خانه / سیاسی / صديق مينايي یک جرعه آب یا یک لیوان سم

صديق مينايي یک جرعه آب یا یک لیوان سم

سالهاست که کارشناسان حوزه بهداشت و تغذیه به شیوه های گوناگون از بی توجهی به بهداشت منابع آب شرب کردستان انتقاد و پیشنهادات تخصصی ارایه می دهند اما دریغ از اجرای یک مورد از این راهکارها و دریغ از یک مسئولیت شناسی کوچک آنهم در حد یک اقدام عملی

تاریخ انتشار : ۱۰:۱۳:۳۹ , ۱۳۹۳/۰۸/۰۹
انتقادات ، پيشنهادات و هشدارهاي اين صاحب نظران زماني به اوج رسيد که در ۱۴ اسفند ۸۱ يک تانکر حامل ماده شيميايي  MTBE به سد قشلاق سنندج سقوط کرد و هزاران ليتر از محموله آن وارد بزرگترين منبع آب شرب شهروندان شد که صداي صاحب نظران بهداشت، درمان و تغذيه را در آورد به طوري که جو وحشت از سرطا ، نازايي و تولد کودکان معلول چنان در شهر حاکم شد که آلان هم ادامه دارد و آمارهاي گوناگون اما تأييد نشده  از رشد سرطان، نازائي و کودکان ناقص الخلقه در افکار عمومي رايج است و مردم علت آنرا همان ماده مي دانند.
 
بعد از بروز اين حادثه مسئولين استان به روال هميشگي خود شروع به توجيه افکار عمومي و دادن وعده هاي بدون پشتوانه عملي کردند و قول دادند که تمهيدات لازم براي جلوگيري از تکرار اين حادثه بينديشند و مسايلي مثل مديريت تردد  تانکرهاي حامل مواد شيميايي ، اسکورت اين محموله ها تا خروج از استان، تجهيز حاشيه رودخانه هاي مسير اين محموله ها با امکانات ايمني و … را مطرح کردند.
 
اما بعد از اين ماجرا و فروکش کردن موج اعتراضات مردمي، انتقادات نهادهاي مدني، اظهارات صاحب نظران بازهم شاهد تردد مديريت نشده تانکرهاي حامل مواد شيميايي و سقوط آن به رودخانه هاي کردستان هستيم که اکثرا آنها حامل نوعي مواد شيميايي مي باشند که براساس برآورد کارشناسان هر ليتر آن يک ميليون ليتر آب را آلوده مي کند و آمارها حاکي از اين واقعيت است که هر هفته سه تصادف از سوي اين تانکرها در استان روي داده و سال گذشته ۴۶ تصادف ثبت شده است که مواد شيميايي فراواني به منابع آب زيرزميني و جاري سرازير شده که اگر اين برآوردها را قبول کنيم بدون شک تمام منابع آبي سنندج  از چنان شدت آلودگي برخوردارند که قابليت آشاميدن را از دست داده اند.
 
براي اثبات اين ادعاي خود استناد مي کنيم به گفته هاي مديرکل سابق حفاظت محيط زيست استان که در مصاحبه مورخ ۱۷ تير سالجاري با روزنامه جام جم اعلام کرد که يک ليتر برخي محموله هاي شيميايي تانکرها مي تواند ۶ ميليون ليتر آب را آلوده کند و سال گذشته ۲۵ دستگاه در محورهاي استان واژگون شدند که اکثر آنها در جاده مريوان  – سنندج بود. اگر بخواهيم تأثيرات اين حوادث را برشمريم طيف وسيعي در حوزه هاي بهداشتي ، زيست محيطي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي را در برميگيرد که مصلحت را در بيان برخي موارد آن نمي بينيم.
 
۱-    در حوزه بهداشتي با توجه به مصرف بالاي آب در زندگي کوچکترين آلودگي باعث بروز مشکلات بزرگ در سلامت و بهداشت جامعه شده و اوج آن به ظهور بيماري هاي جديد و ناشناخته مي انجامد که تا شناسايي عوامل و کشف درمان خسارات انساني بزرگي برجاي ميگذارند و در سالهاي اخير بارها مسئولين بهداشتي به صورت نامشخص و پر از ابهام خبر از افزايش ابتلا به سرطان در کردستان مي دهند و آمار ارايه شده توسط آنها حکايت از اختصاص ۱۴ درصد از مرگ و ميرهاي استان به سرطان دارد و مي گويند تعداد ابتلا به سرطان در ميانگين کشور ۷۰ نفر در هر ۱۰۰هزار نفر است اما اين رقم در کردستان ۸۹ نفر از ۱۰۰هزار نفر مي باشد.
 
۲-    در حوزه زيست محيطي نيز نبايد اين واقعيت را  ناديده گرفت که ورود مواد شيمايي به آبهاي زيرزميني و جاري زمينه اختلال هاي گوناگون در حيات گياهي و جانوري مثل ظهور بيماري ، جهش ژنتيکي و فراري دادن را فراهم مي سازد که پيامد اين مسايل به هم ريختن نظم اکولوژيک  کردستان و سرايت عواقب آن به ساير عرصه هاي زندگي مردم به ويژه کشاورزي ، دامپروري ، شيلات ، طيورپروري و ايجاد بي انضباطي در سلامت عمومي مردم مي گردد و هراز گاهي مواردي از مرگ و مير آبزيان ، ايجاد گنداب و تلف شدن پرندگان را مي بينيم.
 
۳-    در حوزه تبعات اجتماعي اين موضوع مي توان به ايجاد جو ناآرامي رواني و روان پريشي اجتماعي ، تقويت بنيه شايعه پروري ،ايجاد بي اعتماد افراطي همه جانبه  ، کاهش شديد تمايل مردم براي مشارکت در مسايل سياسي ، اجتماعي و زيست محيطي و … اشاره کرد.
 
۴-    در زمينه پيامدهاي فرهنگي هم مسايلي مي توان به تقويت قدرت تأثير دروغ ، شايعه و جنگ رواني بر بينش فرهنگي جامعه و بروز بيماريهاي فرهنگي غيرقابل کنترل و تخريب نقش منطق ، عقلانيت و قانون در قضاوت ، رفتار ، گفتار و پندار را درپي دارد که نهايت راه آن به مسدود شدن توسعه همه جانبه و پايدار کردستان ختم مي گردد.
 
۵-    اين را بايد قبول کرد که بيشترين لطمات اين روند به وضعيت سياسي کشور و گراي ، علايق و ميزان اميدواري هاي سياسي مردم کردستان وارد مي شود که بر اثر به وجود آمدن فضاي بي اعتمادي به دولت، قطع اميد از حاکميت و ظهور پديده گريز از سياست هاي ملي رابطه بين کورد و اهل سنت با نظام قدرت دچار چالش هاي جبران ناپذير خواهد شد. اين را نبايد ناديده گرفت که زمينه هاي چالش سياسي بين کورد و حاکميت در گذشته چيده شده و سالهاست که دو طرف درتلاشند تا آنرا بهبود بخشند اما هنوز به نتيجه قطعي نرسيده اند. همه به ياد داشته باشيم که در سال ۱۳۸۱ بسياري از لايه هاي سياسي مخالف حکومت واژگون شدن تانکر حامل مواد شيميايي را يک حرکت سازماندهي شده براي انقراض نسل کوردها قلمداد ميکردند و اکنون هم بر آن اعتقاد استوار بوده و هربار تکرار واژگوني تانکرها را مدرکي مستند براي صحت ادعاي خود عنوان ميکنند.
 
در اينجا بايد قبول کرد که سهل انگاري و مسامحه کاري مديريت ارشد استان به ويژه استانداري، راه و شهرسازي، دانشگاه علوم پزشکي، محيط زيست و شرکت آب منطقه اي باعث بروز پديده واژگون شدن  پياپي مواد شيميايي به منابع آبي جاري و زيرزميني کردستان و باني تکرار و تشديد آن گرديده است و اگر جنبشي از خود نشان ندهند و يا از خواب غفلت بيدار نشوند تکرار اين پديده زيانهاي غيرقابل جبراني به بار خواهد آورد.

شناسه خبر : 17233

این خبر رو هم ببینید

استاندار کردستان: لزوم نوسازی در مدیریت کردستان/مسئولان به سمت عملگرایی بروند

استاندار کردستان با تأکید بر نوسازی در مجموعه مدیریت استان گفت: نباید شایسته گزینی فدای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 4 =