اخبار فرهنگی

سید شیخ علاالدین علائی حسینی و کشکول و آثارش /
عمر فاروقی


یکی از علماء و عرفاء خانواده سادات دوزغه ره  سقز مرحوم شیخ علاالدین علائی حسینی است که یکی از عرفاء و نوادر عصر خود بوده است

یکی از علماء و عرفاء خانواده سادات دوزغه ره سقز مرحوم شیخ علاالدین علائی حسینی است که یکی از عرفاء و نوادر عصر خود بوده. وی در روستای دوزه غه ره متولد شده و فرزند مرحوم سیدشیخ عبیدیلا حسینی بوده که ابتدا دروس مقدماتی را در نزد پدر و اقوام خود خوانده و سپس برای تکمیل تحصیلات علوم اسلامی عازم قلعه اربیل و حوزه درس علامه ی زمان مرحوم فلا أفندی مشهور به ملای گچکه شده است. این مدرس فرزانه یکی از نوابغ روزگار خود بوده که طلاب و جویندگان علوم اسلامی از هر سوی به محضر و حوزه دروس او در قلعه تاریخی اربیل رفته اند. سیدعلاالدین به سبب توصیه ی خاندان کاک احمد شیخ در سلیمانیه از قرب و مقام خاص و مورد توجه مرحوم ملا أفندی برخوردار بوده و تحصیلات عالی خود را در نزد او به اتمام رسانیده و اجازه اجتهاد گرفته است و در مراجعت به سقز سبب کسب معاش ناچار شده در اداره ثبت احوال استخدام و با مرحوم علامه سیدمحمد حمیدی پارسانیان سردبیر سابق روزنامه کردستان در مهاباد که سابقاً در این سایت بنام روزنامه نگار از وی یاد شده به قلم بنده مدتها همکار بوده و در عین حال در تفسیر آیات قرآن کریم و احادیث نبوی (ص) همکاری و مناظره و مباحثه نموده و آثاری مکتوب از آراء هر دو نفر در دست می باشد.

مرحوم سید علاالدین پس از بیست سال خدمت در ثبت احوال نفر بنا به درخواست خودش قبل از موعد بازنشسته شده و در خانقاه و تکیه روستای دوزه غه ره مُعتکف شده و به ریاضت و تزکیه نفس و تحریر بعضی مقالات و جزوات دینی و اشعار عرفانی که بیشتر در قالب رباعی و دوبیتی هستند مشغول بوده و تخلص خود را (توحید) نامیده.

مرحوم سیدعلاالدین توحید در سال 1336 شمسی طبق مجوز فرهنگ و هنر کرمانشاه رساله ای بنام (بحث روح) به چاپ رسانیده و در دسترس علاقمندان قرار داده. جزوه مذکور که به اهتمام فرزندش سید امیر علائی حسینی در چاپخانه ایوانی کرماشان بچاپ رسیده در آبانماه 1336 به طبع رسیده. او بحث روح را با این ابیات خاتمه داده.

خداوندا نگهدارید ما را                     زراه تو بیرون ننهیم پا را

چو (توحیدا) تمام شد بحث جانا                بکن حمد خداوند توانا

بگو الحمدلله پسینش                     بیاور و صف رب العالمینش

یعنی توحیدا آخر آر چنین                        الحمدلله... رب العالمین

او در این رساله براساس آیه شریفه (و یسئلونک عن الروح) پاسخ را در آیه (الا اله الخلق و الامر) یافته و معتقد است که علم بر دو نوع است مرکب از عیانی و عرفانی یا مادی و غیرمادی که غیرمادی را متافیزیک دانسته و به شرح سفر روح به عالم برزخ پرداخته است. یکی دیگر از آثار او که به خط خودش موجود و هنوز چاپ نشده است رساله (اعجاز قرآن مجید) است که در آن به زبان فارسی ضمن شرح معجزات قرآنی قسمتی از تاریخ اسلامی بعد از وفات حضرت رسول (ص) را نیز به رشته ی تحریر درآورده و خصوصاً روی قتل خلیفه ی سوم و زندگی حضرت علی بن ابیطالب کرم الله وجهه تأکید کرده است. بطور کلی در این رساله مباحث زیر

1- اعجاز قرآن مجید 2- اطلاعات دینی راجع به تصوف 3- بحث توبه شرعی 4- قصیده ی توحید در جبر و اختیار  5- اشعار کُردی در وصف قرآن مجید 6- خلاصه ی تاریخ اسلام این رساله با خط زیبا و واضح و صریح تألیف شده و با خط خودش در صفحه اول مرقوم نموده... چاپ این رساله منوط به اجازه دولت جمهوری اسلامی است و در توجیهه مرقومه خود آیه ی شریفه (اطیعوا الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم) مستند قرار داده است.

یکی دیگر از آثار توحید جزه وایست به نام (کشکول توحید) که اصلاً آن در نزد فرزندش سید امیر ساکن کرج نگهداری می شود و زیراکس آن در نزد نگارنده می باشد. این کشکول چنانچه از نام آن پیداست مملو از اشعار و دوبیتی و رباعی و مباحث کوتاه و مکتوبات او به زبانهای فارسی و کُردی و گاه عربی می باشد. مرحوم توحید در صفحه اول کشکول نوشته... اینجانب علاالدین علائی حسین متخلص به توحید پسر مرحوم شیخ عبیدالله و پسرزاده مرحوم حاج شیخ اسماعیل دوزغه ره طاب ثراهما و صل الله سبحانه و تعالی بکرمه الجنته مأوا چنین اشعار می دارد.

نظر به اینکه پس از بازنشستگی از شغل اداری و تفکر در چگونگی گذشتن عمر گرانبها و تنبهه در زندگی از زیادی قصور در وظایف عبودیت خالق توانا و دانا جل جلاله و عم نواله. گاهگاهی راجع به تقصیر و خجلت خود در بارگاه مقدس حق برحسب فهم خود اشعاری سروده و خواهم سرود به امید آنکه به مفاد آیه مبارکه لا تقنطوا من رحمه الله. شاید حضرت پروردگار دانا و توانا که کریم مطلق است دفعه ی از دفعات تبضرع و ذلت توحید به محض بزرگی خودشان توجه فرمایند و...

اینک چند نمونه از سروده های توحید در این کشکول

بلبلم عاشق گلم آوازه خوانی می کنم    پاره روپوش عشق دیر زمانی می کنم

طاقت و صبرم نمانده کار من توحید اگر     بلبل آسا فاش این عشق نهانی میکنم

توحیدا بدان، بسیار هویداست                نیل به سعادت، با خواست خداست

چو کند نظر با کسی به لطف                  به مرام رسد، گر شا، گر گداست

یا رب بخاطر آن بندگانت                        که همه بودند از عار فانت

با اینکه توحید، عبدیست پر تقصیر          او را ملحق کن به عاشقانت

گر عمر تو، عمر نوح و لقمان باشد          آخر بروی، چنانکه فرمان باشد

در بودن دنیا و برون رفتن ازو                  یک روز و هزار سال، یکسان باشد

مرحوم توحید با حضرات مرحومین آیت الله مردوخ و بابامردوخ روحانی (شیوا) و سیدمحمد حمیدی و سیدمحمد برزنجی و سیدعزیز سیادت و ملاهادی افخم زاده علیهم الرحمه مکاتبه و تبادل آراء کرده است و نظر آنا را درباره مسائل شرعی و فقهی مکتوب نموده مرحوم سید علاالدین در زمستان 1367 شمسی وفات کرد و در قبرستان دوزغه زه مدفون است.

طبق وصیت خودش این شعر را بر سنگ قبرش نوشته اند.

الا ای آمده بر قبر توحید                  بیا، لطفاً مکن این مُرده نومید

بکن بهرش دعای خیر روحش           شود شاد، از خدا پاداش یابید

 

 

کد مطلب: 87761  |  تاريخ: ۱۳۹۴/۴/۲۲  |  ساعت: ۱۲ : ۵۵


تعداد بازدید : 549

نظرات
-----------------

نام : (اختیاری)
ایمیل : (اختیاری)
متن نظر :