خانه / مشاهیر / قاضی محمد پس از۶۸سال / محمد هادی فر    

قاضی محمد پس از۶۸سال / محمد هادی فر    

نیم نگاه-بازخوانی پرونده دهه ۳۰ هجری شمسی مهاباد بعنوان یک واکاوی تاریخی پس از ۶۸ سال از آن وقایع که هیچگونه نسبتی با شرایط فعلی ایران نداردمیتواند تولدی دوباره در عرصه پیوستگی ملی در بخشی ازسرزمین ایران صورت گیرد ومانع تحریف و تفسیر ناصحیح از این جریان تاریخی شود
 
 

کردپرس- قاضی محمد فرزند قاضی علی   در سال ۱۲۷۹هجری شمسی در شهر مهاباد متولد شد پدرش از معتمدین ومفتی بزرگ شهر بود.او به زبانهای انگلیسی وفرانسه وعربی آشنایی کامل داشت ودر ابتدا ملبس به لباس روحانیت بود وبعدها به عمامه وردای نیمه بلنداکتفا کرد وتا آخر عمر با این شکل درجامعه ظاهر میگردید. پس از فوت پدرش به قاضی القضات مهاباد منصوب گردید. ریاست اداره معارف واوقاف وهمچنین اداره فرهنگ (آموزش وپرورش ) وهلال احمرازسوابق اجرایی ایشان میباشد.
 
مدتها قبل بود که در مهاباد جمعیت کومله ” ژ کاف ” با الهام از حرکتهای مردمی در عراق وسوریه تشکیل شده بود .درسال ۱۳۲۳قاضی محمد بعنوان عضو افتخاری این جمعیت ملی مذهبی  درآمد. کوریس کوچیرا درمورد قاضی محمد میگوید ” قاضی محمد مردی دیندارساده وریاضت کش بود نه اهل سیگاربود ونه مشروب میخورد” . در۲۵مرداد۱۳۲۴ جمعیت کومله ژ کاف به حزب دمکرات کردستان تغییر نام داده وقاضی محمد در اولین کنگره آن به رهبریت این حزب برگزیده شد ودر دوم بهمن همان سال قاضی محمد در میدان چوارچرای (شهرداری فعلی) ودرحضور نماینگان مردم شهرهای اطراف حکومت جمهوری کردستان را اعلام وبدون برگزاری انتخابات، خود به ریاست جمهوری آن برگزیده شد.این حاکمیت ۱۱ ماهه به مرکزیت مهاباد تشکیل گردید وتقریبا منطقه مکریان (جنوب استان آذربایجان غربی) را در برمیگرفت بهمین خاطر عمده تاریخ نویسان داخلی ومستشرقین خارجی از آن به جمهوری مهاباد نام میبرند بعضا از آن به جمهوری کردستان نام میبرند که میتوان گفت شرایط سیاسی ونظامی اجازه توسعه گستره سرزمینی جمهوری را نداد حتی مقاومتهایی در جامعه عشایری مهاباد وشهرهای اطراف نسبت به جمهوری دیده میشد که اوج آنرا درآمادگی همراهی برخی از عشایر با ارتش در ورود به مهاباد دیده میشود که با واکنش قاضی محمد مواجه گردید وارتش بتنهایی وارد شهر میشود.
 
سرانجام جنگ جهانی دوم به پایان رسید وقدرتهای پیروز به فکر تقسیم حوزه های قدرتی خود شدند ومنافع آنان تغییرماهیت داده وبسادگی از تعهداتشان نسبت به همپیمانان خود چشم پوشی کرده ومصالح خود را به منافع همپیمانی ترجیح دادند با سفرقوام السلطنه به شوروی وعقد چند پیمان اقتصادی بین ایران وشوروی ، مجوز برخورد با دوجمهوری ازطرف دولت وقت شوروی صادرگردید. تخلیه نیروهای شوروی از مناطق شمال کشوربه ضرر حاکمیت مهاباد و تبریز تمام شد ودست ارتش برای برخورد با این دوجنبش بازگذاشته شد . با ورود ارتش به تبریز کارجمهوری آذربایجان در۱۶ آذر ۱۳۲۵به پایان رسید وپس از تبریز ارتش بسوی مهاباد حرکت کرد . کوریس کوچیرا دراین خصوص مینویسد ” قاضی محمد وسیف قاضی وحاجی بابا شیخ وتنی چند ازسران مهاباد به منظور جلوگیری از خونریزی وبرخودهای قهرآمیز ارتش به استقبال ارتش در میاندواب رفته وپس از گفتگویی صمیمی با سرلشکرهمایونی قاضی محمد اجازه یافت که به مهاباد بازگردد” . قاضی محمد پس از بازگشت از میاندوآب برای آخرین بار با ملامصطفی بارزانی که بعلت درگیری با دولت عراق به ایران پناه آورده بود وبا اخذ درجه ژنرالی از قاضی محمد بعنوان یکی از فرماندهان ارشد نظامی ارتش جمهوری مهاباد درکنارقاضی محمد بود، دیدار داشت که مشخص میگردد  موضوع بارزانیها یکی از موارد گفتگو بین قاضی محمد وسرلشکر همایونی بوده است بارزانی از قاضی محمد تمنا میکند که همراه آنان مهاباد را ترک کند ولی قاضی محمد به بارزانی گفت من ترجیح میدهم در کنار مردمی که بمن اعتماد کرده وبه صحنه آمده اند بمانم واگر جرمی باشد من مجازات شوم نه مردم.
 
مهاباد برخلاف تبریز بدون خونریزی دراختیار ارتش قرار گرفت که بخشی از آن مرهون از خود گذشتگی قاضی محمد بود بدین ترتیب قاضی در شهرودر کنار مردم  ماند وپس از چند روز از تسلط ارتش بر شهر، همچنان روابط صمیمی بین قاضی محمد وسران ارتش حاکم بود تا اینکه بدستور ارتش قاضی محمد وسیف قاضی وچند نفر از مسئولین واعضای کابیه قاضی محمد دستگیر وزندانی شدند وطی دومرحله دادگاهی در دادگاه نظامی ارتش قاضی محمد با ۱۲جرم وصدر قاضی برادرکوچکترقاضی محمد ونماینده مهاباد در مجلس شورای ملی وسیف قاضی وزیر جنگ جموری مهاباد وفرماندار دولت ایران در مهاباد درسحر گاه دهم فروردین ۱۳۲۶ در میدان چوارچرای مهاباد بدار آویخته شدند این سه نفر در حالی اعدام شدند که قاضی محمد همه مسئولیتهای جمهوری راپذیرفته بود که همراهان خود وخصوصا برادروپسر عمویش را از مرگ نجات دهد. علیرغم اینکه صدر قاضی در دوران نمایندگی  بیشترین فعالیتش درتهران بوده وبحسب نمایندگی دارای مصونیت سیاسی بوده وبا توجه به اسناد ارتش مستحق اعدام هم نبود ولیکن درکنار برادرو پسر عمویش با چند ساعت تاخیر اعدام شد.دراینجا باید یادآور شد که در ملاقاتی که درتهران بین شاه وقاضی محمد صورت گرفت شاه به قاضی محمد گفت با نیروهای ارتش مدارا کنید ومنطقه را باهم آرام کنید قاضی محمد گوشه هایی از ترک ذلت بار ارتش درمنطقه سردشت ومهاباد را به شاه گوشزد کرد که بمذاق شاه خوش نیامده واز همانجا کینه قاضی محمد را بدل گرفت. این دلخوری شاه از قاضی محمد به  سرلشکر همایونی بعنوان رئیس ستاد ارتش وفرماندهی نیروهای عمل کننده در آذربایجان وکردستان منتقل گردیده بود دادگاه نظامی تحت امر مستقیم سرلشکرهمایونی بود وبهمین خطر اصرار زیادی براجرای سریع حکم اعدام قاضیها داشت بنابراین فرآیند صدور واجرای حکم اعدام در این پروسه را در دادگاه نظامی ـ  سرلشکر همایونی وشاه خلاصه میتوان کرد.
 
عمده تاریخ نگاریهای جریان قاضی محمد وواقعه ۱۳۲۵ مهاباد بعلت مدیریت پلیسی محاکمات ووقایع پس از آن  برمدار تحلیل ویا خلاصه گویی  میباشد.تنها وقایع نگارهایی که توانسته اند این واقعه را بتصویر بکشانند، نجف قلی خان پسیان افسر رکن دو ارتش وسروان کیومرث صالح وکیل مدافع قاضیها وفرد دیگری بنام “سلیمان ح “که از روزنامه نگارهای وابسته دولت وقت بوده است وهرآنچه از وقایع مهاباد وقاضی محمد دیده میشود ازمجاری این منابع مذکور میباشد از سال ۱۳۲۵تا۱۳۵۷ که ۳۲ سال بطول انجامید دولت پهلوی دوم حاکم بود که خود مدعی علیه جمهوری مهاباد بود وبهمین خاطربسیاری ازتحولات این واقعه یا سانسور ویا به بایگانی پیوست که هردوصورت غبارکهنه گی براین بخش ازتاریخ شفاهی عارض گردید وجهت واقع بینی این موضوع نیازمند یک نگاه هرمنوتیکی به قضایای دهه سی مهاباد میباشد  تا فهم درستی از آن رویدادهای بدست آید باید در ظرف زمان ومکان عصر واقعه قرارگرفت تا قضاوتی صحیح ازقضایای مهاباد داشت.ازطرفی فضای سیاسی واجتماعی مهاباد پس از فروپاشی جمهوری ، دراختیارجریانات عشایری (که بعضا میانه خوبی با جمهوری نداشتند) ومدیریت سیاسی نظامی دولتی ویا جریان زیر زمینی که خود را وارث دست آوردهای جمهوری میدانست، قرارداشت که هردو به نشستن غبار فراموشی براین بخش از تاریخ سهم داشتند.دراین مدت ۳۲ ساله (ازسقوط جمهوری مهاباد تا انقلاب اسلامی ۵۷)بجز معدود نوشته هایی مانند “مرگ بود بازگشت هم بود ” و “ازمهاباد خونین تاکرانه های ارس” نوشته نجفقلی پسیان که خود از افسران رکن دوارتش بوده وخاطرات آقای سعید همایون که پس از انقلاب منتشر شد وکتابی از ویلیام اینگلتون دیپلمات برجسته امریکایی که عمدتا براساس اسناد ومدارک دولت وقت  وچند نوشته ای مختصرمکتوب برجسته دیگریدیده نمیشود . وهرچند گفته میشود آقای نجف قلی پسیان قبل از فوتش درسال ۱۳۷۸درملاقات با روزنامه نگاری اعلام داشته که بخشهایی از کتابهای مذکورازروی اکراه  نوشته شده که علاوه برایجاد شبهه مزید پیچیدگی بخشهایی از کارنامه جمهوری مهاباد میگردد.
 
شخصیت قاضی محمد
 
 شخصیت مورد اعتماد قاضی محمد، شهره منطقه مکریان ودیگر مناطق کردستان گردیده بود بنابراین درصدرافراد تاثیر گذار منطقه مکریان قرارگرفته بود.وبهمین علت در شکل گیری هیاتهای اجرایی مدافعین منطقه از شرغارت وچپاول نقش عمده ای را ایفانمود.  مسئولیتهای اجرایی قاضی محمد در کسوت روحانیت سنتی شخصیتی متجدد ازاودرست کرده بود . تجدد گرایی دربین جامعه روشنفکری و روحانیون اعم از شیعه وسنی ازمدتها قبل در ایران متداول گردیده بود  قاضی محمد قبل از اعلام حزب دمکرات کردستان برتشکیل “حزب دمکرات محمدی”اعتقاد داشتند  کما اینکه قبل ازجنگ جهانی اول توسط عمویش ، ابوالحسن سیف القضات متوفا درسال ۱۳۲۳اراده ای مبنی بر تشکیل “حزب محمدی” که گفته میشود متاثر از روابط نزدیک بین سیف القضات وشیخ محمد خیابانی خامنه ای(متوفا۱۲۹۹) وجود داشته است شیخ محمد خیابانی برای اولین بار حزب دمکرات آذربایجان را با انگیزه های دینی وملی پایه ریزی نموده است . این پیوستگی سیاسی بیانگر اندیشه دینی وتجددگرایی متاثر از فضای کشوردر جامعه کردستانی آن زمان بود اگر این موضوع صحت داشته باشد جنبش کردی در دهه ۱۳۲۰نمیتواند کمونیست و یا متکی کامل به یک دولت کمونیستی باشد . ایجاد حزب دمکرات ایران تحت مدیریت قوام السلطنه وفرقه دمکرات آذربایجان میتواند انگیزه ای برای تشکیل  حزب دمکرات کردستان باشد که مزید پیوستگی سیاسی میباشد.کما اینکه بهنگام مراجعه صدر قاضی نماینده وقت مهاباد وبرادر قاضی محمد به قوام السلطنه ،موضوع پیوستگی سیاسی حزب دمکرات منتصب به قوام السلطنه با حزب دمکرات کردستان اشاره شده است. پس اگر این دوموضوع صحت داشته باشد تشکیل حزب دمکرات ریشه های داخلی داشته ووابستگی آن به خارج منتفی میباشد کما اینکه در جواب درخواست وابسته شدن حزب دمکرات کردستان به شوروی، قاضی محمد درحضور باقراف رئیس جمهور وقت باکو اعلام میدارد ما علاقه ای به وابستگی بیرون نداریم واگر قرار باشد وابسته باشیم دولت ایران را بر دیگران ترجیح میدهیم. لذا با این مبانی سیاسی واعتقادی در شکل گیری حزب دمکرات کردستان ، تفاوتهای ماهوی با استمرار تاریخی این حزب وجود دارد که میتواند موجب نگاهی متفاوت به شخصیت قاضی محمد باشد.
 
وضعیت سیاسی ایران دردهه سی
 
 ایران بخاطر مشکلات داخلی در جنگ جهانی دوم اعلام بیطرفی نمود ولی قوای متخاصم ازشمال وجنوب به خاک ایران ورود پیدا کردند. مردم اکثر مناطق که از بدرفتاریهای اشغالگران جنگ جهانی اول خاطرات بدی داشتند،  گروههای محافظین منطقه را زیر نظر معتمدین شهرها وروستاها تشکیل دادند. فضای متاثر از جنگ جهانی زمینه جنبشهای مستقل اجتماعی را در بسیاری مناطق بوجود آورده بود . روحیات تجدد گرایی درعمده مناطق کشور به روشی متداول تبدیل گردیده بود که این روال بیشتر متاثر از فضای نهضتهای منطقه ای در دوران جنگ جهانی اول (۱۲۹۳ ـ۱۲۹۷)ازجمله نهضت جنگل ونهضت مشروطه وجنبشهای عشایری جنوب کشوربود عمده جنبشهای اجتماعی مناطق ایران خصوصا مناطق مرزی از نظر همسایگان بدور نبوده است  وجنبش کردستان نیز از این قاعده مستثنی نمیباشد شوریها اولین کشوری بودند که با توجه به شرایط وجایگاه آنها درجنگ جهانی دوم ازهرگونه مداخله باهدف پوشش امنیت پیرامونی خود درکشورهای همسایه دریغ نمیکردند واولین کشورمنطقه ای بودند که از جنبشهای کردستان وآذربایجان پشتیبانی کرده وپس از اتمام جنگ وتعاملات سیاسی بین دول منافع همپیمانان خود را بفراموشی سپردند وبسادگی دست دولتها را برای قلع وقمع همپیمانان خود بازگذاشتند. دراین موضوع چند ملاحظه وجود دارد که ازواکاوی تاریخ بدست آمده است.
 
ـ قاضی محمد واطرافیانش دهم فروردین ۱۳۲۶(۳۲سال قبل از انقلاب اسلامی ایران ) توسط دادگاه نظامی ارتش ودرپس لرزه های پس از جنگ جهانی دوم محاکمه وحکم اعدام آنها پس از موافقت دولت وقت شوروی وسکوت امریکا وانگلیس به اجرا درآمد.
 
ـ قاضی محمد وبر ادر وپسر عمویش توسط دادگاه نظامی محاکمه وپیامدهای آن با فضای پلیسی مدیریت گردید.
 
ـ برخلاف آنچه که در برخی اظهارنظرها مبنی بروابستگی اعتقادی قاضی محمد به شوروی ذکرگردیده است عملا در اواخر عمرنقض گردیده و خصوصاهنگام اجرای حکم اعدام وی ساعتها به راز ونیازوعبادت پرداخت.بنابراین اویک مسلمان از دنیا رفت نه یک کمونیست
 
ـ از اندک آثار بجای مانده ازقاضی محمد نشان میدهد که گرایشات ملی گرایانه ومذهبی اش پر رنگ تر از دیگر ابعاد شخصیتی ایشان میباشد
 
ـ   حرکت  قاضی محمد در۱۳۲۵ ـ ۱۳۲۲  کردستان ایران ریشه داخلی داشته وبر انگیزشهای خارجی ارجحیت دارد.
 
ـ قاضی محمد ایرانی بوده وبه تمامیت ارضی ایران معتقد بوده است سفرهای او به تهران وانتصاب فرماندارمهاباد وملاقاتهای او با مقامات ایرانی حتی در جایگاه رئیس جمهور ورئیس حزب دمکرات کردستان بودند.
 
ـ قاضی محمد به قانون اساسی پایبند بود ودرجواب دادستان نظامی انگیزه جنبش کردستان را نقض قانون اساسی از سوی تهران میدانست.
 
ـ شورویها  اطمینانی که به پیشه وری وحاکمیت تبریز داشتند هیچوقت به حاکمیت یازده ماهه قاضی محمد درمهاباد نداشتند.ودر بسیاری از اسناد ارتباط بین قاضی محمد وانگلیسیها وامریکائیها را بهانه این بی اعتمادی قرار میدادند.
 
ـ درست است که جمهوری مهاباد ابتدا با پشتیبانی شورویها ودر کنارجمهوری آذربایجان تشکیل شد ولی ابتدا باید فهمی عمیق ازفضای جنگ جهانی  وبرآوردی از وضعیت کردها درکشورهای منطقه ووضعیت دول اشغالگر( شوروی ـ انگلیس ـ امریکا) بدست آورد وسپس تغییر رویکرد این دولتها نسبت به هم پیمانان خود حتی تفاوت رفتاری با همپیمانان بیانگر سرعت وپیچیدگی معادلات سیاسی فضای موجود را نشان میدهد .
 
ـ سرنوشت دو رهبر جنبش همپیمان شوروی( کردستان وآذربایجان) بدست واراده این کشور رقم خورد جعفر پیشه وری در باکو با تصادف مشکوک کشته شد با اذن دولت وقت شوروی وبدنبال عقد پیمان اقتصادی با دولت قوام السلطنه مجوز اعدام قاضی محمد را صادر کردند.
 
ـ درتمامی ملاقاتها و مسافرتهای قاضی محمدوهیاتهای نمایندگی آن نشان میدهد که اندیشه ایران محوری آن نسبت به بیرون خصوصا شوروی بیشتر بوده است وخصوصا هرچه به پایان جنگ جهانی نزدیکتر شده بهمان اندازه قاضی محمد به ایران وابسته تر گشته ودرچندین سند اعتقاد ایشان به خودگردانی مناطق تحت حاکمیت مرکزی ایران وجود دارد. .
 
 ـ  حاکمیت یازده ماهه قاضی محمد وتعاملات مدنی او با اقوام ومذاهب تفاوت ماهوی با قیام اسماعیل آقاسیمکو(متوفا۱۳۰۹) را نشان میدهد
 
ـ علیرغم شباهتهای ظاهری بین حاکمیتهای تبریز ومهاباد لیکن اختلافات ماهوی در این دوجریان سیاسی دیده میشود که سرنوشت روسای جمهور آنها بیانگر این واقعیت است یکی مردمش را درمقابل حملات ارتش عصبانی تنها گذاشت وبه شوروی گریخت ودر یک حادثه مشکوک رانندگی کشته میشود ودیگری برای ممانعت از خونریزی وغارت شهرها وقراء حاضر است جوانمردانه دربالای دارجوانمرگ شود.
 
 ـ حاکمیت ۱۱ماهه قاضی محمد طبیعتا اشکالاتی هم  داشته که مخالفت برخی عشایر منطقه مکریان با قاضی محمد که بیشتر نسبت به حضور بارزانیها درمنطقه مهاباد بود از آن جمله میباشد که نارضایتیهایی را بدنبال داشت که بهنگام سقوط جمهوری ارتش از این ظرفیت استفاده نمود
بازخوانی پرونده دهه ۳۰ هجری شمسی مهاباد بعنوان یک واکاوی تاریخی پس از ۶۸ سال از آن وقایع که هیچگونه نسبتی با شرایط فعلی ایران نداردمیتواند تولدی دوباره در عرصه پیوستگی ملی در بخشی ازسرزمین ایران صورت گیرد ومانع  تحریف و تفسیر ناصحیح از این جریان تاریخی شود.
 
کد مطلب: ۸۱۶۳۴  |  تاريخ: ۱۳۹۴/۱/۱۲  |  ساعت: ۱۲ : ۲۳
 
 

شناسه خبر : 19991

این خبر رو هم ببینید

کردهای صاحب منصب در حکومت قاجاریه/ عمر فاروقی

پس از انقراض زندیه و کشیدن ارکان حکومتی بطرف خراسان و بخصوص مشهد مقدس حکام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × سه =