اخبار سیاسی

طلوع وغروب  روز  کشت وصنعت مهاباد/
جعفر محمودنژاد - مهاباد


روزی کلنگ طلایی ساخت بزرگترین پروژه اقتصادی غرب ایران را  به نام کشت وصنعت مهاباد به زمین زدند ،به امید بازشدن پنجره ای رو به خورشید فرصتهای شغلی برای دهها هزار نفر با تنوع واحدهای تولیدی گوناگون و... البته سازندگان مجموعه بی خبر از اینکه روز کشت وصنعت چه زود به غروب غم انگیزی میرسد وهرگز به افق سال 1414 نخواهد رسید

هر آمدنی رفتنی دارد و هرنفس حقیقی یا شخصیت حقوقی  موتی دارد وفوتی ، نهال پر بار ما زودتر از موعد مقرر  درحال خشکیدن است،واین  انقضای  تاریخ مصرفش  دلیلی دارد ودلایلی ، زبانم  قاصر از بیان دلیل چه برسد به ذکر دلایل آن ...چقدر غریبانه  روز  کشت وصنعتم غروب میکند....
سپیده دم یکی از روزهای دهه 40 شمسی بر اساس اصل خلایق هرچه لایق ،کلنگ طلایی ساخت بزرگترین پروژه اقتصادی غرب ایران را  به نام کشت وصنعت مهاباد به زمین زدند ،به امید بازشدن پنجره ای رو به خورشید فرصتهای شغلی برای دهها هزار نفر با تنوع واحدهای تولیدی گوناگون ومتناسب با پتانسیل موجود در منطقه...و البته سازندگان مجموعه بی خبر از اینکه روز کشت وصنعت چه زود به غروب غم انگیزی میرسد وهرگز به افق سال 1414 نخواهد رسید ....
نصف روز است وهنوز به  نماز ظهر نرسیده جماعتی  از کارگران مشغول وضو وجماعتی دیگر به جمع وجور کردن وبررسی حساب وکتاب شرکت مشغول ،باد سیاه بی مهری ،تنگ نظری،سوء مدیریت وزیدن گرفته و  نهال ما به لرزه درآمده و کشت وصنعتم به مانند کودک خردسال یتیم گشت ودریغ از مهر ومحبت وصلابت پدرانه ،در نیم روز عمر نهالمان این بار  با بیل نقره ای نهال دیگری کاشته شد که کاشتن همانا وتیشه بر ریشه نهال کاشته شده با کلنگ طلایی همانا،و  در این بیغوله ، نهال بی  ثمرفعلی  ریشه نهال پربار قبلی بر جوی آب نرفته از سد مهاباد  به آن را  خشکاند....  
واینجاست کلام خدواند متعال نمود پیدا میکند وسرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر اینکه خود به فکر تغییر سرنوشت خویش باشند... چرا که دایه های مهربانتر از مادر شهرم ودر راس آن نمایندگان محترم ادوار مختلف مجلس به حق به دنبال گرفتن وام ازدواج وخوابگاه برای زوجین ودانشجویان بی بضاعت بودند که صد البته صحیح است وصواب و اینطور شد که راه نسیان کشت وصنعتم را دنبال کردند.در این بین  قلم بدستان ادیب ومنتقد هم بیشتر وقتشان معطوف نمایش در همایش بودند تا تنویر افکار خلایق و  پیگیری حقایق...  
هنگام عصر است ....این قافله عمر عجب حکایتی دارد ،روز کشت وصنعتم به مانند روزهای کوتاه پاییزی رو به تاریکی وغروب است ...در این هنگام چند کرکس سیاه از بلندیهای هوشین به پرواز درآمده تا هوا تاریک شود  وجای کرکسان سفید البرز را بگیرند  و مرده خواری راحتتر ...
 
 
 
 
این عصرینه  روز کشت وصنعتم چقدر شبیه عصرجمعه یک روز پاییزی است و چه سایه سنگینی دارد چه غروب غم انگیزی ...بخشکد نهال کاشته شده بی ثمر که نهال پنجاه ساله امان را خشکاند..دلم گرفته است واز کرکسها رعب و وحشت دارم..
در این غروب ماتم گرفته ناخودآگاه به یاد شعر ئیواری پاییز استاد هیمن موکریانی افتادم وزیر لب آنرا زمزمه میکنم به انتهای شعر نرسیده به غروب روز کشت وصنعتم رسیدم و من تنها و چند کرکس در دوربر در اوج  ناامیدی به ناگاه به اعجاز سخن مام هیمن دلخوشم وخوشبین که میفرماید :
نا امید مباش آشنا ...به آینده امیدوار باش ..افق همیشه روشن خواهد بود ....
 
 
                                                                                                 جعفر محمودنژاد اقدم  
                                                                                                 مهاباد  13/3/96

تعداد بازدید : 1018

نظرات
-----------------
۱۳۹۶/۰۴/۲۵ - ۰۹:۱۱ رئوف از بوکان :
کاک جعفر گیان، ده ستان خوش بیت

۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۱۳:۱۸ شاهو ساوجبلاغچی :
دستتان درد نکند ولی حیف که گوش شنوا کر است

۱۳۹۶/۰۴/۳۱ - ۱۳:۱۸ شاهو ساوجبلاغچی :
دستتان درد نکند ولی حیف که گوش شنوا کر است

۱۳۹۶/۰۵/ ۱ - ۱۲:۵۹ کاوه از بوکان :
عالیه دستتان درد نکند

۱۳۹۶/۰۵/ ۱ - ۱۳:۰۱ صدرالدینی از مهاباد :
زور به داخه وه . کشت وصنعت بی صاحبه

۱۳۹۶/۰۵/ ۱ - ۱۳:۰۱ صدرالدینی از مهاباد :
زور به داخه وه . کشت وصنعت بی صاحبه


نام : (اختیاری)
ایمیل : (اختیاری)
متن نظر :