خانه / فرهنگی /  نقدی بر مقاله « پیوند اسلام و عصبیت( تاسیونالیسم)  عربی عربیت و اسلام  ازقریش تا ظهور داعش»  به قلم آقای   زکریا  قادری که در فصل نامه فرهنگی ادبی و اجتماعی زریبار به چاپ رسیده است     

 نقدی بر مقاله « پیوند اسلام و عصبیت( تاسیونالیسم)  عربی عربیت و اسلام  ازقریش تا ظهور داعش»  به قلم آقای   زکریا  قادری که در فصل نامه فرهنگی ادبی و اجتماعی زریبار به چاپ رسیده است     

موسسه فرهنگی هنری کرد نور: نویسنده که مقاله را با چکیده ای مختصر و مقدمه کوتاهی شروع کرده اند،  بدون اطلاع کامل از روح واهداف واقعی دین در توهمات خیالی خود ، برداشت های شخصی و استنتاجات سیاسی از  حکومت ها ی جور و مدعیان اسلام را به نام دین واقعی اسلام قلمداد نموده و ان را نسخه ای حقیقی از اسلام معرفی می کند ، غافل از اینکه کلمات و مصطلحاتی را که در مقاله به عنوان واژگان کلیدی نام می برد ( ازقبیل: عصبیت ، ناسیونالیسم،  حرب ، قبیله و…..) و انها را  از پایه ها و اهداف دین دانسته است ؛ دقیقا همان چیز هایی هستندکه نزد خدا و رسول خدا ارزشی نداشته و پیامبر ( ص) بار ها و بارها علیه این ارزش های جاهلی موضع گرفته و اعلام نموده اند که همه این ارزش های جاهلی امروز زیر پای من منهدم و نابود گشته است و هیچکس هیچ فضیلت و برتری بر دیگری ندارد جز به وسیله تقوا .
 قرآن نیز برتری را در داشتن تقوا بیان میکند . و همه ی مسلمانان را قریش و غیر قریش را ( عرب و غیر عرب را ) با هم برادر و برابر می داند ( انما المؤمنون اخوه )[۱] نویسنده ظاهرا ظلم ها و ناروایی های دول اموی و عباسی و یا جنایات گروهک های تکفیری مانند داعش را دیده و چون علم اسلام بر افراشته اند ( وبه نام دین علیه دین کار می کنند ) تصور نموده که اسلام واقعی همین است و اهداف دین نیز همان اهدافی است که امثال داعش دنبال آن هستند .در حالی که باید با دیده ی بصیرت ، نه فقط با دیده بصر به تحلیل پرداخت و سره را از نا سره جدا ساخت و بر اساس بصیرت حرکت و تبلیغ کرد[۲].
هر حکومتی و یا هر گروهی که نام اسلام و دین را یدک میکشند و از هیچ جنایتی دریغ ندارند را نباید مهر دین را بر پیشانی آنها بنشانیم و آن ظالمان جور را به نام اسلام معرفی نماییم . چرا که ما در این خصوص سنگ محک هایی داریم  ( قرآن ، قول و فعل و تقریر پیامبر ) که هرکس و هر جریانی که مطابقت با آن نداشته باشد اسلام واقعی نیست بل اسلام آمریکایی است .
عده ای از دانشمندان با استفاده از علم و تکنولوژی و با اسم علم شروع به ساخت سلاح های مخرب کشتار جمعی و بمب های اتمی و شیمیایی نموده و شمار کثیری از انسان های بی گناه .را به خاک وخون کشیده از هیرو شیما و ناکازاکی
 
 
 
گرفته تا حلبچه و شهر های مرزی ایران ، آیا می توان گفت چون این سلاح ها محصول علم و به اسم علم است ، پس علم قاتل و مقوله بسیار بدی است ؟ خیر اینجا از علم سوء استفاده شده و عده ای با استفاده ابزاری از علم جنایت می کنند .
همچنین اگر به اسم اسلام حق و حقوق دیگران را پایمال می کنند و کشت و کشتار راه انداخته اند باید گفت که از نام اسلام سوء استفاده شده و این اسلام واقعی نیست .
شرح و توضیح
راقم این سطور مقاله مذکور را مطالعه نموده و برای تبیین و توضیح بیشتر عینا بعضی از جملات آن را آورده ، با بضاعت قلیل علمی خود به نقد و تحلیل آن نشسته و قضاوت را به خوانندگان می سپارد .
الف- نویسنده در چکیده مقاله می آورد که : ” در واقع ، عصبیت یا ناسیونالیسم عربی از همان بدو تولد تا داعش امروزی زیر بنای اسلام بوده و …….”
آیا واقعا عصبیت زیر بنای اسلام است ؟

شعار اولین و آخرین پیامبر ( قولوا لا اله الا الله تفلحوا ) بوده ، یعنی اینکه زیر بنای اسلام توحید است نه عصبیت .
احادیث پیامبر دال بر لغو امتیاز عربیت و جاهلیت بود و فضیلت را فقط بر اساس تقوا می دانست نه چیزی دیگر ( لا فضل لعربی علی عجمی و لا لاسود علی احمر الا بالتقوی )[۳] ·        قرآن نیز ملاک برتری را تقوا می داند ( ان اکرمکم عند الله اتقیکم )[۴] و شرط اخوت و برادری را در ایمان و مؤمن بودن می داند نه در عربیت و هم خونی ( انما المؤمنون اخوه )[۵] اگر ملاک اسلام عصبیت و ناسیونالیسم عربی بود پیامبر عموی هم خون خود یعنی ابو لهب را که دو نفر از دخترانش عروس ابو لهب ( و زن عتبه و عتیبه ) بودند رها نمی کرد و فردی غیرعرب یعنی سلمان فارسی را اهل بیت خود نمی خواند ( تبت یدا ابی لهب و تب…… قال رسول الله (ص) : سلمان منا اهل البیت[۶] اگر عصبیت زیر بنای اسلام بود در جنگ های بدر و احد پدر و پسر به خاطر عقاید و دین در مقابل هم شمشیر نمی کشیدند که ملاک اطاعت از امر خدا در مقابل طاغوت بود، نه عصبیت و نه غنیمت .
اکثر خطاب های قران یا ایها الناس و یا ایها الذین آمنوا … می باشد نه  یا ایها العرب

 

خدمات مادی ، جانی ، علمی و فرهنگی غیر عرب به دین مبین اسلام اگر ازعرب های مسلمان بیشتر نباشد کمتر نیست و این نشان از اختصاص دین به همگان دارد نه فقط به عرب ( هدی للناس[۷] …  هذا بصائر للناس[۸]) .
پیامبر اسلام ، پیامبر رحمت است برای همگان ( و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین[۹] ….. و ما ارسلناک الا کافه للناس[۱۰] )
در حکومت دینی پیامبر تا خلافت حضرت حسن بن علی ( رض ) ، اگر فرمانی از پیامبر ، خاندان و یا اصحابه او مبنی بر تعدی به حقوق غیر عرب و برتری دادن نژادی بر نژاد دیگر یافتید ، مستند ذکر شود تا ادعای نویسنده مقاله ثابت گردد .
اگر مصادیقی از مقاله در خصوص بعضی از حکومت های ظالمانه و گروه های تکفیری وجود دارد نباید آن را به حکومت دینی پیامبر تسری داد و نتیجه بگیریم که ( در واقع عصبیت یا ناسیونالیسم عربی … زیر بنای اسلام بوده است )

ب_ نویسنده در اولین جمله مقدمه مقاله خود پیامبر را به ژولیت تشبیه می کند و می نویسد که “پیامبر اسلام (ص) را می توان هم چون ژولیت عقل عربی دانست ”
پیامبر اسلام طبق نظر صریح قرآن بنده و فرستاده خداست که برای هدایت عالمیان مبعوث شده است اطاعت از او اطاعت از خداست۶ و در امر دین و تشریع هر چه بگوید عین وحی است و از روی هوا و هوس حرف نمی زند۷ و رحمت است برای همه عالمیان نه شبیه رومئو و ژولیت[۱۱]فرانسوی است ، نه لیلی و مجنون عربی و نه خسرو شیرین فارسی .
ج_همچنین می نویسد که” حضرت محمد ( ص ) امانت خدا را ، فتح امانت قیصر/ کسری می دانست و رسالت خویش را دست یافتن به گنج های قیصر و کسری “.

امانت خدا نزد پیامبر ، اسلام و فرامین الهی بود که حضرت به خوبی این مهم را به سر منزل مقصود رساند و آن را ادا نمود بدون هیچگونه تغییر و تحریفی .
رسالت حضرت هدایت انسان ها بود از ظلمات ، توحش و بدبختی به سوی نور ، تمدن و خوشبختی واقعی در دنیا و آخرت .

 

جریان گنج های قیصر و کسری فقط بخشی از امور غیبی و آینده نگری های حضرت بود که خداوند در اختیار پیامبر قرار داده و برای امت نقل می فرمودند و هدف را بندگی خدا ، تشکیل حکومت عدل الهی ،ایجاد قسط و داد در بین مردم و طبیعتا بهره مندی از امکانات مادی را( در مسیر درست خودش ) مشخص نموده و این بشارت ها ، نوید های رسول الله ( ص ) بود که تحقق یافت .

د_ در پاراگراف دوم مقدمه چنین آمده : ” پیامبر برای نائل شدن به این هدف ( رسیدن به گنج های قیصر و کسری با شکست دادن ایران و روم ) از دو عنصر دین و عصبیت عربی بهره گرفت ….. برای این کار ابتدا کل خدایان قریش ( عرب ) را در خدای واحد الله هضم و منحل کرد ” .

هضم خدایان متعدد در خدای واحد ، تعبیری صحیح نیست .پیامبر فقط  پوشالی و دروغین بودن بت ها را بر ملا ساخت که باید نابود شوند ( نه اینکه خدایان متعدد را ترکیب کرد و خدایی واحد ساخت ) و همچنین وظیفه او هدایت مردم به سوی خدای واقعی ( الله ) بود خدایی که وجود حقیقی و خارجی دارد نه ساخته و پرداخته ذهن محمد ( ص ) .
 هر جا نور و حق وارد شود ظلمت و باطل از بین می رود ( جاء الحق و ذهق الباطل)[۱۲] هضم خدایان متعدد ( ویا تجمیع آنها ) در خدایی واحد در اسلام معنا و مفهومی ندارد .

 
ه_ در مجموع ،” میتوان عنوان نمود که پیمان نا نوشته ای بین وحی پیامبر ، هژمونی قریش و منطق قبیله بر قرار شد”.(برگرفته از متن مقدمه مقاله)

هیچ پیمان نوشته شده و یا نا نوشته ای بین وحی پیامبر و هژمونی قریش وجود ندارد مگر اینکه نویسنده ادعای غیب داشته باشد و از چیزی خبر دهد که بیش از ۱۴ قرن هیچکس خبر نداشته و یا اینکه اتهامی واهی به اسلام وارد کرده است .هیچ نوع هژمونی قریشی و یا قبیله ای دیگر در اسلام واقعی وجود ندارد جز هژمونی اسلام و مسلمین .
اگر منظور نویسنده از وحی پیامبر که در مقاله تکرار شده است همان وحی مورد نظر است که توسط ذات اقدس الهی بر قلب پیامبر نازل شده است که برآن ایرادی وارد نیست و الا اگر منظور حرف و منویات پیامبر است که به اسم وحی الهی به مردم القاء می کرد خطایی است بس بزرگ و قابل بحث .

 
ی_ “… و دین اسلام در قبال گسترش خود ، مال و ناموس و سرزمین های مفتوحه را در قالب غنیمت یا کنیز ، در اختیار قبایل قرار دارد “. ( برگرفته از متن مقاله)

چقدر زشت است این قضاوت نادرست که هدف از جهاد اسلامی را گرفتن غنیمت و دست یافتن به مال و ناموس دیگران بدانیم .
اگر هدف از جهاد فقط گرفتن غنایم جنگی بود نه دفاع از دین ، پیامبر و خلفای راشدین چند هکتار زمین و چند بار شتر از طلا و جواهرات از خود بر جای گذاشتند ؟
اگر غنایمی به دست مسلمین افتاده فقط حین جنگ و در جبهه نبرد حق علیه باطل بوده  ( که مرسوم است ) والا هیچگاه به خانه و کاشانه کسی از غیر مسلمانان شبیخون زده نشده وتا زمانی که دشمن ، دشمنی نکرده و شمشیر نکشیده است مسلمانان دست به شمشیر نبرده اند .
اگر مواردی جزئی در خصوص عملکرد بعضی از سربازان مسلمان نقل و نقد شده است نباید آن را تعمیم داد و با استقرائی ناقص اسلام را زیر سوال برد .
در حکومت های اسلامی حق و حقوق مادی مسلمنان و غیر مسلمانان برابر است و کسی حق ندارد به مال و ناموس غیر مسلمانان و حتی کفاری در کشوری اسلامی زندگی مسالمت آمیزی دارند تجاوز و تعدی نماید، همانند غیر مسلمانانی که در کمال امنیت و آرامش در کشور ما زندگی می کنند .

 

نویسنده در پاراگراف آخر مقدمه زیر بنای خلافت را زکات ، جزیه ، خراج و غنیمت دانسته و آن را از بنی نضیر به شنگال و کوبانی تسری داده است . واقعا بی انصافی است که اینگونه خلط مبحث نموده و منشا همه جریان ها را یکی بدانیم ( قیاس مع الفارق)

دگر بار یادآوری می گردد که : حساب بعضی از حکومت های ظالمانه ی به ظاهر اسلامی و جنایات شنگال و کوبانی را از اسلام جدا نموده که در این قضیه ما نیز با صاحب مقاله هم داستان و هم عقیده ایم .
v ملاک بررسی و قضاوت درباره اسلام؛ قرآن ، قول و فعل و تقریر پیامبر و حکومت دینی اوست نه اعمال غیر منطقی و یا ظالمانه بعضی از مسلمانان ( اسلام به ذات خود ندارد عیبی   هرعیبی که هست در مسلمانی ماست )
امید که نویسنده مقاله ( جناب اقای زکریا  قادری ) به خود آمده و همه چیز را با عینک سیاسی و برداشت های شخصی خود نبینند و اسلام را آن گونه که هست ببینند( اللهم ارنا حقایق الاشیاء کما هی ) .                                     
        
 
                   گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن             مصلحی تو ای تو سلطان سخن
                   ای خدای پاک و بی انباز و یار                دست گیرو جرم ما را در گذار
شماره خبر : ۱۰۰۴  تاریخ : ۹۴/۱۰/۰۶

شناسه خبر : 4239

این خبر رو هم ببینید

درخشش حافظ کردستانی در مسابقات سراسری قرآن

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان کردستان از درخشش طاهره نائبی موحد، حافظ کردستانی به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − چهار =