خانه / اجتماعی / چرخ زندگی دختر دیواندره ای به لنگیدن افتاده است / ” خدایا شفایم بده ” تمام امیدهای این دختر

چرخ زندگی دختر دیواندره ای به لنگیدن افتاده است / ” خدایا شفایم بده ” تمام امیدهای این دختر

مشکلات اقتصادی در کردستان گاه زندگی را برای بخشی از جامعه سخت می‌کند. حال اگر این مشکلات با بیماری یکی از اعضای خانواده گره بخورد چرخ زندگی به لنگیدن می افتد.

به گزارش بارانی خبر،اما در کنار این مشکلات اقتصادی افرادی هم در جامعه وجود دارند که با روحیه بالا بر بیماری های هرچند ناعلاج غلبه می‌کنند و آن را از پای در می آورند .«ثریا حبیبی» یکی از این بیماران دیواندره‌ای است که کلمه امید هرگز از یادش نمی‌رود.  او دانش آموز پایه چهارم ابتدایی است. برای اینکه از نزدیک با فعالیت‌های روزانه و وضعیت تحصیلی این بیمار آشنا شویم دیواندره را به سمت روستای قزکه ترک می‌کنیم. بعداز اینکه ۵ کیلومتر از دیواندره به سمت سقز حرکت می کنیم سمت راست وارد راه فرعی می شویم و با طی ۴۵ کیلومتر دیگر به روستا می رسیم. روستای «قزکه» از آن دسته از روستاهایی است که هنوز بافت قدیمی خود را دارد. بعد از پرس و جو از چند نفر دریافتیم که ثریا در مدرسه است. دبستان سه کلاسه «قزکه» در انتهای روستا قرار گرفته و از ظاهر تمیز و حیاطی بزرگ برخوردار است. به محض ورود به مدرسه مورد استقبال معلمان قرار گرفتیم و ما را به کلاس ثریا راهنمایی کردند.

درس می خوانم تا پزشک شوم این دختر دارای بیماری تالاسمی ماژور است. تالاسمی بیماری همولتیک مادرزادی است که طبق قوانین مندل به ارث می‌رسد . ثریا در کلاس ۹نفره چند پایه ای درس می‌خواند. اتفاقا رفتن ما به مدرسه با انشا‌خواندن این دختر همراه بود.  او نوشته بود:« درس می‌خوانم تا پزشک شوم و بیماران مثل خودم را درمان کنم.» این دانش آموز به ما می‌گوید: بچه که بودم پدرم را از دست دادم. او را به خاطر ندارم و به گفته اطرافیانم بعداز اینکه پدرم فوت کرد مادرم نیز من و ۲ خواهر دیگرم را تنها گذاشت و ما را رها کرد.  ثریا حبیبی ادامه می دهد: دکترها به من گفته اند که عمرم کوتاه است و به سن پیری نخواهم رسید، ولی من همیشه امیدوارم هستم و به همین دلیل به مدرسه می آیم. من دوست دارم در کنار دوستانم در مدرسه باشم. وی با اشاره به حمایت نهادهای حمایتی و خانواده خود برای پرداخت هزینه‌های درمانی اضافه می کند: من به همراه مادر بزرگ و خانواده عمویم زندگی می‌کنم و آن ها من را برای درمان به بیمارستان ها می برند و کمیته امداد هم به ما کمک می‌کند. ثریا می گوید: یکی از خواهرانم ازدواج کرده و خواهر دیگرم در مدرسه شبانه روزی روستای ظفرآباد ادامه تحصیل می‌دهد. من هفته‌ای یک دفعه خواهرم را می بینم.

خدایا شفایم بده دعا و آرزوی این دختر بیمار این بود: خدا یا شفایم بده. معلم این دانش آموز که ژ سنندجی است، ولی در این روستای محروم مشغول به خدمت و ماندگار شده است، درباره ثریا می‌گوید: من در همین سال تحصیلی به این مدرسه آمده ام. با اینکه تمام دانش آموزان مانند بچه خودم هستند، اما این دختر برای من ویژه است و او را دوست دارم.  خانم صادقی ادامه می دهد: این دانش آموز بسیار مرتب است و خیلی هم به درس‌ها توجه می کند. در کل جزو دانش آموزان برتر این مدرسه است. وی اضافه می‌کند: به دلیل اینکه او بعضی وقت‌ها برای درمان به سنندج یا تهران می‌رود از کلاس‌ها عقب می‌ماند، اما برای جبران این عقب ماندگی بعضی وقت‌ها او را به مدرسه می آورم و با او کار می‌کنم که از دیگر بچه جا نماند. صادقی اضافه می کند: این بیماری نتوانسته از نظر روحی روی ثریا تاثیر بگذارد و در زنگ‌های تفریح با‌ دیگر دانش آموزان به بازی کردن می پردازد.

آماده اعزام ثریا به پایتخت هستیم مدیر کمیته امداد دیواندره اظهار می کند: هرموقع نیاز باشد این دختر را برای درمان به مرکز استان یا پایتخت می‌فرستیم و هزینه ایاب و ذهاب او را نیز پرداخت می کنیم. «انور خالدیان» ادامه می دهد: این دختر به خاطر بیماری‌ای که دارد برای چشمش هم مشکلی پیش آمد. او را به همراه خانواده پیش یک متخصص چشم در سنندج فرستادیم که در آنجا هم تشخیص داده بودند که به بیمارستان فارابی تهران مراجعه کند. این مرحله هم انجام شد. وی اضافه می کند: در مناسبت‌های مختلف از خانواده های تحت پوشش و نیازمند دیدن می کنیم و سعی می کنیم اقلام مورد نیاز این افراد را تهیه کنیم. خالدیان بیان می کند: از خانواده ها تقاضا دارم برای درمان کودکان و خودکفایی خانواده‌ها از نظر اقتصادی پیگیر برنامه‌های کمیته امداد باشند تا بتوانیم خدمات بهتری به این عزیزان ارائه دهیم. این مسئول با اشاره به تعداد بالای افرادی که تحت پوشش کمیته امداد دیواندره قرار دارند می گوید: با توجه به تعداد نیروهای این اداره نمی‌توانیم هر روز با این خانواده ها دیدار داشته باشیم و متوجه مشکل آن ها شویم، بلکه باید خود آن ها پیگیر کارها شوند تا برای رفع مشکلاتشان کمک کنیم.

دیگرانی مانند ثریا در کردستان کم نیستند افرادی که همانند ثریا دارای بیماری هستند اما به دلیل کمبود امکانات و نبود مشاور خوب روحیه خود را از دست داده اند و خانه نشین شده اند. مسئولان مربوطه می توانند با فراهم‌کردن موقعیت های مناسب‌ برای این افراد باری از دوش بیمار و خانواده او بردارند . اما نباید این بار را همیشه بر دوش مسئولان گذاشت و باید توجه کرد مسئولان بدون مردم در بسیاری از موارد ناتوانند و این خیرین و مردم نیکوکار هستند که همیشه در راه خیر و نیکی و احسان قدم برداشته اند. شاید برای تعدادی از بیماران و خانواده‌های ناتوان محبت خیلی بیشتر از کمک‌های مادی بتواند چاره ساز باشد.  پس کمی به اطراف خود نگاه کنیم و چنین افرادی را در اطراف خود پیدا و از آن ها عیادت کنیم. چه بسا با یک عروسک دنیای آن هاعوض شود.

————————————

شناسه خبر : 7029

این خبر رو هم ببینید

نگاهی به مشکلات یک هنر اقلیمی در گفت و گو با صابر محمودی، هنرمند نازک کار اهل سنندج؛ نازک کاری را به رسمیت بشناسید/حتی یک صندوق حمایتی نداریم

صابر محمودی از جمله هنرمندان اهل سنندج است که هنر نازک کاری نسل به نسل …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + 15 =