خانه / بانوان / آيا زنان ناقص العقل هستند؟ سؤال كننده: مريم سنگي

آيا زنان ناقص العقل هستند؟ سؤال كننده: مريم سنگي

اميرمؤمنان عليه السلام در اين خطبه هدفش اهانت به شخصيت زنان نيست؛ بلكه بيان تفاوت هايي است كه زنان در انجام عبادات، ارث بردن و شهادت در دادگاه، با مردان دارند

توضيح سؤال
برخي از سايت از اميرمؤمنان عليه السلام نقل مي‌كنند كه آن حضرت زنان را «ناقص العقل و ناقص الايمان» معرفي كرده است. خواهشمنديم متن كلام اميرمؤمنان را توضيح داده و بفرماييد كه آيا واقعا از نظر ايشان، زنان اين نقص را دارند و يا منظور حضرت بيان مطلب ديگري است؟
پاسخ اجمالي
اولا: اميرمؤمنان عليه السلام در اين خطبه هدفش اهانت به شخصيت زنان نيست؛ بلكه بيان تفاوت هايي است كه زنان در انجام عبادات، ارث بردن و شهادت در دادگاه، با مردان دارند.
ثانيا: در منابع اهل سنت همين مطلب از رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز نقل شده كه كاملا سخنان امير مؤمنان منطبق با سخن رسول خدا است.
قبل از بيان پاسخ تفصيلي لازم است متن خطبه را ذكر كرده و به تاريخ و موضوع آن اشاره شود. 
نكته اول: متن خطبه
اميرمؤمنان عليه السلام در خطبه۸۰ نهج البلاغه در باره زنان فرمايشاتي دارند كه متن كلامش اين است:
 
مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ. نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ .نَوَاقِصُ الْعُقُولِ.
 
فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ.
 
وَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ.
 
وَأَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ.
 
فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ.
 
وَلَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَرِ.
 
اى مردم همانا زنان در مقايسه با مردان، در ايمان، و بهره‏ورى از اموال، و عقل متفاوتند،
 
اما تفاوت ايمان بانوان، بر كنار بودن از نماز و روزه در ايّام «عادت حيض» آنان است،
 
و اما تفاوت عقلشان با مردان بدان جهت كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد است،
 
و علّت تفاوت در بهره ورى از اموال آن كه ارث بانوان نصف ارث مردان است.
 
پس، از زنان بد، بپرهيزيد و مراقب نيكانشان باشيد،
 
در خواسته‏هاى نيكو، همواره فرمانبردارشان نباشيد،
 
تا در انجام منكرات طمع ورزند.
 
نهج البلاغة، خطبه ۸۰
 
مشاهده سخن فوق و مشابه آن كه در قالب خطبه و يا نامه (بنا به اشاراتي كه بعضي از شارحان نهج البلاغه دارند) و همچنين برخي از كلمات كوتاه كه به نقل از امير مؤمنان عليه السلام در نهج البلاغه و ديگر كتب روائي و تاريخي آمده است اين سؤال و شبهه را بلا فاصله به ذهن منتقل مى‌كند كه آيا به شخصيت و مقام انساني زن جسارت و اهانت نشده است؟ و اصولا چرا زن را موجودي «ناقص العقل» معرفي مى‌كند؟
 
هرچند شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم السلام معناي دقيق اين گونه سخنان را مي‌دانند و مطمئنا اين شبهات در ذهن شان نيست؛ اما دشمنان اهل بيت به ويژه شبكه هاي وهابي هر روز اين خطبه را دستاويز قرار داده و همواره روي آن مانور مي‌دهند.
 
علت مانور دادن آنها روي اين گونه كلمات كه معاني روشني دارند،‌ اين است كه مي‌خواهند اميرمؤمنان عليه السلام را مخالف قشر زنان كه نصف جامعه بشريت را تشكيل مي‌دهد، نشان دهند و در نتيجه محبت و ولايت آن حضرت را از دل اين قشر بيرون سازد.
نكته دوم: تاريخ ايراد خطبه
 
بيان كاستي‌ها و سرزنش‌هاي عام امير مؤمنان از گروه و جامعه زنان پس از حادثه خونين و كمر شكن جمل است كه در اين حادثه چهره هائي سرشناس از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله پس از پيمان و بيعت با امام علي عليه السلام و نرسيدن به آرزوهاي دنيوي با همراه نمودن همسر پيامبر و با شعار خونخواهي از عثمان گروه زيادي از مسلمانان را به كام مرگ كشاندند.
نكته مهم و لازم به ذكر اين است كه جنگ جمل به سود جوامع اسلامي تمام نشده است، و توصيه هاي پيامبر زير پا گذاشته شد،
 برخى از افراد مايلند صحت انتساب اين سخن را به امير المؤمنين رد كنند، و برخى ديگر به توجيه و تفسير كلماتش مى‏پردازند، و برخى ديگر آن كلمات و اصطلاحات را به همان مفهوم كه در حال حاضر در ميان ما وجود دارد بيان مى‏كنند.
 
گرد آورنده خطبه ها ونامه ها و سخنان امير المؤمنين علي عليه السلام، مرحوم سيّد رضىّ (رحمة الله عليه) قبل از ذكر متن سخنان امام مي‌نويسد:
 
ومن خطبة له عليه السلام بعد حرب الجمل في ذم النساء
 
 امير المؤمنين عليه السلام اين خطبه را پس از جنگ جمل ايراد نموده است.
 
نهج البلاغة ، خطب الإمام علي (ع)، ج ۱، ص ۱۲۹
 
سبط ابن جوزى نيز مى‏گويد: امير المؤمنين اين سخن را پس از جنگ جمل گفته است،
 
 (تذكرة الخواص: ۷۹)
 
و در باره تاريخ و زمان ايراد اين سخنان گفته اند كه در ماه جمادى الثاني سال ۳۶ بوده است.
 
ولي در منابع تاريخي و حديثي ديگر، اين خطبه را بخشى از نامه اي مفصّل دانسته‌اند كه امير المؤمنين عليه السلام آن را پس از سقوط مصر به وسيله عمرو بن عاص و شهادت محمد بن أبى بكر نوشته است، بنا بر اين تاريخ نوشتن اين نامه و يا ايراد خطبه بعد از ماه صفر سال ۳۸ بوده است.
نكته سوم: موضوع خطبه
 
اين خطبه يكي از معدود سخناني است كه از زواياي گوناگوني مورد نقد و تحليل قرار گرفته است ، برخي گفته اند:
 
نگاه امام به شخصيت زن از وراي حادثه جمل است، چون عائشه جنگي خونيني را با هدف مخالفت با حكومت و خلافت علي عليه السلام، سبب شد؛ لذا امير مؤمنان عليه السلام كل جامعه زنان را هدف قرار داد.
 
در پاسخ به اين تفسير بايد بگوئيم:
 
اولا: تخلف و نافرماني عائشه از نافرماني و بيعت شكني طلحه و زبير شكننده تر نبود؛ بلكه اين دو نفر بودند كه او را به خونخواهي عثمان تحريك كرده و به ميدان جنگ آوردند، همچنين موضعگيري عائشه در برابر علي عليه السلام سنگين تر از مخالفت‌ها و كارشكني معاويه و عمرو عاص و خوارج نبود، بنا بر اين اگر گفته شود كه اين سخن علي عليه السلام به جهت حضور عائشه در صحنه جنگ بوده است، پس بايد به همان ميزان در مذمت مردان نيز سخن مى‌گفت.
 
ثانيا: هميشه انسان احساسات تند و كينه جويانه‌اش را نسبت به كساني ابراز مى‌دارد كه طرف مقابل را در جايگاهي برتر و موقعيت پيروزمندانه ببيند، نه اينكه اين احساسات را به كسي نشان دهد كه در حالتي از ضعف و شكست قرار دارد.
 
ثالثا: منطق انساني و اسلامي اقتضا دارد كه خطاي يك فرد را به عموم سرايت ندهيم، و آيا به شخصي مانند امير مؤمنان عليه السلام كه دروازه مدينه دانش پيامبر است مى‌توانيم چنين نسبتي بدهيم؟
 
رابعا: اين خطبه را اگر چه امير المؤمنين عليه السلام در باره عايشه و شركت او در جنگ جمل كه حالتي سرزنش گونه دارد ايراد فرموده است، ولى مخاطبش همه زنان و براى هميشه تاريخ ايراد شده كه تفاوتهاي اساسي بين زنان و مردان را بيان مى‌كند.
نكته سوم: تفاوت يا نقصان
 
استفاده از كلمات و تعابيري مانند «نقص» و مشابه و مترادف با آن، شايد براي بعضي از اذهان ايهام‌آور و موجب خطا در فهم مراد باشد و لذا استفاده از كلمه تفاوت، بار منفي اين نگاه را كمتر مى‌كند، و بهتر است بگوئيم فقط جابجائي كلمه صورت پذيرفته است.
 
اما حقيقت امر اين است كه وجود اين تفاوتها موضوعي غير قابل انكار است؛ زيرا تفاوتهاي جسمي و روحي زن مانند تفاوتي است كه در اعضاي بدن انسان وجود دارد؛ يعني هر عضوي وظيفه و مسئوليت خاصي را به عهده دارد؛ ولي در عين حال مرتبط به يكديگر هستند، مثلا چشم انسان عضوي حساس و ظريف و لطيف است كه وظيفه‌اش آگاهاندن انسان از اطراف و جهان بيرون است؛ ولي عضو ديگري مانند پاي انسان، عضوي خشن است كه كار چشم را انجام نمى‌دهد و هيچ نقصي براي وي محسوب نمى‌شود، پس تفاوتها نمى‌تواند دليل نقص باشد.
 
بنابراين امير مؤمنان عليه السلام اين تفاوتها را در سه محور همراه با بيان فلسفه و علل آن توضيح مى‌دهد.
پاسخ حلي
 
براي بيان پاسخ حلي بايد گفت كه اين خطبه به چند محور اصلي تقسيم مي شود كه بايد به صورت جداگانه توضيح داده شده و پاسخ ارائه گردد.
محور اول خطبه: نقصان يا تفاوت درايمان
 
اسلام با صراحت كامل و قاطعانه هويت انسانى زن و مرد را متحد ميداند.
 
نصوص قاطعانه قرآن در بيان وحدت هويت انسانى مرد و زن قابل خدشه و ترديد نيست. از جمله نصوص روشنگر اين وحدت آيات ذيل است:‌
 
آيه اول: تساوي در خلفت:
 
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ. (سوره حجرات، آيه ۱۳)
 
اى مردم، ما شما را از يك مرد و زن‏ آفريديم و شما را گروه‏ها و قبائل قرار داديم، تا يكديگر را بشناسيد و با همديگر زندگى هماهنگ داشته باشيد، با ارزش‏ترين شما نزد خداوند باتقوى‏ترين شما است.
 
آيه دوم؛ تساوي در گرفتن پاداش بر اساس عمل:
 
فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏. (آل عمران: ۱۹۵)
 
خداوند آنان را چنين اجابت كرد كه من عمل هيچ يك از عمل كنندگان شما را از مرد و زن ضايع نمي‌كنم.
 
آيه سوم؛‌ تساوي زن و مرد در كسب ارزشها و صفات عاليه انساني:
 
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً. (احزاب: ۳۵)
 
مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان مؤمن و زنان مؤمنه مردان عبادت كننده و زنان عبادت كننده، مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان خشوع كننده در برابر عظمت الهى، مردان و زنان بخشاينده، مردان و زنان روزه‏گير، مردان و زنانى كه عفت خود را حفظ مى‏نمايند، مردان و زنانى كه خدا را فراوان بياد مى‏آورند، خداوند بر همه آنان مغفرت و پاداش بزرگى را آماده ساخته است.
 
 با وجود سه آيه فوق و آيات ديگر كه صريحا و بدون كمترين ابهام، مرد و زن را از نظر شخصيت و عناصر و اوصاف عالى و ارزشمند آن، متحد معرفى ميكند. اهانت و تحقير زن يا اسناد اهانت و تحقير زن به اسلام ناشى از بى‏اطلاعى از مفاد آيات فراوانى است كه در قرآن آمده است. اين است بعد انسانى و هويت شخصيتى زن از ديدگاه اسلام.
 
بنابراين مقصود از عبارت‌ «نواقص الايمان» در كلام حضرت، تفاوت در ايمان به معناي ايمان و اعتقاد به خدا و پيغمبر و ديگر اصول و فروع اعتقادى نيست؛ زيرا آن ايمان در زن و مرد يكسان است و ميزان آن را تنها خدا مى‏تواند تعيين كند؛ بلكه ايمان مورد اشاره امير مؤمنان، بهره بردن از عمل و عبادات و كم شدن نصيب زن بطور قهرى در روزهاى قاعدگى است.
 
به بيان ديگر، زن در دوران قاعدگى نماز و روزه را ترك مى‌كند. نه اين كه زن در دوران قاعدگى فاسق است و عادل نيست، دروغگو است و راستگو نيست، و نه اين كه شخصيت اعتقادى او مختل شده است، بلكه به جهت وضع روانى خاصى كه پيدا مى‏كند [و روانپزشكان اين وضع روانى را مشروحا مطرح مي‌كنند] به جهت لزوم رهائى روان زن از توجه دقيق، كه در حال نماز پيش مى‏آيد و لزوم آزاد ساختن دستگاه گوارش و معده در غذا و آشاميدنى‏ها كه در دوران قاعدگى خيلى اهميت دارد، تكليف نماز و روزه از زن برداشته مى‏شود.
 
در عين حال رابطه زن با خدا به وسيله ذكر در نماز بدون احساس فشار از تكليف معين، محفوظ و دائمى است و او مى‏تواند در اوقات نماز در حال ذكر خداوندى باشد و روزه‏هايى را كه در روزهاى قاعدگى ترك كرده است، در غير آن روزها قضا نمايد.
 
به توضيحي كه خود حضرت در اين خطبه دارد توجه فرماييد:
 
فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ.
 
نتيجه: از اين بحث و تحقيق روشن مى‏شود كه مقصود از نقص ايمان زن، نقص رابطه زن با خدا نيست، بلكه مقصود حالت استثنائى موقت است كه زن بجهت حالت عارضى جسمانى كه اغلب با دگرگونى‏هاى روانى توأم ميباشد، از فشار تكليف معين و مقرر رها مى‏گردد.
محور دوم: تفاوت يا نقصان در ارث
 
عبارت: «نواقص الحظوظ» در فرمايش امام ناظر به تفاوت سوم ميان زن و مرد در سهم الارث است كه بر گرفته از اين شريفه است:
 
 يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ؛ (نساء/ ۱۷)
 
خداوند در باره فرزندانتان بشما توصيه ميكند كه سهم مرد را برابر سهم دو زن باشد.
 
يا در آيه ديگر آمده است:
 
فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (نساء/۱۷۶)
 
و امير مؤمنان عليه السلام در تفصيل مطلب فرمود:
 
وَأَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ.
 
 البته اين قانون در همه مسائل ارث كليت ندارد از آن جمله:
 
۱٫  اگر وارث ميت فقط پدر و مادر و يك پسر باشد، مال شش قسمت مى‏شود، چهار قسمت را پسر و هر يك از پدر و مادر يك قسمت مى‏برند؛
 
۲٫ اگر ميت چند برادر و خواهر مادرى داشته باشد، مال بطور مساوى ميان آنان تقسيم مى‏شود؛
 
۳٫ سهم الارث فرزندان برادر و خواهر مادرى ميان زن و مرد مساوى تقسيم مى‏شود؛
 
۴٫ اگر وارث ميت منحصر به جد و جده مادرى باشد، مال ميان آن دو مساوى تقسيم مى‏شود؛
 
۵٫ اگر وارث ميت هم دائى و هم خاله باشد و همه آنها پدر و مادرى يا پدرى، يا مادرى باشند مال به طور مساوى‏ ميان آنان تقسيم مى‏شود. و در آن موارد كه مرد دو برابر زن ارث مى‏برد، بدان جهت است كه معمولا زن‏ها كه اداره شئون خانواده را به عهده مى‏گيرند از شركت دائمى در مسائل اقتصادى جامعه و ورود در انواع گوناگون آن مسائل معذور مى‏باشند، لذا تهيه وسايل معيشت آنان براى مردان واجب است، از طرف ديگر مردان در معرض نوسانات اقتصادى از نظر سود و زيان بيشتر قرار مى‏گيرند، در صورتى كه صنف زن مانند مرد در معرض زيان و آسيب اقتصادى نيست و او همواره از نظر معاش تأمين است. به اضافه اين كه مهريه‏اى كه زن بمقدار عادلانه از مرد مى‏گيرد، مى‏تواند نوعى جبران سهم الارث او بوده باشد.
محور سوم: نقصان يا تفاوت درعقل
 
محور سوم كلام اميرمؤمنان عليه السلام (نواقص العقول) است. در توضيح اين جمله مي‌گوييم:
 
اولا: چنانكه در مبحث گذشته گفتيم: مقصود از نقص، كاهش ارزشى نيست؛ بلكه عدم تساوى شهادت مرد و زن كه امير المؤمنين عليه السلام بيان فرموده‏اند، با نظر به محدوديت طبيعى ارتباطات زن با حوادث و رويدادهاى بسيار گوناگون است كه مرد در آنها غوطه‏ور است و توانائى دقت و بررسى عوامل و مختصات و نتائج آنها را بيش از زن دارا مي‌باشد و كنجكاوى مرد و نفوذ فكرى او در ريشه‏هاى حوادث يك امر طبيعى است كه در نتيجه قرار گرفتن مرد در امواج گوناگون و تلاطم‏هاى متنوع زندگى، به وجود مى‏آيد.
 
لذا اگر مردى را فرض كنيم كه از قرار گرفتن در امواج و خطوط پر پيچ و خم حوادث‏ زندگى بركنار بوده باشد و اين بركنار بودن ارتباطات عادى وى را با جهان عينى و زندگى محدود نمايد، بدون ترديد شهادت او هم در باره امورى كه معمولا از آنها بركنار است، دچار اشكال مى‏گردد.
 
به همين جهت است كه شهادت زن‌ها در موارد زيادى حتى بدون تعدد، مساوى شهادت مردها مي‌باشد و آن موارد عبارتند از موضوعاتى كه با شهادت و گواهي و اعتراف خود زنها دانسته مى‌شود.
 
مانند شهادت زن به اين كه در روزهاى قاعدگى است يا در روزهاى طهر و اين كه بچه‏اى كه در شكم او است مربوط به كدام مرد است و غير ذلك.
 
با توجه به توضيح فوق سخن امير مؤمنان عليه السلام نيز اين است:
 
وَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ.
 
نكته قابل تذكر اين كه از آن جهت كه زن نگهبان طبيعى و اولى حيات است، خداوند متعال عواطف و احساسات او را خيلى قوى‏تر و متنوع از مرد قرار داده است، زيرا:
 
اولا: بزرگترين مسئوليت زن آماده كردن محيط زندگي سالم و بستر سازي فضاي مناسب و شايسته جهت تربيت نسلهاي بعدي است كه ظرافت خاص خودش را دارد و مردها از چنين ظرافتي كم بهره اند.
 
ثانيا: نشاط روحي حرف اول سلامت روحي و به تبع آن جسمي است كه مرد اين نشاط را از محيط خانه گرفته و در ادامه شغل و زندگي اش از آن كمك مى‌گيرد.
 
ثالثا: سياست شوهر داري كه در نهايت تملك شوهر به وسيله زن است از مسائل ظريفي است كه روح لطيف و ظريف توانائي آن را دارد.
نتيجه كلى :
 
نتيجه كلي از  مباحث فوق اين است كه هدف امير مؤمنان عليه السلام بيان تفاوت هاي شخصيت زن و مرد نيست بلكه اشاره به مختصات رو بنائي زندگي آنها است.
 
به عبارت ديگر‌: اشاره به تفاوتهايي دارد كه زنان در انجام عبادت، شهادت در دادگاه، و سهم ارث در برخي از موارد است كه اين تفاوتها در قرآن كريم نيز ريشه دارد. 

شناسه خبر : 20181

این خبر رو هم ببینید

زنان؛ مهره سوخته یا عامل پیشرفت جامعه/ نشمیل قادری

سرویس کردستان- نشمیل قادری فعال مدنی با ارسال یادداشتی به کردپرس به بررسی وضعیت زنان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 3 =