خانه / فرهنگی / وکیل کریم خان زند و کردستان/ عُمر فاروقی

وکیل کریم خان زند و کردستان/ عُمر فاروقی

سلسله کریم خان بر کردستان تا حوالی بهدینان و ئامیدی و ئاگری و دهوک بوده و قلعه اربیل و شوشی و ئامیدی و سلیمانیه و شهرزور در یَد و فرمان حکام اعزامی او بوده بطوری که اکنون بر دیوارهای قلعه شوشی که مرقد (حضرت اوریا) برادر حضرت داوود نبی بنام شهید وریا از چند هزار سال قبل از میلاد در آنجا قرار دارد نام و فرمان آزاد خان زند درج گردیده و این بهترین سند تسلط زندیه بر آن مناطق است

در تاریخ ایران گاهی گذرگاه تاریخ چنان خالی و بی دیده بان شده است که مردی نالایق نیز فرصت را غنیمت شمرده و با زور چند قبضه شمشیر و شلاق و خنجر بر تاج و تخت کیانی تکیه زده و شهریار ایران شده و سلسله ای بنام زندیه تأسیس کرده است.
 بنده چند بار خواسته ام پنبه کریم خان تو شمال را بزنم و حلاجی کنم تا اینکه ناگهان از من دعوت شد مقاله ای برای کنگره بزرگداشت خان زند برای مرکز لُرشناسی در سلیمانیه پایتخت روشنفکری اقلیم کردستان بنویسم و بنده هم کتابی چند جمع کرده و به جستجو در صفحات تاریخ پرداختم متوجه شدم که حضرتشان به شغل شریف قطاع الطریقی مشغول بوده و جالب است وقتی بر تخت پادشاهی نشست گفت، من در این حد و اندازه نیستم لذا وکالتاً بر تخت می نشینم و خود را وکیل و مردم را رعیت نامید و ایشان هم وکیل الرعایا شدند.
در این اثنا خوبان شعرا و مداحان و ثناگویان و اراذل و اوباش و جاسوسان نیز (نان) می خواستند لذا یکی از مدیحه گویان درباری پیشدستی کرد و قصیده ای برای دریافت (صله) دربارگاه او انشاء کرد که ای پدرت فلان و جدت بهمان و نژاد از کیان داری و رستم پهلوان و… کریم خان فوری اراجیف او را قطع کرد و گفت … این دروغها چیه که می بافی؟
پدر من نامش ایناقه (عین آقا) بوده و در اردوی نادرشاه کارش پالان دزدی و زن و یراق اسب دزدیدن بود خودم نیز به همراه یاران مشغول قطاع الطریقی و راهزنی و قاطر دزدی بودم تا کشور را بی صاحب دیدم جماعتی را گرد آوردم و بر سران ایل قاجار و اکراد بتاختم و در شیراز دم و دستگاهی بهم زدم که سران کشور به اطاعت و آوردن تحف و هدایا پرداخته و من هم خادمان را پاداش و مقام و خائنان را انتقاد و جرا دادم. اما بنده مقاله نوشتم و فرستادم که دیدم وقت کُناره رسید و خبر دادند که بیا و مقاله را بخوان چون در دانشگاه سلیمانیه تصویب شده و در کتاب مخصوص مقالات نیز به چاپ رسیده. خوب بنده هم پاسپورت داشتم راه افتادم بروم اما به دلایلی نتوانستم بروم و هر چند نرفتم لاکن کتاب حاوی مقالات بدستم رسید.
اما شاعرانی چون قانع و زیور و حاجی قادر و غیره از ذکر افتخارات کردها نامی هم از کریم خان و سلسله زند برده اند و این کنجکاوی مرا جلب کرد اما هر چی گشتم دیدم کریم خان و آزادخان غیر از بدبختی و ویرانی و قتل اعیان و اشراف و حکام اردلان کاری برای کردستان نکرده اند پس چه افتخاری؟
جالب است بدانید سلسله کریم خان بر کردستان تا حوالی بهدینان و ئامیدی و ئاگری و دهوک بوده و قلعه اربیل و شوشی و ئامیدی و سلیمانیه و شهرزور در یَد و فرمان حکام اعزامی او بوده بطوری که اکنون بر دیوارهای قلعه شوشی که مرقد (حضرت اوریا) برادر حضرت داوود نبی بنام شهید وریا از چند هزار سال قبل از میلاد در آنجا قرار دارد نام و فرمان آزاد خان زند درج گردیده و این بهترین سند تسلط زندیه بر آن مناطق است چون قلعه شوشی در چند کیلومتری شهر باستانی و کُرد و مسیحی نشین ئاگری یا عقره واقع شده است و نام این قلعه در قیاس با شهر و منطقه باستانی شوش و شوشتر در خوزستان جای تأمل دارد.
اما در صفحه ۵۸ کتاب زبده التواریخ سنندجی قید شده آزاد خان زند پس از کشتن محمدخان سلطان حاکم سقز و بانه و عبدالله سلطان برادر حسنعلی خان را به قلعه چوالان نزد سلیم پاشای بابان برای پس دادن انتقام فرستاد اما حسنعلی خان مدت هفت ماه در آنجا با کمال اعزاز و احترام بسر می برد هر چند اموال وی در سنندج به تاراج رفت؟!!
در سال ۱۱۶۴ هجری قمری سلیم پاشای ببه از جانب وزیر بغداد از حکومت شهرزور عزل و سلیمان پاشای بابان به حکومت رسید و چون در موقع خودش حسنعلی خان به سلیمان پاشا کمک کرده بود و سلیم پاشا مطلع بود، قبل از اینکه سلیمان پاشا برسد به دستور سلیم پاشا غفلتاً حسنعلی خان را به قتل رسانیدند.
اما حکام سقز که به احترام محمدسلطان مقتول، نام خانوادگی خود را سلطانی اردلان، انتخاب کرده اند شاخه ای از امیران اردلان بوده که مرحوم مردوخ در کتاب ارزشمند خود تاریخ کُرد و کردستان این خاندان را به صورت گلدانی ترسیم و شاخه های انشعابی از مرکز سنندج به سقز و تویسرکان و نهاوند و شهرزور و رواندز کلاً با ذکر اسامی افراد ذکور نوشته است به موجب این سند پس از قتل محمدسلطان پسرش مصطفی خان و سپس مجیدخان و سیف الدین خان و آخرین نفر سیف الله خان مظفر السلطنه به حکومت سقز رسیده اند که البته در حوزه سقز چهار حکومت سیاه کوه یا تیله کوه و خورخوره و بانه با سقز وجود داشته و سه حکومت دیگر تحت زمامت حکومت سقز بوده اند و متأسفانه در جنگ جهانی اول به سال ۱۹۱۴ سیف الدین خان اردلان به همراه سردار محمدحسین خان موکری و محمدخان بانه و شیخ بابای غوث آباد توسط مهاجمین عثمانی در مراغه تیرباران شدند و گناه آنان رعایت بی طرفی اعلام شده از جانب تهران بوده است.
اما کریم خان زند که برخلاف پیشبینی حاکم اردلان قاجارها را تار و مار کرد ظالمانه به سنندج تاخت و مدت بیست و چهار ساعت حکم به قتل عام و غارت و تخریب و تاراج و تجاوز داد و بلائی بر سر مردم سنندج آورد که قلم از تحریر آن شرم دارد در حالیکه خودش احساس قومیت می کرد و لشکر او کلهر و لُر و زند و کلیائی و همدانی و بختیاری بودند تا اینکه پس از فرو نشاندن خشم با خواهش علمانه حکم به آتش بس داد و مردم شهر چند روز مشغول دفن اجساد بودند و باید گفت کریم خان با مردم کردستان بویژه سنندج ناشایست رفتار کرد.
 
کد مطلب: ۶۳۸۱۶  |  تاريخ: ۱۳۹۳/۳/۸  |  ساعت: ۱۷ : ۱۷

شناسه خبر : 19769

این خبر رو هم ببینید

واکنش علمای اهل سنت سراسر کشور به هتک حرمت پرچم رسول‌الله؛ حضرت محمد(ص) خط قرمز همه مسلمانان است/ آشوبگران بدنبال اهداف ضدامنیتی هستند

به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در پی اتفاقات و ناآرامی اخیر در سروان، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 3 =