خانه / فرهنگی / نوروز، عامل پیوند اقوام ایرانی با همه تنوّعات زبانی و فرهنگیدکتر شهباز محسنی

نوروز، عامل پیوند اقوام ایرانی با همه تنوّعات زبانی و فرهنگیدکتر شهباز محسنی

نوروز یکی از شاخص ترین سنتهای ایران باستان است که به درازای تاریخ مورد توجه همه ایرانیان بوده است. جشن نوروز جشنی است سه هزارساله و بیش از سیصد میلیون نفر در دنیا آن را جشن می گیرند

بهار آغاز تحوّل بزرگی است در طبیعت. با نزول باران از آسمان، زمین به جنبش درمی­آید و درختان و گیاهانِ خفته، سر از خواب چند ماهه برمی دارند و با نقش بستن تبسمِ شکوفه بر لبانشان و آراستن فرش زمین به انواع گل و گیاه و سبزه، زیباترین شاهکار دست خداوند را خلق می کنند و تماشاگران را که ما باشیم به نظاره دلرباییِ خود فرا می­خوانند. کیست که شاهد این مناظر باشد و به وجد نیاید؟
سعدی شاعر شیرین سخن، می گوید:
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
هرگیاهی که به نوروز نجبنبد حَطَب است
نوروز جشن دیرین ایرانیان و آغاز سال جدید شمسی با این تحول بزرگ و شگفت در طبیعت همراه است. براستی انتخاب پایان زمستان و آغاز بهار که مقارن با ورود خورشید به برج حَمَل است برای آغاز سال نو، در مقایسه با دیگر تقویمها مانند میلادی که در اوج سرما واقع است ذوق سرشار ایرانیان را نشان می­دهد.
در سال ۱۳۸۸ بود که از سوی مجمع عمومی سازمان ملل، آغاز سال خورشیدی یعنی نوروز با ریشه ایرانی به عنوان روز جهانی عید نوروز به رسمیت شناخته شد.
نوروز سرمایه مشترک معنوی همه ایرانیان است و عامل پیوند ریشه­های ملت بزرگ ایران با همه تنوّعات زبانی و فرهنگی. هر اندازه گذشته ملتی درخشانتر و سابقه تمدنش طولانی تر باشد در سنتها و فرهنگ اصیل آن وسعت و شکوه بیشتری جلوه گر است.
نوروز یکی از شاخص ترین سنتهای ایران باستان است که به درازای تاریخ مورد توجه همه ایرانیان بوده است. جشن نوروز جشنی است سه هزارساله و بیش از سیصد میلیون نفر در دنیا آن را جشن می گیرند.
جشن نوروز که همه سال مانند پیری جهاندیده اما با چهره­ای جوان و جذاب و همراه با زیباییهای فراوان فرا می­رسد با آداب و رسومی مورد استقبال قرار می گرفته که هریک نمودار ذوق و قریحه نیاکان ماست.
در باره تاریخ پیدایش نوروز روایت های فراوانی وجود دارد که بعضا ریشه در دل اسطوره­ها دارد از جمله اینکه زمان پیدایش آن به دوران پیشدادیان می رسد و جشمید، پادشاه پیشدادی، بنیانگذار نوروز معرفی شده است.
فردوسی در شاهنامه می گوید:
جهان انجمن شد برِ تخت او فرومانده از فرهء بخت او
به جمشید بر، گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز و فرودین بر آسوده از رنج، تن دل، ز کین
بزرگان به شادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند
چنین روز فرّخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان یادگار
ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ ایرانی نیز در کتاب آثارالباقیه، پیدایش جشن نوروز را به جمشید نسبت می­دهد. همو در کتاب «التفهیم ،ص ۲۵۳» می نویسد:« نوروز چیست؟ نخستین روز است از فروردین ماه، و زینجهت «روز نو» نام کردند زیرا پیشانی سال نو است».
جالب اینکه بلعمی در «تاریخ بلعمی،ص۱۳۱» می نویسد:«پس جمشید علما گرد کرد و ازیشان پرسید که چیست که این پادشاهی بر من باقی و پاینده دارد؟ گفتند: داد کردن و در میان خلق نیکی. پس او داد بگسترد و علما را بفرمود که روز مظالم من بنشینم شما نزد من آیید تا هرچه درو داد باشد مرا بنمایید تا من آن کنم و نخستین روز که به مظالم بنشست روز هرمز بود از ماه فروردین. پس آن روز را نوروز نام کرد، تا اکنون سنت گشت».
روایت های دیگری هم در این باب در منابع کهن وجود دارد که امکان ذکر همه آنها را نداریم.
با توجه به سنگنوشتهای موجود و ازجمله کنده کاریهای تخت جمشید در دوران هخامنشیان جشن نوروز با شکوه تمام برگزار می شد. البته سنتهای نوروز ساخته و پرداخته دوران هخامنشی نیست بلکه از قبل از هخامنشیان سرچشمه می گیرد. البته به علت سیطره سنگین و نفوذ فرهنگ یونانی در عصر هلنیسم در دوران اشکانی برگزاری سنتهای نوروز به قوّت و شکوه دوره هخامنشی نبود ولی در دوران ساسانی باز به همان منوال گذشته با شکوه برگزار می شد. به طوری که شاهان و بزرگان مملکت دراین ایام بار عام می دادند و دیدارهایی با افراد مختلف و مردم داشتند. حجاریهای پلکانهای شمالی و شرقی تخت جمشید گویای آن است.
در بین ایرانیان علاوه بر نوروز، جشن مهرگان هم بسیار با اهمیت بوده است که در اوایل پاییز برگزار می شد و در واقع جشن شکرگزاری بود به درگاه ایزد منان به خاطر دخل و درآمد و حاصلات کشاورزی و میوه­جات. جاحظ، دانشمند بزرگ عرب در کتاب «التاج» به تفصیل چگونگی مراسم نوروز و مهرگان را بیان کرده است. وی می نویسد: پادشاهان به روز مهرگان و به عید نوروز جشن گیرند و ارمغان جهانیان پذیرند زیرا با این دو جشن فصلی را به سر رسانند و فصلی دیگر را آغاز کنند. مهرگان مقدمه زمستان است و آغاز سرما و نوروز پیشاهنگ تابستان است و طلیعه گرما ولی نوروز را در دگر جشنها مزایا و خواصی است چه دین روز سال نو آغاز گردد و باج و خراج و مالیات مملکتی از نو وصول شود. عزل و نصب عمال انجام گیرد. از سیم و زر، سکه های نو زنند. آبها از منابع و چشمه ها به رودها روان گردند. آتشکده­ها را بر و بند و پاک کنند. بناهای نو بسازند. امثال این کارها در آغاز هرسال موجب گشته که نوروز را بر جشن مهرگان برتری داده اند.
نوروز در دوران اسلامی نیز به عنوان جشنی مهم و گویای پیوند ایرانیان مسلمان با نشانه­ها و آداب و رسوم حسنه گذشته و تاریخی شان به حیات خود ادامه داده است. به طوری که آیین دید و بازدید و بارعام دادن در ایام نوروز بویژه توسط خلفای عباسی معمول بود وهدایایی از مردم در این ایام می گرفتند و نوروز با شکوه فراوان برگزار می شد و اشعار فراوانی در دیوان شعرای عرب در وصف نوروز آمده از جمله در دیوان ابونواس و بُحتُری. در طول تاریخ نیز حکومتهای ایرانی از سامانیان گرفته یا دیگر سلسله ها به اهمیت و پاسداشت آیین نوروز واقف بودند و در بزرگداشت آن کوشا.
در زمان شوروی سابق، بزرگداشت نوروز در کشورهای آسیای میانه مانند تاجیکستان و ترکمنستان و قرقیزستان ممنوع بود و این ممنوعیت را میخائیل گورباچف برداشت. در ترکیه نیز تا سال ۲۰۰۰ برگزاری مراسم استقبال از نوروز توسط کردها منع داشت.
در هنگام نوروز کردها با تجمع در بیرون شهرها به استقبال بهار می روند. زنان و مردان معمولا بهترین لباسهای خود را می پوشند و با برافروختن آتش و رقص و پایکوبی نوروز را پاس می دارند.
در میان کُردها و کردستان جشن نوروز نیز با استقبال و توجه شایانی روبه رو بوده است. در روایات و داستانهای کردی، پیروزی کاوه بر ضحاک در زمان نوروز اتفاق افتاده است. در سپیده دم جشن نوروز کاوه با همدستی یارانش به کاخ ضحاک یورش می برد و با چکش آهنگری که در دست داشت بر فرق سرِ ضحاک می کوبد و او را نقش بر زمین می سازد. آنگاه از پیش بند چرمی خود پرچمی می سازد و پیشاپیش انبوه مظلومان پیروز به سوی اقامتگاه شاهزاده ای از کردان پاک نژاد آریایی به نام «فریدون پس آبتین» حرکت می کند. آنگاه همه به جانب فریدون می شتابند و او را پادشاه می خوانند.
کردها از دیرباز در شب نوروز بر بالای کوهها و جاهای مرتفع به برافروختن آتش، که نقشی حیاتی در زندگی انسان داشته به طرزی نمادین، می پرداختند و پیشوازی از نوروز که همراه با وجد و شعف و شادی است با انجام دادن ِ آداب و رسوم دیگری توأم بوده است.
برای نمونه در اطراف سقز(منطقه سرشیو) کوه معروفی به نام «نَکَروز» هست که بیش از دو هزار و پانصد متر ارتفاع دارد که طبیعت بسیار زیبایی دارد. نکروز به معنای «نوروز» است زیرا در زبان پهلوی، نوروز را «نوگ روز» یا «نوک روز» می خواندند. با توجه به ابیات فولکوریک باقیمانده در بالای این کوه بویژه مراسم جشن و شادی نوروز برگزار می شده است. مثلا در شعر فولکوری داریم که:
«خالی ها وه بان گونای پیروزو هه ر وه ک چرایه به نه که روزو»
(خال زیبایی که بر گونه معشقوم که نامش «پیروز» است مانند چراغ برافروخته است بر بالای کوه نکروز).
 
کردها نیز مانند دیگر ایرانیان در طلیعه و آغاز نوروز به خانه تکانی و رُفت و روب خانه­ها و تمیز کردن لباسها می­پردازند و کارهایی نمادین انجام می­دهند مانند تهیه سمنی و رنگ کردن تخم مرغ و تدارک سفره هفت سین. دید و بازدید و صله و رحم و زیارت قبور و یاد درگذشتگان و دعای خیر و فرستادن فاتحه برای آمرزش روحشان از دیگر مراسمی است که تدریجا جنبه مذهبی هم به خود گرفته است.
استقبال از نوروز همراه با روشن کردن آتش بوده است که در بین کردها به «ئاگری نوروز» موسوم است. البته در مهاباد و مکریان منحصر به چهارشنبه سوری است ولی در نواحی سقز و بانه و دیگر جاها نه تنها منحصر به چهارشنبه سوری نیست بلکه آتش چهارشنبه سوری، طلیعه و سرآغاز آتش شب نوروز است.
از جمله کارهایی که انجام می­شده آویختن شال از روزنه­ها و لب بامها بود. به طوری نوجوانان به ویژه در روستاها شال مخصوصی به طول پنج شش متر از روزنه خانه ها پایین می فرستادند و هدیه نوروزی یا نوروزانه می خواستند و با صدای بلند می گفتند:
«هه لاوه مه لاوه کورتان ببی به زاوا شتیکمان بو بخه نه ناو تاوا»
یا:
هه ته ری و مه ته ری، شتیکمان بو بخه نه نیو چه په ری».
افراد داخل خانه هم با شتاب پول یا تخم مرغ یا خوراکی داخل ظرف افراد خواهند می گذاشتند و بدین ترتیب سبب تفریح و خنده و خوشحالی می شد. این مراسم الان هم برغم ماشینی شدن زندگی و کم رنگ شدن آیینهای فولکلور هنوز در خیلی جاها انجام می شود.
در قدیم یکی دیگر از اسباب تفریح مردم کردستان «گرداندنِ کوسه» بود. کوسه فردی است که دارای قیافه ای مضحک است که با انجام دادن حرکات و حرفهای خنده دار سبب نشاط و خنده افراد می شد. کوسه را سوار الاغی می کردند و او بادبزنی به دست می گرفت و مرتب خودش را باد می زد و از گرما شکایت می کرد در حالی که هوا سرد بود. جالب اینکه ابوریحان بیرونی هم به رسم «گرداندن کوسه» در «التفهیم، ص ۲۵۶» اشاره کرده است.
یکی از بازیهای مردم بازی «هیلکه شکینی» یا «تخم مرغ شکستن» بود که در کرمانشاه«خاجنگکی» گفته می شود. دو نفر با هم شرط بندی می کردند. یکی از آن دو تخم مرغ خود را در دست می گیرد و در حالی که انگشتانش را به دور آن حلقه کرده یکی از دو سر تخم مرغ را در اختیار دیگری می گذارد تا با تخم مرغ خود ضربه ای به آن وارد کند. هریک از تخم مرغها بشکند صاحب آن بازنده است و بلافاصله تخم مرغ شکسته خود را به طرف مقابل تحویل می دهد. گاه یک نفر در مدتی کم، با تنها تخم مرغ خود، تخم مرغ های دیگران را شکسته و همه را تصاحب شده است.
پایان این نوشته را با شعری از روانشاد نافع مظهر می آرایم:
ئه ی به هاری من مباره ک بی له تو جه ژنی به هار
پیکه نین و بزه کانت دور نه بی هه رگیز له زار
وا دوعا گوی تویه گاوانی له سه ر پوپه ی چنار
هه ر ده لی ره بی خودات یار بیت و عومرت پایدار
 
 
کد مطلب: ۶۱۰۰۶  |  تاريخ: ۱۳۹۳/۱/۱۰  |  ساعت: ۱۰ : ۳۰

شناسه خبر : 4967

این خبر رو هم ببینید

پیام تسلیت علمای شهرستان مریوان به مناسبت شهادت پاسداران، بسیجیان، سربازان شهرستان مریوان

در پی شهادت جمعی از بسیجیان و پاسداران سلحشور، «شورای افتا، امام جمعه، مدرسین، طلاب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 4 =