خانه / سیاسی / اي كاش من استاندار بودم! سيد اسماعيل حسيني – سنندج

اي كاش من استاندار بودم! سيد اسماعيل حسيني – سنندج

اي كاش من استاندار بودمي، با جان و دل به اين محل سركشي كرده و پلاكاردي روي اين ساختمان استخر نيمه كاره نصب كردمي كه: ايهاالناس!!! وضعيت اينجا در گذشته چنين بوده و در آينده چنين نخواهد بود و سرانجام اين بناي باستاني تغيير وضعيت خواهد داد

 وجود استخر شنا در نزديكي محل سكونت هر فرد، يكي از نعمت‌هاي خداوندي است كه بايد شكرگزار آن بود،‌هر چند:( وقليل من عبادي الشكور). در آموزه‌هاي ديني ما نيز بارها بر فراگيري فنون شنا وتيراندازي، تاكيدات فراوان شده كه بايد هم خودمان بياموزيم و هم به فرزندانمان آموزش دهيم.
داستان آن مرد نحوي وكشتيبان كه در مثنوي معنوي مولانا آمده، خود سند ديگري بر اين ادعاست كه حكايت آن را اكثر خواص شنيده‌اند، و شايد تكرار آن در اين گفتار چندان مقرون به تناسب نباشد. با اين مقدمه اينك لاجرم از حقير خواهيد پرسيد كه هدف و منظور  از اين منبر رفتن و موعظه كردن چيست؟! سئوالي است بجا كه پاسخ آن در ذيل به شرف عرض خواهد رسيد:
در انتهاي خيابان كشاورز شهر سنندج مركز استان كردستان و در مجاورت مسجد النبي و آبشار سنگي، يا واضح تر بگوييم پشت قبرستان ( شرف الملك) معروف به تپه (‌شيخ محمد باقر غياثي) ساختمان استخري نيمه كاره و رها شده وجود دارد كه قدمت آن به دوران ماقبل تاريخ برمي‌گردد، آجرها زهوار دررفته  وتيرآهن‌ها و ميلگردها فرسوده و درهم شكسته كه از سيمايش معلوم است سرد و گرمي روزگار بسيار چشيده و رنجها بسيار كشيده است. حقير به وسيله علم( هيپنوتيزم) از يكايك اموات مدفون در قبرستان پيرامون تاريخ احداث اين بناي استخر نيمه كاره سئوال كردم، همگي متفق القول بودند كه قبل از آرميدن آنان در شهر خاموشان، اين استخر وجود داشته است. بنده كه از سال ۱۳۷۵ خورشيدي در مجاورت اين محل سكني گزيده‌ام هر روز منظره اين ساختمان فرتوت را مي‌بينم و در ذهنم صدها سئوال به تكافو مي‌افتد كه چه سري در اين كار نهفته است؟!
جسته  و گريخته از اهالي محل سوال كردم، گفتند گويا پيمانكار مخلص و متعهد و فداكارش، پول را به جيب زده و راهي ديار فرنگ شده است. به هر حال(العهده علي الراوي). سالهاست كه رهگذران از كنار اين بناي عجيب وغريب مي‌گذرند و از خود مي‌پرسند:ياللعجب! سرّ رها شدن اين استخر در چيست؟ چرا كسي سراغ اين ساختمان نمي‌آيد و چرا نيمه كاره رها شده است؟! البته بايد اذعان كرد كه ساختمان مخروبه و نيمه كاره استخر، با وجود معايب فراوان داراي محاسن هم هست و آن اين است كه گروه معتادان و افراد بنگي و حشيشي و شيشه‌اي و غيره … در فصل زمستان در طبقه زيرزمين آن آتش روشن مي‌كنند  ونغمه‌هايي با اين مضمون سر مي‌دهند:
بزن بر طبل بي‌عاري كه آن هم عالمي دارد
زخوشرويان عالم هر كه را بيني غمي دارد
و در عين نغمه سرايي، هزاران رحمت نثار ارواح نياكان پيمانكار مخلص و فداكار مي‌كنند كه با احداث اين پروژه و پول به جيب زدن، حداقل سرپناهي براي اين قشر آسيب پذير ساخته تا در فصل سرما بي خانمان نباشند و سرپناهي مجاني داشته باشند. اين اقشار بنگي و حشيشي برحسب خصلت جوانمردانه‌اي كه دارند، گاهي از رهگذران تعارف مي‌كنند: كه بياييد! در كلبه ما رونق اگر نيست صفا هست . در كلبه ما اگر غذا نيست بوي غذا هست! و هكذا….
به هر حال، زير اين آسمان كبود از اين مناظر و ساختمانها فراوان است و فراوان خواهيم ديد؛ گاهي صداي يك معتاد مخروبه نشين در گوش‌ات طنين انداز مي‌شود كه:
روزگار است اين كه گه عزت دهد گه خوار دارد
چرخ بازيگر از اين بازيچه‌ها بسيار دارد
به هر حال اجازه دهيد لحظه‌اي از اين عالم طنز و عالم مفنگي‌ها و حشيشي‌ها بيرون آمده  و اندكي در عالم جدي تامل كنيم.
حقير سراپا تقصير،‌مدت ۱۷ سال است كه هر روز اين ساختمان مخروبه و نيمه كاره را مي‌بينم و از كنارش رد مي‌شوم. بديهي است هم من و هر شهروندي ديگري از خود خواهد پرسيد:
۱- اين ساختمان متعلق به بخش خصوصي است يا دولتي؟
۲- اين ساختمان متعلق به كداميك از سازمانها و نهادهاست؟
۳- آيا اين ساختمان متعلق به اداره كل تربيت بدني استان است؟
۴- آيا احداث استخر در مجاورت مسجد و قبرستان از نظر عرف و شرع  ونظام مهندسي، كار درستي است؟
۵- چرا اين ساختمان به كلي تخريب ويا به چيز ديگري تبديل نمي‌شود؟
اينها و صدها سئوال ديگر كه ظاهرا گوش شنوايي براي آنها نيست. واقعا چه كسي بايد جواب دهد و پاسخگوي اصلي كجاست؟
طبيعتا هر رهگذري كه بارها و بارها اين ساختمان رقت بار و منظره آن را ديده باشد، از خود مي‌پرسد: آيا اين شهر فرماندار دارد؟ دارد. شهردار دارد؟ دارد. نماينده مجلس دارد؟ دارد. شوراي شهر دارد؟ دارد. الحمدلله همه چيز دارد بدون كم و كاست،‌ اما لطفشان شامل حال اين استخر نيمه كاره نمي شود. شايد از اين معضل و اين نقيصه‌ بي خبرند.
خدا كند اينگونه باشد.
با هيچ كس نشاني زان دلستان نديدم
يا من خبر ندارم يا او نشان ندارد
اي كاش من استاندار بودم، اي كاش من استاندار بودمي، با جان و دل به اين محل سركشي كرده و پلاكاردي روي اين ساختمان استخر نيمه كاره نصب كردمي كه: ايهاالناس!!! وضعيت اينجا در گذشته چنين بوده و در آينده چنين نخواهد بود و سرانجام اين بناي باستاني تغيير وضعيت خواهد داد.
بنده اطيمنان دارم كه متصديان امور و مقامات شهر، از اين نقد سازنده آزرده خاطر نخواهند شد، زيرا يكي از رسالت‌هاي مطبوعات همانا نقد سازنده و دادن ايده و راهنمايي به مسئولان است كه نبايد خود را از راهنمايي‌هاي شهروندان بي نياز بدانند و اين وظيفه شهروندان است هر جا عيب و نقصي ديدند براي رفع آن يادآوري كنند، زيرا سكوت و بي توجهي به معناي شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت است. به گفته(سعدي) عليه الرحمه:
دو چيز طيره عقل است دم فروبستن
به وقت گفتن، و گفتن به وقت خاموشي
معني دقيق شهروندي و حقوق شهروندي همين است كه آنچه خير و صلاح جامعه در آن است گفته شود تا آب رفته به جوي بازگردد.
به گفته حافظ:
من آنچه شرط بلاغ است با تو مي‌گويم
تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال
رها شدن يك ساختمان نيمه كاره آن هم به مدت حدود ۲۰ سال در وسط شهر خود به خود سئوال برانگيز است.
ما در طي اين مدت استانداران زيادي ديديم كه آمدند و گفتند و هر كسي نغمه خود خواند  و از صحنه رفت اما اين ساختمان نيمه كاره پيوسته بجاست؛ خرم آن استخري كه شيك و پيك باشد و مردم در آن شنا كنند  واز مقامات استان قدرداني و تشكر.
بياييد كاري كنيم كه به جاي(‌اي كاش)، (كاشكي) و اينگونه واژگان كه ادات تمنا  وخواهش و آرزو و حسرت و طلب چيزي مي‌باشند، كلمات تشكر و قدرداني بر زبان جاري كنيم،‌زيرا شاعر گمنام مي‌فرمايند:
اگر را با مگر تزويج كردند
از او طفلي برآمد كاشكي نام
والسلام نامه تمام، استخر شنا نيمه تمام!

شناسه خبر : 19471

این خبر رو هم ببینید

افشاگری فعال اماراتی: مخالفت با عادی سازی روابط در امارات ۱۰ سال حبس و جریمه سنگین دارد

یک فعال اماراتی فاش کرد طرفداران عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی در کشور امارات …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − 5 =