خانه / سیاسی / «آب را گل نکنیم » نسخه ای برای فضای سیاسی کردستان/ محمد هادی فر

«آب را گل نکنیم » نسخه ای برای فضای سیاسی کردستان/ محمد هادی فر

نیروهای کردستانی آنقدر زیاد نمیباشند که طاقت “آیش سیاسی” داشته باشند تجربه نشان داد ه که در هر تحول سیاسی بخش عظیمی از نیروهای کردستانی به خواب دائمی فرو میروند و روند عمر مفید کاری مجالی برای بازگشت مجدد نخواهد گذاشت دولتهای گذشته با استفاده از ظرفیت مدیریتی نیروهای کردستانی فقط توانستند شرایط موجود را مدیریت کنند وازچیزی   به نام توسعه پایدار خبری نبوده است 

معمولا فهم وبرداشت انسان در مواجهه با یک پدیده مکتوب، متناسب با تعداد مراجعات به آن میباشد براین اساس و با فضای سیاسی پیرامونی، بحسب تصادف درآخرین مواجهه با شعر “آب را گل نکنیم” سهراب سپهری علاوه بر یادآوریهای گذشته ، آنرا یکی از مصادیق زمان فعلی فضای سیاسی موجود یافتم، وقتی که به ارکان این شاهکار ادبی عمیق شدم ، سهراب را با همه احساسش نظاره گر بسیاری از تحولات دانستم.
 مدیریت وآب هرچند که از دومقوله مجزا هستند اما به تعبیری دارای اشتراکاتی هستند که قابل تامل است هردو ساری وجاری و ناماندنی اند، هردو مستفاد ومستفیدند، هردو در محرک  ومولدند، هردومنشاء اثر اند هردو …..
اگر بعضی از این اشترکات را بپذیریم ، می  توان مصادیقی از اشعار نغز سهراب را در مورد حوزه مدیریت بکار برد آنگاه میتوان حالات آب را برای مدیریت تصور نمود فارغ از نگاه های درونی به این دو موضوع ، از اینکه هر دو به نوعی سرمایه های تکرار ناشدنی هستند شکی نداریم وآنگاه می توانیم کارکردهای آب را به مدیریت تعمیم دهیم و بدانیم که این مدیریت که در پیکره نیروی انسانی حمل میگردد، یک سرمایه عظیم اجتماعیست.
این موجود سیال مانند آب بالا و پایین دارد ،دارای ارزشهای کمی و کیفی میباشد موثر و اثر پذیر است . پس همانگونه که گل کردن آب مایه تکدر خاطر پایین دستهاست قدرناشناسی از بالادستها هم میباشد چه زیبا میتوان با دلنوشت سهراب همراهی کرد .
اگر یک مدیر دوراندیش بدور از تعصبات متداول به دوردستها بنگرد و بداند که این منصب نا ماندنی از چه سنگلاخ هایی عبور کرده واز چه کوره راه هایی گذر کرده تا بدست این رسیده و یقیین داشته باشد که او را هم بجای خواهد گذاشت شاید روان بودن آنرا باور کند و عمده ترین سئوال معلم ابتدایی از خود را بیاد بیاورد آنگاه که میگفت “بچه ها بزرگ شدید میخواهید چکاره بشوید”؟ وبسیار تاکید میشد که حتما نیت قلبی خود را اعلام کنند و سعی شود که از روی دست همکدیگر تقلبی نکنند!
 باور کنیم که این کفترهای پاک سرشت آینده جامعه در فرودستها به امید رسیدن به فرادستها ی مدیریت به نوبت ایستاده اند.
اگرمدیری نگاهی واقع بینانه به گذشته خود داشته باشد ودر کنار آن وجدان مدیریتی خود را کمی فعال کند و سخاوتمندانه به جامعه بنگرد وفرآیند مدیریت شدن خود را بیاد آورد ، درد دور دستها را کمی درک خواهد کرد و اگر از فضای مجازی مدیریتی به جهان واقعی سرک بکشد ورنج ومشقت تامین مخارج تحصیلی پدران غیرتمند را کمی لمس کند شاید کمی وجدانش بلرزد وجایی برای پرورش وپذیرش مدیران آینده بوجود آید.
معمولا نگاه به مدیریت به عدد همه مدیران است ودر سیستم مدیریت جامعه ایرانی نه به سنت پایبندند ونه از سیستم پیشرفه مدیریتی خبری هست عمدتا این سلایق و تعلقات سیاسیست که مدیریت میکند ولیاقت وشایستگی دراولویتهای بعدی قراردارد.
 پس چندان انتظاری از تحول بنیادین در اصول مدیریتهای اجرایی نمیتوان داشت اما در جامعه کردستانی که بیش از هر جای دیگر کشور نیاز به تحکیم پایه های مدیریتی دارد شرایط بگونه دیگریست .
از منظر سیاسی بسیاری از نقاط کشور دارای ظرفیتهای متعدد ومتفاوت مدیریتیست وبا تحولات سیاسی جامعه هرگز دچار فقدان مدیری نخواهند شد چون در این مناطق بعلت وفور مدیران “آیشهای مدیریتی” چندان در روند امورات جامعه تاثیری ندارد ولی در جامعه کردستان که بدلایلی از این مزیت غنای مدیریتی برخوردار نیست و ریزشها و رویشهای سیاسی نهادینه نشده است لذا برمدیران است که این “آب را گل نکنند” و اجازه بدهند بنیانهای اساسی مدیریت در جامعه شکل بگیرد سزوار نیست که ریزشها را به رویشها ترجیح بدهند .
سرگذشت ناخوشایند مدیریت در کردستان را بیاد بیاوریم که چگونه با پیروی ازجریانات سیاسی کشور بسیاری از نیروها به هدر رفت وچگونه نیروهای پر انرژی کردستانی را قربانی سلایق سیاسی کردند .
اصولا نیروهای کردستانی آنقدر زیاد نمیباشند که طاقت “آیش سیاسی” داشته باشند تجربه های گذشته نشان داد که در هر تحول سیاسی معمولا بخش عظیمی از نیروهای کردستانی به خواب دائمی فرو میروند و روند عمر مفید کاری مجالی برای بازگشت مجدد نخواهد گذاشت دولتهای گذشته با استفاده از ظرفیت مدیریتی نیروهای کردستانی فقط توانستند شرایط موجود را مدیریت کنند وازچیزی بنام توسعه پایدار خبری نبوده است  همین مقدار پیشرفتی هم که دیده میشود یک پدیده عادیست که بر اثر نظام برنامه ریزی اعتبارات و سهم عمومی از ثروتهای ملی نصیب جامعه کردستان گردیده است ومدافع جدی از سهم اعتبارات جامعه کردستانی به نسبت جمعیت خود وجود نداشته است .
علیرغم اینکه  جامعه کردستان دارای نمایندگان برجسته ای در دولتهای پیشین بود ولیکن سهم منطقه کردستان از برخورداریها ازکمترین میزان ممکن بهره مند گردیده است.
هرچند کالبد شکافی عملکرد جریانات سیاسی ومدیران ملی کردستانی در گذشته کاری صحییح نمیباشد وغیر از یاد آوری خاطرات ناخوشایند چیز دیگری نیست ولی برای ارزیابی تاریخی استناد به بعضی موارد هرچند تلخ هم ضروریست.
باید دانسته شود که در مناطق دیگر کشور که آیش سیاسی بوجود میاید عموما نیروها ومدیران طیف مغلوب به بازسازی خود ازجمله تکمیل تحصیلات ویا به ادارات حاشیه ای که ازگزند تلاطمات سیاسی برحذر باشند، پناه میبرند وچون دارای عقبه های سیاسی مخصوص خود میباشند به محض پایان آیش سیاسی جریان پیروز خود، با اقتدار ظاهر گشته و همچنان در صدر مراکز تصمیم گیریها قرار میگیرند ولی آیش سیاسی برای نیروهای کردستانی دارای خاطرات خوبی نبوده است انزوا و گوشه گیری و دور گشتن از فضای عمومی و نهایتا جزفراموش شدن چیزی نصیب آنها نشده است .
روی سخن با افراد شناسنامه دار سیاسی میباشد نه با کسانی که حاضرند در راه مسئولیت هر هزینه ای را بپردازند حتی قربانی کردن جریان سیاسی خودرا بربقاء خود ترجیح میدهند.
جریان اعتدال با شعارهای آرمانی به پیروزی رسید و چینش مدیران ملی با همه فرازو فرودهایش به پایان رسید قصد بازخوانی ومواجهه نیروهای کردستانی با جریان سیاسی دولت جدید نیست چون پرداختن به آن در شرایط کنونی سزاوار نمیباشد بشرط اینکه در مابقی مسیر اداره اجرایی جامعه مجال جاری شدن این آب زلال فراهم گردد و ازگل کردن آب پرهیز گردد.
فرصت پیش رو میتوانست وهنوز هم میتواند ازنیمه های راه به زلال شدن آب بیندیشد ونیروهای سیاسی “آیش سیاسی ” گذشته را بیاد بیاورند وبدانند تا زمانی که فهم عمیقی از ظرفیتهای منطقه ای حاصل نگردد وآستانه تحمل نیروهای غالب در حد اعتدال اعمال نگردد ، و مدارا در مدیریت نهادینه نگردد ،این چرخش نا موزون همچنان در مدار نامرادی در حال صیرورت است.
در صورتیکه یکبار برای همیشه از همه ظرفیتهای موجود استفاده شود ، ریشه های مدیریتی کردستانی عمیق تر ومتنوع ترگشته  در مواجهه با جریانات سیاسی سیال میتوانند درون زا برون داد باشند در این صورت است که میتوان شاهد حضور مدیران کردستانی در دیگر نقاط کشور باحفظ هویت منطقه ای خود باشیم این امر زمانی محقق میگردد که نیروهای منطقه ای دارای قدمت وهویت منطقه ای باشند وریزش ورویشهای آنها با شرایط کشوری هم آهنگ باشد وبا جریانات زودگذر وناپایدار سیاسی به محاق کشیده نشوند وبگوشه عزلت وفراموشی سپرده نشوند.
 میدانیم که نسل جدید کردستانی به لحاظ فاصله زمانی، فضای ملا آور گذشته را لمس نکرده است وبا ضمیری سفید به فضای موجود وارد میشوندو یقینا رفتار ونگرش آنان با نسلهای گذشته تفاوت دارد وبر مدیریتهای سیاسی جامعه است که در حد وسع خود در بکارگیری متساوی نیروها جانب انصاف را رعایت کند البته ازاینکه نگاه متوازنی تاکنون بر فضای جامعه کردستانی حاکم نشده امری غیر قابل انکار است وراهبران جریانات سیاسی در کردستان بیشتر به مانایی جریان فکری خود بوده اند تا به پایداری همترازی ملی .
بهمین دلیل با کوچکترین تحول سیاسی بیشترین خسران نیرویی در کردستان بوجود آمده است. پس شایسته است در شرایط فعلی با استفاده از ظرفیت واقعی اعتدال به بازسازی نیروهای منطقه ای مبادرت ورزیده شود واستفاده ای عقلانی از فضای موجود صورت گیرد و مسیر سیاسی اعتدال را بنهیم و مسیر عقلانی آنرا دریابیم که به خیر وصلاح جامعه کردستانی است که ریشه در دین حنیف دارد. دراین راستا زدودن تدریجی زنگاره ها وپیوند گسستها وظیفه مدیران اجرایی وسیاسی کردستانی میباشد.چونکه حجم نیروهای کارآمد کردستانی آنقدر نیست که هر گرایش سیاسی تعدادی از آنها را گزینش وتعدادی را به بایگانی بسپارد .
 عموما نیروهای کردستانی بدلیل ریزشهای سیاسی و انسداد پیشرفت در سطوح ملی که مستقیم وغیر مستقیم متوجه جریانات سیال سیاسی میباشد،از پایه های محکمی برخوردار نیستند که توان آیشهای سیاسی را داشته باشند وازطرفی با توجه به مشغله های عمومی نمایندگان مجلس واولویتهای آنان انتظاری ازناحیه آنان نسبت به کمک و بهبود ویا تحول این وضعیت نمیباشد.
لذا این شرایط عمومی حاکم برمدیریتی منطقه سبب گردیده که کردستان به یکی از نقاط آموزش مدیر تبدیل گردد نه از نیروهای خودش بلکه برای نیروهای مهاجر. با این رویکرد  بر اثر تقابل دیدگاههای زود گذر مقطعی انرژی نیروها صرف خنثی سازی یکدیگر میگردد و در هر تحول سیاسی در کشور بیشترین ریزشها در بدنه نیروهای کردستانی بوجود آمده است که درنوع خود جفایی بزرگ در حق جامعه نوپای مدیریت کردستانی میباشد.
ومعمولا این روال ناصواب سبب گردیده حائلی بین مدیران ارشد کشور ومدیران منطقه ای بوجود بیاید که متاسفانه باید گفت در این بین واسطه های نا صالح که مردانی برای تمام فصول محسوب میشوند ، بیشترین نقش را در این میدان بازی میکنند که نه باروح نیروهای خادم منطقه سازگار است ونه درحیطه منافع عمومی جریانات سیاسی فعالیت میکنند .
 پس بهتر است به رسم ادب و وفاداری به بزرگانی که آب را فهمیدند و آنرا گل نکردند ، دیگران نیز مراعات کنند و این آب زلال را گل نکنند چهزیبا گفت سهراب،
   
                         درفرودست انگارکفتری میخورد آب
                        یا که در بیشه ای دور،سیره ای پر می شوید
                        یا در آبادی،کوزه ای پر میگردد
                                                 آب را گل نکنیم
                                                 ……………….
                                                 ……………….
                                                 ……………….
                              مردمان سر رود آب را میفهمند
                              گل نکردنش مانیزآن راگل نکنیم
                    
 
کد مطلب: ۶۳۸۲۶  |  تاريخ: ۱۳۹۳/۳/۸  |  ساعت: ۲۱ : ۳۶

شناسه خبر : 19247

این خبر رو هم ببینید

رهبر معظم انقلاب: جمهوری اسلامی مهمترین ابتکار حضرت امام(ره) بود/ به برخی کسانی که صلاحیتشان احراز نشد جفا شد؛ دستگاه های مسئول جبران کنند/ نابسمانی را با انتخاب درست باید جبران کرد نه با عدم شرکت در انتخابات

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتی به مناسبت سالروز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) که هم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 1 =