خانه / سیاسی / موسسه واشنگتن بررسی کرد: آرایش نظامی و نقاط ضعف و قوت نیروهای پیشمرگ اقلیم کردستان عراق

موسسه واشنگتن بررسی کرد: آرایش نظامی و نقاط ضعف و قوت نیروهای پیشمرگ اقلیم کردستان عراق

 همکاری امنیتی با اقلیم کردستان عراق چالشهایی متفاوت و احتمالا نه زیاد مشکل برای ایالات متحده و دیگر قدرت های غربی ایجاد می کند.
 

 
کردستان در بسیاری جهات، محلی ایده آل برای کمپین عملیات نظامی بین المللی علیه دولت اسلامی است.
تلاش های بین المللی گسترده تر برای از بین بردن دولت اسلامی در خارج از کردستان عراق، که می تواند پایگاهی امن و دسترسی مستقیم به بیش از یک هزار مایل از خط مقدم این گروه در شمال عراق، از جمله مناطق کردنشین شرق سوریه و خطوط ارتباطی دولت اسلامی با سوریه را نیز فراهم کند، بسیار زمانبر و پرهزینه تر خواهد بود.
کردها به طور قطع مصمم هستند که دولت اسلامی را شکست دهند.
در ۵ اوت سال ۲۰۱۴، مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان اعلام کرد، “ما تصمیم گرفته ایم تا آخرین نفس مهماجمان را برانیم و با تروریست ها مبارزه کنیم.” آنها به وضوح حاضرند زندگی مبارزان کرد – پیشمرگه – را برای آزادسازی مناطق غیر کُردنشین تحت کنترل دولت اسلامی به خطر بیاندازند.
کردها برای اینکه به طور کامل به کمپین مبارزه با دولت اسلامی در موصل و دیگر مناطق شمالی بپیوندند، خواستار همکاری مستقیم و مستمر امنیتی ایالات متحده و دیگر ارتش های غربی هستند.
در حال حاضر همکاری امنیتی غرب با کردها جهت انتقال آموزش و تجهیزات تحریم شده توسط وزارت دفاع عراق، نیازمند تایید بغداد است که در سطح بین المللی به عنوان دولت حاکم به رسمیت شناخته شده است. این امر دسترسی حکومت اقلیم کردستان به حمایت نظامی ایالات متحده و غرب را به شدت محدود کرده است. بغداد ادعا کرده است که کردستان تنها باید مجاز به ساخت و راه اندازی نیروهای شبه نظامی کوچک و با سلاح مختصر باشند و دسترسی کردها به اجازه دولت برای به کارگیری تجهیزات سنگین تر را مسدود کرده است. درگیری و تنش میان نیروهای کرد و فدرال نیر به عامل پیچیده ای مبدل شده است.
تردید ایالات متحده در تعامل مستقیم با پیشمرگه سبب شده که در سالهای ۲۰۰۳-۲۰۱۱ تنها هشت تیپ در حکومت اقلیم کردستان با حمایت مالی ناچیز ۹۲ میلیون دلار از جانب ایالات متحده ایجاد شود در حالیکه در عراق فدرال با حمایت امریکا ۱۰۹ تیپ با هزینه ای بیش از ۲۵ میلیارد دلار بوجود آمده است.
 به عبارت دیگر به طور متوسط میزان سرمایه گذاری در هر تیپ از نیروهای حکومت اقلیم کردستان به طور متوسط ۱۱٫۵ میلیون دلار بوده در حالیکه ۲۲۹٫۳ میلیون دلار صرف ایجاد هر تیپ از نیروهای امنیتی عراق فدرال شده است که نشانگر سرمایه گذاری ناچیز ایالات متحده برای نیروهای نظامی حکومت اقلیم کردستان است. در حال حاضر هشت واحد از نیروهای کرد تحت حمایت ایالات متحده غیرفعال هستند، در حالی که تقریبا یک چهارم از نیروهای عراق فدرال از هم پاشیده اند. طرفداران رابطه نزدیک نظامی بین دولت آمریکا و حکومت اقلیم کردستان می توانند ادعا کنند که همکاری امنیتی با کردستان عراق به مراتب کم هزینه تر و سودمندتر از عملیات مشابه در فدرال عراق خواهد بود.
وضعیت کنونی نیروهای امنیتی اقلیم کردستان
پیشمرگه عبارتی تمام و کمال برای نامیدن طیفی از نیروهای امنیتی اقلیم کردستان است که دارای عناصر زیر می باشند. اولین عنصر شامل پانزده گردان گارد منطقه ای (RGBs) است که در حال حاضر از نظر اداری تحت کنترل وزارت امور پیشمرگه دولت اقلیم کردستان فعالیت می کنند. در بالاترین میزان هر یک از این واحدها حدود ۲۵۰۰ سرباز دارند، هر چند قبل از بحران ۲۰۱۴ شیوه فعالیت آنها شیفتی و پاره وقت بود، به طوری که سربازان به ازاء دو هفته خدمت، یک هفته در مرخصی بودند.
یازده گارد منطقه ای یا RGBs از نیروهای پیاده نظام کوچک تشکیل شده که خودروهای زرهی و سبک در اختیار داشته و واحدهای منظم خمپاره انداز نیز دارد. دو گارد آن نیروهای مکانیزه و زرهی بوده که بخش عمده ای از تانک های قدیمی T-55 و T-62 کردستان و همچنین چندین نفربر دوران شوروی در اختیار آن می باشد. دو تیپ پشتیبانی دیگری شامل واحدهای توپخانه سنگین پیشمرگه است، که مجهز به ترکیبی از راکت اندازهای خودکششی و توپ howitzer دوران شوروی است. یک نیروی هلیکوپتری کوچک اما در حال پیشرفت نیز اکنون توسط حکومت اقلیم کردستان ایجاد شده است.
 یک تیپ نیروهای ویژه ۱۵۰۰ نفره به نام هیزه کانی (نیروی های) تایبه¬¬ت به تازگی و به منظور انجام عملیات ویژه فعال شده است. در سال ۲۰۱۳ بوجه لازم برای پرداخت حقوق ۵۱۰۰۰ نیرو در اختیار وزارت امور نیروهای پیشمرگه قرار گرفت.
در کنار نیروی مورد حمایت وزارت پیشمرگه نیروی تقریبا هم اندازه دیگری وجود دارد که به طور مستقیم توسط احزاب و رهبران سیاسی کُرد هدایت و تجهیز شده و حقوقشان پرداخت می شود. نیروهایی که توسط حزب دموکرات کردستان و خانواده بارزانی فرماندهی می شوند نیروهای یکرای ۸۰ یا یگانهای ۸۰ نام داشته و ۲۵۰۰۰ جنگجو دارد که شامل موارد زیر هستند:
-هیزه کانی گولان، تیپ محافظ رییس مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان که سوار بر ماشین های هامر آمریکایی بوده و توسط راکت اندازهای خودکششی پشتیبانی می شوند.
-هیزه کانی بارزان، یکی دیگر از واحدهای حفاظتی و متشکل از مردانی از منطقه محل زندگی رئیس اقلیم کردستان است و تحت فرماندهی پسر عموی نزدیکش سیروان بارزانی است.
-ده تیپ منطقه ای در تعداد نفرات مختلف که در مجموع شامل حدود ۲۰۰۰۰ سرباز بوده و به طور معمول به صورت دو هفته در مرخصی و یک هفته خدمت فعالیت می کنند.
حزب دموکرات کردستان در کنار نیروی یکرای ۸۰ بر فرماندهی و نیروهای شبه نظامی و بسیار مجهز واحد های پلیس به نام زیره وانی نیز که از نظر اجرایی تحت حمایت وزارت کشور است و به طور کل متشکل از اعضای حزب دموکرات کردستان است، کنترل فراوانی دارد.
 نیروهای قدرتمند ۲۵۰۰۰-نفره زیره وانی مسئول حفظ امنیت نقاط کلیدی در مکان های وابسته به حکومت اقلیم کردستان و حزب دموکرات کردستان می باشد. علاوه بر این، حداقل پنج تیپ از ده تیپ زیره وانی در سال های اخیر به عنوان واحدهای پیاده نظام در خط مقدم جبهه بین مرز سوریه و کرکوک استفاده شده است. در بسیاری از موارد و در مناطق صحرایی نمی توان نیروهای زیره وانی را از نیروهای دولت اقلیم کردستان تشخیص داد.
*واحدهای تحت فرماندهی اتحادیه میهنی کردستان (PUK)، که توسط خانواده طالبانی هدایت می شود، نیروهای یکرای ۷۰ نامیده می شوند، که نیروی متشکل از ۲۵۰۰۰ جنگجو است و شامل نیرو های زیر است:
-هیزه کانی کوسرت رسول، تیپ محافظ معاون ریاست اقلیم کردستان، کوسرت رسول است. این نیروها زبده بوده و خودورهای زرهی در اختیار دارند.
-پانزده تیپ منطقه ای در اندازه های مختلف که در مجموع مشتمل بر حدود ۲۰۰۰۰ سرباز است و به طور معمول به صورت دو هفته مرخصی و یک هفته خدمت فعالیت می کند.
علاوه بر این نیروها، دو واحد دیگر وجود دارد که فقط به اتحادیه میهنی پاسخ گو هستند. این نیروها شامل:
-دو تیپ ریاست جمهوری، که ظاهرا نیروی محافظ رئیس جمهور فدرال عراق (در حال حاضر فواد معصوم از بزرگان اتحادیه میهنی) است اما در عمل واحدهای حفاطتی PUK هستند. یک تیپ آن در بغداد مستقر است. تعداد زیادی از تیپ دوم در نقاط مختلف کردستان و کرکوک حاضر هستند.
-دیژه ترور (گروه ضد تروریسم)، که ظاهرا یک واحد متحد حکومت اقلیم کردستان است اما در عمل یک گروه نیرو های مخصوص و در اندازه یک تیپ زبده تحت رهبری PUK است که روابطی قوی با سازمان اطلاعاتی ایالات متحده و نیروهای ویژه جوامع دیگر دارد.
  اگر تمامی نیروهای مسلح فعال حکومت اقلیم کردستان برای انجام وظیفه فرا خوانده شوند، تعداد آنها ۱۳۲۰۰۰ نفر است. در زمانهایی که در اقلیم کردستان درگیری وجود ندارد، ممکن است در هر زمان حدود ۸۰۰۰۰ پیشمرگه در حال انجام وظیفه باشند. از آنجایی که حکومت اقلیم کردستان در ماه اوت ۲۰۱۴ به طور کامل به جنگ با داعش رفت، هزاران کرد دیگر از جمله بسیاری از نیروهای کارآزموده بازنشسته به عنوان نیروهای داوطلب مسلح به نیروهای حکومت اقلیم کردستان پیوستند. هر چند که مقامات زمانی که نیروهای دفاع از کردستان عراق تشکیل شد خواستار کاهش تعداد آنها در نیروهای دفاعی شده بودند. در زمان نوشتن این مقاله می تواند برآورد کرد که حدود ۱۰۰۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰۰ نیروی نظامی و امنیتی حکومت اقلیم کردستان در حال انجام وظیفه هستند.
به این اعداد باید نیروی دیگری که به قدرت موثر پیشمرگه افزوده، اضافه کرد. این نیروها شبه نظامیان حزب کارگران کردستان (پ ک ک) و واحدهای دفاع خلق (YPG) می باشند که در حمایت از حکومت اقلیم کردستان فعالیت می کنند.
پ.ک.ک در منطقه مخمور و تحت نظارت سازمان ملل متحد اردوگاه بزرگی برپا کرده است. تعداد زیادی مخفیگاههای کوچکتر نیز در سراسر اقلیم کردستان دارد.
 این نیروها از ماه اوت سال ۲۰۱۴ نقش کلیدی در دفاع از مخمور و کرکوک در برابر داعش داشته اند. YPG، شاخه سوریه ای پ.ک.ک، از پایگاه های داخلی خود در شرق سوریه، نقشی کلیدی در حمایت از منطقه سنجار ایفا کرد. به علاوه در زمان نوشتن این متن این YPG، و نه حکومت اقلیم کردستان است که آموزش نیروهای ایزدی دفاع از خود در سنجار را برعهده دارد.
نقاط قوت و ضعف پیشمرگه
پیشمرگه پس از پنجاه سال جنگ چریکی علیه دولت عراق، شهرت زیادی به عنوان مبارز، هم در عراق و در غرب دارد. در غرب این نام غریب به مترادفی برای شجاعت تبدیل شده است. توازن نظامی بین نیروهای امنیتی عراق فدرال و پیشمرگه از زمان افول نیروهای نظامی فدرال در سال ۲۰۰۹ به نفع کردها در حال تغییر بوده است.
نیروی امنیتی عراق که توسط ایالات متحده ساخته شد، هم از تعداد و هم از نظر تجهیزات وضعیت بهتری داشتند. تعداد نیروهای ارتش عراق حدود ۴۰۰۰۰۰ سرباز بود. تعداد نفرات پلیس و ارتش عراق فدرال حاضر در خط مقدم در حال حاضر به حدود ۸۰۰۰۰ تن کاهش یافته است. با احتساب واحدهای کرد که از جنگ تابستان جان سالم به در برده اند، اکنون پیشمرگه به بزرگترین نیروی نظامی در عراق تبدیل شده است.
می شود گفت جنگ علیه داعش توانایی نیروهای نظامی حکومت اقلیم کردستان را به طور جدی مورد آزمایش قرار داده و نقاط ضعف و همچنین نقاط قوت پیشمرگه را آشکار کرد.
 در بخش شرقی جبهه کُرد- داعش نیروهای پیشمرگه عمدتا نزدیک به PUK (اتحادیه میهنی کردستان)در سراسر سال ۲۰۱۴ در نبردی رو به گسترش در برابر داعش بوده اند. اما در جبهه حزب دموکرات کردستان سقوط نیروهای امنیتی عراق همزمان بود با گسترش سریع مناطق تحت کنترل پیشمرگه و به دنبال آن شکلی از آتش بس اعلام نشده با داعش بوجود آمد. هنگامی که داعش در ۱ تا ۳ آگوست ۲۰۱۴ به پیشمرگه حمله کرد، کردها عقب نشینی کرده و نه تنها مناطق به کنترل درآمده در تابستان بلکه بسیاری از مناطقی که از سال ۲۰۰۳ در کنترل آنها بود را رها کردند. در همان حال در سمت شرق حکومت اقلیم کردستان در استان دیالی، نیروهای PUK در شهرهای دوقلو جلولا و سعدیه درگیر یک جنگ خیابانی فرسایشی در برابر داعش بودند.
در تلاش برای توضیح موانع پیشمرگه در این جنگ، کردها بر نیاز به سلاح های بیشتر و جدیدتر به خصوص سلاح های ضد زره تاکید کردند که قادر به غیر فعال کردن بسیاری از وسایل نقلیه نظامی عراق باشد که به کنترل داعش درآمده بود. دلیل دیگر کُردها در این باره کمبود مهمات است؛ دلیل سنتی حفظ ظاهر برای ارتشهای خاورمیانه بود. بر اساس این فرض که حتی دلیرترین نیروها باید به طور موقت و در صورتی که فاقد ابزار مناسب برای مبارزه باشند، عقب نشینی کنند. اگر چه این توضیحات تا حدی درست بود، جنگهای نینوا و دیاله طیف وسیعی از نقاط ضعف دیگری را در میان نیروهای پیشمرگ برجسته کردند. این نقاط ضعف عبارتند از:
وضع نامناسب نیروها؛ شاید دلیل اصلی این که چرا غرب نینوا به کنترل داعش درآمد این است که وضع نیروهای کُرد امکان دفاع از آن سرزمین را بسیار دشوار ساخت. مناطق سنجار و ربیعه شامل یک نوار بزرگی از دشت مسطح در امتداد مرز سوریه است که در عمق منطقه تحت کنترل داعش قرار دارند.
حفاظت مناسب از این مناطق نیازمند نیروهای قابل توجه است، اما تنها دو تیپ کوچک پیشمرگه در ۱ اوت در آن منطقه حضور داشتند. به همین ترتیب داعش قادر بود پایگاه های پیشرفته ای در دو طرف رودخانه دجله به سمت سد موصل و در مناطق مسیحی در شرق موصل، به علت کمبود نیروهای پیشمرگه در این مناطق، ایجاد کند.
دلیل این وضعیت این نیست که حکومت اقلیم کردستان نیروی کافی ندارد بلکه به این دلیل بود که واحدهای پیشمرگه بیش از حد در اطراف کرکوک که در آن دو جناح اصلی کُرد، یعنی حزب دموکرات کردستان و PUK در رقابت برای افزایش نفوذ خود هستند، متمرکز شده بودند.
رقابت های داخلی میان کردها؛ بخشی از اشتباهات پیشمرگه در نینوا و دیاله ناشی از هماهنگی ضعیف بین برخی از واحدهای حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی است، حتی زمانی که آن واحدها ظاهرا با هم در واحدهای تحت کنترل دولت اقلیم کردستان ادغام شدند. این شکست ها به غرور نظامی کُردها صدمه زد و باعث تهمت زدن طرفداران حزب دموکرات و اتحادیه میهنی به هم شد.
بی تجربگی؛ اگر چه نیرو های پیشمرگه به ویژه نیرو های تحت کنترل دولت اقلیم کردستان آموزش های حرفه ای دیده اند، بسیاری از واحدهای کرد هنوز هم بی تجربه هستند. فرماندهان نیز فاقد مهارت های مورد نیاز بودند. فرماندهان بازنشسته به صورت چریکی با ارتش صدام جنگیده اند اما این تجربه لزوما آنها را برای مقابله با شبه نظامیان مجهز به خودروی نظامی و عملیات ضد شورش آماده نکرد. مشهور است که شکارچی خوب لزوما محیط بان خوبی نخواهد شد. هیچ افسر یا برنامه ریز ارشد پیشمرگه تجربه حضور در درگیری های با سلاح های تهاجمی و ترکیبی مدرن را ندارد در عین حال نیروهای کنونی پیشمرگه به طور معمول بسیار جوان ترند و فاقد تجربه رزمی اند و همچنین مهارت زبان عربی مورد نیاز برای تعامل با جوامع عرب سنی را ندارند.
شوک تاکتیکی؛ نیروهای کرد ثابت کردند که در حملات ناگهانی آسیب ناپذیرتر از ارتش عراق نیستند، هر چند باید یادآور شد که نسبت به نیروهای فدرال در عملیات پاتک سرعت بیشتری از خود نشان دادند.
تجهیزات و تدارکات؛ پیشمرگه میزان قابل توجهی سلاح سنگین از جمله تانک، توپخانه موشک و خمپاره انداز در اختیار دارد بنابراین هر گونه ادعا که داعش می تواند کردها را با مشکل کمبود سلاح روبرو کند ساده لوحانه است. اما کردها ممکن است مهمات مورد نیاز برای حفظ پوشش توپخانه در طول مدت عملیات تهاجمی و همچنین بخش های پشتیبانی و قابلیت های نگهداری و حفظ ناوگان خودرو زرهی را نداشته باشند. به عبارت دیگر، پیشمرگه با کمبود لجسیتکی و همچنین کمبود تجهیزات مواجه بود.
بیگانگی با قبایل سنی؛ شبکه های قوی قبایل عرب سنی در هر دو منطقه غرب نینوا و شمال دیاله وجود دارند. متاسفانه، نیروهای نظامی کرد رابطه بدی با قبایل دو منطقه دارند و این به این معنی است که واحدهای پیشمرگه از این جوامع عرب سنی انتطار حمایت های اطلاعاتی و مقاومتی کمی داشته و یا نمی توانند هیچ انتظاری داشته باشند. اگر چه با توجه به تاریخ تلخ رقابت عربها و کردها بر سر مناطق تحت کنترل ایجاد ارتباط بهتر میان آنها آسان نیست اما در صورتی که حکومت اقلیم کردستان در نظر دارد در دراز مدت کنترل این مناطق را در دست داشته باشد چنین تلاشهای (برای ایجاد ارتباط) حیاتی است.
همکاری امنیتی بین المللی با حکومت اقلیم کردستان
هنگامی که گروههای داعش به سوی اربیل یورش برده و پایتخت پر رونق حکومت اقلیم کردستان در معرض تهدید قرار گرفت، جامعه بین المللی به سرعت و با وعده های افزایش همکاری امنیتی واکنش نشان داد.
در حالی که ایران سریعتر توپخانه و مهمات در اختیار کردها قرار داد، اما ایالات متحده و دیگر متحدان غربی نقش اصلی را در این شرایط بازی کردند. در آن وضعیت و با شروع حملات هوایی علیه نیروهای داعش که در ۸ اوت در حال نزدیک شدن به اربیل بودند و با تثبیت وضعیت و تقویت اعتماد به نفس نیروهای حکومت اقلیم کردستان در دفاع از پایتخت خود، تعهد خود را به کردها نشان داد.
این واقعیت که برای اولین بار پس از حمله نظامی واشنگتن به عراق در سال ۲۰۱۱ اولین حمله آمریکا در دفاع از پایتخت کردها صورت گرفت، اطمینان فراوانی به کردها داد.
ایالات متحده از ماه اوت و به طور گسترده در میدان های جنگ از نیروهای زمینی حکومت اقلیم کردستان حمایت کرده است؛ از جمله اولین ماموریت پشتیبانی نزدیک هوایی ایالات متحده از سال ۲۰۱۱ و در حمایت از کنترل دوباره سد موصل در ۱۸ اوت ۲۰۱۴٫ درخواست کردها برای پشتیبانی هوایی و کمک های لجستیکی به مرکز عملیات مشترک آمریکا و حکومت اقلیم کردستان عراق در اربیل داده می شود. در زمان نوشتن این مقاله هشت عضو دیگر ائتلاف غربی در دفاع از حکومت اقلیم کردستان و در چارجوب مرکز عملیات مشترک آمریکا و حکومت اقلیم کردستان عراق حملات هوایی را انجام داده اند.
با توجه به این که هواپیماهای مسلح بدون سرنشین مسلح ایتالیایی، بریتانیایی و انگلیسی از اربیل به پرواز در می آیند، می توان گفت پایگاه هوایی غربی ها نیز در اقلیم کردستان قرار دارد. با ایجاد پایگاه هوایی «باشور» به معنی جنوب در منطقه هریر، به نظر می رسد حکومت اقلیم کردستان در حال توسعه یک مکان کمتر مورد توجهی است تا از آن برای اجرای عملیات هوایی نیروهای ائتلافی استفاده شود. فرماندهی حمل و نقل هوایی ارتش عراق نیز چهار هلیکوپتر mi-171 را برای تخلیه نیروهای کرد در اربیل اختصاص داد و باعث تقویت ناوگان کوچک هلیکوپترهای کوچک غیر مسلح که توسط نیروهای امنیتی حکومت اقلیم کردستان هدایت می شوند، شد.
کشورهای غربی نیز وعده حمایت و آموزش قابل توجه به پیشمرگه را داده اند، هر چند که ارائه حمایت ها کمتر از انتظارات فوری کُردها بوده است. در ۵ اوت محموله های سلاح های سبک، سلاح کوچک ضد تانک جامعه-اطلاعاتی ارسال شد، اقدامی که کانال های طبیعی بین المللی فروش سلاح را دور زد. طیفی از کشورهای اروپایی پس از بیانیه ای ۹ سپتامبر ۲۰۱۴ توسط اتحادیه اروپا که می گوید کشورهای عضو آزادند از سیاست های ملی خود در مسلح کردن کردها عراق پیروی کنند، برای ارائه تجهیزات غیر مهلک به کردها پیش قدم شدند.
در زمان نوشتن این مقاله آلمان بزرگترین ارسال کننده تجهیزات نظامی و آموزش است. دولت آلمان به ارائه سلاح و تجهیزات به اندازه نیاز بیش از دو تیپ از نیروهای پیشمرگه متعهد شده – و تحویل آن را شروع کرده است. این برنامه شامل اهداء ۴۰۰۰ مجموعه از تجهیزات حفاظت فردی (کلاه و جلیقه ضد گلوله)، ۷۰۰ دستگاه بی سیم، بیش از ۱۶۰۰۰ تفنگ (با ۶ میلیون گلوله)، ۶۰ کامیون و ۵ وسیله نقلیه ضد مین است.
مهمتر از همه، آلمان شروع به ارائه ۲۴۰ سلاح ضد تانک کوچک Panzerfaust-3 (با ۳۵۰۰ موشک) و ۳۰ پرتاب کننده ضد زره دوربرد میلان و ۵۰۰ موشک کرده است. در اکتبر ۲۰۱۴ موشکهای میلان در نقاط مشخص در خط مقدم کردها مستقر شدند. کشورهای دیگر مانند فرانسه و انگلستان تعداد قابل توجهی توپ اتوماتیک و مسلسل سنگین، قادر به نفوذ در وسایل نقلیه زره پوش کوچک داعش در محدوده دوربرد را فراهم آورده اند.
کمک امنیتی ایالات متحده به نیرو های پیشمرگه
در نیمه سال ایالات متحده نیز برنامه هایی برای آموزش سه تیپ از نیروهای پیشمرگه اقلیم کردستان اعلام کرد. همانطور که قبلا اشاره شد، کمک آمریکا شامل تعهدی ۳۵۳٫۸ میلیون دلاری برای برآورد “تجهیزات مورد نیاز ” سه تیپ از نیروهای کُرد با همان مقیاس تجهیزات ارتش عراق است. انتقال تجهیزات مشخص شده در بودجه نشان می دهد که ۱۵۰۰۰ سرباز کُرد به طور کامل با همه شکل تجهیزات از حفاظت فردی جدید گرفته تا خمپاره ۱۲۰ میلی متری برای تجهیز یک بخش تیپ توپخانه مجهز خواهند شد. این بودجه برای تامین ۷۲۰ وسیله نقلیه شامل (هامر، کامیون ، تانکره سوخت، و وسایل نقلیه مهندسی) است. به نظر می رسد که این بودجه تیپ های موجود پیشمرگه را تجهیز خواهد کرد.
رهبری سیاسی اقلیم کردستان به طور گسترده با قانونگذاران ایالات متحده لابی کرده تا بتوانند در این راستا حمایت ایالات متحده شامل آموزش و تجهیز تمامی نیروهای پیشمرگه تحت کنترل وزارت پیشمرگ و رابطه ای نظامی مستقیم و مداوم بین ایالات متحده و کردستان عراق را کسب کنند. قطعنامه” کنگره” که در مجلس نمایندگان در ۱۰ نوامبر ۲۰۱۴ تصویب شد، از رئیس جمهور خواست ” به طور مستقیم سلاح های پیشرفته متعارف، آموزش و خدمات دفاعی به صورت اضطراری و موقت برای دولت منطقه ای کردستان فراهم کند.”
این طرح از اوباما می خواهد ” End Use Certificates یا تعهد به عدم در اختیار قرار دادن سلاح به طرف سوم را که دولت منطقه ای کردستان آن را پذیرفته، قبول کند تا حکومت اقلیم کردستان اجازه یابد ” سلاح های ضد زره، وسایل نقلیه زرهی، توپخانه دوربرد، سلاحها و مهمات، تجهیزات ارتباطات و فرماندهی امن، لباس ضد گلوله، کلاه خود، تجهیزات لجستیکی، ابزارهای دفاع اضافی و کمک های نظامی دیگری که از نظر رئیس جمهور “برای یک دوره سه ساله مناسب است را به طور مستقیم دریافت کند. لایحه ای مشابه اما خلاصه تر از ۱۹ سپتامبر سال ۲۰۱۴ در انتظار بررسی کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان است.
اصلاحات در بخش امنیتی و نظامی حکومت اقلیم کردستان
حتی اگر واشنگتن سیاست خود در ارائه همکاری های امنیتی به اقلیم کردستان از طریق بغداد را کنار بگذارند، بروکراسی موجود در بخش امنیتی اقلیم کردستان در کنار لایه های سیاسی احزاب هنوز هم ممکن است مانعی برای آمریکا در همکاری های امنیتی با کردستان عراق باشد. ایالات متحده از مدتها پیش و قبل از پرداختن به توسعه کامل پیشمرگه و نیروهای زیروانی، از جمله ادغام کامل این نیروها در نیروهای تحت کنترل وزارتخانه های حکومت اقلیم کردستان و مطابقت آن با بودجه پیش بینی شده از سوی پارلمان که در تضاد با کنترل احزاب سیاسی است، خواستار انجام طیف وسیعی از اصلاحات در بخش امنیتی و نظامی کردستان عراق بوده است.
در حال حاضر فقط حدود ۵۱۰۰۰ پیشمرگه توسط نهادهای دولتی یعنی وزارت امور پیشمرگه اداره می شوند. این واحدها به خوبی عمل کرده اند اما آنها هنوز شهرت نظامی قوی واحدهای پیشمرگه حزبی مانند گولان، بارزان، یا دژه تیرور را ندارند. تعداد نفرات نیروهای ۷۰ و ۸۰ که توسط احزاب ایجاد شده اند، حدود ۵۰۰۰۰ نفر است. البته اگر نیروهای داوطلب مردمی سازمان یافته توسط احزاب به آنها اضافه شود تعداد آنها بیش از این میزان خواهد بود. با اضافه کردن نیروهای زیروانی که اکثرا اعضای حزب دموکرات کردستان هستند، بیش از ۷۵،۰۰۰ پیشمرگه تحت کنترل احزاب باقی می ماند در حالی که تنها تعداد کمی از نیروهای کردستان واقعا یکپارچه و ساماندهی هستند.
روند سازماندهی نیروهای پیشمرگ راهی طولانی و پیچ در پیچی را طی نموده است. این فرایند در ابتدا با هدف تربیت ۷۰۰۰۰ نیروی زبده پیشمرگه وابسته به وزارت خانه، ایجاد دو کالج نظامی و سیستمی متشکل از ۳۰۰۰۰ نیروی ذخیره وابسته به وزارت خانه پیشمرگ دنبال شد. انور حاجی عثمان معاون وزیر پیشمرگه در ماه می سال ۲۰۱۳ برنامه (آن وزارت) برای ایجاد ۲۲ تیپ واحد را اعلام کرد که به ۲ لشکر تقسیم خواهد شد، ۲۰ تیپ از آنها شامل نیروهای مکانیزه، موتوری، زره پوش، توپخانه، دفاع هوایی، مهندسی و تیپ واحد لجستیک است. دو تیپ باقی مانده شامل تیپهای واحد پشتیبانی رزمی خواهند بود. نیروهای مازاد پیشمرگه یا بایستی بازنشسته شوند و یا به دو لشکر جدید ارتش عراق، ۱۵ و ۱۶ که در آن زمان برنامه ریزی برای آنها صورت گرفت ولی در واقع اساسا ایجاد نشدند، ملحق شوند.
 اگرچه پانزده تیپ وابسته به وزارت پیشمرگ از تبدیل و ادغام واحدهای پیشمرگه حزبی ساخته شدند اما این روند به دلیل کمبود بودجه ی کردها، حکومت فدرال عراق و یا ایالات متحده و همچنین به خاطر مقاومت برخی احزاب متوقف شد.
 اتحادیه میهنی زمانی که در تاریخ ۱۸ ژوئن، ۲۰۱۴ زمام امور وزارت پیشمرگه را به مصطفی سید عبدالقادر از جنبش تغییر باخت، ادغام واحدهای خود در واحدهای وابسته به وزارت پیشمرگ را متوقف کرد. مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان به دنبال عقب نشینی های تابستان گذشته، در ۲۵ اوت ۲۰۱۴ مجددا دستور داد وزارت پیشمرگ سازماندهی شود. وی تاکید کرد که باید یگانهای ۷۰ و ۸۰ تا پایان ماه فوریه ۲۰۱۵ در نیروهای وابسته به وزارت امور پیشمرگه ادغام شوند.
این وضعیت با توجه به وابستگی احزاب به واحدهای فسادپذیر خود و ظرفیت محدود وزارت، ضرب الاجلی بلند پروازانه است.
علاوه بر این، آوردن واحدهای پیشمرگه زیر نظر وزارت از نظر اجرایی یک چیز است، اما ایجاد یک فرماندهی و سیستم کنترل واحد مسئله دیگری است. اگرچه بارزانی فرمانده کل قوای نیروهای مسلح حکومت اقلیم کردستان است (و کوسرت رسول، معاون بارزانی، معاون فرمانده است) اما واقعیت به مراتب پیچیده تر است. هر دو حزب دموکرات و اتحادیه میهنی دارای فرماندهی عملیاتی و پرسنلی هستند که در حال حاضر بخشی از وزارت امور پیشمرگه نیستند.
دولت اقلیم کردستان در مبارزه سال ۲۰۱۴ با داعش، از چهره های شاخص نظامی و یا فرماندهان قرارگاهها استفاده نکرد؛ در عوض فرماندهانی برای مدیریت جبهه های مختلف در خط مقدم گماشته شد.
جبهه های زومار، باشیقه، خازر و مخمور توسط رهبران ارشد حزب دموکرات کردستان از جمله روژ نوری شاویس، معاون نخست وزیر عراق و سیروان بارزانی، پسر عموی مسعود بارزانی و صاحب گروه تجاری کورک فرماندهی شدند.
کرکوک به دو جبهه تقسیم شد، که منعکس کننده رقابت موجود میان حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی است.
جبهه ی طولانی گرمیان که از جنوب کرکوک تا مرزهای ایران است، ظاهرا تحت کنترل یک فرمانده اتحادیه میهنی، محمود سنگاوی بود، اما در عمل به زنجیره ای از جنگهای ناهماهنگ تحت فرماندهی فرماندهان ارشد مستقل اتحادیه میهنی تبدیل شد.
وزیر پیشمرگه، عضو سومین حزب بزرگ اقلیم کردستان، یعنی گوران یا تغییر، در هیچ یک از این اقدامات مشارکت نداشت. دولت حکومت اقلیم کردستان به هیچ وجهه راسا مبارزه با داعش را به طور مستقیم مدیریت و هماهنگی نکرد. وزارت امور پیشمرگه نیز از نظر لجستیکی در طول بحران تابستان از بیشتر نیروهای مسلح کُرد حمایت نکرد، طوری که اکثر پیشمرگه ها سلاح و مهمات خود را خریداری کردند و از نظر حمل و نقل به غیر نظامیان و تامین مایحتاج به بازارهای محلی برای تهیه آب و غذا وابسته بودند. چنین قابلیت های لجیستیکی و مهندسی ابتدایی و موقت نمی توانند اساس حملات مداوم علیه داعش و یا دفاع موفقیت آمیز از مناطق آزاد شده دور از مناطق اصلی کردنشین قرار گیرد.
منبع: موسسه واشنگتن

شناسه خبر : 16291

این خبر رو هم ببینید

وضعیت استان‌ها در روزهای بارانی ۱۷ نفر کشته و ۷۴ مصدوم در سیل شیراز/ بارش شدید در راه است

با ورود سامانه بارشی جدید به کشور، بیش از ۱۳ استان کشور درگیر باران، برف …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − ده =