خانه / کلام و عقیده / خطر تکفیر و آسیب شناسی آن/آرزو  حاج رسولی-سنندج

خطر تکفیر و آسیب شناسی آن/آرزو  حاج رسولی-سنندج

جنایات گسترده این فرقه تکفیری در حق مسلمانان بی دفاع ، اعم از شیعه و سنی ضرورت توجه ویژه و روز افزون به گسترش این پدیده تلخ در جوامع اسلامی را دو چندان می سازد شاید در ابتدا آشنایی با سیر تطور و تکون این جریان انحرافی آشنایی با مبانی آن ضروری به نظر برسند. اگر چه برای پرداختن به این موضوع مجالی بس وسیع نیاز است با این حال در ادامه به طور اختصار سعی خواهیم کرد تا به خاستگاه و جریان شناسی پدیده تکفیر بپردازیم

مقدمه : توجه به اتفاقات پیرامون نشان می دهد که جزئیات تکفیری با به آتش کشیدن سرزمین های اسلامی و تشدید درگیری های فرقای در حال تبدیل به یکی از معضلات اساسی است اسلام می باشد و روند فعالیت ها و تهدیدات این گروه ها افزایش سطح تهدید را نشان می دهد که همین امر ضرورت شناخت دقیق و جامع نسبت به تهدیدات و خطرات این جریانات را اجتناب نا پذیر می نماید.
یکی از دردناک ترین مسائلی که امروز جهان اسلام با آن رو به رو است فتنه تکفیری می باشد این غده بدخیم که به تصویر منفی اسلام دامن زده و جنایات بی شماری را در سوریه ، عراق ، پاکستان و …. مرتکب  شده است ، اقداماتی را صورت داده که برخی از آنها در قیاس با فجایع بوداییان در قبال مسلمانان میانمار ، به مراتب شرم آور تر است.
در این جنایات ، مردم بی دفاع در کوچه و بازار و محل کار به خاک وخون کشیده شده و یا به طرز وحشیانه ای سر بریده می شوند ، جنایات گسترده این فرقه تکفیری در حق مسلمانان بی دفاع ، اعم از شیعه و سنی ضرورت توجه ویژه و روز افزون به گسترش این پدیده تلخ در جوامع اسلامی را دو چندان می سازد شاید در ابتدا آشنایی با سیر تطور و تکون این جریان انحرافی آشنایی با مبانی آن ضروری به نظر برسند. اگر چه برای پرداختن به این موضوع مجالی بس وسیع نیاز است با این حال در ادامه به طور اختصار سعی خواهیم کرد تا به خاستگاه و جریان شناسی پدیده تکفیر بپردازیم :
 
۱) پیشینه
پشینه تکفیر در جهان اسلام ، به صدر اسلام باز می گردد به این معنی که در برهه هایی از تاریخ ، گروه هایی از مسلمانان مخالفان خود را کافر نامیده اند واقعه مهم تاریخی درباره تکفیر غائله خوارج است ، بسیاری از فرقه های خوارج ، کسی که مرتکب یکی از گناهان کبیره می شد را کافر می دانستند !۱
همچنین بعضی از معتزله و اشاعره مشبّهه را تکفیر می کردند.۲
از دیگر مصادیق آن ، می توان به تکفیر شافعی ها از سوی محمد بن موسی حنفی – قاضی دمشق (متوفی ۵۰۶ق)- و یا تکفیر حنابله توسط ابو حامد طوسی (متوفی ۵۸۶ ق) اشاره کرد.
در حوزه نظری اندیشه تکفیری در چند قرن گذشته ریشه در دیدگاه های ابن تیمیه دارد و گروه های تکفیری ، دیدگاه تکفیری خود را از ابن تیمیه وام گرفته اند.
از این رو برای فهم دیدگاه تکفیریون باید ابن تیمیه را نقطه عزیمت قرار داد. هر چند ابن تیمیه نظریه پرداز پروژه تکفیر در جهان اسلام است اما در روزگار او دیدگاه تکفیری وی از مرز نظریه پیش نرفت و در حوزه عمل به اباحه ی خون و مال نینجامید.
ابن تیمیه به رغم تعریفی که از کفر ارائه می دهد و حصول کفر را با انکار ضروری دین یا احکام متواتره و مورد اجماع گره می زند ۴ اما در عمل گروه های فراوانی از مسلمانان را تحت عناوین گوناگون تکفیر کرده و از دایره اسلام خارج نموده است و با این نگرش دایره مفهوم ایمان را بسیار تنگ و ضیق در نظر گرفته است.
۲) تأسیس تکفیر ، در قرن دوازدهم  با ظهور محمد بن عبدالوهاب در منطقه نجد ، اندیشه تکفیر ، از حوزه ی نظر وارد مرحله عمل شد.
در این مرحله محمد بن عبدالوهاب واژه هایی مانند ( شرک ) و ( کفر ) را به سادگی درباره مسلمانان به کار برد و خون مال و ناموس آنان را مباح شمرد.
وی در کشف الشبهات نان را ÷آنان رسماً علمای اسلام را مشرکان زمان نامیده و حکم تکفیر آنان را صادر کرده است ۵ ، محمد بن عبدالوهاب صریحاً اعلام می کند بسیاری از اهل این دوره و دوران های گذشته خود را به دو چیز فریب می دهند ، دوم بیشتر آنها گمان می کنندکه انتصابشان به اسلام و گفتن شهادتین خون و مال آنان را محترم می کند.۶
از همان وقت که محمدبن عبدالوهاب عقاید خود را ابراز و مردم را به پذیرش آنها دعوت کرد گروه زیادی از علمای بزرگ به مخالفت با عقاید او پرداختند ، نخستین کسی که به شدت با او به مخالفت با او برخواست پدرش عبدالوهاب و سپس برادرش شیخ سلیمان بن عبدالوهاب بودند که هر دو از علمای ( الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه ) تألیف کرد و در آن عقاید برادرش را رد نمود. ذینی دحلان می گوید پدر محمد بن عبدالوهاب  مردی صالح از اهل علم بود.
برادرش شیخ سلیمان نیز از اهل علم محسوب می شد و چون شیخ عبدالوهاب و شیخ سلیمان در ابتدای امر یعنی از مانی که محمد بن عبدالوهاب در مدینه به تحصیل اشتغال داشت ، از سخنان و کارهای او دریافته بودن که چنان داعیه ای دارد او را سرزنش می کردند و مردم را از وی بر حذر می داشتند.۷
در حالی که وهابیان خود را پیرو احمدبن حنبل می دانند محمد بن عبدالوهاب علمای حنبلی را گرفتار شرک اکبر و ارتداد می خواند ابن فیروز که خود عالمی حنبلی و مقلد ابن تیمیه و ابن قیم است به سبب نه پذیرفتن وهابیت در نگاه محمد بن عبدالوهاب کافر است ، سنت تکفیر در نسل محمد بن عبدالوهاب ( آل شیخ ) همچنان باقی مانده است.
نوه ی او همانند پدر بزرگ خود مسلمانان عصر خود را به شرک و کفر متهم کرد و آنان را بد تر از مشرکان پیش از اسلام شمرد. او معتقد بود که مشرکان پیش از اسلام معنی لا اله الا الله را بهتر از مسلمانان می فهمیدند.

 
باید توجه کرد امروز مشکل ترین معضل جهان اسلام گروه های تکفیری هستند که با اعمال وحشیانه خود ضربه سنگینی بر پایه اسلام و آبروی مسلمین جهان وارد می کنند و اسلامی را که دین رحمت و محبت است ، آیین خشونت و خونریزی معرفی می کنند. به عقیده ما از همه مشرک تر همین جریان های تکفیری هستند ، زیرا آنها دستور های قرآن را که دین رحمت معرفی می کند کنار گذاشته اند.
قرآن می فرماید با غیر مسلمان نیر مدارا کنید مگر کسانی که با شما وارد جنگ شوند.
آنها تمام این دستور ها را به دلیل سفارش فلان شخص و به ظاهر عالم کنار گذاشته اند ، حال این ها مشرکند یا دیگران؟
امیدواریم خداوند جمعی از آنان را که قابل هدایتند ، هدایت فرماید و به زودی ریشه ی دیگرانشان را که باعث زشتی چهره اسلام در دنیا می شوند قطع نماید. تکفیری ها عیبشان این است که تا وارد می شوند می گویند شرک مردم دست به هر چه می زنند می گویند شرک و بدعت است و مردم در مناطق مختلف دارند از این ها متنفر می شوند.
ایمان و کفر در قرائت تکفیری ها
مفهوم کفر در نقطه مقابل ایمان قرار دارد و یکی از واژه های کلیدی و پر کاربرد در قاموس گروه های تکفیری است. مهمترین مسئله ای که باید در این بین به آن پرداخته شود ظهور و تکوین گرایش تکفیری از وهابیت و سلفیت است.
تکفیر در اصل به معنای پوشیدن و پوشاندن است ولی در عربی و فارسی به معانی گوناگونی به کار رفته است۸ که بر پایه آنها در قرآن احادیث و منابع کلامی و فقهی چند مفهوم مصطلح شده است : از جمله پاک کردن گناهان و ابطال عقاب۹  ، پرداختن کفار سوگند و مانند آن ۱۰ و نیز کافر خواندن کسی با نیت کفر دادن به مسلمانان ۱۱، مفهوم مذکور در اصطلاح علم فقه و علم کلام تفاوت هایی دارد. کفر در علم فقه معمولاً در برابر اسلام قرار می گیرد در علم فقه حد نصاب مسلمان بودن و خروج از مرز کفر ، جاری شدن شهادتین بر زبان است و کسی که شهادتین را نگوید کافر می شود ۱۲ در این موارد کفر بیش تر مربوط به امور ظاهری است و بیانگر نوع نعامل مسلمانان با کفر است.
اما در علم کلام کفر در برابر ایمان بکار می رود و مفهوم مرزها و معیارهای کفر به دقت بررسی می شود ۱۳، در علم کلام کفر جاری از انکار لسانی از افعال قلوب شمرده می شود همچنین کفر را به سه سطح ( کفر در اعتقاد – کفر در گفتار – کفر در رفتار ) تقسیم می کنند۱۴٫
کفری که گروه های تکفیری دیگران را به آن متهم می کنند ( کفر اکبرات ) کفر اکبر حکمی است که به موجب آن فرد متهم از دین اسلام خارج می شود و اصطلاحاً مرتد نام می گیرد این حکم تبعات سنگین تری غیر از خروج از اسلام دارد. به تعبیر صالح سریهیکی از چهره های تکفیری ریختن خون فرد کافر حلال است همسرش به وی حرام می شود و پس از مرگ نباید بر او نماز خواند و در گورستان مسلمانان دفن کرد ، چنین شخصی نه تنها از اموال بر جای مانده از دیگران ارث نمی برد بلکه حق دخالت در اموال خویش را هم ندارد۱۵٫
تلازم ایمان و عمل در قرائت تکفیریون
ایمان و کفر ، از مباحث بسیار مهم و اساسی در کلام اسلام است و به دلیل همین اهمیت همواره در کانون مباحثات و مجادلات مذاهب و فرق اسلامی قرار داشته است.
ایمان و کفر نه تنها در حوزه عقاید بلکه در زندگی دنیوی انسان نقشی بنیادین ایفا می کند.
چرا که جایگاه فرد در اجتماع اسلامی و امنیت و حرمت وی با مؤمن یا کافر بودن وی ارتباطی مستقیم دارد. به همین دلیل مذاهب اسلامی ، مباحث ایمان و کفر را با حساسیت ویژه ای دنبال می کنند. با این حال هر چند مسلمانان درباره ی مرزهای ایمان و کفر اختلافاتی دارند ، نقاط مشترک میان آنها در این زمینه به مراتب بیش از اختلافات است به عبارت دیگر ایمان شرایطی حداقلی دارد که مورد اتفاق مسلمانان است.
در سده های نخستین اسلامی دو مکتب انحرافی در جهان اسلام شکل گرفت که در تعریف ایمان و کفر ، قرائتی مخالف با تمام مذاهب اسلامی اراءه کردند این دو مکتب خوارج ومرجئه بودند که به دلیل تعارض دیدگاه آنان با اندیشه اسلامی در سده های بعد منزوی شدندو جز نامی از آنان باقی نماند .تا اینکه در قرن دوازدهم وهابیت تکفیری بار دیگر قرائت خوارج را درباره ایمان و کفر زنده کرد وهمانند آنان تیغ تکفیر را بر پیکر مسلمانان فرود آورد .تکفیریون معاصر نیز در واقع دنباله رو همان قرائت خوارج از ایمانوکفر می باشد.
به عقیده سلفیان تکفیری میان ایمان وعمل تلازم وجود دارد به این معنا که اگر کسی ایمان به خدا داشته باشد ومرتکب کبائر شود از دین خارج شده وکافر شمرده می شود .
در جهان اسلام تنها گروهی که چنین عقیده ای داشتند خوارج بودند .خوارج نیز ایمان رابسته به عمل می دانستند وفرد مرتکب کبیره را از دین خارج وواجب القتل می شمردند به همین علت در برابر مسلمانان قد برافراشتند و آنان را به بهانه های واهی کشتند سلفی های تکفیری نیز چنین دیدگاهی دارند .
اختلاف در ماهیت ایمان
وازه ایمانیکی از وازه هایی است که در باره معنی اصطلا حی آن دیدگاههای مختلفی ارائه شده است معنای لغوی ایمان تصدیق است اما در معنی اصطلاحی ایمان این ÷رسش مطرح می شود که تصدیق بهچه معنی ودارای چه اجزائی است؟ در معنی اصطلاحی ایمان سه جزء متصور است
۱-تصدیق به زبان  2- تصدیق به قلب   3- تصدیق به عمل  به عبارت دیگر معنای اصطلاحی ایمان ممکن است یکی از سه و یا ترکیبی از آنها باشد. همین وجوه زمینه را برای ظهور دیدگاه های مختلف پیرامون معنی اصطلاحی ایمان را فراهم آورده است. در واقع پرسش اصلی در باب رابطه ی ایمان و عمل این است که آن تکوّن ذاتی مفهوم ایمان و عمل را در بر گیرد۱۶؟
با وجود عقاید متنوع خوارج آن چه بیش از همه به شکل گیری اندیشه اعتقادی خوارج انجامید و در واکنش به آن نیز مذاهب دیگری بوجود آمد. قرائت افراطی خوارج از مفهوم ایمان بودن آن با قرائت که از ایمان کردند تمامی مسلمانان را کافر شمردند و آنها نخستین گروه تکفیری در جهان اسلام هستند.
ایمان در اندیشه اسلامی
در حالی که مهمترین انحراف در معنی اصطلاحی ایمان ، ریشه در چگونگی ارتباط میان ایمان و عمل دارد ، بیشتر اندیشمندان اسلامی ، اعم از شیعه و سنی بر این عقیده اند که نه میان ایمان و عمل تلازم وجود دارد و نه کاملاً عمل از ایمان متأخر و جدا است بلکه معنی اصطلاحی ایمان همان تصدیق زبان و قلب است و گناه ، فرد را از ایمان خارج نمی کند بلکه موجب سنق او می شود و تا وقتی عملی که مستلزم کفر باشد انجام ندهد مؤمن است اما مؤمن فاسق دلایل این مدعا :
۱- معنای لغوی ایمان تصدیق است و در معنای شرعی نیز ایمان معنایی غیر از معنای تصدیق پیدا نکرده است زیرا تغییر معنا خلاف اصل است و جز در مواردی که دلیل وجود داشته باشد قابل اثبات و احراز نیست و در قرآن و سنت نیز این لفظ در معنای شرعی ، به تصدیق حد او رسول تخصیص زده شده و معنای آن گرویدن است.
۲- آیات ناظر به ایمان
از مجموع آیاتی که درباره ایمان ناطل شده است چنین استفاده می شود که نمی توان قرائت تکفیر بودن از ماهیت ایمان را موافق با کتاب الهی دانست آیات ناظر به ماهیت ایمان را می توان در چنین محوری دسته بندی نمود.
الف) آیاتی که عمل اصلاح را بر ایمان عطف کرده اند.
از آنجا که عطف دلالت بر مغایرت دارد ظهور آیاتی که در آنها ایمان و عمل صالح بر یکدیگر عطف شده است ، مغایرت ایمان و عمل است و اگر عمل صالح جزء ایمان یا خود ایمان باشد تکرار بی فایده لازم می اید نمونه ای از این آیات : اِن الذینِ آمنوا وعملو الصالحات.  17
ب) آیاتی که ایمان را شرط صحت و قبولی اعمال دانسته و یا عمل صالح را شرط ایمان قرار داده اند.
از آنها که مشروط داخل در شرط نیست آنچه از دست از آیات فهمیده می شود مغایرت ایمان و عمل است. مانند آیات زیر :
فمن العمل من الصاحات و هو مؤمن فلا کُفران لِسَعیهِ و اِنالهآیاسینمتب÷ کابتون   18
و من یأتهِ مؤمنا قد عمل الصالحاتِ فَأولئک   لهمُ الَدّرجاتُ العلی   19
ج) آیاتی که حتی به کسانی که مرتکب گناهانی مثل قتل و بحن و ظالم شده اند نسبت ایمان لی نحند مانند آیات نهم و دهم سوره حجرات که می فرماید :
و اِن طائِفتان من المؤمنِن اقتلو ………… ۲۰
این آیه شرفیه بیان می کند که حتی جنگ نیز موجب خروج یک گروه با فرد از ایمان نمی شود چون خداوند نه تنها هنگام جنگ دو طایفه با یکدیگر هر دو را مؤمن می شمارد بلکه در ادامه می فرماید اگر یکی از آن دو گروه – مؤمن بر دیگری ستم کرد بی شک ستم کردن و بعضی یکی از گناهان بزرگ است اما خداوند این طایفه را زیر دایره ایمان خارج نکرده است.
د) آیاتی که مؤمنان را مورد خطاب قرار داده و پس از آن ایشان را به انجام واجبات یا ترک محرمات امر می کند مانند : یا ایهاالذین امنو اتقوا الله و کونو امع الصادقین خداوند در این آیه کسانی را که ایمان دارند به تقوا که همان انجام واجبات و ترک محرمات است ، توصیه می کند پس از ایمان با عدم تقوا نیز جمع شدنی است اما اگر عمل از اجزای ایمان بود بیان و توصیه خداوند به مؤمنان به تقوا بیهوده بود زیرا در این صورت خود آن ها تقوای الهی داشته اند که مؤمن شده اند.
ه) آیاتی که قلب را محل ایمان می دانند بدون اینکه چیز دیگری به آن ضمیمه کنند مانند آیه شریفه اولئک کتب فی قلوبهم الایمان ۲۱  اگر اعمال جزء ایمان بودند قلب محل ایمان به شمار نمی آمد.
حکم تکفیر مسلمانان در منابع حدیثی اهل سنت و شیعه
روایات اسلامی نیز گواه دیگری بر مبطلان مبنای کلامی گروه های تکفیری در موضوع ایمان و کفرات و عدم جرئت عمل در ماهیت ایمان را ثابت می کنند به گفته نجاری : هنگامی که امیرالمؤمنین علی(ع) مأمور فتح خیبر شد پیامبر گرامی (ص) به وی فرمود برو به چیزی توجه نکن که خداوند به وسیله تو دژهای خیبر را فتح کند علی (ع) فرمود برای چه با آنها مبارزه کنم؟ پیامبر(ص) فرمود : با آنها مبارزه کن تا هنگامی که شهادت دهند : لا اِله …… هرگاه چنین کردند دیگر خون و اموال آنها بر تو حرام است جز آن که حق وصالی نسبت به خدا برگردن آنهاست.۲۲
امام شافعی نیز از ابو هریره نقل می کند که پیامبر (ص) فرمود : با مردم می جنگم تا هنگامی که بگویند : لا اله الا الله….. هنگامی که چنین گفتند خودشان در کنان از طرف من محترم است  جز آنچه از جانب خدا بر گردن آنهاست.۲۳
به گفته شافعی پیامبر (ص) دانست که بنا به فرمان خدا تا هنگامی باید با مشترکان مبارزه کند که بگویند لااله الا الله …… اگر چنین کردند خون و مالشان محترم است و فقط حقوق خداوند را باید انجام دهند. ولی تا چه حد به گفته خون صادق هستند خداوند به قلوب آنها آگاه و او متولی بندگان خود است.
روایاتی که فضلیت دارد که تکفیر مغایر با اصل و نیازمند دلیل خدشه ناپذیر به عنوان نمونه : پیامبر(ص) فرمود « المسلمُ اَخوالمسلم لایظلمهَ و لایُسّلِمُهٌ » 24   مسلمان بردار مسلمان است بدین جهت به او ظلم نمی کند و او را تسلیم نمی نماید و یا « سباب المسلم فُوقٌ و قِتالهُ کفر » 25   نا سزا گفتن به مسلمان فسق است و کشتنش کفر است. همچنین : اِن دماءکم و اموالکم و اعراضَکم علیکم حرام ) ۲۶   می نا ریختن خون تان و دست به اموالتان و هتک حرمت آبرویتان بر یکدیگر حرام است. از حضرت علی (ع) پرسیده شده آیا اهل قبله که با شما ستیز برخاستند و جنگیدند کافر هستند؟ فرمود : قال کفرو ایالاحکام و کفروا با لنعم کُفراً لیس کَفر  المشرکین الذین دفعوا النبوه ولم یقروا بالاسلام ولوکانوا لَذالِکَ ما حلت لنا منکحتهم ولا ولانا ئحهم ولا مواریثهم    27. آنان به احکام و نعمت ها کفر ورزیدند کفری که بسان کفر مشرکین نیست ، آنان که نبوت را منکر هستند و اقرار به اسلام ندارند و اگر آنان چنین بودند و کافر می شدند برای ما ازدواج با آنان حلال نبود و ذبح های آنان و نه آنچه به جای گذاشته اند. در روایتی دیگر نیز علی(ع) و جابر از پیامبر (ص) آورده که در بخشی از ان فرمودند : اهل لا اله الا الله لا تکفر و هم بذهب و لاتشهدو اعلهِم شرِک  28.  اهل لا اله الا الله را با گناه تکفیر نکنید و بر آنان گواهی شرک ندهید. بنابراین تنها علمای اسلامی اصل ورود به اسلام شهادتین است و انکار آن باعث کفر می گردد این معنایی است دقیق در در منابع اسلامی جز و ملاک های تکفیر و کفر ذکر شده است می توان گفت که سه ملاک سهم که همه مسلمانان روی آن ها اتفاق نظر دارند و از منابع نیز به دست می آید برای تکفیر وجود دارد که باید به آنها پای بند بودند و از آنها پا فراتر ننهاد که پیامدهای بسیار ناگواری برای جامعه اسلامی خواهد داشت.
انکار خدا و توحید به انکار رسالت نبی اکرم (ص) و انکار ضروری دین بناربراین تحریف معنای ایمان و توسعه به شمار می رود فاقد پشتوانه دینی و مخالف دیدگاه قاطبه مذاهب اسلامی است.
مقام معظم رهبری
بزرگترین خط تکفیری ها بد بین کردن شیعه و سنیبه یکدیگر
مقام معظم رهبری ( عدجلله العالی ) در دیدار ، اعضای مجلس خبرگان در تاریخ ۱۵/۱۲/۹۲ بزرگترین خطر تکفیری ها را بد بین کردن شیعه و سنی به یکدیگر داستند ایشان در همین زمینه می فرمایند : حضور نیروهای تکفیری که امروز متأسفانه در برخی از نقاط منطقه مخال اند خطر بزرگشان این نیست که بی گناهان را می کشند آن هم جنایتی بزرگ است اما خطر بزرگ این است که دو گروه شیعه و سنی را نسبت به هم بد بین می کنند این خیلی خطر بزرگی است. جلوی این بد بینی را باید بگیریم ، بدین صورت که نه از آن طرف شیعیان خیال کنند که یک گروه آنچنانی که ما شیعه اینجور رفتار می کند این جبه اهل سنت است که با این ها مقابله می کند – نه جبه اهل سنت تحت تأثیر حرف های آنها – آنچه آنها راجع به شیعه می گوسند و تهمت هایی که می زنند و آتش افراد هایی که می می کنند قرار بگیرند باید مراقب باشند هم شیعه و هم سنی.
 
خدمات متقابل اسلام هراسان و تکفیریون ؛ تکفیر در رکاب اسلام هراسی
پروژه «اسلام هراسی» در چند دهه اخیر ، عامل مهمی در ارتباط میان جهان اسلام و غرب بوده است. اسلام هراسی به لحاظ تاریخی در غرب پدیده ای کهن است ، اما به لحاظ صورت بندی گفتمانی و مفاهیم  و واژگان کلیدی آن ، فرایندی نو ظهور به شمار می می رود. ریشه تاریخی پدیده ترس از اسلام ، به سده های گذشته باز می گردد ، به طوری که پیشینه طولانی روابط نا آرام میان غرب و اسلام ، هراس و ترس از اسلام را در ذهنیت غربی تثبیت کرده است ، تا همواره برای غرب « دیگریِ » هویت زایی وجود داشته باشد و در سایه تهدید مجازی آن « خود جمعی » غرب از سایرین متمایز شود. گفتمان اسلام هراسی ، القا کننده این باور است که اسلام هیچارزش مشترکی با فرهنگ های دیگر ندارد ؛ نسبت به غرب ، فرهنگ پست تر است و بیشتر یک ایدئولوژی سیاسی خشن است تا یک دین ؛ اسلام با خشونت و تروریسم نسبت ذاتی دارد ؛ گرایش های سیاسی در اسلام امنیت غرب یا متحدانش را تهدید می کند و اقدامات غرب علیه اسلام به ویژه اسلام سیاسی موجه و بایسته است.
اسلام هراسی را باید بازی زبانی و بر ساخته ای گفتمانی دانست که کنش گران غربی می کوشند تا از رهگذر آن اقدامات خود برای مقابله با جوامع مسلمانان را قابل قبول و مشروع جلوه دهند. این گفتمان البته برای گسترش هژمونی خود ، افزون بر میدان سیاسی و قدرت در دیگر میدان های گفتمانی غربی وارد شده و در بسیاری موارد از جنبش ها و دیدگاه های افراطی موجود در جهان اسلام و در رأس آن ها وهابیت تکفیری برای پیش برد مقاصد خود بهره گرفته است. این طرح هدفمند ، توسط دولت های غربی برای مقابله با رشد فزاینده گرایش به دین اسلام در غرب و به ویژه اروپا دنبال می شود و با بهره گیری از امپراطوری رسانه ای در دنیای معاصر در جهت متهم کردن اسلام به تروریسم و خشونت و بازنمایی دین اسلام به عنوان تهدیدی جدی برای جهان غرب و ادیان دیگر ، حرکت می کند و در این مسیر آراء و جنایات گروه های تکفیری بهترین بهانه و دستاویز را برای بانیان این حرکت خزنده فراهم آورده است.
 
امواج اسلام هراسی در تاریخ معاصر
در بررسی تاریخ معاصر ، چند موج اسلام هراسی را می توان برشمرد :
موج اول مشخصاً از دهه ۸۰ میلادی شکل گرفت و ریشه آن به پیروزی انقلاب اسلامی ایران و پیامدهای گسترده آن در در جهان اسلام باز می گشت. بیم از بیداری اسلامی مسلمانان ، واکنش های غرب را در قالب اسلام ستیزی به همراه داشت. با فروپاشی شوروی و حذف تهدید کمونیسم ، تلاش شد خلاء وجود دشمن برای پیشبرد برنامه های غرب ، با اسلام ستیزی پر شود و در این راستا اسلام ستیزی و اسلام هراسی در ابعاد دیگری همچون علمی و فرهنگی نیز بروز یافت.
موج دوم اسلام هراسی را می توان به حادثه یازدهم سپتامبر گره زد. در این دوره رسانه های غربی تلاش نمودند این گونه القا نمایند که خطوط تقابل میان اسلام و غرب نمایان و تشدید شده است. دو روز بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر و تبلیغات رسانه ای ، رفتارهایی علیه مسلمانان در قالب تبعیض ، خشونت و آزار و اذیت شکل گرفت. این موج همچنین تکفر اسلام هراسی را در بین نخبگان و عموم اروپایی ها منتشر ساخت و به بازنمایی چهره ای خشونت طلب و انحصار گر از اسلام پرداخت.
موج سوم اسلام هراسی همزمان با شدت گرفتن هراس از جریان های تکفیری در جهان غرب و مقارن با انتشار پیش بینی هایی مبنی بر غلبه جمعیتی مسلمانان در مغرب زمین تا پایان قرن بیست و یکم به پا خاست. این موج از سال ۲۰۰۵ با انتشار کاریکاتورهای موهن و اهانت آمیز به ساخت مقدس پیامبر اکرم (ص) توسط رسانه های دانمارک و سرایت آن به دیگر رسانه های اروپایی آغاز شد و با ساخت فیلم فتنه توسط گرت ویلدرز نماینده پارلمان هلند ، اظهارات موهن رود پارسلی کشیش آمریکایی ، اضهارات خصمانه پاپ در دانشگاه و گنسبورگ و چاپ مجدد کاریکاتورهای موهن به اوج خود رسید. در واقع ، این موج هتاکانه تر و پیچیده تر طراحی و اجرا شده است و با دستاویز قراردادن اقدامات و مواضع گروه های تکفیری ، چشم انداز پیش رو را در چارچوبی از افراط گرایی شدید جریان های اسلامی و منازعه میان مسلمانان و شهروندان مغرب زمین ، پیش بینی می کند که به رشد مضاعف اسلام هراسی می انجامد. بر اساس این سناریو ، اسلام در آینده ابزاری برای اعتراض اجتماعی در دست برخی گروه های مسلمان اروپایی و آمریکایی خواهد بود که مورد تبعیض قرار گرفته و یا خود را قربانی حاشیه ای شدن و محرومیت اجتماعی تلقی می کنند. این سناریو همچنین رشد محبوبیت و نفوذ گروه های تکفیری را در میان مسلمانان مغرب زمین پیش بینی می کند.
در سال های اخیر موج اسلام ستیزی در غرب شدت بیشتری یافته است. این رویکرد حاکی از آن است که دولت های غربی ، با بهره گیری از ابزارهای رسانه ای و تبلیغات نادرست از اسلام و پیروان آن در جهان ، تصویری رادیکال و مغشوش به مخاطبان خود بازنمایی می کنند و با استناد به برخی دیدگاه های افراطی موجود در جهان اسلام ، نظیر طالبان و القاعده ، این دین آسمانی را دینی خشن ، واپس گرا ، حامی تروریسم ، ناقض حقوق زنان و اقلیت های قومی و دینی نشان می دهند.
گسترش نفوذ جریان های تکفیری در جهان غرب
برخی گروه های افراطی در اروپا از چند دهه پیش تا کنون تلاش زیادی برای تبلیغ و گسترش خود در میان مسلمانان اروپا داشته اند. کمتر شهر مسلمان نشین در اروپا را می توان یافت که در آن ، مسجد یا مرکزی وابسته به این گروه ها فعال نباشد. بر اساس منابع اروپایی ، مسلمانان رادیکال متأثر از دیدگاه های افراطی ، بیش از ده در صد از جمعیت مسلمانان اروپا را تشکیل نمی دهد ، اما آن ها سازمان های عمده اسلامی و اغلب مساجد در اروپای غربی را تحت کنترل دارند و مدعی اند که نماینده کل جامعه مسلمانان هستند.
اعتقاد صحاب نظران بر این است که میزان اعتبارات مالی این گروه ها که از حمایت برخی کشورهای عربی برخوردارند ، در سال های اخیر که قیمت نفت به شکل جهشی بالا رفته ، افزایش یافته است. قسمت عمده این منابع جهت ایجاد و اداره مساجد ، مدارس و دیگر نهاد های دینی هزینه می شود. مطابق گزارش های دولتی در اروپا ، سالانه ده ها نفر از امامان جماعت یا تازه مسلمانان برای آموزش به دانشگاه ها و مراکز اسلامی برخی کشورهای عربی اعزام می شوند و یا در مراکز وابسته به آنان در اروپا آموزش می بینند. در سالیان اخیر ، پژوهشگری به نام فریدام هوز (Freedom House ) گزارش جامعی درباره برنامه های آموزشی جدید یکی از کشورهای منطقه خلیج فارس منتشر کرد و در خاتمه چنین نتیجه گیری کرد که : « اشاعه و تبلیغ ایدئولوژی نفرت و دشمنی نسبت به مذاهب و آئین های دیگر شامل مسیحیان ، یهودیان ، شیعیان ، هندوها ، صوفی ها و مسلمانان سنی که از آموزه ها و تعالیم افراطی پیروی نمی کنند و بی ایمان و کافر تلقی می شوند ،ن ذآن همچنان ادامه دارد »
خصایص گروه های تکفیری به ویژه امتناع از پذیرش حقوق فردی ، تحقیر و تخفیف حقوق . شأن و منزلت زنان ، بی اعتنایی به ارزش های واقعی و فطری حیات انسان و تشویق خشونت بر ضد حریفانی که آن ها را کافر می نامند ، همگی از جمله ویژگی هایی است که از یک سو در میان جنبش های اصول گرای اسلامی کمتر نظیری برای آن می توان یافت و از سوی دیگر کاملاً مغایر با آموزه هایی است که غرب خود را ملزم به ترویج آن می داند. این در حالی است که محط و محل رشد و تقویت این گرایشات و کشورها و مراکز حامی این دیدگاه ها نیز مشخص است و متأسفانه صرفاً به واسطه اغراض و منافع سیاسی و اقتصادی ، غرب از مواجهه حقیقی با آن ها استنکاف می ورزد. به طور مثال آمریکا در عراق ۱۲۰۰ میلیارد دلار هزینه کرده است و شواهد نشان می دهد این هزینه را برای آزاد سازی مردم در عراق انجام نداده ، بلکه در سطح منطقه خاورمیانه از این هزینه کرد ، رسیدن به اهدافی را پی جویی می کرده است. از سوی دیگر شاهد هستیم که غرب به دنبال انسداد سیاسی کامل در کشورهای منطقه است و در مقابل الگوی مد نظر مردم که همان استقلال است ، هرج و مرج و به هم خوردن موازنه های قدرت را ترویج می کند. در همین حین ملاحظه می کنیم که گروه های تکفیری بهترین ابزار آن ها برای این تحول هستند. در این میان ، دولت هایی که به صورت رسمی و آشکارا ، از آشفتگی های اجتماعی و امنیتی در منطقه دفاع می نمایند و با میدان دادن به مذهبیون افراطی و تکفیری ، زمینه فروپاشی اجتماعی را در این کشورها فراهم می کنند ، مشخص می باشند. هر وجدان منصفی حکم خواهد کرد که اگر ریشه های خشونت میان مذاهب گوناگونی که امروزه به جلن هم افتاده اند وجود داشت ، باید خود را در طول تاریخ نشان می داد ، ولی امروزه کشورهایی که سالیان سال پیروان ادیان و مذاهب گوناگون درآن به صورت مسالمت آمیز با هم زندگی می کردند ، دچار تفرق و بحران های دینی و نزاع های مذهبی شده اند. از برآیند این قراین می توان نتیجه گرفت وضعیت فعلی منطقه دست ساخته غرب است و با کمک گروه های تکفیری این نقشه اجرایی می شود.
در واقع ، جریانات تکفیری ، سرباز بی جیره و مواجب غرب به حساب می آیند ، زیرا آن ها در جهت تحقق اهداف غرب حرکت می کنند و این امر متأسفانه گاهی آگاهانه و در مواردی نا آگاهانه صورت می گیرد. این جریان ها که از سوی غربی ها با عناوین مختلفی همچون جریان های تکفیری ، تروریست های اسلامی و بنیاد گرایان اسلامی نام گذاری می شوند ، چهره ای غیر منطقی ، افراطی و خشن از اسلام ارائه داده اند. آبشخور اصلی جریان های افراطی ، به وهابیت تندرو و سلفی گری افراطی در شکل سیاسی آن و نیز شبکه های زیر زمینی وابسته به القاعده و برخی گروه های افراطی دیگر باز می گردد. جریانات افراطی و تکفیری نه تنها چهره اسلام را در اروپا و جهان مخدوش کرده اند ، عامل اصلی افزایش فشارهای ناشی از اسلام هراسی در ابعاد مختلف بر مسلمانان مغرب زمین نیز بوده اند ؛ به گونه ای که بخش زیادی از مسلمانان که هیچ رابطه عقیدتی و عملی با این جریان های افراطی نداشتند ، متحمل بیشترین فشار و آزار گردیده اند.
رابطه پدیده تکفیر و پروژه اسلام هراسی
یک واقعیت نا خوشایند و غیر قابل انکار در جهان اسلام ، گسترش جریان های تکفیری است و اصطلاحات نادرستی مانند فاشیسم مذهبی که برخی محافل غرب بارها به اشتباه از آن ها برای اشاره به همه اشکال اسلام گرایی استفاده کرده اند ، امروز برای نام گذاری جریان های تکفیری مناسب به نظر می رسند. اما این گرایشات مستمسکی برای غرب شده تا همزمان با رشد رسانه های جهانی به عنوان « پایگاه های بازنمایی واقعیت » ، امروزه با تصاویر بازنمایی شده بسیار منفی از اسلام رو برو شویم. تصویر روحانیونی که رهبری جریان های تروریستی را بر عهده دارند ، مردان خشنی که به زبان عربی تکلم می کنند و به انواع تجهیزات جنگی و نظامی مجهزند و همگی این ها در پی مبارزات عظیم و کاملاً سازماندهی شده بر علیه غرب هستند. رسانه های خبری هر روزه در اخبار خود از عملیات انتحاری بمب گزاری هایی که اغلب توسط گروهک های تروریستی تکفیری به وقوع پیوسته خبر می دهند.
اسلام هراسی و اسلام گریزی ، در تمامی این تصاویر موج می زند و امروزه امپراطوری رسانه ای بر جهان ، موجب آن گردیده که این تصاویر حالتی واقعی به خود بگیرد و در نتیجه ، این تصاویر رسانه ای در ذهن میلیون ها تن از افراد جهان نقش بسته است. این تصاویر اگر چه با واقعیت فاصله زیادی دارند ، اما در جهان امروز که رسانه ها برای ما واقعیت را می سازند به تصاویر واقعی تبدیل گشته اند. پیرو حوادث واقعی مانند جنایات طالبان ، اقدامات خشونت طلبانه القاعده ، مواضع و تندروی های گروه های تکفیری در کشورهای مسلمان و واقعه یازده سپتامبر ، توجه به بازنمایی های رسانه ای اسلام ، رشد قابل توجهی کرده است. حجم روز افزون تحقیقات نشان می دهند که در موازنه تصاویر ، بازنمایی ها و گفتمان های مرتبط با اسلام و مسلمانان در رسانه های غالب غربی و اروپایی ، گرایش به ارائه تصویری منفی و متخاصم از مسلمانان و اسلام دیده می شود.
ادوارد سعید در مقدمه ی کتاب خود : « اسلام و رسانه ها » در سال ۱۹۹۶ ، سیمای جهان اسلام را در رسانه های غربی در دوران پس از جنگ سرد ، با شاخصه های ذیل معرفی می کند : متحدان دارالاسلام ، دین تروریستی ، تشنگان خون ، خطر برای غرب و سوء استفاده از زنان ، یکی از جدیدترین نمونه مطالعات درباره چگونگی تصویر اسلام در رسانه های آلمانی ، پژوهشی است به نام « چهره خشن و تضاد گرایی اسلام » که در شبکه های تلویزیونی ARD و ZDF آلمان به مدیریت « کی . حافظ » صورت می گیرد. مؤسسه او تمام برنامه های تلوزیونی این دو شبکه درباره اسلام در سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ را مورد مطالعه و بررسی قرارداده است. بر اساس نتایج جالب توجه این تحقیق ، در ۸۱ درصد از برنامه ها ، اسلام با موضوعاتی که به طور مستقیم یا ضمنی دارای مفهوم منفی هستند ، ارتباط داده شده است ؛ به عنوان مثال در ۲۴ درصد از برنامه ها نام اسلام در کنار مقولاتی چون تروریسم و افراط گرایی قرار گرفته است. در ۵۴/۱۶ درصد از برنامه ها نام اسلام در کنار مسائلی مثل تضاد و کشمکش بین المللی مطرح است و در ۷۷/۹ درصد از برنامه های این دو شبکه تلویزیونی ، اسلام مروج عدم تسامح و مدارا دانسته شده و در ۵۱/۴ درصد از برنامه ها بحث اسلام ، هم زمان با بحث سرکوب زنان و تبعیض علیه زنان مورد توجه قرار گرفته است. در جمع بندی از این پژوهش آمده است : امروزه اقدام به عملیات تروریستی توسط اسلام گرایان تندرو ، به عنوان یک پدیده خطرناک جدید در اروپا مطرح گردیده است. اطلاعات و داده ها نشان از آن دارد که وجود این پدیده و اقدامات تروریستی در اروپا مطرح گردیده است. اطلاعات و داده ها نشان از آن دارد که وجود این پدیده و اقدامات تروریستی در اروپا و نسبت دادن این وقایع به مسلمانان منجر به ایجاد نگرانی و وحشت و افزایش تنش و کشمکش میان مسلمانان جهان و غرب گردیده است. مقامات ضد تروریست اروپا برآورد می کنند یک تا دو درصد مسلمانان ساکن این قاره ( بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ هزار نفر ) در طول زندگی خود ، حداقل یک بار در فعالیت های افراطی شرکت کرده اند. این که چه تعداد از این افراد در فعالیت های تروریستی شرکت داشته یا از این اعمال حمایت می کنند ، مشخص نیست.
با نگاهی به ویژگی ها و پیامدهای پدیده تکفیر در جهان اسلام و بازتاب ها و انعکاس های آن در جهان غرب و جامعه معاصر می توان رابطه تنگاتنگی میان پروژه اسلام هراسی و اقدامات گروه های تکفیری ترسیم نمود ؛ آن چه گروه های تکفیری در مقام نظر بدان ملتزم اند و جنایاتی که در عمل مرتکب شده و می شوند ، خوراک رسانه ای شبکه ها و مطبوعات غربی را فراهم می آورد ، تا با تمام توان در جهت پیشبرد پروژه اسلام هراسی و اسلام ستیزی حرکت کنند.
در واقع اسلام هراسی نوعی از « مدیریت برداشت » است که بیشتر توسط رسانه ها صورت می گیرد. به گفته « نیل پستمن » ، « ما واقعیت را آن گونه که هست نمی بینیم ، بلکه آن گونه می بینیم که زبان هایمان نشان می دهند و زبان های ما رسانه های ما هستند ». این برداشت ها که با اهداف گوناگون از جمله جلوگیری از رشد تمایل به اسلام در غرب و تخریب درونی مسلمانان هداست می شود را می توان شامل موارد زیر دانست :
* تمدن اسلامی ، مجموعه ای ارتجاعی و واپس گراست که نمی تواند خود را با تحولات زمانه همراه کند ؛
* تمدن اسلام نسبت به تمدن غرب فرودست محسوب می شود ، چرا که ابتدایی ، جنسیت گرا و غیر عقلانی است ؛
* تمدن اسلامی فاقد ارزش های مشترک با دیگر فرهنگ ها است و نسبت به فرهنگ های دیگر درای تأثیر و تأثر نیست و « دیگری » محسوب می شود ،
* تمدن اسلامی خشن ، ستیزه جو ، تهدید کننده ، حامی تروریسم و عامل اصلی در گیری تمدن هاست.
جوامع غربی نسبت به فعالیت های اسلام گرایی چه در میان کشورهای اسلامی و چه در میان مسلمانان در اروپا ، ابزار نگرانی می کنند. غربی ها پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و ارائه تز مبارزه با تروریسم ، تمایل دارند همه اشکال اسلام گرایی را تحت یک عنوان جمع کنند و آن بنیادگرایی اسلام است که رسانه های غربی آن را به گروه های تکفیری و جنبش هایی نظیر القاعده و طالبان فرو می کاهند و با این تحریف آشکار ، اسلام را مروج خشونت و تروریسم نشان می دهند. فعالیت ها و اقدامات گروه های افراطی و تندرو به نام اسلام جهاد و خرابکاری ها و بمب گزاری های متعدد این گروه ها در مناطق مختلف ، باعث بدنامی و خدشه دار شدن اسلام و چهره مسلمانان جهاد شده است. علاوه بر این اعمال غیر متمدنانه و غیر اسلام ، تحلیل و تفسیری که این گروه های تندرو از اسلام ارائه می دهند ، نیز باعث شده برخی اسلام را دینی به دور از فرهنگ و تمدن و دین جنگ و ترور معرفی کنند. اعمال این گونه اقدامات خشونت آمیز از سوی گروه های تکفیری موجب شده که برخی از محققان ، روزنامه نگاران ، رسانه ها و نیز برخی از احزاب سیاسی و سیاستمداران مغرب زمین با برجسته سازی و بزرگ نمایی افکار و اعمال این گروه ها ، به گسترش اسلام هراسی و اسلام ستیزی در جامعه اروپا اقدام نمایند.
« تکفیر » مسئله جدیدی نیست و گره خوردن آن به مجموعه ای از تفکرات سلفی گری کور و عامل شدن آن برای دخالت های استعمارگران در امور مسلمانان تحولی جدید و پر مخاطره است. محور قرار دادن « تکفیر » در معادلات و تعاملات ، عدم اعطای فرصت اندیشه و حق اظهارنظر به دیگران ، دست زدن به کشتارهای بی رحمانه و جمعی ، وارونه نمایی چهره اسلام ، و ایجاد تفرقه و پراکندگی میان مسلمانان ، ویژگی های پدیده تکفیر است. در میان این ویژگی ها ، وارونه نمایی چهره اسلام از پیامدهایی فاجعه بار تر برخوردار است. نقش تکفیر در سیاه نمایی چهره اسلام از ایران جهت است که در شرایط جنگ تبلیغاتی علیه اسلام ، اعمال خشونت آمیز تکفیری ها بهترین خوراک تبلیغی را برای رسانه های غربی علیه اسلام فراهم آورده است. تکفیر امروزه به بحرانی برای جامعه اسلامی بدل شده است. گام نخست برای شکستن موج افتراها به اسلام و افشای دروغ سازی ها علیه آن در جهان ، زدودن بحران حاصل از تکفیر و اقدامات و مواضع افراطی است. عدم توجه به این بحران و عدم علاج قاطع آن ، زمینه را برای شدّت و حدّت گرفتن بیشتر آن فراهم می آورد.
آیا تکفیر جز ویرانی و خرابی خانه های مسلمانان ثمره ای داشته است؟
آیا وقت آن نرسیده علمای جهان اسلام در کنار یکدیگر بیزاری و برائت خود را از افرات گرایی نشان داده و منشور اتحاد اسلامی را عملیاتی سازی نمایند؟
منابع و مآخذ
۱-ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه قم ۱۴۰۴
۲-ابن تیمیه تقی الدین احمد الا ستقامه عربستان وزاره التعلیمالعالی جامعه الامام محمد بن سعود الا سلا میه ۱۴۱۱ ق چ دوم
۳-تحقیق موسی بن سلیمان الدویش مدینه المنوره مکتبه العلوم والحکم ۱۴۲۲ق چ سوم
۴-شرح الاصبهانیه تحقیق محمد بن عوده العسوی ریاض دار المنهاج ۱۴۳۰ق چ اول
۵-مجموعه الفتاوی تحقیقر عامر الجوار وانورالبازریاض دارالوفاءللطبعوالنشر والتوزیع۱۴۲۶ق چدوم
۶-منهاج السنه النبویه فی نقض الکلام الشیعه القدریه تحقیق محمد رشاد –بی جا  بی نا ۱۴۰۶ق چ اول
۷- احمد بن محمد فیومی المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی –بیروت:دارالفکر
۸-فیومی –فیروز آبادی –معلوف –ذیل کفر  دهخدا ذیل واژه
۹- ابن ابی الحدید  ج ۱۳ص۱۳۲-مجتسی ج ۵ص۳۳۲
۱۰-حر ماملی  ج۱۲ص۲۹۰-الموسعه الفقهیه ج ۱۳ص۲۳۶-۲۳۵
۱۱-محمود عبد الرحمن عبد المنعم –ذیل تکفیر –الموسعه الفقهیه ج ۱۳ ص ۲۲۷
۱۲- محمد حسین طباطبایی ، المیزان فی تفسیر ، القرآن ج ۱۸ ص ۳۳۲ ذیل آیه ی چهارده سوره حجرات صحیح مسلم ج ۴ ص ۱۸۷۲
۱۳- علی بن حسین ( سید مرتضی ) الذخیره فی علم ال کلام ص ۵۳۴
۱۴- علی زاده موسوی – سلفی گری و وهابیت – ج دوم ص۲۷۳
۱۵- ر – ک – انسی المسلح (۱) الرافظون ص۴۹
۱۶- ر- ک – ایزو تسو – توشیهیکو – مفهوم ایمان در کلام اسلامی ۵/۲
۱۷- بقره – آیه ۲۷۷ –
۱۸- انبیاء آیه ۹۴
۱۹- طه آیه ۷۵
۲۰- حجرات آیه ۹ و ۱۰
۲۱- مجادله آیه ۲۲
۲۲- مسلم ( صحیح ج ۴ ص۱۳۷۲ )
۲۳- ابو عبدالله محمد بن ادریس شافعی ( الاسلام ج ۱ ص ۱۵۸ تا ۱۵۹ )
۲۴ – بخاری ۱۴۴۲ و مسلم ۲۵۸۰
۲۵- بخاری ۶۰-۴۴ و مسلم ۱۱ – 61
۲۶- السیل الجوار ( ۵۸۴۱۴-۵۸۵ )
۲۷- نهج البلاغه – صبحی صالح – حنابله – 173/248
۲۸- مجمع الزوائد ج ۱۰۶/۱
قسمت آخر(تکفیر در رکاب اسلام هراسی)
۱- کریمی ، غلامرضا ، روند تحولات اسلام هراسی پس ازیاده سپتامبر ؛ مجموعه مقالات اسلام هراسی پس ازیاده سپتامبر ، ص۹۹
۲- ایزدی ، فواد ، اسلام هراسی در ایلات متحده ؛ مجموعه مقالات اسلام هراسی پس از یازده سپتامبر ، ص۶۳
۳- شیر غلامی ، خلیل ، جایگاه اجتماعی و سیاسی مسلمانان در اروپا ، فصلنامه سیاست خارجی ، ش۹۰ ، ص۴۱۲٫
۴- پور اسماعیلی ، نجمه ، بررسی دلایل هراس از اسلام در اروپا ، وبسایت مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC.
۵- Image Management
۶-Neil Postman, sing Ourselves to Death : Publc Discourse in the Age 1984 of Show Busimess
Published in Amu
۷- تحلیلی بر گفتمان اسلام هراسی غرب و بیداری جهان اسلام در مقابل آن / گفتمان بیم و بیداری ، سید حمید هاشمی.
 

شناسه خبر : 19851

این خبر رو هم ببینید

ضربت تیغ تکفیر بر فرق ایمان

خوارج اولیه که بعداز جنگ صفین و ماجرای حکمیت پدید آمدند، درباره موضوعات مختلف، باورهایی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 3 =