خانه / مشاهیر / شرحی پیرامون امیرنظام گروسی خوشنویس و ادیب نامدار کرد مرتضی مرادی

شرحی پیرامون امیرنظام گروسی خوشنویس و ادیب نامدار کرد مرتضی مرادی

وی پس از تحصیلات کافی در ادبیات عرب و نقد اشعار عربی و فارسی و ضبط تواریخ و انشای خط وارد خدمت نظام شد و سپس در رکاب محمدشاه در محاصره هرات و با حسام السلطنه در فتح هرات شرکت جست

بیجار یکی از شهرهای استان کردستان، مرکز شهرستان بیجار و از قدیمی ترین شهرهای ایران است، بیجار در گذشته مرکز ولایت گروس بوده است. این شهر با ارتفاع ۱۹۴۰ متر از سطح دریا بعد از شهرکرد دومین شهر بلند ایران به حساب می آید، شهر بیجار از لحاظ ارتفاع ۷۷۰ متر از تهران و ۴٢۵ متر از سنندج بلندتر است. اهالی شهر بیجار به زبان کردی گروسی و کردی سورانی سخن می‌گویند.
طوایف ساکن در گروس نیز از همین کردها بوده اند که گله دار بوده، و به صورت چادرنشینی زندگی کرده اند تا اینکه به مرور در گروس ساکن می گردند. طوایف و ایل های مشهور در گروس عبارتند از: طایفه گروس و کبودوند گروس (بزرگترین و مهمترین طایفه ی ساکن در گروس)، طایفه ی شیخ اسماعیلی (شیخ اسماعیلی یکی از طوایف کٌرد بوده، که در شهرزور می زیسته اند و در زمان فتحعلی شاه قاجار (۱۲۱۱ – 1250 ه‍ .ق) به محال اسفند آباد آمده و در آنجا سکونت کرده اند. اعلی جد آنان شخصی به نام شیخ اسماعیل بود که از مشایخ بزرگ عصرخود بوده و پیروان زیادی داشته است)، طایفه کرانی (سومین طایفه ی بزرگ کٌرد در ولایت گروس)، طایفه بایندورترکام گروس (اصالتاً از ترکان ماورای قفقاز بوده اند)، طایفه ی خواجه وند (در دوران نادر شاه افشار این طایفه ی بزرگ از گروس و شمار زیادی از کرمانشاه و کردستان را به شمال ایران –تنکابن و کلاردشت- انتقال دادند)، طایفه افشار، طایفه امیرانی، طایفه چله میران (چل امیران) یا چهل امیرانی، خدادبیگی های حلوایی، یهودیان (کلیمیان)، طایفه ی مندمی،. طایفه ی امیر علایی ها و رضایی ها طایفه ی دراجی، طایفه ی بور که ای، طایفه وکیلی ها، طایف سادات گروس، طایفه ی اردلان (از طوایف بزرگ اردلان سنندج و سقز هستند) و … .
 
امیرنظام گروسی خوشنویس و ادیب نامدار
 
آنچه که بدان اشاره شده مقدمه ای است بر معرفی یکی از شخصیت های برجسته کرد یعنی حسنعلی خان امیرنظام گروسی سیاستمدار٬ ادیب و خوشنویس دوره قاجار.
 امیر نظام ـ حسن علی خان گروسی در سال ۱۲۳۶ در شهر بیجار به دنیا آمد. وی از خاندانی کهن و از ایل کبودوند ساکن بیجار گروس بود. مادرش اصالتاً ارمنی و پدرش محمدصادق خان جزء رجال بزرگ دربار فتحعلی شاه بوده است. حسنعلی خان دوران کودکی و نوجوانی خود را در زمان فتحلی شاه (از بدو تولد تا ۱۳ سالگی) و محمد شاه قاجار (از ۱۳ تا ۲۷ سالگی) گذرانده  است. وی پس از تحصیلات کافی در ادبیات عرب و نقد اشعار عربی و فارسی و ضبط تواریخ و انشای خط وارد خدمت نظام شد و سپس در رکاب محمدشاه در محاصره هرات و با حسام السلطنه در فتح هرات شرکت جست.
وی بعد از مصالحه فیمابین ایران و انگلیس به بغداد رفت و بعد به تهران بازگشت و محافظت نظامیه داراالخلافه را عهده دار شد. وزیر مختاری دربار دولتین فرانسه و انگلیس به وی سپرده شد و از راه استانبول عازم پاریس و لندن گردید و پس از هفت سال و انجام تحصیلات زبان فرانسه به تهران مراجعت کرد. او یک سال در تهران بود و پس از آن مامور سفارت استانبول شد. وی به تهران مراجعت کرد و به وزارت فواید عامه منصوب شد. امیر نظام در مسافرت اول ناصرالدین شاه به فرنگ التزام رکاب بود و پس از ان ماموریت های دیگری به عهده وی قرار گرفت که شایستگی خود را در آنها نشان داد. در اواخر صفر ۱۳۰۹ به تهران احضار و به حکمرانی ایالتی سمت پیشکاری مملکت آذر بایجان به خدمت محمد علی میرزا ولیعهد به آذربایجان رفت.
حسنعلی خان امیرنظام گروسی جزء معدود رجال خوشنام و درستکار و در عین حال پر نفوذ دوره قاجاریه به شمار می‌رود، که همواره مورد لطف و عنایت بی چون و چرای همگان از شاه گرفته تا پایین‌ترین رتبه‌های درباری و دولتی بوده است. امیر نظام ۶۴ سال از عمر خویش را به طور مستمر در امورات مختلف سیاسی ـ نظامی و فرهنگی صرف خدمت به این سرزمین کرد، در حالی که در این دوره طولانی خدمت، او از بیان حقیقت هیچ باکی نداشته و کوچکترین خیانتی از او نسبت به حکومت مشاهده نشد. او فردی ملی‌گرا و در عین متجدد و اصلاح‌طلب و آشنا به فرهنگ نوین غرب بود. با وجود اینکه مدتی در اروپا زندگی کرد، اما هیچگاه ظواهر زیبای تمدن غرب او را فریب نداد و همچنان سنتهای ایرانی را در هر جایگاه و مکانی که بود حفظ می‌کرد.
 
نقش و جایگاه ادبیات کاربردی امیرنظام در وادی سیاست
 
امیرنظام در هر مقام و مقالی زبان و بیان و قلم خاص خود را دارد و با صراحت کلام و دقت نظر تمام، در عین تعجیل در دادن پاسخ نامه ها و یا بیان گزارشات سیاسی و نظامی رسمی، به تشریح حقایق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و … زمان خود می پردازد. دوره او مصادف است با رقابت شدید دو امپراتوری شوروی و انگلیس در آسیا و اگرچه ناصرالدین شاه در مقطعی از حکومت خویش، به دلیل معاشرت با سیاستمداران لایقی چون امیرکبیر، امیرنظام و … خواهان ترقی و پیشرفت ایران است اما به دلیل استبداد شدید وی به تبعیت از اسلاف خود و دخالت های بیگانگان و درباریان فاسد و … او را در سال های آخر سلطنت مرد خسته ای می بینیم که از کارها طفره می رود و ایام خود را به سیر و سیاحت در فرنگ و گذراندن در حرمسرا و … به سر می برد. در منشآت امیرنظام به گوشه هایی از این اوضاع و احوال سیاسی- اجتماعی- اقتصادی اشاراتی می رود.
 
توجه امیرنظام به علوم ادبی
 
علاقه امیرنظام به علوم ادبی را می توان در کلمه به کلمه و سطر به سطر نامه های وی مشاهده کرد. بخشی از اقدامات امیرنظام را در قالب توجه وافر به ادبیات می توان چنین خلاصه نمود:
پندنامه یحیویه که آن را در محرم سال ۱۲۷۰ قمری در سفر سلطانیه می نویسد و در واقع وصیت نامه ای است به فرزندش یحیی و مملو از روح ادب و ادبیات است و با خطی زیبا به رشته نگارش در آمده است. دستور به کتابت دیوان فرخی سیستانی توسط محمدخان سرهنگ افشار در سال ۱۳۰۴ قمری. کتابت دیوان منوچهری دامغانی که به دستور امیرنظام و توسط محمد صادق خان قاجار نوشته شده است. چاپ سنگی کلیله و دمنه بهرامشاهی به نفقه امیرنظام و به تصحیح حاجی میرزا محمد کاظم حسینی طباطبایی وکلیل الرعایای آذربایجان (ملقب به اعتضادالملک) و به خط میرزا باقر منشی تبریزی. گردآوری «منشآت فرهاد میرزا» (از نوادگان فتحعلی شاه قاجار).
 
امیرنظام و ادیبان
 
ایرج میرزا از نوادگان فتحعلی شاه قاجار، شاعر توانای عصر قاجار و از دست پروردگان مکتب امیرنظام گروسی است. امیرنظام، ایرج را به چشم فرزند خویش می نگریست و تمام راهها را برای کسب کمال در برابر او گشود و در معرفی وی به اهل فضل و صاحبان دانش کوشید. همچنین به پایمردی امیرنظام بود که ایرج به لقب «فخرالشعرا» مفتخر شد. ایرج در خط تحریری مقلد امیرنظام و از شاگردان مکتب خطاطی وی است و در طبیعی گفتن و ساده شعر سرودن نیز از شیوه امیرنظام پیروی می کرد.
میرزا محمد صادق امیری (۱۳۳۵-۱۲۷۷ ق) معروف به ادیب الممالک فراهانی با امیرنظام گروسی ارتباطی قوی داشت. در زمانی که امیرنظام وزیر فواید عامه بود ادیب الممالک با وی آشنا شد و به مناسبت این آشنایی تخلص خود را از پروانه به «امیری» مبدل ساخت و با او به کرمانشاه رفت و در ایام پیشکاری امیرنظام در آذربایجان، همراه وی بود. قسمتی از قصیده ادیب الممالک را که در مدح امیرنظام در ساوجبلاغ سروده است به عنوان شاهدی بر علاقه وی به امیرنظام ذکر می کنیم:
بماند نام کسان از دو چیز جاویدان
یکی ز وسعت خاطر یکی ز لطف زبان
ز روی فخر خداوند ملک را که بود
«امیر» کل نظام و «نظام» ملک جهان

بنا به گفته ادیب الممالک، امیرنظام در عید غدیر خم سال ۱۳۱۰ ق از بیجار به قرمیسین آمد، تا کسانی را که بر ضیاءالدوله شورده بودند تنبیه کند که ادیب الممالک با خواندن ترجیع بندی خشم او را فرو نشاند و سبب شد امیر از جرم گناهکاران بگذرد. میرزا فتح خان شیبانی و نظام العلماء از دیگر شعرایی هستند که در مدح امیر نظام اشعاری سروده اند.
امیرنظام مورد توجه بسیاری از شخصیت های ادبی و سیاسی زمان خود بوده است. از جمله میرزا شکر الله سنندجی (فخرالکتاب) صاحب کتاب (تحفه ناصری) در مورد وی میگوید: امیر نظام شخصی نجیب و بسیار بزرگ منش و با وجود است. این امیر با تدبیر صاحب شمشیر، خودبینی و خود آرایی و تجمل و تکبر را بسیار مکروه می دانست  و در مورد او شعری نیز گفته بود:
کف جودش چو نیسان بود               محضرش بی گمان گلستان بود
امیر نظام خان مورد وصف اشخاص معتبری از جمله: بابا مردوخ روحانی مولف کتاب ارزشمند «تاریخ مشاهیر کردستان»، جرج کرزن وزیر امرخارجه آن زمان انگلستان، شیخ محمد مردوخ، عباس اقبال آشتیانی، دکتر محمد جعفر محجوب و… بوده است.
شاعران نیز توجه ویژه ای به امیرنظام داشته اند و در این میان به کسانی چون ایرج میرزا، امیر ممالک فراهانی و معینی کرمانشاهی اشاره کرد که در مدح وی اشعار سروده اند که در ادامه بخشی از شعر ایرج میرزا در وصف امیرنظام آمده است:
حسب مرد هنرمند به فضل است و ادب                    شکر ایزد که مرا فضل و ادب گشته حسب
مرد آن نیست که بر اصل و نصب فخر کند                   مرد آن است کز و معتبر آید منصب
چون امیرالامر صدر اجل میر نظام                               معدن دانش و کان هنر و بحر ادب
طلب دولت و عزت ننماید زیرا که                                 دولت و عزت او را بنماید طلب
ز رخش تابد مردی چو ستاره ز فلک                             ز کفش زاید رادی چو شراره ز لهب
دوستانت همه در نعمت و در عیش                            دشمنانت همه در محنت و در رنج و تعب
و…
امیرنظام علاوه بر مدیریت و اندیشه های خردمندانه، در سبک انشاء و شیوه خط مهارت داشت. خط شکسته وی در عین ملاحت یکی از استوار ترین خطوط تحریر است و درحالی که شکسته است رعایت اصول نستعلیق هم درآن رعایت شده است و از آن همه درهمی و پیچیدگی که دامن گیر این خط شده نجات پیدا کرد.
امیرنظام در کنار تدابیر سیاسی ـ نظامیش، شخصی صاحب ذوق، شعردوست، سخن‌شناس، ادیب، فاضل و از جمله نویسندگان چیره‌دست بود که در شیوه نگارش و انشاء خط روشی ابتکاری و منحصر به فرد به نام «شیوۀ امیرنظام» را برای خود برگزید. همچنین از وی دو اثر ارزنده ادبی به صورت مکتوب به نامهای منشآت و پندنامه یحیویه به جای مانده است که هر کدام نمونه‌ای از کمال و پختگی و شیوه نگارش او می‌باشد.
از امیرنظام اشعاری نیز به یادگار مانده است. یکی از اشعار بسیار زیبای امیرنظام گروسی جوابی است که به شعر معروف حافظ شیرازی داده است که در ادامه آمده است.
حافظ می گوید:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا
امیرنظام گروسی در جواب حافظ می گوید:
اگر آن کرد گروسی بدست آرد دل ما را
بدو بخشم تن و جان و سرو پا را
جوانمردی به آن باشد که ملک خویشتن بخشی
نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را
دکتر انوشه در جواب امیر نظام گروسی :
اگر آن مهرخ تهران بدست ارد دل ما را
به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن مه لقای ما که شور افکنده دنیا را
شایان ذکر است که در جواب این شعر حافظ، شاعران دیگری نیز اشعاری سروده اند و هنوز هم به این اشعار جوابهایی داده می شود و از قراین اینگونه پیداست که این قصه سر دراز دارد.
امیر نظام گروسی در پنجم رمضان ۱۳۱۷ ق در سن ۸۱ سالگی دیده از جهان بست و بنا به وصیت خودش در باغ ماهان کرمان در جوار شاه نعمت الله ولی در مقبره ای که برای خود بنا کرده بود به خاک سپرده شد. نقل است که پس از مرگ به سفارش وی دوبیتی زیر را که از اشعار خودش بوده است بر سنگ قبرش حک کرده اند.
ای آنکه برنج بینوایی مرده  در حالت وصل از جدایی مرده
با این همه آب تشنه لب رفته به خاک  اندر سر گنج از گدایی مرده
 
منابع:
 
۱- قیداری، زهرا، تعامل تاریخ و ادبیات در منشات امیرنظام گروسی، رشد آموزش تاریخ، دوره دوازدهم. شماره ۳٫ بهار ۱۳۹۰
۲- بسناس، مهری، زندگی نامه سیاسی اجتماعی حسنعلی خان امیرنظام گروسی، انتشارات آوای نور، چاپ اول، ۱۳۸۰
۳- مریوانی، محمد، بیجار گروس در گذر زمان
۴- سایت اینترنتی ویکی پدیا

شناسه خبر : 20015

این خبر رو هم ببینید

کردهای صاحب منصب در حکومت قاجاریه/ عمر فاروقی

پس از انقراض زندیه و کشیدن ارکان حکومتی بطرف خراسان و بخصوص مشهد مقدس حکام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 4 =