خانه / سیاسی / چرا رژيم صهيونيستي دوباره به غزه حمله کرد؟ / بخش دوم و پاياني

چرا رژيم صهيونيستي دوباره به غزه حمله کرد؟ / بخش دوم و پاياني

کارشناسان علت آغاز حمله علیه غزه در برهه کنونی را در ترس تل‌آویو از آشتی میان فتح و حماس و همچنین نارضایتی داخلی می‌دانند

تاريخ خبر: پكشنبه ۲۹ تير ۱۳۹۳- ۲۲ رمضان ۱۴۳۵
توان موشکي مقاومت؛هراس بزرگ صهيونيست‌ها
رژیم صهیونیستی در یک اشتباه محاسباتی پروژه حمله به غزه را کلید زد.حمله‌ای پر هزینه و بدون دستاورد علیه مردم غزه آغاز شد و در چند روز اول این حمله صدها غیرنظامی به خاک و خون کشیده شدند.کارشناسان علت آغاز حمله علیه غزه در برهه کنونی را در ترس تل‌آویو از آشتی میان فتح و حماس و همچنین نارضایتی داخلی می‌دانند.اما مقاومت در اقدامی غافگیر کننده دهها موشک به عمق خاک سرزمین‌های اشغالی شلیک کرد.در این مقاله برآنیم تا به بررسی قدرت موشکی مقاومت بپردازیم.
 
***
بی شک یکی از مهمترین علل ناکامی صهیونیست ها در حمله زمینی به غزه و البته حمله چندین باره و ناکامی همیشگی در اشغال این منطقه، موشک هایی است که به شهرک‌های صهیونیست‌نشین اصابت می‌کند .حمله موشکی مقاومت اسلامی فلسطین به تل آویو عنوان خبری بود که در سال ۲۰۱۲بسیاری از کارشناسان نظامی را در جهان و بسیاری از سیاستمداران صهیونیست را شوکه کرد. حماس قلب سرزمین های اشغالی را برای نخستین بار با موشک هدف قرار داده بود. جریان از این قرار بود که در جریان تهاجم ناجوانمردانه سربازان صهیونیست به باریکه غزه در عملیاتی موسوم به «ستون ابر»، گردان‌های قسام شاخه نظامی حماس قلب رژیم صهیونیستی را با موشک هدف قرار دادند.در ابتدا، همه شوکه شده بودند که حماس که پیش از این توانسته بود با موشک های برد بسیار کوتاه قسام که نهایت بردشان حدود ۲۰کیلومتر است، برخی مناطق و شهرک های صهیونیست نشین را هدف قرار دهد، چطور حالا توانسته تل آویو را که در حدود ۸۰کیلومتری شمال غزه است، با موشک‌های خود مورد اصابت قرار دهد.
جنگ ۸روزه با شکست صهیونیست‌ها تمام شد ولی این سوال همچنان باقی بود تا اینکه مقامات حماس اعلام کردند که با استفاده از راکتی به نام فجر، برای هدف قرار دادن تل آویو استفاده کرده‌اند. این موشک‌ها باعث شد که اسرائیل گنبد آهنین را کنار گذاشته و به فکر سامانه‌ای جدید باشد که نامش را «رافائل» گذاشت و چند بار هم تست کرد اما این سامانه پس از چند بار تست ناموفق، صهیونیست ها را ناامید کرد.کسی هنوز از نوع موشک، بردش و کشور سازنده آن نامی نبرده بود، تا اینکه مقامات ایرانی اعلام کردند که این موشک ها ایرانی بوده و جمهوری اسلامی آنها را در اختیار مقاومت اسلامی قرار داده است.
نکته مهم این بود که چطور راکت‌های شلیک شده به سوی تل آویو، توسط سامانه پدافند موشکی گنبد آهنین شناسایی و قبل از رسیدن به شهرک های صهیونیست نشین، منهدم نشده‌اند.البته ناگفته نماند که پیشتر و در جریان جنگ ۳۳روزه لبنان نیز حزب الله از این راکت‌ها علیه صهیونیست ها استفاده کرده بود ولی این برای اولین بار است که مقاومت فلسطین از این راکت‌ها استفاده می‌کرد. فجر ۵یک راکت ۳۳۳میلیمتری با برد حدود ۷۵متر است که توسط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران تولید انبوه شده است. هم اکنون یگان هایی از نیروی زمینی ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این موشک‌ها مجهز هستند و در رزمایش اخیر نزاجا، چند راکت فجر با موفقیت شلیک شد.
این راکت، نمونه ارتقا یافته راکت فجر‌۳ است که برد آن حدود ۴۰کیلومتر است. کلاهک انفجاری فجر ۳، حدود ۴۵کیلوگرم مواد منفجره حمل میکند اما کلاهک انفجاری فجر ۵، حدود ۹۰کیلوگرم است که این نشان دهنده ارتقای قدرت انفجاری این راکت است.
فجر ۵، قابلیت حمل توسط کامیون‌ها را دارد و از لانچرهای ثابت نیز برخوردار است اما بیشتر موشک‌های فجرهای ایرانی، قابلیت متحرک شدن از طریق نصب لانچرهای چهارتایی روی خودروها را دارا هستند که این خود یک قابلیت مضاعف برای این راکت ها است.
این موشک که به تازگی جدیدترین نسل آن نیز در جریان بازدید رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه دستاوردهای هوافضای سپاه رونمایی شد، از سوخت جامد بهره برده و با سرعت بالا به سوی اهداف حرکت می‌کند. نمونه جدید این راکت که بیشتر شبیه یک موشک دارای موتور است، ولی هنوز مشخص نیست که آیا فناوری یا نمونه هایی از این موشک نیز در اختیار مقاومت فلسطین یا حزب الله لبنان نیز قرار داده شده یا خیر ولی حماس، پیش از آغاز تهاجم اخیر رژیم صهیونیستی به غزه، از نوعی موشک جدید خود با نام «فجر جدید» رونمایی کرد که هیچ اطلاعاتی به غیر از یک فیلم از آن منتشر نشده است.
چندی پیش بود که صهیونیست‌ها به بهانه کشته شدن چند شهرک نشین صهیونیست، باریکه غزه را آماج حملات خود قرار داد تا به اصطلاح، انتقام خون چند شهرک نشین خود را بگیرد، شهرک نشینانی که حتی خود صهیونیست‌ها هم می‌گویند که هنوز قطعی نیست که آنها توسط فلسطینیان کشته شده اند. با شدت گیری حملات جنگنده‌های صهیونیست ها به نوار غزه، حماس هم پاسخ‌های موشک خود را آغاز کرد و در اولین گام، بندر حیفا را هدف قرار داد. این برای اولین بار در طول شکل گیری مقاومت در فلسطین بود که رزمندگان موفق شده بودند که حیفا را با موشک هدف قرار دهند.
طبق گزارش رسانه‌های فلسطینی و منطقه‌ای، حیفا توسط موشک‌هایM75 و فجر هدف قرار گرفته بود و دوباره گنبد آهنین نتوانسته بود این موشک ها را شناسایی و منهدم کند.
حالا چند روزی از تهاجم رژیم اشغالگر قدس به غزه می گذرد، و صهیونیست‌ها چند روزی است که از حمله زمینی اما محدود به غزه سخن می‌گویند اما حماس همچنان مواضع صهیونیست‌ها را در مناطق مهمی از جمله اشدود، تل آویو، حیفا، عسقلان و … را هدف قرار می دهد. بی شک یکی از مهمترین علل ناکامی صهیونیست‌ها در حمله زمینی به غزه و البته حمله چندین باره و ناکامی همیشگی در اشغال این منطقه، موشک‌هایی است که به سوی شهرهای صهیونیست نشین اصابت می‌کند.نتایج یک نظرسنجی نشان می‌دهد که فقط ۴۲ درصد از شهرک نشینان صهیونیست موافق جنگ علیه غزه هستند، که این کاهش آرا در پی تحمل هزینه‌های سنگین برای اشغالگران به وجود آمده است‌.
در این نظر سنجی که توسط کانال دو تلویزیون رژیم صهیونیستی انجام شده است، اگرچه فقط ۴۷ درصد از شهرک نشینان مخالف حمله به غزه هستند و تفاوت درصد مخالفان و موافقان اندک است، اما نسبت مخالفان با این تجاوز در مقایسه با نظرسنجی درباره جنگ‌های قبلی افزایش چشمگیری دارد و همین امر بیانگر آن است که در نظر صهیونیست‌ها دیگر جنگ با مقاومت به سادگی گذشته نیست.
در تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان در سال ۲۰۰۶ و دو حمله سابق به غزه در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ درصد موافقان افزایش گسترۀ حملات در ابتدا بسیار زیاد بود اما به تدریج و بعد از حملات مقاومت به شهرک های صهیونیستی این رقم کاهش یافت. هزینه حملات و افزایش تعداد صهیونیست‌هایی که در تیررس موشک‌های مقاومت قرار گرفتند از شاخص ترین عوامل ارزیابی صهیونیست‌ها است. سفر گردشگران به اراضی اشغالی متوقف شده و در بسیاری از مناطق مسکونی زندگی عادی مختل شده است. ارتش تفریحات هوایی از جمله پاراگلایدر را ممنوع کرده و تجربه جنگ های پیشین نشان می دهد که گردشگری برای بازگشتن به رونق سابق، به یک سال کامل از زمان آتش بس زمان نیاز دارد.
از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی برای پوشش تجاوز خود روزانه دهها میلیون دلار هزینه می‌کند. یک ساعت پرواز جنگنده، ۱۵ هزار دلار هزینه دارد. این هزینه برای بالگردها ۵۰۰۰ و برای هواپیمای بدون سرنشین ۵۰۰ هزار دلار است. هزینه های فوق غیر از هزینه هایی است که برای پرتاب موشک و به کارگیری پدافند گنبد آهنین لازم است، زیرا هزینه های مربوط به هر سکوی پرتاب موشک بین ۶۰ تا ۸۰ میلیون دلار و قیمت هر موشک نیز ۵۰ هزار دلار است که با توجه به تعداد حملات که به مرز ۱۵۰۰ رسیده و نیز با در نظر گرفتن هزینه های روزانه مربوط به ۴۰ هزار سرباز ذخیره، روزانه به طور متوسط به ۶ میلیون دلار هزینه نیاز خواهد بود .
حال سوال اینجا است که آیا صهیونیست‌ها تحمل دیدن تصاویر سربازان کشته شده در حمله زمینی ارتش را دارد یا خیر؛ چرا که با ناکامی صهیونیست ها در متوقف کردن حملات موشکی مقاومت، دایره این حملات در حال وسعت است و در صورتی که جنگ زمینی و رویارویی مستقیم دو طرف آغاز شود، این جنگ هزینه هنگفتی برای رژیم صهیونیستی در پی خواهد داشت.
 
پیامد تروریسم سازی رهبران عرب برای غزه
خیابان‌های عربی پس از خیزش‌های مردمی چهار سال پیش بار دیگر بیدار شده بودند اما مواضع رهبران محافظه کار عرب برای پرورش گروه های تندرو، بحران ناامنی را به این خیابان ها برد؛ امری که امروز صهیونیست ها با سوء استفاده از آن به غزه یورش برده اند.
جهان عرب همواره از یک شکاف بنیادین رنج برده است؛ یکی از مهم ترین خواسته های مردم در خاورمیانه عربی از همان نخستین سال‌های استقلال از امپراتوری عثمانی و رهایی از قیمومیت انگلیس و فرانسه با توجه به آرمان اتحاد جهان عرب، رسیدگی به وضعیت سرزمین اشغالی فلسطین و بازگشت آوارگان فلسطینی بوده؛ در حالی که رهبران عرب سعی کرده‌اند در یک رویکرد عملگرایانه به سوی تقویت پایه‌های سرزمینی دولت های خود پیش روند.
آنها مساله فلسطین را همواره به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی خود مطرح کرده و از آن به منظور تهییج افکار عمومی برای ایجاد بسیج سیاسی و تقویت قدرت داخلی و منطقه‌ای خود بهره برده‌اند.
علقه و حساسیت همیشگی مردم عرب به مساله فلسطین باعث شده بود در دهه‌های گذشته رهبران این کشورها با هر ایدئولوژی و آرمان، نیم نگاهی هم به مساله فلسطین داشته باشند.«خیابان‌های عربی»(arab street) که زمانی نمایانگر افکار عمومی جهان عرب- فارغ از هر ملیت و مذهب- بود به جلوه گاهی برای سوء استفاده رهبران عرب به منظور افزایش قدرت خود و پیروزی بر حریفان داخلی و خارجی تبدیل شد.
به دلیل حضور گسترده مردم در خیابان‌های کشورهای عربی در قالب راهپیمایی‌های گوناگون، مساله فلسطین در دهه های گذشته همواره دغدغه کلیدی جهان عرب و رهبران آن بود؛ هر چند در عمل آنان کار چندانی برای مردم فلسطین انجام ندادند و رژیم صهیونیستی توانست به جنایات خود علیه مردم فلسطین ادامه دهد. بی اثر بودن بسیاری از رهبران جهان عرب در برابر رژیم صهیونیستی سبب شد در این کشورها کم کم شمار مردمی که برای اعلام پشتیبانی از آرمان فلسطین به خیابان ها می آمدند، کاهش یابد.
اما تحولاتی که طی چهار سال گذشته در پی خیزش های مردمی جهان عرب را درنوردید، تمامی معادلات حاکم بر مناسبات داخلی و منطقه‌ای خاورمیانه عربی را تغییر داد.از یک سو آرمان‌های مردم سالارانه و ظلم ستیزانه مردم عرب به دنبال ترک برداشتن لایه‌های دیکتاتوری چندین دهه‌ای رهبرانشان، به صورتی واقعی در خیابان‌های عربی نمایان شد.
از سوی دیگر با سرنگونی برخی رژیم‌های پیشین، برخی کشورهای انقلابی عرب عرصه تاخت و تاز برخی محافظه کاران شد که همین امر معادلات قدرت در داخل و منطقه را به هم ریخت. از این زمان، می‌بینیم مهم‌ترین کشورهای عربی که زمانی سکاندار هدایت جهان عرب بودند، اکنون به عرصه‌ای برای قدرت طلبی محافظه کاران جهان عرب تبدیل شده‌اند. از سوی دیگر، این روزها بسیاری از خیابان‌های عربی به عرصه‌ای برای تاخت و تاز عده ای کوته فکر تروریست تکفیری تبدیل شده‌اند که از مذهب به عنوان ابزاری برای اهداف شوم خود استفاده کرده و در پناه آن چه جنایت‌ها که مرتکب نمی شوند.
آنچه در این میان، ماجرا را پیچیده تر می‌سازد و بر ژرفای فاجعه می‌افزاید، پشتیبانی رهبران محافظه‌کار عرب از این تروریست‌ها است که همواره در طول تاریخ معاصر خاورمیانه عربی سد بلندی بر سر راه تحقق خواسته‌های مردم عرب بوده‌اند.
طنز ماجرا اینجا است که این محافظه کاران خود را ناجی و رهبر جهان عرب می‌نامند و تلاش دارند با پول‌های کلان حاصل از فروش سوخت‌های فسیلی یا «پترودلار» خود، «خیابان‌های عربی را بخرند».سیاستی که تروریست‌های تکفیری و پشتیبانان عرب آنان در پیش گرفته اند تاکنون چیزی جز جنگ و کشتار و ناامنی برای مردم منطقه به دنبال نداشته است.
در این میان اما رژیم صهیونیستی فرصت را غنیمت شمرده و از فضای ایجاد شده به بهترین شیوه ممکن برای پیشبرد سیاست‌های نژادپرستانه خود بهره می‌برد. تازه ترین یورش رژیم صهیونیستی به مردم بی‌دفاع فلسطین که به بهانه ناپدید شدن سه نوجوان یهودی آغاز شد، پیامد همین خلأ موجود در جهان عرب است.
این رژیم در پناه همین خلأ، در سرزمین اشغالی فلسطین سیاست‌های توسعه طلبانه خود را پیگیری می‌کند.گروه‌های تکفیری- تروریستی مانند «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) در حالی از برپایی خلافت اسلامی دم می زنند و به همین بهانه بسیاری را به قتل می رسانند که رژیم صهیونیستی هر روز جنایات خود علیه مردم بی دفاع فلسطین را تشدید می‌کند ولی داعش نفرت و خشم شوم خود را متوجه مسلمانان و جهان اسلام کرده است.
جهان عرب که می رفت در سایه خیزش‌های عربی به آرمان های مردم سالارانه خود دست یابد، در سایه زیاده خواهی رهبران محافظه کار و همپیمانان صهیونیستی و غربی آنان به عرصه‌ای برای پرورش گروه های تندرو همچون داعش تبدیل شده است.در این میان، دیگر مساله فلسطین کمتر در خیابان‌های عربی و در بحبوحه دیگر خواسته‌های مردم این کشورها نمود دارد.
در چنین فضایی است که رژیم صهیونیستی فرصت را غنیمت شمرده و بار دیگر یورش وحشیانه خود علیه مردم بی دفاع فلسطین را آغاز کرده؛ در حالی که خیابان های عربی درگیر بحران های داخلی و ناآرامی های ناشی از گسترش تروریسم است.
 
منبع: روزنامه اطلاعات
 

شناسه خبر : 18647

این خبر رو هم ببینید

اطلاعات جدید از رهبر کنونی داعش

دوازده سال پیش ، ژانویه ۲۰۰۸ ، نیروهای آمریکایی در عراق امیر المولا را در …

خانه / سیاسی / چرا رژيم صهيونيستي دوباره به غزه حمله کرد؟ / بخش اول

چرا رژيم صهيونيستي دوباره به غزه حمله کرد؟ / بخش اول

بررسي رخدادهاي موازي با عمليات رژيم صهيونيستي در غزه ، روشن مي‌کند که چرا نتانياهو حالا تصميم به آغاز تهاجمي همه‌جانبه به نوار غزه گرفته‌ است. وقايعي که دامنه آن از قتل «محمد ابوخضير» تا مذاکرات هسته‌اي ايران را در بر مي‌گيرد

بررسي رخدادهاي موازي با عمليات رژيم صهيونيستي در غزه ، روشن مي‌کند که چرا نتانياهو حالا تصميم به آغاز تهاجمي همه‌جانبه به نوار غزه گرفته‌ است. وقايعي که دامنه آن از قتل «محمد ابوخضير» تا مذاکرات هسته‌اي ايران را در بر مي‌گيرد.بامداد سه‌شنبه گذشته بود که سخنگوي ارتش اسرائيل از آغاز عمليات تازه‌اي عليه باريکه غزه خبر داد. عملياتي که اين بار هم مثل دو عمليات قبلي (۲۰۰۹ و ۲۰۱۲) هدف آن «ريشه‌کن کردن حماس» اعلام شد.
اسرائيلي‌ها اين عمليات را به عبري «صخره سخت» (تصوک ايتان) نام گذاشتند و مثل عمليات سال ۲۰۱۲ آن را با نامي دفاعي به جهان معرفي کردند.
اما چرا تل‌آويو بايد در اين برهه که با مشکلات عديده مالي مواجه است، چنين عملياتي را آغاز کند که به اذعان رسانه‌هاي اسرائيلي ميلياردها دلار هزينه مستقيم و جانبي براي اقتصاد اسرائيل دارد. تبادل آتش در شهرک‌هاي نزديک به غزه و حملات شبانه جنگنده‌هاي اسرائيلي به غزه که امري متداول و هر روزه است و ارتباط حماس با مرگ سه اسرائيلي در الخليل هم هنوز اثبات نشده است.شايد بررسي رخدادهاي موازي با اين عمليات، روشن کند که چرا «بنيامين نتانياهو» نخست‌وزير و «موشه يعلون» وزير جنگ صهيونيست‌ها حالا تصميم به آغاز تهاجمي همه‌جانبه به نوار غزه گرفته‌اند. وقايعي که دامنه آن از قتل «محمد ابوخضير» فلسطيني تا مذاکرات هسته‌اي ايران را در بر مي‌گيرد.
 
آشتي ملي فلسطيني‌ها
سوم ارديبهشت سال جاري کمتر از يک هفته مانده به پايان ضرب‌الاجل مذاکرات ۹ ماهه سازش باقي مانده بود که سران فتح و حماس از توافقي بزرگ خبر دادند. فلسطيني‌ها براي پايان دادن به اختلافات پس از هفت سال و تشکيل دولتي فراگير در کرانه باختري و نوار غزه به توافق رسيدند. توافقي که مي‌توانست دست فلسطيني‌ها در رويارويي با اسرائيل را تقويت کند و در کنار بازوي ديپلماتيک تشکيلات خودگردان، به بازوي نظامي حماس در دولت فلسطيني نيز رسميت بخشد.
هيچ‌کس به اندازه نتانياهو با اين توافق مخالفت نکرد. وي به همين بهانه مذاکرات از پيش تعليق‌شده سازش را رسما متوقف و ادامه آن را به لغو توافق موسوم به آشتي ملي منوط کرد. اسرائيل همزمان تبليغات گسترده‌اي را براي برجسته کردن ابعاد نظامي فعاليت‌هاي حماس آغاز کرد؛ از نسبت دادن حملات راکتي از غزه تا نهايتا سناريوي گم شدن سه جوان اسرائيلي در الخليل .آغاز عمليات در غزه شايد بيش از هر چيز اختلاف‌افکني در ميان دو جناح فلسطيني‌ و به هم زدن توافقات صورت گرفته براي تشکيل دولت وحدت ملي را دنبال مي‌کند.
 
کاهش فشارهاي داخلي
حمله گسترده به غزه را از نگاهي ديگر مي‌توان تلاش نتانياهو براي کاهش فشارهاي داخلي دانست. کشته شدن سه اسرائيلي در کرانه باختري و شکست اطلاعاتي کم‌سابقه صهيونيست‌ها در فاصله سه هفته‌اي گم شدن تا شناسايي اجساد آن‌ها، موجي از انتقادات را عليه نتانياهو و تيم امنيتي وي به راه انداخته بود.
انتشار فايل صوتي تماس اين سه نفر با پليس اسرائيل و مشخص شدن اينکه تل‌آويو از ابتدا از مرگ آن‌ها مطلع بوده و با اين حال وانمود مي‌کرده که اين افراد زنده هستند، فشارها بر نتانياهو را بيشتر هم کرده بود.
نخست‌وزير رژيم صهيونيستي که از ابتدا حماس را به دست داشتن در اين حادثه متهم کرده بود، حالا به شدت از سوي جامعه افراط‌گراي اسرائيل تحت فشار بود و آغاز عملياتي همه‌جانبه عليه غزه تنها راه براي قدرت‌نمايي بود. صهيونيست‌ها از همان ابتداي گم شدن اين سه نفر، در شبکه‌هاي اجتماعي کمپين‌هاي ضدفلسطيني متعددي راه انداخته و خواستار «انتقام» و «کشتن همه اعراب» شده بودند.
قدرت‌نمايي کابينه تحت هدايت حزب «ليکود» و راستگرايان با عمليات گسترده جستجوي خانه به خانه در کرانه باختري آغاز شد، که به شهادت قريب به ۱۰ نفر و بازداشت بيش از ۵۰۰ تن که بسياري از آن‌ها آزادشدگان در جريان مبادله «گلعاد شاليت» بودند، منجر شد. با قتل جوانان فلسطيني از جمله «محمد ابوخضير» ادامه يافت و حالا به کشتار بي‌رحمانه در غزه رسيده است.
 
منحرف کردن افکار از قتل‌‌ «محمد ابوخضير»
چندي پيش رسانه‌هاي فلسطيني از پيدا شدن جسد سوخته يک نوجوان ۱۶ ساله فلسطيني در جنگل‌هاي اطراف قدس اشغالي خبر دادند. «محمد ابوخضير» تازه‌ترين قرباني شهرک‌نشين‌هايي بود که اين روزها براي تماشاي حملات هوايي ارتش اسرائيل، روي بلندي‌ها مي‌روند و با انفجار هر خانه در غزه، هورا مي‌کشند.
شهادت ابوخضير که زنده زنده به آتش کشيده شده بود، چنان خشمي در ميان فلسطيني‌هاي کرانه باختري و قدس شرقي برانگيخت که بسياري از مقامات اسرائيلي و همين‌طور رسانه‌هاي غربي از جمله روزنامه «نيويورک‌تايمز» نسبت به آغاز انتفاضه سوم فلسطيني‌ها هشدار دادند. موج اعتراضات که پيشتر تنها به داخل فلسطين محدود بود، با انتشار فيلم ضرب و شتم وحشيانه «طارق خضير» که دست بر قضا پسرعموي «ابوخضير» بود و ضمنا تابعيت آمريکايي هم داشت، به افکار عمومي خارجي هم کشيده شد.
کار آنقدر بالا گرفت که وزارت خارجه آمريکا هم مجبور شد به دليل تابعيت آمريکايي طارق نسبت به برخورد نامناسب نظاميان اسرائيلي با او، ابراز نگراني کند. حتي «باراک اوباما» رئيس‌جمهور آمريکا هم اعلام کرد که اين مسئله را با نتانياهو در ميان گذاشته است.
اين روزها اما کمتر کسي در مورد شهادت «ابوخضير» و چندين فلسطيني ديگر و ضرب و شتم طارق به دست اسرائيلي‌ها صحبت مي‌کند. عمليات در غزه تمام حواس‌ها را به خود جلب کرده است. هرچند اين عمليات هم فشارهايي را براي صهيونيست‌ها به همراه دارد، اما صهيونيست‌ها قطعا از انتفاضه در کرانه باختري و قدس هراس بيشتري دارند.
 
جذب بودجه نظامي
کاهش بودجه نظامي رژيم‌صهيونيستي در يک سال اخير تنش‌هاي لفظي متعددي را بين «موشه بوگي يعلون» وزير جنگ و «يعير لاپيد» وزير اقتصاد موجب شده است. هرچند شخص نتانياهو هم در اين تنش همواره طرف نظاميان را گرفته، اما جذب بودجه نظامي، بيش از آنکه به نتانياهو مربوط باشد، به سران ارتش صهيونيستي مرتبط است.
مقامات وزارت جنگ رژيم‌صهيونيستي از ماه‌ها قبل تلاش براي فشار آوردن به لاپيد و جذب بودجه بيشتر را آغاز کرده بودند. از سخنراني‌هاي مداوم در مورد خطر رويارويي نظامي با ايران گرفته تا لغو رزمايش‌هاي هوايي به بهانه نبود بودجه کافي.
يعلون حتي دو ماه قبل هشدار داد که اگر بودجه وزارت جنگ افزايش نيابد، تمامي ناوگان هوايي اسرائيل زمين‌گير مي‌شود. اين اظهارات هم لاپيد را تحت فشار قرار داد و هم کنگره آمريکا را متقاعد کرد که بودجه کمک‌هاي نظامي به اسرائيل را دست نخورده نگه دارند.
مقامات وزارت اقتصاد عنوان مي‌کردند که با بروز بحران در سوريه و عراق، بخش بزرگي از تهديدات عليه اسرائيل از ميان رفته و به همين جهت مي‌توان بودجه وزارت جنگ را کاهش داد.
اما اين روزها يعلون از لزوم تقويت «گنبد آهنين» و افزايش بودجه نظامي صحبت مي‌کند، بدون آنکه از سوي افکار عمومي داخلي مورد انتقاد قرار گيرد. لاپيد هم حالا سکوت اختيار کرده و احتمالا راهي جز پذيرش اظهارات نظاميان ندارد.
در واقع نظاميان اسرائيلي همان رويکردي را در پيش گرفته‌اند که زماني مقامات سازمان سيا و پنتاگون بعد از فروپاشي شوروي براي مقاومت در برابر کاهش بودجه پيش گرفتند؛ ايجاد تهديدهاي تازه.
 
مانع‌تراشي در مسير مذاکرات هسته‌اي با ايران
حمله به غزه آن هم درست همزمان با آخرين دور از مذاکرات هسته‌اي ايران و گروه ۱+۵ شايد بي‌ارتباط با اين مذاکرات هم نباشد. «بنيامين نتانياهو» که به هر روي از منتقدان اصلي توافق با ايران بود، از هيچ اقدامي براي مانع‌تراشي در برابر پيشرفت مذاکرات، دريغ نکرده است.
نتانياهو که پيش‌تر با سناريوي مضحک کشتي «کلوس سي» (انتقال تسليحات از سوريه به ايران و سپس به غزه) تلاش کرده بود بحث حمايت ايران از نيروهاي مقاومت را در معادله مذاکرات هسته‌اي وارد کند، اين بار هم همزمان با عمليات در غزه، همين رويکرد را پيش گرفته است.
«يوال اشتاينيتز» وزير اطلاعات و «اوفير گندلمان» سخنگوي نتانياهو هر دو عنوان کرده‌اند که مقاومت فلسطيني با «موشک‌هاي عمدتا ساخت ايران» اسرائيل را هدف قرار مي‌دهد و از همين رو بايد اين مسئله در مذاکرات هسته‌اي مطرح شود.
مقامات آمريکايي که پيشتر عنوان کرده بودند که مسئله حقوق بشر و «حمايت از گروه‌هاي تروريستي» را بعد از به نتيجه رسيدن مذاکرات هسته‌اي مطرح مي‌کنند، اين بار زودتر وارد عمل شده و تائيد کردند که اين مسئله را در مذاکرات جاري در وين، پيش خواهند کشيد.
تنها يک روز پس از آنکه «اد رويس» رئيس کميته روابط خارجي مجلس نمايندگان آمريکا خواستار مطرح شدن مسئله حمايت ايران از نيروهاي مقاومت شد، يک مقام ارشد آمريکايي نيز در اظهارات خود عنوان کرد که «جان کري» وزير خارجه در سفر به وين، اين مسئله را با مقامات ايراني در ميان مي‌گذارد.اخيرا هم زمزمه‌هايي مطرح شد مبني بر اينکه آمريکايي‌‌ها بحث توقف حمايت از حماس و خلع سلاح اين گروه را مطرح کرده‌اند. به نظر مي‌رسد نتانياهو تلاش مي‌کند اگر نتوانست سانتريفيوژهاي ايران را برچيند، دستکم امتيازات منطقه‌اي به‌دست آورد؛ مسيري که صهيونيست‌ها سال‌هاست که بي‌نتيجه دنبال مي‌کنند.
 
اشتباه محاسباتي صهيونيست ها
صهيونيست ها به پشتوانه محاسبات خود درباره اوضاع بين المللي، منطقه اي و داخلي در برهه کنوني به غزه يورش آورده اند. با اين همه، محور مقاومت با اتکا به عوامل قدرت زاي خود طعم شکست را به اشغالگران خواهد چشاند.
رژيم صهيونيستي پس از روزها سرکوب ساکنان کرانه باختري رود اردن و بمباران و کشتار مردم بي گناه غزه، ۲۰ تيرماه يورش زميني به اين باريکه را آغاز کرد.
پرسش اينجا است که چرا اشغالگران قدس، اين روزها را براي جولان نظامي و راه انداختن ماشين جنگي خود برگزيده اند. گرچه آغاز ناآرامي ها در فلسطين به ۲۲ خردادماه و ناپديد شدن سه نوجوان صهيونيست و سپس کشف جنازه آنان برمي گردد اما آنچه سبب شد آتش خشم اين رژيم حتي با زنده سوزاندن يک نوجوان فلسطيني پس از شکنجه او و کشتن نوجوانان ديگر و حتي يک دختر بچه سه ساله فروننشيند، محاسبات آنان درباره اوضاع کنوني در سطح بين المللي و نيز منطقه و سرزمين اشغالي است.
 
اوضاع بين المللي
رژيم صهيونيستي پس از به بن بست کشاندن گفتگوهاي سازش به دليل سرپيچي از آزادسازي آخرين گروه اسيران مورد توافق و نيز ادامه شهرک سازي‌ها، با انتقاد بسياري از همپيمانان غربي روبرو شد تا جايي که فرانسه، آلمان، انگليس، اسپانيا و ايتاليا به شهروندان خود درباره سرمايه گذاري در شهرک‌ها و همکاري با شرکت‌هاي صهيونيستي هشدار دادند.
حتي تلاش هاي «خورخه ماريو برگوگليو» دويست و شصت و ششمين رهبر کليساي کاتوليک مشهور به پاپ «فرانسيس»، در سفر چهارم خردادماه به فلسطين اشغالي براي برقراري صلح نتيجه چنداني نداد.
همچنين ناتواني هاي اطلاعاتي اين رژيم در اموري مانند کشته شدن يک زوج ساکن تل آويو و از ماموران باسابقه اطلاعاتي اين رژيم در موزه يهوديان بروکسل و نيز يافتن جنازه سه نوجوان صهيونيست آن هم ۱۷ روز پس از ناپديد شدن، از چشم بسياري از همپيمانان غربي اين رژيم پنهان نماند.
از سوي ديگر، ناآرامي هاي اوکراين که به عرصه هماوردي ميان اروپا و آمريکا با روسيه تبديل شده، مدتها فکر و توان سياسي بسياري را به خود معطوف ساخت. از اين رو، رژيم صهيونيستي مقطع کنوني را براي يورش به غزه برگزيد تا از کمند انتقادها عليه خود بگريزد و از خلاء ايجاد شده در عرصه بين الملل براي پياده سازي نقشه اي شوم بهره گيرد.
 
اوضاع منطقه
نقش رژيم صهيونيستي در ناآرامي‌هاي سوريه بارها افشا شده است، از فرستادن سلاح و ارائه کمک‌هاي اطلاعاتي به شورشيان سوري گرفته تا مداواي آنها در سرزمين اشغالي.
گسترش دامنه فعاليت گروه هاي تکفيري – تروريستي به لبنان و بلاتکليفي اين کشور در تعيين دولت و نيز يورش گروه موسوم به «دولت اسلامي عراق و شام» (داعش) به عراق و اشغال شهرها و کشتار بيگناهان شيعه و سني که آن هم با به تاخير افتادن تشکيل دولت همراه شده، کشورهاي کليدي منطقه را درگير خود کرده است.
ترکيه هم در آستانه برگزاري نخستين انتخابات رياست جمهوري است و در موضوع حضور داعش در عراق دست به عصا رفتار مي کند تا هم از نفت اقليم کردستان بهره مند شود و هم شهروندان خود را از آسيب داعشي ها برهاند.
عربستان، کويت و اردن نيز گرچه گفته مي شود از پشتيبانان کليدي داعش و ديگر گروه هاي تکفيري در سوريه و عراق هستند اما اينک خود را پشت تهديدهاي ظاهري داعش درباره يورش به خاک خود پنهان کرده‌اند.
مصر هم به تازگي فرمانده پيشين ارتش را به عنوان رييس جمهوري برگزيده و هنوز با هواداران گروه‌هاي گوناگون از اخوان المسلمين گرفته تا تندروهاي صحراي سينا، درگير است.
در پاکستان و افغانستان گروه هاي تندرو همچنان دولت را آزار مي دهند. افزون بر اين، کابل به دنبال بروز اختلاف ها بر سر اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري در شرايطي ناآرام به سر مي برد.
به نظر مي رسد از ديد رژيم صهيونيستي، اين زمان که بازتنظيم مسائل داخلي و تنش و درگيري با تکفيري‌ها و تندروها، بسياري از کشورهاي مهم اسلامي و عربي را به خود سرگرم کرده، فرصت مناسبي براي آغاز يورش به غزه است.
 
اوضاع داخلي
پس از توقف گفتگوهاي سازش و ادامه شهرک سازي‌ها، برخي گروه ها و احزاب کنست (مجلس رژيم صهيونيستي) تهديد کردند دولت را به تعطيلي کشانده و زمينه برگزاري دوباره انتخابات مجلس را فراهم مي‌کنند .
البته گروهي ديگر، با توجه به بالا گرفتن اعتراض‌هاي عمومي دولت را به سوي شهرک سازي‌هاي بيشتر سوق دادند. اعتصاب ۱۰۰۰ مهاجر آفريقايي در اعتراض به وضع زندگي و بازداشت هاي گسترده خود تنش‌هاي داخلي را افزايش داده است.
از سوي ديگر، از ديد تندروها اينکه پاپ فرانسيس برخلاف ديگر مقام هاي رسمي، نخست به ديدار مقام‌هاي فلسطيني در «بيت اللحم» در کرانه باختري رود اردن رفت و سپس در «تل آويو» با رهبران رژيم صهيونيستي گفت و گو کرد، نشان دهنده کاهش جايگاه اين رژيم بود. همچنين درگيري هاي ارتش اين رژيم با وزارت دارايي به سبب بحران بودجه اي به لغو چندين رزمايش، تمرين نظامي و… انجاميده بود. پس از آن بود که حادثه موزه يهوديان بروکسل و ناتواني ۱۷ روزه در يافتن سه نوجوان صهيونيست زبان انتقاد مخالفان را به روي دولت «بنيامين نتانياهو» گشود؛ به ويژه آنکه دوره رياست «شيمون پرز» رو به پايان است و از چند روز ديگر «اوون ريولين» عضو راستگرا و افراطي حزب ليکود، رييس اين رژيم مي شود. به هر روي، دولت زير اين فشارها وادار شد به گزارش نوزدهم خردادماه راديو رژيم صهيونيستي، بودجه سال آينده ارتش در حوزه «ابزارهاي ويژه» (تجهيزات و تسليحات کشتار جمعي) را با ۱۳ درصد افزايش به ۵ ميليارد و ۱۰۰ ميليون شکل (واحد پول اين رژيم) برساند.
همچنين دوم تيرماه روزنامه صهيونيستي «هاآرتص» نوشت دولت با افزايش ۴ درصدي بودجه دستگاه هاي اطلاعاتي و اختصاص ۲ ميليارد دلار به «شين بت» دستگاه جاسوسي داخلي و «موساد» سازمان اطلاعاتي اين رژيم، موافقت کرد .
۲ روز بعد هم روزنامه صهيونيستي «تايمز اسراييل» نوشت که مجلس نمايندگان آمريکا با افزايش بودجه سامانه هاي دفاع موشکي رژيم صهيونيستي، ۳۵۱ ميليون دلار براي سامانه موشکي «گنبد آهنين» و ۲۷۰ ميليون دلار براي سامانه موشکي «آرو۳» اختصاص داد. با توجه به فراخواني ۱۰۰۰ نيروي ذخيره و دريافت مجوز جذب ۴۰ هزار سرباز از کابينه و نيز هزينه‌هاي جنگ غزه، بودجه نظامي هنگفتي بر دوش دولت صهيونيستي تحميل شده است.
 
جمع بندي
رژيم صهيونيستي يورش به نوار غزه و افزايش سرکوب ها در کرانه ي باختري رود اردن را فقط به بهانه اي خودساخته آغاز کرده است زيرا در حالي جنبش مقاومت اسلامي (حماس) را به دست داشتن در ناپديد شدن نوجوانان صهيونيست متهم مي کند که اين گروه خود را در اين موضوع بيگناه مي داند. اشغالگران صهيونيست اين برهه را که کشورهاي غربي با موضوع‌هاي گوناگون درگيرند و کشورهاي منطقه نيز سرگرم سامان دادن به امور داخلي و خارجي خود بوده يا با تنش‌هاي حاصل از فعاليت گروه‌هاي تکفيري روبرويند، براي آغاز نبرد نابرابر ديگري در فلسطين و کشتار زنان و کودکان بي دفاع مناسب ديده اند.البته همراهي کشورهاي غربي با اين رژيم و سکوت و مماشات برخي اعراب در برابر فاجعه‌اي که در ماه مبارک رمضان بر سر مسلمانان فلسطين مي‌رود، نشان دهنده توخالي بودن شعارهاي حقوق بشري غرب و نيز بي پشتوانه بودن ادعاهاي کشورهاي عرب در پشتيباني از فلسطينيان است. با اين همه، کشورها و ملت‌هاي آزاده‌‌اي در منطقه هستند که باور دارند رژيم صهيونيستي بزرگ ترين معضل خاورميانه است، از پس پرده بسياري از ناآرامي‌ها و تنش‌هاي منطقه دست اين رژيم را تشخيص مي‌دهند و در برابر يورش تازه اين رژيم به مردم بيگناه فلسطين ساکت نمي نشينند.
محور مقاومت هم، آنچنان قدرتي دارد که فشارها و تحريم ها و بي اعتنايي ها را پشت سر گذاشته و با نوآوري هاي تازه خود در مواردي چون افزايش برد موشک هاي دفاعي، اجراي عمليات دريايي، هدف قرار دادن جنگنده هاي صهيونيستي و… شکننده و پوشالي بودن تمام سدهاي دفاعي اين رژيم را به اثبات رسانيده است.در چنين شرايطي، و در آستانه روز جهاني قدس، تنها دستاورد رژيم صهيونيستي از حمله نابرابر به غزه، تجربه شکستي ديگر از مقاومت آن هم پس از نبردهاي ۲۲ روزه و هشت روزه و در هم شکسته شدن دوباره هيمنه آن خواهد بود.
 
ادامه دارد
 
منبع: روزنامه اطلاعات

شناسه خبر : 18649

این خبر رو هم ببینید

اطلاعات جدید از رهبر کنونی داعش

دوازده سال پیش ، ژانویه ۲۰۰۸ ، نیروهای آمریکایی در عراق امیر المولا را در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 3 =