خانه / بانوان / یادواره دکتر مهیندخت معتمدی نمادی دیگر از مظلومیت فرهیختگان کردستان/ یحیی صمدی

یادواره دکتر مهیندخت معتمدی نمادی دیگر از مظلومیت فرهیختگان کردستان/ یحیی صمدی

مرگ دکتر مهیندخت معتمدی از لحاظی بسیار سخت و مایه تاسف شد یکی اینکه وی در غربت به دیار باقی شتافت و در زادگاه خود حتی مجلس ختمی برای وی برگزار نشد و دوماً در زمان حیاتش توجه و تکریم خاصی به وی نشده بود و سوماَ یادمانی که برای او در سنندج برگزار شد در شان و جایگاه دکتر معتمدی نبود

هفته گذشته یادواره ادیب و شاعره کردستانی و نامدار کشور دکتر مهیندخت معتمدی به مناسبت هفته زن با حضور اساتید دانشگاه و تشکل های مردمی و خانواده آن مرحومه و متاسفانه حضور اندک مردم در مجتمع فرهنگی و هنری فجر سنندج برگزار و زندگی نامه، تالیفات و یکی دو مقاله در این مراسم ارائه شد. دکتر مهیندخت معتمدی نخستین بانوی کردستانی دارای دکترای ادبیات و همچنین یکی از نخستین بانوان کُرد بوده که در دانشگاه های مختلف به عنوان استاد تدریس داشته است. در این مراسم از بانوان موفق کردستانی در عرصه شعر و ادبیات و خبرنگاران موفق زن در استان تجلیل شد و شایان ذکر است پخش کلیپی در رابطه با زندگی نامه مهیندخت معتمدی که کمترین ارتباط را با زندگی وی داشت و ارائه مقالاتی در رابطه با ویژگی های اخلاقی این شخصیت بزرگ، اجرای گروه سرود مهد کودک نونهالان، اجرای زنده موسیقی و تجلیل از تعدادی از زنان خانواده شهداء دیگر بخش های این مراسم بود که اگر فکرش را بکنید و بسیار ساده و عامیانه هم قضاوت بکنید هر آنچه در این مراسم انجام شده قابل احترام و در جای خود باید به صورت ویژه و ارزشمند تری به آن اهتمام داده شود اما مراسمی که دو سه ساعتی طول کشیده و باید به این موضوعات می پرداخت یا شخصیتی که در ارتباط با آن این مراسم برگزار شده و آنهم کمرنگ و کم سو و بدون خروجی، و دست آوردی هم نداشته و متاسفانه در استان فرهنگی کردستان و در سالی که بخش دوم نامگذاری آن به توجه و تقویت و توسعه فرهنگ نام گرفته چنین اقدام ضعیفی جای تاسف و گله دارد و برگزاری این یادواره فرمایشی که تعداد حضار اعم از دولتی و اساتید و مردم به بیش از ۱۲۰ نفر نمی رسید نشان داد که فرهیختگان و ادباء و هنرمندان کردستانی در خیلی از  موارد مورد کم لطفی قرار می گیرند و  دکتر مهیندخت معتمدی نیز مانند خیلی از هنرمندان و فعالان عرصه های فرهنگ و ادب مانند: کابه رات، ملی دوم (ملک محمد محمدی) عبدالله شریعتی به نمادی دیگر از مظلومیت فرهیختگان کردستان مبدل شد.
البته فرهیختگان و هنرمندان ما تا زمانی که در قید حیات هستند هیچ اداره و نهادی برای تجلیل و کمک به آنان اقدامی نمی کند اما بعد از مرگشان خیلی ها و به ویژه نهادهای مرتبط در تدارک گرامیداشت و تجلیل و برگزاری یادمان برای وی می شوند که برای نمونه می شود به زنده یاد محی الدین حق شناس اشاره کرد. و هم اکنون از کسانی چون فتانه ولیدی، عباس کمندی، عبدالله ماچکه ای، یدالله محمدی، حبیب الله مله ایی، شریف حسین پناهی، عبدالرحمان علیرمایی، اکبر منصوری، شریف علیرمایی بی خبر هستند و تکریم و احترام و تجلیل و به ویژه توجه به زندگیشان داستانی است به نام فراموشی و وای از روزی که می می میرند و می شوند شوالیه های قهرمان و مفاخر و هنرمندان بزرگ، اما یادمان نرود اساتیدی همچون: هیمن، و گوران، قاله مه ره، هه ژار و حسن زیرک، فایق بی کس و قانع، سید علی اصغر کردستانی، علی مردان، حسن قزلچی و سید محمد صفایی و ده ها هنرمند دیگر در فقر و تنگدستی زیستند و تا بودند کسی را یاریگر و همراه و حامی آنان نبود ولی اکنون بزرگان و نخبگان عرصه هنر و فرهنگ کردها هستند و این چقدر بد و جای تاسف دارد موضوعی که هم اکنون در جریان و تکرار شدنی است و نمونه آن زیاد هستند اما دکتر مهیندخت معتمدی در وضعیتی مظلومانه و غریبانه در بستر بیماری جان سپرد و تا دارفانی را وداع گفت از محبت و دیدار و تجلیل و بزرگداشت برای او خبری نبود و یادمان بعد از مرگش هم سوت و کور و بی ربط به زندگی و آثار و فعالیت هایش بود و تحلیل و تفسیر و توضیحی برای اهل و مکتبش و به ویژه مردم علاقمند در چنین مراسمی برای برگزار کنندگان بیگانه بود.
دکتر مهیندخت معتمدی، متخلص به “مهین” در شب اول دیماه ۱۳۰۸ شمسی در بانه بدنیا چشم گشود. پدرش مرحوم عطالله معتمدی، متبحر در زبانهای پارسی و عربی و کردی، از زمره فرهنگیان نامدار کردستان، قصر شیرین و کرمانشاه بود. پدر بزرگ دکتر مهیندخت معتمدی، حاج شیخ محمد معتمد الاسلام، از عالمان معروف مذهب شافعی کردستان و از مدرسان معروف علوم معقول و منصب نشین مسند قضا، و ریاست و کرسی علم و فقاهت و یکی از کارگردانان فرقه معروف مشایخ نامدار کانی مشکانی بود. تکیه و خانقاه این فرقه مذهبی هنوز در روستای کانی مشکان موجود و دائر است.
 وی در سال ۱۳۳۸ درجه لیسانس را در رشته ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، بدست آورد و بعد با سمت دبیری، در دبیرستان های سنندج و دانشسرای مقدماتی دختران مشغول به کار شد. در سال ۱۳۴۲ از سنندج به تهران منتقل شد و به تحصیلات عالی ادامه داد و در سال ۱۳۴۶ در امتحان ورودی فوق لیسانس شرکت کرد توانست مقام اول را کسب کند و سال ۱۳۴۸ از مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شد و پس از پشت سر نهادن آزمون ورودی دکترا، توانست در سال ۱۳۵۲ مدرک دکترای رشته زبان و ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران کسب کند.
رساله دکترای او در موضوع صور خیال شاعران در دیوان مسعود سعد سلمان شاعر بلند پایه و قوی مایه قرن پنجم و اوائل قرن ششم هجری بود. استاد راهنمای تهیه و تدارک رساله دکترای او آقای دکتر پرویز ناتل خانلری است که بی نیاز از وصف و تعریف ماست.
دکتر مهیندخت معتمدی، پس از انتقال به وزارت فرهنگ و آموزش عالی به تدریس در دانشگاه پرداخت و بسیاری از شاگردان ایشان از دانش پژوهان کشور و کردستان هستند. دکتر مهیندخت معتمدی، به اکثر شهر های ایران و برخی از کشور های دیگر همانند هند و عربستان و تایلند و سنگاپور و ژاپن و فیلیپین و هنگ کنگ و سوریه و ترکیه و لبنان برای سیاحت و مطالعه سفر کرده است. نخستین دیوان او با عنوان «دریای اشک» در سال ۱۳۵۳ منتشر شد. چون وی به زبانهای عربی و فرانسه آشنائی دارد، بعضی از آثار نویسندگان و گویندگان این زبانها را به شعر پارسی برگردانده است که نمونه های آن در «دریای اشک» و در «گلهای آبیدر« موجود است.
دریای اشک، نقشی از مولانا خالد نقشبندی، شعله کبود، جبران خلیل جبران« ترجمه»، گلهای آبیدر، قصاید سه گانه: لامیه العرب، لامیه العجم و لامیه الکرد و قصیده ی «بانت سعاد» آثار وی هستند.
مرگ دکتر مهیندخت معتمدی از لحاظی دیگر بسیا رسخت و مایه تاسف شد یکی اینکه وی در غربت به دیار باقی شتافت و در زادگاه خود حتی مجلس ختمی برای وی برگزار نشد و دوماً یادمان و گرامیداشت بعد از مرگ فرهیختگان کار بدی نسیت (البته اگر در زمان حیات به آنان توجه شده باشد بهتر  و باید گفت ضروریست) و این یادمان بعد از مرگ هم در جامعه نتیجه مثبت خواهد داشت  اما برای وی که در زمان حیاتش توجه و تکریم خاصی به وی نشده بود نتیجه برعکس بود و سوماَ یادمانی نبود که در شان و جایگاه دکتر معتمدی باشد و به نظر من این یادمان برای کارمندی که فقط به مدت یکسال در نهادهای فرهنگی خدمت کرده و برای کارش فقط وظایف مهم بوده نه عشق و خدمت و فرهنگ بازهم ناچیز بود.
دکتر معتمدی که دارای دکترای زبان و ادبیات فارسی بود و به زبان‌های عربی و فرانسه نیز تسلط داشت  هرگز از مباحثه علمی و فرهنگی و ادبی سیر نمی‌شد و یادمان نرود شادروان دکتر معتمدی هرگز تن به ازدواج نداد و شوهر اختیار نکرده بود و برای عشقی که درونش بود احترام قائل بود و آن را پاس می داشت اما ما نتوانستیم به او عشق بورزیم و پاسش بداریم.
دکتر مهیندخت معتمدی نویسنده و شاعره ی کردستانی و از اساتید دانشگاهی حوزه ادبیات کشور مدت زیادی در بستر بیماری بود و فقط چشم به راه مسؤلان مرتبط و مردم بود تا فقط محبتی و دیداری با وی داشته باشند و ناملایمات و بی توجهی های گذشته را جبران کنند، وی هیچ گونه چشم داشتی مادی به ادارات و مسؤلان نداشت و نیازمند حمایت مادی نبود و فقط عشقش فرهنگ و ادب ملتش بود و انتظار داشت مسؤلان و مردم او را تکریم کنند اما این اقدام و انتظار ساده از او دریغ شد و در غربتی غریبانه و در مظلومیتی عاشقانه در آبان ماه سال گذشته با همه فعالیت ها و زحماتش در طول بیش از ۵ دهه برای فرهنگ و ادب به عنوان نمادی دیگر از مظلومیت فرهیختگان و ادباء و هنرمندان کردستانی برای همیشه آرام گرفت و آرزوها، عشق و نیازهای ساده و شاعرانه و مشکلاتش نیز با پیکر زخم خورده و درون عاشقش، هم آغوش خاک شدند تا دوباره این دیار بعد از مرگ یک هنرمند شاهد توجه به هنر و آثارش بشود و زخم کهنه تاریخی این ملت که مفاخر و اهل فرهنگ و هنر و علمش بعد از مرگ یاد می شوند دوباره سر واکند و این زخم چه دردی دارد و خوشا به حال آنان که مداوایش را در تلاشند.
این ادیب بیش از ۵۰ سال از زندگی خود را وقف ترویج و تقویت و ارتقاء فرهنگ ایرانی کرد و در تعالی و رشد ادب خون دلها خورد اما در گمنامی و با هزاران رنج و درد از زندگی و بی توجهی از سوی جامعه به ویژه مسؤلان فرهنگی و هنری این دنیای فانی را وداع گفت و متاسفانه همیشه باید یکی از فعالان عرصه های فرهنگ و هنر ما فوت کند تا به فکر نخبگان و فرهیختگان خود بیفتیم و برای آنها یادمان و گرامیداشت برگزار کینم و در واقع اگر روزی غیر این پیش آید، باید تعجب کرد و همه به خود آییم و قدر فرهیختگان، نخبگان، هنرمندان و دلسوزان عرصه های مختلف را بدانیم و آن ها را تکریم و پاس بداریم و بدانیم کم توجهی به آنان ضررهای زیادی را متوجه جامعه خواهد کرد.
 
 

شناسه خبر : 20141

این خبر رو هم ببینید

نبرد زنان کرد سوریه با داعش، تولد یک ژانر جدید در غرب؟

در دو سال اخیر چند فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی درباره نبرد زنان کرد سوریه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × یک =