خانه / فرهنگی / یادداشتی بر فیلم «رد کارپت» آخرین ساخته رضا عطاران؛

یادداشتی بر فیلم «رد کارپت» آخرین ساخته رضا عطاران؛

«رد کارپت» دومین فیلم سینمایی رضا عطاران در مقام کارگردانی است. این فیلم هم به مانند «خوابم می آد» دارای تم کمدی و لحظات کمیک است. اما لحظات کمیک این فیلم بسیار سردستی و همراه پارهای شوخی های زود گذر وپراکنده است

۱۳۹۳ یکشنبه ۲ شهریور ساعت ۰۰:۵۲
«رد کارپت» دومین فیلم سینمایی رضا عطاران در مقام کارگردانی است. این فیلم هم به مانند «خوابم می آد» دارای تم کمدی و لحظات کمیک است. اما لحظات کمیک این فیلم بسیار سردستی و همراه پارهای شوخی های زود گذر وپراکنده است. شوخی های خاص رضاعطاران که تنها در کارهای او می‌توانیم سراغش را گرفت.
فیلم «رد کارپت»را بیشتر باید یک فیلم مستند دانست تا فیلمی سینمایی زیرا ساختار روایی آن مستند گونه است و داستان منسجمی ندارد همچنین فاقد لحظات دراماتیک است. دراین فیلم دوربین مدام به دنبال یک کمدین سینما که به فرانسه رفته، می رود تا اتفاق ها و لحظات کمیکی که بین او و بازیگران معروف سینمای جهان رخ می دهد را ثبت کند. اگرچه رضا عطاران دراین فیلم نقش یک بازیگر ناشناخته تئاتر را بازی می کند که برای رسیدن به موقعیت بهتر به فرانسه می رود. اما درتمام لحظات فیلم مخاطب رضا عطاران را به عنوان شخصیت اصلی قصه می بیند تا آن بازیگر ناشناخته تئاتر، به این ترتیب مخاطب سفر رضا عطاران رابه فرانسه دنبال می کند. ازآنجایی که این شخصیت پردازی و اتفاق مهم قصه درفیلم رخ نداده این فیلم به اثری مستند تبدیل می شود که قصد دارد تا اتفاق‌های و موقعیت کمیک عطارن را ثبت کند. از این رو فرم مستند گونه پیدا کرده است.
این فیلم داستان پیچیده و پر اوج و فرودی ندارد. داستان درباره بازیگر تئاتری است که به تازگی پیشنهاد حضور در سریالی تلویزیونی به او شده است. این پیشنهاد با سفر او به فرانسه همزمان می شود. این جوان که عاشق فیلم‌های اسکورسیزی است به فرانسه می رود تا او را ببیند و فیلم نامه خود را به او بدهد تا مسیر زندگی حرفه‌ای اش تغییر کند. اما دراین راه دچارمشکلات متعددی ازجمله دزدی اموالش توسط یک ایرانی دیگر می شود.
این فیلم بلحاظ روایت قصه بسیار شلخته و سردستی است. به نظر می رسد که رضا عطاران اساساً فیلمنامه‌ای برای این فیلم ننوشته و قصدداشته تا براساس اتقاق ها و وقایع پیش بینی نشده داستانش را تکمیل کند. اتفاق هایی مانند روبرو شده عطاران با جیم جارموش و تیلدا سوئینتن و نحوه سخن گفتن عطاران با آنها که این دیدار غیر قابل پیش بینی را برای مخاطب جذاب می کند.امااگر فیلم را تهی از این اتفاق ها در نظر بگیریم با چه اثری مواجه می شویم؟ بی شک فیلمنامه وشوخی های گاه و بیگاه رضاعطاران بدون احتساب موفقیت های اتفاقی فیلم هیچ نوع جذابیتی برای مخاطبش در پی نمی داشت. شوخی های دست چندمی مانند روبرو شدن عطاران با زنی خارجی زبان و گفت و گوی دست و پا شکسته فارسی انگلیسی عطاران با این شخصیت در قطار که سالها درفیلم ها و سریال های بی کیفیت تلویزیونی هم اتفاق افتاده هیچ اتفاق مثبتی برای فیلم عطاران محسوب نمی شد.
شوخی‌ها و اتفاق‌های فیلم عطاران هیچ خط سیر منطقی و درستی را از ابتدا تا انتهای آن ندارد. نمی توان از دل یکسری شوخی های پراکنده و نا مرتبط به یک نتیجه خاص، مطلوب و تاثیر گذار رسید.نمی توان نتیجه گیری کرد که برای مخاطب متقاعد کننده باشد. در چنین صورتی مفهوم ارائه شده کاملاً شعاری و گل درشت می شود. نمی توان از شخصیتی که به خود بیگانگی نرسیده و از دست دادن با زنی خارجی امتناع می کند و چندان با فرهنگ خود بیگانه نیست؛ تنها به دلیل علاقه اش به کارگردانان معروف سینما جهان چنین ذهنیتی به بیننده القاء کرد. بعد هم نماهایی را نشان داد که به معنای آن است که او به اصل خویشن بازگشته است. نمی توان به بیننده ای که کد اول نویسنده و کارگردان را نگرفته بگوییم حالا به دلیل اتفاق ها و تحقیر این شخصیت در خارج او متنبه شده و ساز ایرانی دست گرفته و به فرهنگ خود بازگشته است. پس از آن هم با نمایش پرچم ایران بگوییم او به آغوش کشورش باز گشته است. مقدمه چینی هاو کد گذاری های عطاران هیچگاه ذهن بیننده را به چنین سمت و سویی هدایت نمی کند. اساسا باید گفت رضا عطاران با شوخی های جسته و گریخته اش چیزی به مخاطب نداده و سئوالی را در ذهن مخاطب مطرح نکرده که در انتهای فیلم بخواهد به آن پاسخ دهد. او ذهن مخاطب را به سمتی مشخص ، خاص و برنامه ریزی شده هدایت نکرده است که بخواهد از آن نتیجه گیری کند. فیلم عطاران در همان حد کمدی و شوخی های نامرتبط در داستانش می ماند و از آن فراتر هم نمی رود. او هیچ پیامی اخلاقی و ناسیونالیستی به مخاطب نمی دهد.
 
علت فروش بالای این فیلم در زمان اکران را تنها می توان به دلیل حضور رضا عطاران و جاذبه های بصری و بازی آشنای او برای مخاطب دانست. ازسوی دیگر کمدی موقعیت چهری مانند رضا عطاران در فرانسه نیز برای مخاطبی که کمدی عطاران را می شناسد جذابیت دارد. اتفاقی که در مواردی نیز مخاطب را اغنا می کند اما این رضایت تنها در بخشی از عناصر نمایشی این اثر یعنی در بازی عطاران دیده می شود.البته همین عنصر جذاب برای مخاطب نیز بسیار کوتاه و چند پاره است. بگونه ای که به تمامی نیز شوخی های عطاران مخاطب را جذب نمی کند. او با تکرار بیش از حد آنها مخاطب را خسته می کند. بی شک در فیلم هایی که عطاران در جایگاه بازیگرقرار دارد، هدایت های کارگردان و در مواردی کم کردن برخی از شوخی های خاص عطاران عامل جذابیت بازی های او می شود. اما در فیلم های که عطاران مسئولیت کارگردانی را نیز برعهده دارد، آزادی عمل بیشتری برای خودش قائل می شود. این آزادی عمل باعث زیاده روی در شوخی ها و در مواردی نیز تکرارآنها می شود. اگر رضایتمندی مخاطب از بازی رضا عطاران عامل جذب بیننده برای تماشای فیلم ردکارپت باشد اما این فیلم بلحاظ ساختاری ، کارگردانی و فیلمنامه و نحوه روایت قصه مشکلات اساسی دارد.از این رو نباید تنها به دلیل پر رنگ بودن یک عنصر نمایشی از دیگر بخش های مهم اثر مانند فیلمنامه، کارگردانی و شخصیت پردازی و ساختار فیلم غافل شد زیرا کلیت یک اثر باید مورد ارزیابی قرار گیرد.

شناسه خبر : 10319

این خبر رو هم ببینید

سقز، شهر هزار صحنه/ ابراهیم محمدحسینی*

نام سقز، زبانزد عام و خاص است؛ این شهرت به دلایل مختلفی است که صاحب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − نه =