خانه / فرهنگی / کردها و پروسه‌ي آيين نوروزي ايرج عبادي – سنندج

کردها و پروسه‌ي آيين نوروزي ايرج عبادي – سنندج

همه نوروز را جشن مي‌گيرند و به آن “»نَوْرُز «” مي‌گويند .آتش افکني و نوروز دو رکن اساسي جشنهاي کردها محسوب مي‌شود. نوروز بزرگترين جشن کردهاست و آنها نوروز را جشن کهن خود مي‌دانند

کردها اين نژاده‌ي کهن آريايي، بعدازجدا شدن از خاک ماندگار وباستاني خود ايران زمين ،که‌ خود از پايه‌گذاران تمدن و ماندگاريش از دوران تسلط و حکومت  مادها در اين ديار اهورايي بوده‌اند و بعد از گسست  جغرافيايي در جنگ‌هاي اجانب عثماني در جنگ »چالدران« با حکومت صفويه‌، عرب‌ها و کشورهاي غربي به ويژه درجنگ خانمان سوز اول جهاني ،اکنون در کشورهاي ترکيه، عراق و سوريه زندگي مي‌کنند، آنان با توجه‌ به‌ فرهنگ، زبان و پيشينه‌ي  مشترک  آداب و رسوم ، جشن نوروز را با شکوه تمام برگزار مي‌کنند. کردها با تمامي ويژه¬گي‌هايي همسان،  گاه از نظر زبان ( گويش‌هاي متفاوت کردي) و مذهب به گروههاي مختلفي تقسيم مي‌شوند که‌ اکثريت آنان سني مذهب مي‌باشند؛ ولي همه آنها نوروز را جشن مي‌گيرند و به آن “»نَوْرُز «” مي‌گويند .آنان از ديدگاه نژادي، ايراني هستند و ايران که واژه¬اي اوستايي است در معني خواستگاه آريايي‌ها مي‌باشد. آتش افکني و نوروز دو رکن اساسي جشنهاي کردها محسوب مي‌شود. نوروز بزرگترين جشن کردهاست و آنها نوروز را جشن کهن خود مي‌دانند. با توجه‌ به‌ فرهنگ و جغرافياي مشترک کليه‌ اقوام ايراني، جشنها و مراسم مشترک آنان ديدني و در يک پروسه‌ از گذشته‌ تاکنون تکوين  و استمرار يافته‌ است و تغييرات به وجود آمده  با توجه‌ به‌ خاستگاه‌هاي جديد آنها، بسيار جزيي برآورد مي‌شود.
نوروز در کردستان ترکيه
در روستاهاي کردنشين ترکيه‌ ، مردم در شب نوروز در قله کوه‌ها آتش روشن مي‌کنند و به جشن و پايکوبي مي‌پردازند. »اصلان خان«، خواننده کرد از شهر»مروين« ترکيه درباره اين مراسم در شهر زادگاهش مي‌گويد:
“کردهاي مروين مثل همه کردهاي ديگر، نوروز را با شکوه تمام جشن مي‌گيرند. مراسم آنها در خانه، روي کوه‌ها، در ورزشگاه‌ها يا روي بام خانه‌ها انجام مي‌گيرد. آنها گاهي نيز از روي آتش مي‌پرند. براي کردها روز نوروز نه تنها روز ثروت و برکت، بلکه نماد صلح و آشتي است.
مردم مروين صبح نوروز لباس نو مي پوشند و به ديدار همديگر مي روند. بعد همه در ميدان بزرگي جمع مي‌شوند و رقص و شادماني مي کنند. در اين رقص ها – مانند آنچه در کارناوال هاي اروپايي معمول است – بعضي هم از نقاب استفاده مي کنند.
مردم کرد زبان ديگري غير از کرمانجي ها در ترکيه زندگي مي کنند که کردهاي »زازايي« خوانده مي شوند. اين مردم بيشتر در »آناتولي« شرقي ساکنند و زبانشان کردي زازاکي است.  تقويم کردهاي زازا تقويم قديمي خاصي است که به تقويم امروز ميلادي شبيه است. کردهاي زازا مي گويند که احتمال دارد نام آنها از »کامه ساسان« يا ساسانيان ريشه گرفته باشد.
»زينل ارسلان« که يکي از پيشوايان زازاها درباره نوروز در ميان کردها مي گويد: “۲۱ مارس را کردها جشن مي گيرند و اهميت آن بيش از همه در اين است که اين جشن را تولد روشني مي دانند و آييني برگزار مي کنند که »جمي« نام دارد.” اواين مراسم را در شهر کلن، اما به زبان ترکي، رهبري و اجرا مي کند؛ و توضيح مي دهد که جمي از کجا مي آيد و به چه معني است: ” در بين کردها جمي به معني آييني است که شرکت کنندگان در آن براي عبادت و ستايش گرد مي آيند. در اين مراسم همه خانواده از زن و مرد يک جا جمع مي شوند و آن هميشه با موسيقي همراه است. موسيقي بخش مهمي از مراسم آييني کردهاست.
در مراسم جمي ۱۲ نفر از برگزيدگان که در بين آنها زنان نيز ديده مي شوند هر يک چيز خاصي مانند آب، حوله يا شمع در دست دارند و به پيشوا که در حال اجراي مراسم است نزديک مي شوند و سجده مي کنند، گويي آن چيز به اين وسيله تقديس مي شود.
نوروز و بهار براي ايرانيان و به خصوص تيره¬هاي کرد مفهوم آزادي و رهايي از بند اسارت و بندگي ظلم و جور ستمکاران ، زايشي نو و ازسرگيري کار و تلاش دوباره براي زندگي دارد.  در باور ايرانيان بهار يادآور قيام ” کاوه ” ، آهنگر جواني است که از ظلم و ستم ضحاک، اين نماد تباهي و پليدي ، به تنگ آمده و با کمک کردهاي دامنه‌ي زاگروس که‌ خود نيز از آنان بود، ملتي را به روشنايي رهنمون شد وفريدون شاهي عادل و مردم دوست  فارس را به‌ جاي ضحاک مار دوش يعني مستبد وخونخوار نشاند . که‌ فردوسي نيز در شاهنامه‌ بدان اشارت دارد. کردها  با روشن کردن آتش که نمادي از سوزاندن بندهاي اسارت و کهنگي است، جشن نوروز را به پيشواز مي روند.آتش نوروزي بر اساس باورهاي کهن بايد در بلندترين نقطه محل زندگي يعني بام خانه  يا کوه‌پايه‌هاروشن شود که  امروزه کمتر اما هنوز هم در برخي از مناطق کردنشين اين چنين است.کردهاي ايراني ، به ويژه در کردستان ايران و منطقه‌ي غرب کشور، در پيوند با باورهاي ديرين و باور ساير اقوام ايراني دو بار، در چهارشنبه آخر سال و آخرين شب سال آتش روشن مي‌کنند و با چوپي وموسيقي به‌ استقبال سال نو مي‌روند، تاضمن پايبندي به آيين¬هاي باستاني، پيوندي بافرهنگ ساير اقوام ايراني هم داشته باشند.
 افروختن آتش در چهارشنبه آخرسال در فرهنگ و ادبيات ايران از گذشته هاي بسيار دور وجود داشته است؛ ولي به اين شيوه که چهارشنبه سوري ناميده مي شود در متون پيش از اسلام موجود نيست (زيرا در گذشته روزها را به شکل شنبه، يکشنبه و… … نمي گفتند؛ بلکه هر روز نامي داشت مانند فروردين، دي ، هرمزد و… …). کردها نيز دراين مراسم با روشن کردن آتش مقدس به رقص و پايکوبي محلي مي پردازند و شب خود را به ياد ماندني مي کنند . در روستاهاي کردنشين نيز مردم در شب نوروز آتش روشن مي کنند و به جشن و پايکوبي مي پردازند. احترام به‌ آتش در ميان زردشتيان ريشه‌ در فرهنگ و آيين کهن، کردها يعني ميترايسم دارد.کردهاي ايران مانند کردهاي  مروين و همه کردهاي ديگر، نوروز را با شکوه تمام جشن مي گيرند. مراسم آنها در خانه، روي کوهها، يا روي بام خانه ها و يا در برزن ها انجام مي گيرد. آنها گاهي نيز از روي آتش مي پرند. براي کردها روز نوروز نه تنها روز ثروت و برکت، بلکه نماد صلح و آشتي و اتحاد است.
نوروز و ايزدي ها
مردم کرد زبان ديگري که نوروز را چون زازا ها به شکلي خاص برگزار مي کنند، کردهاي ايزدي هستند. آمار دقيقي از جمعيت ايزدي ها که بيشتر آنها با لهجه کرمانچي صحبت مي کنند در دست نيست. گفته مي شود حدود ??? هزار ايزدي در عراق زندگي مي کنند. همچنين عده اي از آنها در کشورهاي سوريه، ترکيه، ارمنستان و گرجستان و حتي ايران پراکنده اند.ايزدي ها به فرشته اي به نام »ملک طاووس« باور دارند که‌ ريشه‌ در آيين ميترايسم دارد، وجود خداي  نور  با دوبال خوبي  وزيبايي روشنايي  و طرد زشتي هاست که‌ ملک طاووس  که به زندگي و حيات آنها در روي زمين نظارت مي کند و گاهي نيز از آسمان به زمين مي آيد. در باره منشا ايزدي ها نظرات مختلف وجود دار‌د.  بعضي مي گويند که اصل آنها از يزد بوده و نامشان با ايزد زرتشتي ارتباط دارد و بدين ترتيب ريشه زرتشتي دارند. بعضي ديگر ايزدي را يکي از قديمي ترين اديان بابل و سومر مي خوانند. گاهي نيز به نادرست شيطان پرست خوانده شده اند که به هيچ وجه درست و قابل قبول نيست. برخي نيز آنها را برجاي ماندگان مهرپرستي، آيين کهن کردها، مي دانند که با توجه به مراسم و عقايدشان، اين مورد درستتر و قابل اعتمادتر است.
دکتر »خليل جندي رشو«، استاد دانشگاه »گوتينگن« آلمان که خود نيز از شيخ هاي ايزدي است، درباره جشن سال نو ايزدي ها مي گويد: “جشن چهارشنبه سوري در واقع جشن اول سال ايزدي هاست که در بين ملت هاي ديگر مثل ايرانيان نوروز خوانده مي شود ولي ايزدي ها اين جشن را سر ساله چهارشنبه سور يا چهارشنبه سرخ مي نامند. اين جشن در شب اولين چهارشنبه ماه آوريل که ايزدي ها به آن »” نيسان”« مي گويند، برپا مي شود. ايزدي ها باور دارند که در اين روز فرشته اي که او را ملک طاووس مي نامند، از آسمان به زمين مي آيد و با خود خير و برکت مي آورد. به همين جهت اين را گاهي جشن ملک طاووس هم  مي نامند. ملک طاووس پژوه‌ اي ديگر از خداي نور وروشنايي است.”
جشن چهارشنبه سور که چند هفته بعد از نوروز انجام مي شود با آيين ها و سنت هاي مختلفي همراه است که بعضي از آنها با سنن نوروزي ديگر کشورها  در بين ايزديها متفاوت مي نمايد.
يکي از تفاوت ها اين است که در اين ماه ازدواج براي ايزدي ها ممنوع است؛ چون مي گويند ماه نيسان که آن را “»بوک هيوانه«” مي نامند عروس همه ماه ها يا عروس سال است و مقدس است. در اين ماه کسي اجازه ندارد زمين را بکند به اين دليل که در اين ماه همه نباتات، درخت ها و گل ها از زمين آشکار مي شوند.
سنت ديگر اين جشن مانند ديگر کر‌د زبان ها  در کردستان ايران و ديگر اقوام ايراني، اين است که تخم مرغ رنگ مي کنند، چرا که شکل تخم مرغ شبيه زمين است و رنگ کردن آن به اين معني است که مي خواهند دنيا به اين رنگ ها باشد و باعث سبزي دشت و صحرا بشود.
رسم جالب ديگر ايزدي ها اين است که صبح زود سال نو به دشت ها مي روند و دست و روي خود را با قطرات شبنم مسح مي دهند و باور دارند که اگر کسي مريض باشد با اين کار بيماري اش شفا مي يابد.
آرد نيز در جشن سر سال ايزدي ها نقش مهمي دارد. آنها در شب جشن به دشت مي روند و با آردي که با خود برده اند خمير درست مي کنند. بعد دسته گلي در وسط اين خمير فرو کرده و آن را بالاي در خانه هاشان آويزان مي کنند. انگار بهار به خانه شان آمده است. غير از اين زنان ناني به نام »سَوُک« مي پزند که مانند خيرات به گورستان مي برند. ايزدي ها نيز مانند کردهاي زازا آييني دارند که به آن طواف و گاهي نيز جمي مي گويند.
اولين طواف در يک ده ايزدي به نام »”باشِک وبَخرانه«” در روز جمعه پس از چهارشنبه سور شروع مي شود و پس از آن تقريباً در همه دهات يزيدي آغاز مي شود. هر طواف يک فرشته دارد که تنها خاص ايزدي هاست. اين طواف ها تا آخر ماه ششم ميلادي که ايزدي ها به آن “»هزيران«” [حريزان] مي گويند ادامه پيدا مي کند و اين نشان نوروز در بين ايزدي هاست.
ايزدي ها درهر فصل سال جشني دارند اما ويژگي جشن سر ساله که در اولين چهارشنبه ماه نيسان يعني آوريل برگزار مي شود، اين است که مردم پس از سيزده روز دوباره جشن مي گيرند که با سيزده بدر ايران قابل مقايسه است. اهميت نوروز براي کردها صرف نظر از اين که به چه زباني صحبت مي کنند و به چه مذهبي اعتقاد دارند، مانند ايراني ها بسيار زياد است.
استقبال از نوروز با رقص محلي ( هَل پَرکه) در کردستان ايران وديگر مناطق کرد نشين
اهميت نوروز براي کردها صرف نظر از اين که به چه زباني صحبت مي کنند و به چه مذهبي اعتقاد دارند، مانند ديگر ايرانيان  بسيار زياد است؛زيرا نه تنها تفاوت نژادي – زباني و فرهنگي ميان کردها و ديگر اقوام ايراني وجود ندارد،  بلکه کردها از ريشه هاي درخت تنومند تمدن و فرهنگ ايران زمين هستند و به عبارتي يکي از پايه هاي اساسي در شکل گيري اين سرزمين سترگ محسوب مي شوند؛  به همين جهت خود را موظف در پاسداري از اين کهن ترين جشن گيتي مي‌دانند. به طوريکه کردها ايراني ساکن ترکيه براي اجراي اين جشن ملي دولت ترکيه را مجبور کردند که نوروز کردي را جشني ملي و روزي تعطيل ثبت و اعلام كنند و مجال  شادماني و پايکوبي را به رسميت بشناسد . در روز يا شب نوروز کردها در کردستان عراق، ترکيه‌ و سوريه‌  با گردهمايي پرشکوه‌ و گاه چند صد هزار نفري خود  به پايکوبي  ورقص وآواز مي پردازند که‌ گاه‌ در شب يا روز عيد مصادف با حلول  و آغاز سال نو مي شود،کردهاي  ايران نيز روز نوروز در اطراف بعضي از شهرها يا ارتفاعات دور و نزديک با بزرگداشت جشن سال نو در نخستين روز نوروز با لباس زيباي کردي به‌ شادي و رقص وپايکوبي بپردازند و اين آيين کهن را با شکوه هرچه‌ تمامتر به‌ جا آورند.
پيدايش نوروز در داستان‌هاي کردي
در داستان هاي کردي آمده است که چهار هزار سال پيش از ميلاد مسيح کي مورس (به فارسي کيومرث) نامي از مردم کرد پيدا شد و از همان ابتداي کار اهريمن نامي با وي به دشمني برخاست. او در کوهستان‌هاي رواندز با اهريمن به جنگ پرداخت و در آغاز پيکار به سپاهيانش فرمان داد که در صورت پيروزي بر دشمن و کشتن اهريمن بر ستيغ کوه‌ها و بالاي تپه‌ها و گردنه‌ها، برج‌هايي از آتش برافروزند تا هم نشاني بر اعلام پيروزي باشد و هم فرماني بر بازگشت سپاه از جبهه ها به نزد وي. سرانجام پيکار با اهريمن به پيروزي سپاه کي مورس پايان يافت و آتش ها بر بالاي کوه‌ها زبانه کشيد و با تابش شعله ها پيروزي حق بر باطل و شکست اهريمن به آگاهي عامه رسيد. روز پيروزي بر دشمن ده روز پيش از موقع نوروز کنوني بود. کي مورس فرمان داد نه تنها آن روز بلکه ? شبانه روز پس از آن را همراه با برافروختن آتش و مراسم جشن و سرور بگذرانند. بدين ترتيب در مدت برگزاري اين مراسم جه‌ژني ? روژ از کوه ‌ها گرفته تا مراکز شهرها را فروغ تابناک آتش همراه با آهنگ پيروزي دربرگرفته و شب تيره را به روز روشن مبدل ساخته بود. از آن هنگام جه‌ژني نه‌روژ شکوهي خاص يافت و هر سال همراه با مراسم ويژه ي آتش بازي برگزار مي‌شد
چهار سال بعد از کي مورس ضحاک نامي با سپاه عظيم خود از اورشليم به سوي کردستان روي آورد و اين سرزمين را اشغال کرد. ضحاک دو مار داشت که آنها را مي‌پرستيد و به مردم نيز دستور داد که در مقام پرستش مارهاي وي برآيند. پابه پاي اين فرمان ظلم و ستم آغاز کرد و به اذيت و آزار رعايا پرداخت. کردها مدتي تحمل کردند سرانجام کاوه آهنگر کرد پيدا شد. و گروهي از ستمديدگان کرد را به دور خود جمع کرد. کاوه مدت‌ها در انديشه بود تا موقع مناسبي براي قيام عليه ضحاک بيابد، تا آنکه شب جه‌ژني ? روژ (جشن نه روز) را براي اين کار مهم برگزيد. در سپيده دم جه‌ژني ? روژ، (برابر با بيست و يکم مارس) به همدستي يارانش به سوي مرکز ستمگري ضحاک يورش برد و آن را به زير نفوذ خود درآورد. او پس از کشتن ضحاک با انبوه ستمديدگان پيروز، به سوي اقامتگاه شاهزاده‌اي آريايي به نام “فريدون” پسر آبتين حرکت کرد و او را به پادشاهي خواندند. در اين روز مژده پيروزي کاوه بر ضحاک ستمگر بر همه جا پيچيد و بدين ترتيب جلوه جاوداني و خاطره‌ي شکوهمند نوروز که زمينه‌ي اصلي آن از دوره کيومرث بود، بر صفحه روزگار نقش بست.
اين داستان‌ها در حماسه‌ ي فردوسي باوري ديگر دارد که‌ فريدون را فرزند جمشيد، شاه‌ عادل مي داند که‌ به دست ضحاک مار دوش مستبد  و غاصب کشته‌ شد. وبعد ها به‌ کمک کردها و کاوه‌ آهنگر  فريدون فرزند جمشيد، انتقام پدر را از ضحاک  مي‌گيرد.
 استقبال از نوروز درکردستان
در کردستان يک ماه پيش از عيد به پيروي از سنت گذشتگان در خانه‌ها به کاشت دانه‌هايي مانند: گندم، نخود، عدس و کنجد در بشقاب‌ها و ظرف‌هاي گوناگون مي‌پردازند. خصوصاً کاشتن کنجد بر روي بطري‌ها و ظرف‌هاي کوچک و بزرگ رواج دارد. انواع مختلف سبزه‌ها را که از يک ماه پيش از فرا رسيدن نوروز زينت خانه‌ها مي‌گردد به زبان محلي »سمني« گويند. پيشينه‌ي سمني يا سبزه‌ي نوروزي از دانه‌هاي گوناگون سنتي است اصيل و ديرين که از ايران باستان برجاي مانده‌است. خانه تکاني، نظافت و تميز کردن منازل، از مقدمات اين جشن باستاني به مانند ديگر نقاط ايران است و اين يادآور جشن‌هاي ده روزه‌ي فروردگان در ايران باستان و عقيده به بازگشت فروهرهاي درگذشتگان است که اين عقيده در نقاطي از کردستان به ويژه قروه و روستاهاي آن هنوز باقي است. اهالي اين ناحيه معتقدند که در سر سال، ارواح درگذشتگان آنها، به کاشانه‌هاي خود باز مي‌گردند و از کارهاي نيک آنان شاد و خوشنود گشته و بهره‌مند مي‌شوند. خانه‌ تکاني و تميز کردن منزل نيز از باورهاي پيشين کردها ست که‌ به‌ دور کردن نا پاکي ها تعبير مي‌شود که‌  پاکي و نظافت را پاس داشن به‌ تجلي زندگي مردم منجر مي شود.
آغاز پيدايش مراسم آخرين چهارشنبه سال در کردي »کُله‌چوارشمه«و در فارسي چهارشنبه سوري گفته مي‌شود، به طور قطع و يقين معلوم نيست؛ ولي بي شک ريشه‌ در آيين  ميترايسم کردها دارد که‌ بعدها به‌ ديگر کشورها و مناطق دورو نزديك سرايت کرد. در کردستان در اين روز برخي از زنان هنگام رفتن براي انجام مراسم در دشت و صحرا قيچي‌هايي را نيز با خود به همراه مي‌‌برند و از موي سر بچه‌هاي خود چند تار قيچي کرده و دور مي‌اندازند و معتقدند که بدين ترتيب دردها و ناراحتي‌هاي آنان را به دست نسيم باد و امواج رودخانه‌ها مي‌سپارند.
منابع
۱-  کتاب سرانجام، برشي از آيين يارسان ، صديق صفي زاده‌
۲-  آيين ميترايسم
۳- شاهنامه‌ي فردوسي
۴- ايزدي‌ها در کرد‌ستان عراق
۵- فلسفه‌ي ئولي، و  دينه کو‌ردييه‌کان، محمه‌د حجازي
۶- منابع اينترنتي
 

شناسه خبر : 5001

این خبر رو هم ببینید

مقاومت در قرآن

سلمان نگهبان[۱] رحیم ابوالحسینی[۲] چکیده در طول تاریخ هرگاه اهل‌ ایمان به خداوند توکل نموده­اند …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + 10 =