اخبار ادبی

«ماموستا سووتاو» شاعری که هیچ اثر چاپ شده ای ندارد


پایگاه خبری- تحلیلی زریان؛ استاد «رسول کریمی» متخلص به «سووتاو»، شاعر خوش ذوق و ادیب برجسته ی مهاباد، دبیر بازنشسته فیزیک و یکی از موسسان انجمن ادبی شهرستان مهاباد است.وی «حیدر بابا»را به زبان کُردی و منظومه «مم و زین» را به زبان فارسی ترجمه کرده است. در سال 1362به همراه «شریف حسین پناهی» و «مرحوم علی حسنیانی» انجمن ادبی مهاباد را پایه گذاری کرد.وی می گوید: «گاهی شعر مرا از خواب بیدار می کند و مجبور، دست به قلمم می سازد». در گفت و گویی صمیمانه با وی به همه زاوایای زندگی و سبک ادبی این شاعر و
-رسول کریمی یا همان (ماموستا سووتاو) کیست؟
*بنده رسول کریمی، در 10 فروردین 1326 در شهر مهاباد به دنیا آمدم. 10 ساله بودم که پدرم به خاطر شغل دولتی، از مهاباد به بوکان منتقل و ریاست دخانیات شهرستان بوکان را عهده دار شدند. در دوره ی دبیرستان روزنامه دیواری مدرسه را من اداره می کردم که بسیار مورد توجه بود به طوری که در سال 1344 مقام اول روزنامه نگاری را در سطح استان به دست آوردم. در سال 45 دیپلم ریاضی گرفتم و وارد دانشگاه آذرآبادگان تبریز شدم. لیسانس فیزیک را در سال 49 از همان دانشگاه اخذ کرده و فارغ التحصیل شدم. اکنون نیز دبیر بازنشته ی فیزیک هستم.
- چرا تخلص(سووتاو) را برگزیدید؟
*در زبان کردی سووتاو به معنی سوخته است. من در دوران دانشجویی به خانمی هنرمند و اهل ذوق که در رشته شیمی تحصیل می کردند علاقه مند شدم و قرار گذاشتیم مراسم نامزدی را ترتیب دهیم، اما متاسفانه یک هفته قبل از انجام مراسم در تصادفی ناگوار ایشان را از دست دادم و این مسئله باعث شد که من سوختم.
هم اکنون نیز از بابت این مسئله می سوزم. مسئله ی عشق و دوست داشتن اگر از ته دل باشد، انسان که سهل است همه ی دنیا را میتواند به آتش بکشد. همان عشقی که مولانا و حافظ را به آتش کشید.
- چگونه به شعر روی آوردید و شاعر شدید؟
*در سال 1339 در بوکان، که بنده ششم ابتدایی بودم صحنه ایی دیدم که باعث شد احساس شاعری در من شکل بگیرد و آن این بود که ساواک به مدرسه ی ما که مدرسه ی (ایلخانی) نام داشت، حمله کردند و چندین نفر از معلمان مدرسه را پیش چشم ما دست بند زده و بازداشت کردند.
ما دانش آموزان نمی دانستیم که چرا چنین اتفاقی روی داد و چرا معلمانمان را به زندان بردند. این صحنه در من بسیار تاثیر گذاشت و باعث شد که اولین شعرم را همان موقع به زبان کردی بنویسم. شعری بچه گانه که احساسش را در قبال دستگیری عزیزانش بیان کرده بود.
- شما سالها به تدریس در فیزیک در دبیرستانهای مهاباد مشغول بودید، ارتباط بین فیزیک و ادبیات را چگونه به وجود آوردید؟
*هیچ گونه مغایرتی بین این دو وجود ندارد. فیزیک علم ظرافت است و ادبیات نیز همچنین. فیزیک از ذرات، از اتم تشکیل شده و ادبیات از ذرات روح انسان ها. بسیاری از قوانین بزرگ فیزیک در اشعار شاعران دیده می شود. برای مثال مولانا می فرماید: ذره ذره کاندرین ارض و سماست/ جنس خود را هر یکی چون کهرباست.
این همان قانون (بور) در فیزیک است. رابطه ی بین الکترون و پروتون ، نیروی گرانش باعث بقای اتم می شود، اگر این جاذبه نباشد بین الکترون منفی و پروتون مثبت اتم نیست، اتم نباشد، ملکول نیست و اگر مولکول نباشد ما هم نیستیم، طبیعتی هم نخواهد بود. همچنین می توان به قانون تبدیل جرم به انرژی در این شعر اشاره کرد؛ چشم دل باز کن که جان بینی/ آنچه نادیدنی است آن بینی/دل هر ذره را که بشکافی/ آفتابیش در میان بینی.
همه ی این موارد ومواردی از این دست وجه اشتراک فیزیک و ادبیات را نشان می دهند.
- در میان شاعران کلاسیک و نیمایی بیشتر تحت تاثیر کدام یک از شاعران بوده اید؟
*آن زمان که در بوکان زندگی می کردیم من نزد استاد گرانقدر، استاد حقیقی میرفتم و اشعارم را نزدشان می بردم، ایشان به عنوان مشوق به من می گفتند: «پسرم، من زمانی که همسن تو بودم هیچوقت به خوبی تو شعر ننوشتم». در واقع در سبک کلاسیک از استاد حقیقی و در شعر نو شاملو و سواره ایلخانی زاده را بیشتر می پسندم.
- چطور شد که تصمیم گرفتید «حیدر بابا» از استاد شهریار را ترجمه کنید؟
* کرد و ترک از نظر فولکلور بسیار غنی هستند. وجود تابلوهای مشترک در روستاهای کردستان و آذربایجان و اشتراکات فرهنگی زیادی که بین ما وجود دارد دلیلی برای این کار من است. از طرفی در دورانی که دانشجو بودم این افتخار را داشتم که با مرحوم صمد بهرنگی آشنایی پیدا کنم.
همین مسئله باعث شد برای من که آن زمان حتی کلمه ایی ترکی بلد نبودم به ادبیات آذری روی بیاورم و امروزه به عنوان پل ارتباطی بین آذربایجان و کردستان از لحاظ ادبی شناخته شوم.
افتخار می کنم که منظومه ی (حیدر بابا)ی استاد شهریار را توانسته ام بر روی همان هجا و همان وزن از زبان آذری به زبان کردی ترجمه کنم.
این اثر در کنگره ی بین المللی استاد شهریار که در اردیبهشت 1392 در برج میلاد برگزار شد، در بین 53 ترجمه، مقام اول را کسب کرد و من لوح تقدیر و تندیس استاد شهریار را از طرف دبیر کنگره دریافت کردم.
- آشنایی شما با صمد بهرنگی چگونه شکل گرفت؟
*در سالهای 47-45 این افتخار را داشتم که در سن 21 سالگی با مرحوم صمد بهرنگی آشنایی پیدا کنم. او چهره ای روشنفکر و معلمی نمونه بود که از طریق چند نفر از دانشجویان ترک با ایشان آشنا شدم به همین خاطر اسم پسر بزرگم را بهرنگ نام نهادم.
-می گویند «ترجمه، خیانت به شعر است».استاد شما آثاری از ترجمه را هم در کارنامه ی هنری خود دارید، ترجمه اشعار را چگونه انجام می دهید؟
*بله، کاملا با شما موافقم. کسی که می خواهد اثری را ترجمه کند باید استعداد خدادادی داشته باشد و گرنه در حق کار خیانت می کند. همه ی ترجمه های من، از نظر معنی و وزن تضمین شده هستند. ترجمه حیدر بابا که یکی از شاهکارهای منظوم فولکلوریک دنیا است را 26 سال قبل انجام دادم. همچنین کتاب (مم و زین) اثر استاد احمد خانی متعلق به قرن 17، که به عنوان اولین اثر مکتوب کردها شناخته می شود را از کردی کرمانجی به زبان فارسی ترجمه کردم به گونه ای که اصل شعر و ترجمه از لحاظ تعداد ابیات با هم مطابقت دارند.
تعداد ابیات این اثر گرانقدر و ترجمه ی آن 2658 بیت است. داستان ماهی سیاه کوچولواز صمد بهرنگی را نیز به شکل یک منظومه ی کردی ترجمه کرده ام تا کودکان کردستان همان مفاهیم، والایی صمد و ارزش هنری این داستان را بهتر درک کنند.
اشعاری هم از پروین اعتصامی، اقبال لاهوری، فریدون مشیری و مخصوصا از احمد شاملو به زبان کردی برگردانده ام. ترجمه ی شعر «دهانت را میبویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم» در یک مسابقه بین المللی و در بین 200 ترجمه مقام اول را کسب کرد.
- چرا هیچ یک از آثار شما به چاپ رسیده است؟
*به دلیل این که در جامعه ی ما امکانات مادی برای ادبیات بالنده وجود ندارد. می توانم بگویم که من کمتر از هێمن و هژار کار نکرده ام ولی نتوانسته ام آنها را به چاپ برسانم.
- تعریف شما از شعر چیست؟
*پاکترین تراوشات روحی انسان، شعر است.به عقیده ی من شعر؛هه ستی به تینی ده روونه/گڕه ، گڕی ناوی جه ڕگ و دڵه /کانی و ئاوه، ڕؤژێک لێله، ڕؤژێک ڕوونه/
ڕؤژێک به ره و بڵیند بوونه.
- در شعر شما مرزهای جغرافیایی در کجا به پایان می رسند؟
*من به عنوان یک شاعر بسیار فرا ملیتی فکر می کنم. برای من یک نویسنده ایرانی، آمریکای لاتین و ... به عنوانی کسانی که وقت زیبایشان را با نوشتن و قلم زدن صرف می کنند ارزشمند اند، به شرط آنکه این هنرنمایی و هنر قلم را در خدمت انسانها و انسانیت به کار ببرند.همین طرز تفکر من، باعث شده که مورد قبول عامه ی مردم قرار بگیرم و اینکه مردم مرا به عنوان یک شاعر دوست داشته باشند، بزرگترین سرمایه ی من محسوب می شود. چرا که هیچگاه نخواستم قلمم را خلاف منافع انسان ها و احساس آنها به کار ببرم.
- استاد شما هم در عرصه ی شعر نو کار کرده اید و هم شعر کلاسیک نوشته اید، چگونه این دو را به هم پیوند داده اید؟
*شعر کلاسیک هنرنمایی خاص خود را می طلبد و شاعر و مفهوم را فدای قافیه میکند. اما شعر نو براحتی میتواند منویات درون شاعر را بیان کند.سبک شعری من بسیار متنوع است. قطعه، غزل، مخمس، ترجیح بند، ترکیب بند، رباعی، دوبیتی و حتی شعر نو. من هفت دفتر شعر سروده ام از آن جمله 4 دفتر شعر کلاسیک و 3 دفتر شعر نو و نیمایی. مجموع دفترهای شعری من به 20هزار بیت می رسد و من تک تک اشعارم را می شناسم. در نوشتن شعرهایم از به کار بردن لغات بیگانه تا حد امکان خوداری کرده ام چرا که زبان کردی، خود بسیار غنی می باشد.بیشتر شعرهای من وقایع نگاری به شمار می رود. برای جریان فوت استاد (هژار موکریانی)، فاجعه ی حلبچه و سردشت، مرگ محمد اوراز، دریاچه ی ارومیه و... . در این اوخرهم برای کودک 3 ساله (آلان کوبانی) شعر نوشته ام. زبان قلم من، زبان همه ی مردم کردستان خواهد بود.
- زن در اشعار شما چه جایگاهی دارد؟
*نقش زن در اشعار من بسیار برجسته است. شعرهای زیادی در وصف شآن زن سروده ام. در فرهنگ کردی زن را (ئافره ت) می نامند. این کلمه از ئافرودیت و سپس از ئافرودووت گرفته شده است. (دووت) در کردی کرمانشاهی به معنی دختر است. ئافرودووت یعنی دختر خورشید، دختر نور. اما متاسفانه امروزه جایگاه واقعی زن نادیده گرفته می شود. ظلمی که سالها در حق جنس زن روا داشته می شود مرا بسیار متاثر می کند. برای مثال مسئله ختنه ی دختران که بسیار دردناک است ولی متاسفانه چنین چیزی وجود دارد. همین خرافه پرستی ها در جوامع پیش پا افتاده باعث وضعیت اسفناک زنان می گردد. من برای زنان مبارز کوبانی شعر سروده ام و شعرم را به این شیرزنان شکارچی داعش، به دختران نور و روشنایی تقدیم کرده ام. همچنین اشعاری از پروین اعتصامی مانند (عشق حقیقی) را ترجمه کرده ام. او در سن 28 سالگی فوت کرد. به نظر من اعتصامی، انسانی بود که در آن سن کم توانست به اوج کار هنری خود دست پیدا کند. واقعا این زن مانند ستاره ایی در میان زنان هنرمند ایران و جهان می درخشد و برای من بسیار قابل احترام است.
-به عنوان آخرین سئوال، شیرکو بیکس می گوید: « قبل از اینکه تاریخ ما نوشته شود باید به شعر مراجعه کنیم» نظرتان در این باره چیست؟
بله، حقیقت دارد. در واقع شعر زبان اصلی ادبیات کردی به شمار می رود. بسیاری از وقایع تاریخی کردها به صورت منظوم نوشته شده است. می توان به شعرهای حمزه آغای منگور اشاره کرد. از طرفی دیگر در مناطق کرمانشاهان و ایلام هوره وجود دارد که از گات های زردتشت گرفته شده و از قدیمی ترین منظومه های شفاهی به شمار می رود. اشعار عامیانه، لالایی های مادران بر سر گهواره ی کودکانشان همگی بیانگر این مسئله می باشند.
- از وقتی که در اختیار ما گذاشتید نهایت تشکر را دارم.
*بنده نیز از شما تشکر می کنم.
گفت وگو از تانیا شعفی/خبرگزاری کردپرس


تعداد بازدید : 357

نظرات
-----------------

نام : (اختیاری)
ایمیل : (اختیاری)
متن نظر :