اخبار علمی

نقش هویت معماری در شهرسازی ایرانی

دکتر سیروان بهرامی (مدرس دانشگاه)


مفهوم هویت در تداوم تاریخی و پیوستگی آن نهفته و وابسته به عنصر زمان است. داشتن ویژگی های مشترک در طول زمان و استمرار آن به نحوی که تجربه های مشترک انسانی را رقم بزند، این مفهوم را تداعی می کند. معماری و شهرسازی محصول تعامل انسان با محیط و جامعه با تاریخ تلقی می شود. به عبارتی روشنتر، معماری ظرف زندگی و شهر، آبادی ای است که روح اجتماعی در آن دمیده شده است. معماری و شهر برای انسان فراتر از کالبد رفته و مجموعه ای از ادراکات کاربر از فضا و اجزای آن را به صورت یک هاله معنایی در بر می گیرد. با ورود اسلام، تفسیر کودکانه در معماری و شهرسازی ایرانی، تبدیل به تفسیری حکیمانه گشت چرا که در اسلام همه عالم مظهر وجود اوست. حقیقت معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی در عین سیال بودن(ماهیت)، از حیثیت پایدار(هویت) برخوردار است. در این مقاله پس از ارائه تعریف هویت و بررسی دیدگاههای گوناگون در این زمینه، به چگونگی تأثیرگذاری هویت ایرانی- اسلامی بر معماری و شهرسازی پرداخته می شود. نوآوری این پژوهش در شناسایی و تبیین اصول و عناصر و کیفیتهای فیزیکی معماری و شهرسازی، در راستای ارتقای هویت ایرانی – اسلامی است.


چکیده

مفهوم هویت در تداوم تاریخی و پیوستگی آن نهفته و وابسته به عنصر زمان است. داشتن ویژگی های مشترک در طول زمان و استمرار آن به نحوی که تجربه های مشترک انسانی را رقم بزند، این مفهوم را تداعی می کند. معماری و شهرسازی محصول تعامل انسان با محیط و جامعه با تاریخ تلقی می شود. به عبارتی روشنتر، معماری ظرف زندگی و شهر، آبادی ای است که روح اجتماعی در آن دمیده شده است. معماری و شهر برای انسان فراتر از کالبد رفته و مجموعه ای از ادراکات کاربر از فضا و اجزای آن را به صورت یک هاله معنایی در بر می گیرد. با ورود اسلام، تفسیر کودکانه در معماری و شهرسازی ایرانی، تبدیل به تفسیری حکیمانه گشت چرا که در اسلام همه عالم مظهر وجود اوست. حقیقت معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی در عین سیال بودن(ماهیت)، از حیثیت پایدار(هویت) برخوردار است. در این مقاله پس از ارائه تعریف هویت و بررسی دیدگاههای گوناگون در این زمینه، به چگونگی تأثیرگذاری هویت ایرانی- اسلامی بر معماری و شهرسازی پرداخته می شود. نوآوری این پژوهش در شناسایی و تبیین اصول و عناصر و کیفیتهای فیزیکی معماری و شهرسازی، در راستای ارتقای هویت ایرانی – اسلامی است.

واژه های کلیدی:

هویت، معماری، شهرسازی، هویت ایرانی – اسلامی، عناصر معماری و شهرسازی، کیفیتهای فیزیکی معماری و شهرسازی

 

1- مقدمه

امروزه در شرایط نابهنجار شهرها و بحرانهای پی در پی اجتماعی و انسانی که همگی در بی هویتی ساکنان و فضاهای زندگی آنان ریشه دارد، بحث هویت به موضوعی چالش برانگیز مبدل گشته است. از آنجا که مفهوم هویت در تداوم تاریخی و پیوستگی آن نهفته است. انسان سنتی با رویکرد آیینی – اسلامی، سعی در حفظ هویت اسلامی و ایجاد اتصال با عالم برتر داشته به گونه ای که این ذهنیت علاوه بر محصولات فرهنگی در واقعیتهای عینی نیز متبلور گشته است. در این میان معماری و شهر که محصول تعامل انسان با محیط و جامعه با تاریخ تلقی شده، برای انسان فراتر از کالبد رفته و هویت ساکنان و معماری و شهرسازی منطقه نیز در آن متبلور می شود. معماری ایرانی در قبل و بعد از اسلام از ویژگی هایی حاص برخوردار بوده است که در طول زمان آن ویژگیها را حفظ نموده و در جهت ارتقای آن کوشیده است. با ورود اسلام، تفسیر کودکانه در معماری و شهرسازی ایرانی، تبدیل به تفسیری حکیمانه گشت چرا که در اسلام همه عالم مظهر وجود اوست گویی معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی فارغ از زمان، دارای ظرفیتهای بی پایان برای تمامی نسلها و گذرهای حیات می باشد. در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا هویت در شکل گیری معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی نقش ایفا می کند؟ آیا بخشی از کیفیت فضایی معماری و شهرسازی حاصل از توجه به هویت را می توان با استفاده بجا و مناسب از عناصر کالبدی ایجاد کرد؟

مطالعات نشان می دهد با توجه با اهمیت هویت در شکل گیری معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی می تواند اصول و راهکارهایی برای ارتقای هویت ایرانی – اسلامی به واسطه طراحی مناسب و در خور معماری بناها و شهرها تبیین کرد.

2- واژه شناسی هویت

واژه هویت مرکب از هو + یت مصدری عربی است که از چه بودن هو یا او در مقام پاسخ به پرسش ماهو یعنی آن چیست سخن به میان می آورد، بنابراین می توان آن را چیستی ترجمه نمود. هویت در مفهوم عرفانی به معنی خداوند آمده است و بیشتر عرفا، هستی خداوند یا ذات الهی را تنها هویت موجود می دانند. هویت در رهیافتی فلسفس، به معنای هستی و وجود به کار می رود. معنای سوم هویت که علاوه بر برخی رهیافتهای فلسفی بر فهم عمومی و عامیانه آن هم استوار شده، ماهیت یا تشخص است. بدین ترتیب آنچه موجب شناسایی شی باشد یا به عبارت دیگر چیستی شی هویت آن را تشکیل می دهد. هویت به معنای تشخص، هستی و وجود و آنچه موجب شناسایی شخص باشد. همچون شخصیت یا کیفیت ... بیانگر ویژگیهای هر فرد یا پدیده ای می باشد. هویت، شخصیت و یا کیفیت هر چیز می تواند در سنجش با معیارهایی خوب یا بد ارزیابی شود.

3- خاستگاه هویت در معماری

شناخت هویت یک نیاز است که از راههای گوناگون می توان به مولفه های آن پی برد، از جمله این راهها مطالعه و بررسی معماری است. تأثیر تربیت و هویت ایرانی – اسلامی معمار در اثری که وی برپا می سازد، بروز می کند و متقابلاً یک اثر معماری حتما واجد مولفه های شکل دهنده هویت ایرانی – اسلامی است. معماری برآیند و ترکیبی از عناصر فرهنگی و عوامل وابسته و برخاسته از باورها و جهانبینی جامعه است. در حقیقت از همان ازل، معماری بر روی انسان تأثیر می گذارد اما تأثیرش تدریجی و مداوم است. به طوری که اتاقی که انسان در آن زندگی می کند، روحیات و باورها و هویت انسان را هم شکل داده و هم نشان میدهد لذا هویت معماری به لحاظ این که معماری ظرف زندگی انسان است، به نوعی به عوامل شکل دهنده هویت اسنان باز می گردد. برقراری این ارتباط به دو شکل ممکن است، نخست با ایجاد اجزا و عناصر و اشکال و فضاهای معنادار و هویت بخش در معماری و دیگر با حضور انسان در معماری.

آنچه اثری را در نگاه عموم با یا بی هویت جلوه میدهد تعلق یا عم تعلق آن به هویتی جمعی و پایدار است. در این نگاه، اثر با هویت اثری است که هویت آن در راستای هویت جمعی باشد، همچون یک بنای تاریخی در یک بافت تاریخی، یک اثر معماری می تواند تبلور یک هویت جمعی(مذهبی، سرزمینی، نژادی، ...) باشد و یا صرفاً به بیان شخصیت و هویت طراح و سازنده خود، مستقل از هنجارهای جمعی بپردازد. لذا معماری هویتی دارد که:

الف- بیانگر ارزشهای حاکم بر جامعه است.

ب- مبین ارزشهایی است که جامعه به انها تمایل دارد.

ج – بیانگر عوامل هویت فرهنگی پدیدآورنده آن است(منشا اصلی)

بنابراین مهمترین عامل هویت دهنده معماری، مبانی اعتقادی و جهان بینی جامعه است و بالعکس، معماری هر جامعه ای می تواند معرف و مبین حاکم بر آن جامعه باشد. از نظر میرمیران، اگرچه ما در معماری ایرانی ترکیب و تکثیر اشکال و پیچیدگی آنها را داریم اما میتوان به اصول و مبانی والگوهایی دست یافت که حضور دائم در معماری داشته اند و با صورتهای گوناگون و تکامل یافته خود را نشان داده اند.

4- خاستگاه هویت در شهر

شهر پدیده ای سرزمینی، تکوین یافته در تاریخ، حاصل فرهنگ و جلوه فضایی نقشهای اساسی در محیط جغرافیایی است. اشکال و روشهای مختلف ساخت آنها ضمن آنکه پاسخی است به نیازهای فردی و جمعی ساکنان شهر، برخوردار از ویژگیهایی است نشان از درک متفاوت جوامع گوناگون از هستی و خلقت نیز دارد.

هویت مکان در صورت امکان تجرید و بازشناسی روند گذشته و حال و آینده، به دانشهای موجود شهر شناختی مانند نمادشناسی، نشانه شناسی، تاریخ، جامعه شناسی شهری، علوم رفتاری، کالبد شناسی شهری و معماری شناختی متکی است. مفهوم استعاره ای هویت شهر با وجود کاربرد فراوان آن مفهومی سهل و ممتنع است.

5- بنیانهای شهرسازی ایرانی- اسلامی

شهر ایرانی اسلامی در حقیقت نوعی شهر سنتی است. شهر سنتی بستر معماری سنتی است. شهر سنتی منظومه بناهایی است که تحت سیطره بینش سنتی و آداب و رسوم آن و متأثر از محدودیتهای اقلیمی و فنی شکل گرفته و لاجرم دارای وحدت و همآوایی هستند. می توان گفت که در روزگار سنتی معماری محوری است که معماران در امتداد و در گرد آن حرکت می کنند. انسان سنتی نوآوری را در جهت به سامان کرده پدیده ها و چیزها به کار میگرد. همچون کنار هم چیدن قطعات جامی شکسته، این عمل جنبه ای تکاملی دارد و اهدافی متعالی و الهی را پیگیری می نماید. در تاوم هویت، تصور زمان صرفا با نماد امکانپذیر است زیرا این نمادها هستند که با ایجاد و نگهداری تاریخ قادرند گذشته را نگهداری و آن را در زمان حاضر مجسم کنند.

6- بررسی ویزیهای کالبدی هویت بخش در معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی

معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی از طراحی، ظرافت و دفتر نظر بی نظیری برخوردار است و در این میان اصول جهان بینی اسلامی تأثیرات غیر قابل کتمانی در هوین و شکل دهی به ان از خود برجای گذاشت. در زیر به بررسی اصول اکم بر معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی پرداخته شده که موجب پیدایش دستورالعملهای مورد نیاز برای ارتقای هویت در باقت شهری و معماری ایرانی – اسلامی گشته است.

6-1- اصل سیر از کثرت به وحدت در ساختار فضایی و هندسی معماری و شهرسازی

در کلی ترین و دورترین نماد یک شهر سنتی ایرانی – اسلامی در کنار انواع متنوع و متکثر فضاهای مختلف مسکونی و خدماتی و فضاهای طبیعی و مصنوع، نمادهای مذهبی یعنی گنبد و مناره ها، یک سر و گردن کشیده تر از سایر فضاهای شهری، حرکت از کثرت و تنوع فضاهای شهری را به سم وحدت فضا و نماد مذهبی و حیات ماورایی سامان میدهد. از نمادهای متنوع و دوگانه مذهبی، یعنی گنبد و مناره ها، گنبد هیئتی وحدن بخش و واحد و سر در درون و درونگرا دارد و انسان را به فضای داخلی دعوت می نماید و در مقابل مناره ها که واحد نیستند و سر به اسمان روی شهر گشوده اند در واقع مبین سیر در آفاق و دعوت جماعت می شوند. از نظر ساختار هندسی در بافت شهری ملاحظه می شود. هندسه راهها و مسیرهای عبوری کاملاً نامنظم و انعطاف پذیر و هماهنگ با توپوگرافی زمین و جویبارها و نهرها و مسیر طبیعی عبور انسان و حیوانات شکل گرفته است. این نوع هندسه از آنجا که هم انسان در مسیر آن در حال حرکت است و سکانسهای گوناگونی را می بیند، بهترین حالت برای نگاه کثرت طلب رهگذران است اما معماری برای زمینه سازی روحی و معنوی انسان راهی می یابد و در هندسه کثرت گرایی طبیعی غرق نمی شود.

6-2- اصل سیر از ظاهر به باطن

دو مفهوم ظاهر و باطن از مفاهیم بنیادی در حکمت اسلامی است. در ترجمان معماری، ساماندهی اجزا همواره با رویکرد سیر کردن از ظاهر پدیده ها و یادآور شدن باطن آنها همراه می باشد.

بای دسته بندی انواع حرکت ظاهری انسان و شناخت امکانات لازم برای سیر و حرکت معنوی و باطنی او ابتدا دو حلت حرکت و سکون را در نظر می گیریم. بدین گونه چهار حالت نسبت به وضعیت انسان در فضای معماری می توان شمرد.

1-          انسان در حال حرکت، نقطه دید متحرک مانند حرکت در یک بازار یا کوچه

2-          انسان در حال سکون مانند قرار گرفتن در یک فضای پر جاذبه و پر آرایه

3-          انسان در حال حرکت، نقطه دید ساکن مانند حرکت در محور یک بنا

4-          انسان در حال سکون، نقطه دید ساکن مانند انسان در حال نماز

مهمترین شیوه و شگردی که در هنر اسلامی برای پدیدار سازی این اصل به کار گرفته شده نشانه گرایی است. در معماری از آنچا که کالبدها مادی هستند وابسته له زمان و مکان بوده و فقط به صورت نشانه ای، رمزی و آیه ای و تمثیلی معماری می توانن برای انسان اندیشمند و ل آگاه معنایی پیدا کنند.

6-3- اصل رده بندی اهداف کمی و کیفی

اصل کمال گرایی و تلاش مستمر در جهت  رشد و صلاح فرد و جامعه از ارزشهای بنیادی در حکمت اسلامی است. در ترجمه معماری و شهرسازی این اصل به گونه کارکرد گرایی و داشتند منطق کاربردی همه عناصر و فضاها و کالبدها و پرهیز از بیهودگی جلوه می کند که تحت عناوین زیر هستند.

6-3-1- اهداف ساختاری

حکمت اسلامی رعایت کلیه مبانی و معیارهای فنی و مهندسی و منطق حاصل از دستاوردهای علوم تجربی را همواره در کار ساختمان سازی توصیه و تأکید می نماید.

در نظر گرفتن شرایط زمین در ایجاد بنا، بهره وری کامل از شرایط اقلیمی و محیط زیست، ابتکارات و خلاقیت در استفاده و ترکیب مواد و مصالح و ... رعایت صرفه جویی و اقتصاد و تأمین مناسب کلیه نیازهای مادی و طبیعی انسان از جمله این موارد است.

6-3-2- اهداف کارکردی

در معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی، تلاش زیادی در جهت پاسخ به کارکردها و خلق فضاهای چند کارکردی انجام شده است. در این نگرش، همواره به کارکردهای همگون در یک بخش از ساختمان پاسخ داده میشده و فضاها انعطاف پذیری بالایی برای پاسخ به نیازهای همگون داشته اند.

6-3-3- اهداف زیبایی شناسانه

اندیشه اسلامی تزیین آنچه را که معنوی و الهی و موجب توجه بیشتر انسان به مسائل روحی و معنوی است، توصیه می نماید. از این رو هنرمندان موحد از مجردترین عناصر مادی که می توانند عالی ترین مضامین روحی و معنوی را به بیننده القا نمایند، دز تزیین فضای مصنوع خود کمال بهره وری را برده اند. بدین گونه توانسته اند در ساختار هندسی فضا بدون اشغال فضا از عناصر و جاذبه های مادی از سنگینی و صلبیت عناصر معماری کاسته و فضایی سیال و سبک و در عین حال، بسیط و نامنتها القا کنند و ذهن را به حقایقی ملکوتی دلالت دهند.

6-3-4- اهداف هویت ساز

از آنجا که خداوند خود را خلاق(خالق) و نوآفرین(بدیع) و متنوع آفرین(مصور) میداند، هنرمند موحد نیز باید صفات الهی را در خود و کار هنری خود متجلی ساز. از این روست که معماران ما توانسته اند ضمن رعایت مبانی و اصول و معیارهای محتوایی و معنوی که غیر وابسته به شرایط زمان و مکان می باشد، انگاره های معمارانه خود را در انواع هندسه ها و عناصر و اجزا تازه و بدیع پدید آورند.

6-3-5- اصل لزوم تهذیب نفس معماران و شهرسازان

هنر و معماری کمال جو و ارزشمند، دستاورد کار معماران و شهرسازای است که هنجارهای اصیل انسانی و اخلاقی را که در سامان مندترین و والاترین وجه خود در ارزشهای اسلامی و حکمت عملی اسلام متجلی شده است، در خود رشد داده و با ایمان و تهذیب نفس و دوری از هواهای نفسانی و منیتها دست به کار آفرینش می زنند.

6-4- اصل عدالت محوری

این اصل شامل مولفه های توجه به نیازهای انسانها، توجه به شرایط تاریخی، توجه به شرایط جغرافیایی میشود که مولفه های مذکور به گونه ای هستند که در موضوع اصلس هویت دارای جایگاه بوده و در موارد بالا مطرح گشته اند و یا به علت عدم تأثیر مستقیم مورد بررسی قرار نگرفته اند.

7- نتیجه

بنابر فرضیه مطروح مبتنی بر مطالعات و پژوهش های بعمل آمده، دستورالعمل کالبدی در راستای ارتقای هویت معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی در قالب نکات زیر ارائه شده است:

7-1-دستورالعمل ارتقای هویت ایرانی – اسلامی در معماری و شهرسازی

1-          تعامل عناصر گوناگون و متنوع شهری در بافت با رعایت حریمها

2-          ایجاد حریمها و مفصل بندی های مناسب و پیش بینی فضاهای باز داخلی از طریق رعایت ارتفاع موزون بدنه های داخلی

3-          امکان دسترسی سریع و آسان به دو عرصه فضایی داخلی و خارجی برای کاربر و به حداقل رساندن مزاحمت دو عرصه بر یکدیگر

4-          ترکیب فضایی محله و شهر و غلبه فا بر توده در نظام سامان دهی فضایی و کالبدی

5-          ایجاد ابعاد نمایدین معنایی دارای هدف و هویت ایرانی – اسلامی

6-          استفاده از مصالح بوم آورد و خود بسندگی

7-          طراحی حریم و جلوخان در فضاهای ورودی و عناصر شهری وکاربری چند عملکردی

8-          ایجاد سلسله مراتب فضایی در طراحی بناها و بافت

9-          ترکیب دو هندسه نامنظم، درونگرا و برونگرا و امکان سیر در آفاق و انفس و فراتر رفتن ابعاد کالبدی شهر و ایجاد حرکت و سکون و نشاط

10-        قرارگیری فضاهای عمومی در ترکیب ورودی فضاهای عملکردی کاملا در معرض دید و رفت و آمد شهری برای سهولت دسترسی کاربران

11-        طراحی کلیه فضاهای خدماتی و رفاهی و عملکردی در تمامی بافت شهر بدون تبعیض ناشی از وضعیت رفاهی ساکنین جهت برقراری عدالت اجتماعی و توازن میان اقشار

12-        سعی در افزایش و توسعه بافت متوسط شهر از لحاظ اقتصادی و کاهش بافتهای اقشار پردرآمد و کم درآمد گامی موثر جهت توسعه و پیشرفت آتی شهر و کشور در تمامی عرصه ها

13-        توجه به تعامل با طبیعت در روند طراحی

14-        پیش بینی پاسخگویی به نیازهای خدماتی روزمره ساکنان در هر محله و عدم سفرهای طولانی مدت درون شهری

15-        طراحی فضاهای باز در بیشتر مجموعه های شهری و درونگرایی آنها موجب ادراک فضایی فراتر از کالبد گشته و ادراک آن توسط کاربرد در منظر اول پایان نیافته که سبب پویایی و حیات بخشی در فضا می گردد.

16-        طراحی فضاهای مناسب جهت پیاده روی و مسیرهایی برای استفاده از وسایل نقلیه با تأکید بر الگوی پیاده مداری در محلات

17-        استفاده موثر از دیوارهای واقع در اطراف فضاهای باز و تبدیل آنها از سطح به حجم

18-        مشارکت و همخوانی بدنه ها و همجواری ها با معابر و عرصه های عمومی

19-        رویکردی جدید و نگرشی متفاوت به وجوه اشتراک و تصال فضاهای باز و بسته و طارحی بدنه های اطراف فضاهای باز

20-        تشخص یافتن کفها، بدنه ها، بامها و طراحی نحوه اتصال این اجزا به بکدیگر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تعداد بازدید : 190

نظرات
-----------------

نام : (اختیاری)
ایمیل : (اختیاری)
متن نظر :