايوبي، ۱۳۶۷٫
۱۷- وفات نامه‌ي پيغمبر، به کوشش محمد امين مصري، (بي چا)، مهاباد، سيديان، (بي تا).
۱۸- هاشمي، سيد طاهر، ديوان اشعار «هه‌وارگه‌ي دلان» چاپ انتشارات صلاح الدين ايوبي، چاپ اول، ۱۳۷۰

شناسه خبر : 19815

این خبر رو هم ببینید

واکنش ماموستاها و چهره های مختلف به فوت ماموستا حسینی

ماموستا و چهره های سیاسی و مسئولان در واکنش هایی به فوت ماموستا سید محمد …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 3 =