اخبار علمی

حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی/ دکتر حسن بابایی


سنندج-در طول تاریخ جز در فترتهای کوتاه کرامت و شرف خداداد انسانی از طرف زورمندان زیرپاگذاشته شده و حقوق بشر مورد دستبرد قرار گرفته است. مخصوصاً در این دوران تمدن کاذب نقض حقوق و تطاول دولتهای مقتدر استعماری نسبت به کشورهای به اصطلاح جهان سوم که در برگیرنده ممالک اسلامی نیز هست اوج گرفته و تحمل ناپذیر شده و صلح و امنیت جهانی را به خطر انداخته است

کردپرس- 14مرداد ماه روز حقوق بشراسلامی و کرامت انسانها است گمان نمی رود در هیچ دین و مکتبی به اندازه اسلام بر کرامت انسان تأکید شده باشد. در نظر اسلام انسان دارای مقام و ارزش والایی است و خدا سروری موجودات زمین و آسمان را برای او فراهم ساخته است. روح خدا در آدم دمیده شده و او شایسته تکریم و تعظیم گردیده وحتی فرشتگان مأمور شده اند که براوسجده کنند.

انسان در نظر اسلام دارای مقام خلیفه ا... است. در این زمینه آیات و روایات فروان است. به ویژه آیه 70 از سوره اسراء کرامت انسانی را با وضوح هرچه تمامتر اعلام می دارد: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً»

قابل ذکر است که از نظر اسلام، همان طور که از پاره ای آیات  ازجمله آیه29 ازسوره بقره برمی آید همه انسانها صرف نظر از دین و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار آنها دارای کرامت هستند، هرچند که انسان با تقوی دارای فضیلت و کرامتی بیشتر است. به دیگر سخن، هر انسان دارای کرامت ذاتی است. اما گروهی از انسانها علاوه بر کرامت ذاتی دارای کرامت ارزشی یا اکتسابی نیز هستند که با تقوی به دست می آید. ( ان اکرمکم عندالله اتقاکم).

در اسلام این  کرامت به ویژه مورد تأکید واقع شده در حالی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و قوانین موضوعه کشورها به این کرامت توجه چندانی نشده است، هرچند که محدودیت آزادیها به موجب قانون چه بسا مبتنی بر ارتکاب اعمال ناشایسته مجرمانه است که از کرامت ذاتی انسان می کاهد.

از آنجا که شرف و کرامت نوع انسان برحسب آیات شریفه قرآن مجید تثبیت شده و شامل همه افراد خانواده بزرگ بشری است، لقدخلقنا الانسانفی احسن تقویم. و آنجا که به موهبتهای والا مانند عقل واراده و اختیار وندای وجدان و توانایی سخن گفتن و خواندن ونوشتن ممتاز ومجهز گشته است: وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً. خلق الانسان عَلَّمُه البیان -اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ .

افراد بشر موظفند با به کار بردن این موهبتها استعدادهای نهفته  در نهاد خود را به فعلیت کامل برسانند. چه انسان را نسزد مانند جمادات همه جا مقهور عوامل خارجه گشته و یا مانند گیاه ها و جانداران دیگر به اطاعت از غرائز طبیعی پیرو ومسخّر باشد بلکه تنها به هدایت عقل و ارشاد پیامبران عواقب اعمال نیک وبد به وی اعلام شده و در انتخاب خیر وشر آزاد گذاشته شده است، اگر به ندای وجدان گوش فرادهد راه رشد و صلاح را خواهد پیمود - وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَبِّکُمْ فَمَن شَاء فَلیُؤْمِن وَمَن شَاء فَلیَکْفُرْ انا هدیناه السبیل امّا شاکراً و اما کفورا.

 از سوی دیگر آفریدگار حکیم و عادل جهان با اعطای حقوق متقابل که وسیله همزیستی مسالمت آمیز خانواده بشری است، امنیت و عدالت اجتماعی را برقرار ساخته و اعمال و رفتار افراد را زیر نظم وانضباط درآورده است. نتیجه آزادی  و حقوق انسان لازم و ملزوم همدیگر و از با ارزشترین موهبتهای الهی و وسیله قوام و دوام جامعه بشری است و حفظ و حراست این دو نعمت بزرگ از دستبرد زورمندان و زورگویان اعم از خودی وبیگانه در عهده خود مردم است واگر در حراست آن سستی  بنمایند برخلاف رضا و قضای خداوند رفتار کرده و به عواقب کفران نعمت گرفتار خواهند شد.

حقوق متقابل بدین معنی است که همه افراد جامعه حق مقرر و مشروع یکدیگر را ضمانت و رعایت نمایند و از حدمقرر تجاوز نکنند چه اگر از یک طرف رعایت حق نقض شود نمی توان طرف مقابل را به رعایت حق متجاوز وادار نمود.

امیرالمومنین صلوات الله علیهم می فرماید: ثم جعل الله حقوقاً لبعض الناس فجعلها تتکا فو فی وجوهها و یوجب افتراض بعضها بعضاً و لا یستوجب بعضها الا ببعض.

مثلاً اگر زمامداران به حقوق ملت تجاوز بنمایند نمی توان مردم را به تمکین و اطاعت الزام کرد و متقابلاً حق عصیان و اعتصاب برای ملت محفوظ است. (انما الطاعه فی المعروف).

متأسفانه در طول تاریخ جز در فترتهای کوتاه کرامت و شرف خداداد انسانی از طرف زورمندان زیرپاگذاشته شده و حقوق بشر مورد دستبرد قرار

گرفته است. مخصوصاً در این دوران تمدن کاذب نقض حقوق و تطاول دولتهای مقتدر استعماری نسبت به کشورهای به اصطلاح جهان سوم که در برگیرنده ممالک اسلامی نیز هست اوج گرفته و تحمل ناپذیر شده و صلح و امنیت جهانی را به خطر انداخته است.

علاوه بر مشکلاتی که دولتهای استعماری برای کشورهای اسلامی و از آن جمله سرزمین ما به وجودآورده و می آورند خود دولتمردان و زمامداران درون مرزی نیز مستبدانه رفتار نموده و سخن از حقوق بشر به زبان می آورند ولی عملاً آن را رعایت نمی کنند. چنان که می شنویم و می بینیم در چنین اوضاع و احوال دل بستن و به انتظار نشستن آنکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند یا شاید زورمندان بر سرمهر آیند و ترحم جور را کمتر کنند خیال بیهوده ای بیش نیست. این خودم مردم هستند که می باید با اتحاد در صدد اعاده حیثیت انسانی و استرداد حقوق پایمال شده خویش برآیند چه افراد تک و به تنهایی قادر به مطالبه و استیفای حق خود نیستند و به حکم تکافل اجتماعی بر عهده همگان است در حدود امکانات و موقعیت اجتماعی خود همکاری نموده و به یاری مظلومان بشتابند.

*حسن بابایی دکترای حقوق بین الملل است

 

کد مطلب: 89166  |  تاريخ: ۱۳۹۴/۵/۱۴  |  ساعت: ۲۱ : ۴۰


تعداد بازدید : 447

نظرات
-----------------

نام : (اختیاری)
ایمیل : (اختیاری)
متن نظر :