خانه / اجتماعی / نگاهی به مشکلات تحقیقات اجتماعی و لزوم جمع آوری مخطوطات تاریخی در کردستان / عمر فاروقی

نگاهی به مشکلات تحقیقات اجتماعی و لزوم جمع آوری مخطوطات تاریخی در کردستان / عمر فاروقی

استاد عمر فاروقی نویسنده و پژوهشگر کرد طی دو مقاله به بررسی مشکلات مطالعات تحقیقات اجتماعی و همچنین لزوم جمع آوری مخطوطات تاریخی در کردستان پرداخته است که متن این مقالات در ادامه می آید:

استاد عمر فاروقی نویسنده و پژوهشگر کرد طی دو مقاله به بررسی مشکلات مطالعات تحقیقات اجتماعی و همچنین لزوم جمع آوری مخطوطات تاریخی در کردستان پرداخته است که متن این مقالات در ادامه می آید:
 
مسایل، مشکلات، مطالعات و تحقیقات اجتماعی در کردستان
 
با عرض سلام به اساتید بزرگوار اندیشمند بر خود لازم می دانم با استفاده از این تریبون، پیشنهادی را در حد حوصله و میزان وقت تعیین شده، مورد بحث قرار بدهم و در عین حال این را نیز به فال نیک می گیرم چون معتقدم خیزشی است فرهنگی برای دستیابی به توسعه مطلوب فرهنگی با ارایه ی راهکارهای خداپسندانه و با درک مسئولیت و تعهد در قبال جامعه ی شریف این سامان از میهن جاودانه ای که ایران زمین سربلند نام دارد.
امیدوارم این مهم در تاریخ اجتماعی و فرهنگی منطقه ای سقز خوش بدرخشد و در یادها بماند و از تمام کسانی که در راه به انجام رسیدن این کار مهم فرهنگی تلاش نموده اند سپاسگزارم و آرزوی توفیق بیشتر را دارم.
برای اینجانب به مراتب آسانتر بود که به زبان مادری خود بنویسم لاکن از آنجا که افراد غیرکرد هم حضور دارند و مطالب مطرح شده هم قطعاً از نظر مسئولین محترم می گذرد، لذا مطلب خود را به زبان شیرین پارسی به عرض میرسانم، بحث اینجانب راجع به تحقیق است و در تعریف آن می توان گفت تحقیق در سعی و اهتمام برای کشف حقیقت خلاصه می شود و این مهم از راه بکار بستن شیوه های علمی و یا استفاده از تجربیات به دست آمده میسر می گردد. امروزه در مراکز فرهنگی، کار تحقیق را با استفاده از روش علمی انجام می دهند و این برای دانشجویان و به ویژه جوانان شیفته ی علم بسیار مفید است چون می توان تحقیقات مهم را بصورت کاری دسته جمعی و یا با فیش نویسی و سپس جمع بندی مطالب به انجام برسانیم. در فرهنگ، تحقیق را به معنای راست و درست کردن، به حقیقت امری رسیدگی و بازجویی کردن و راستی و درستی معنی کرده اند لاکن از حیث تجربی افراد خبره و حرفه ای تنها با اتکاء به تجارب خود روی موضوع مورد علاقه، حقایق بدست آمده را مکتوب و ضبط می کنند، امروزه هیچ کاری بدان تحقیق درست نیست و اهمیت تحقیق نیز بسته به موضوعی که مورد مطالعه است فرق می کند. به عنوان مثال تحقیق در یک امر پزشکی با تحقیق در فولکلور و فرهنگ عامه تفاوت بسیار دارند اما برای محقق عاشق کار، اهمیت هر دو مانند هم است چون باید کار مورد تحقیق به درستی انجام شود و اینک، اینجانب به نسبت کار خودم و حرفه ی خودم، مشکلات مورد ملاحظه را مطرح می کنم… به قول لسان الغیب، حافظ شیرین سخن:
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل
حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید
از شافعی نپرسند امثال این مسایل
دانشمندان حقیقت بین، گاهی نظامی هستی را به یک آزمایشگاه بزرگ تشبیه کرده اند و در این آزمایشگاه همه چیزی باید محک بخورد تا عیار و ارزش هر چیز معلوم شود.
کار اینجانب در تحقیقات تاریخی و ادبی و در یک جمله در امور فرهنگی خلاصه می شود. بنابراین در آزمایشگاه و مصاف زندگی با مشکلات عدیده و نارساییهای زیادی برخورد کرده ام که طبیعی است این مسایل، چون دردی است مشترک و گریبانگیر همه ی عاشقان فرهنگ و کتابت می شود مگر اینکه آنها را مورد بحث قرار داده و سعی کنیم با یاری مسئولین امور، آنها را از پیش پا برداریم و در این راه، نقایص هم به خودمان مربوط می شود و هم به مسئولین محترمی که متأسفانه نخواسته اند یا نمی خواهند کار دست انجام شود.
اکنون با نگاهی به چند کتاب راجع به کردستان مثالی را عرض میکنم که می تواند در مرحله اول ایراد بر محقق باشد و در مرحله دوم ایراد بر مسئولین که فاقد نیرو و ابزار برای دستیابی به حقیقت بوده اند.
۱- کتاب کرد و کردستان: تألیف و نوشته ی مرحوم آیت الله مردوخ کردستانی علیه الرحمه در عرصه ی فرهنگ این منطقه جایگاه ویژه ای دارد و همگان به چشم احترام و اعتماد آن را مورد استفاده قرار داده و چه بسا از منابع تحقیق به شمار می رود اما در این کتاب اشتباهات زیادی وجود دارد که به کتب دیگر نیز سرایت کرده و چون سرچشمه گل آلود بوده، تمام آبها را گل آلود کرده است مثلاً راجع به حضرت شیخ حسن مولانا آبادی مرقوم فرموده اند که مرحوم مولانا گشایش اعلیجد خاندان مردوخ در سال ۸۴۲ نزد حضرت شیخ درس خوانده اند در حالی که تاریخ حیات شیخ حسن و مولانا گشایش دو قرن با هم تفاوت دارند و جالب اینست چون مرحوم مردوخ این را نوشته، مرحوم بابا مردوخ روحانی نیز در تاریخ مشاهیر کرد آن را نقل فرموده است.
راجع به حضرت شیخ حسن که معاصر نادرشاه افشار بوده آقای صدیق صفی زاده در اثر ارزشمند بنام میژوی ویژه ای کوردی او را شاگرد ملا عبدالکریم مدرس معرفی کرده است یعنی در نوشته های آقای صفی زاده، مرحوم شیخ حسن که سیصد سال قبل زندگی می کرد شاگرد ملا عبدالکریم مدرس دانشمند شهید معاصر شده است. (نگاه کنید به صفحه ۴۲۹ جلد اول).
مطلب مرحوم مردوخ نیز در صفحه ۱۴ جلد دوم درج شده است که این را فقط به عنوان مثال و توضیح واضحات عرض کردم والا مطالب دیگر فراوان است.
۲- در سال ۱۳۷۱ همزمان با جلد اول کتاب اینجانب، از سوی همان ناشر کتابی دیگر به نام مونوگرافی سقز چاپ شده که در این کتاب هم نمونه ای یافت می شود و بنده از دو مورد آن یاد می کنم. مؤلف محترم کتاب مونوگرافی سقز راجع به مجله ی (سه‌رپه‌چه‌) مرقوم فرموده اند که این محل جایگاه افراد متمرد و به اصطلاح سرپیچی گران بوده یعنی کسانی که با حکومت در ستیز بودند آنجا را پایگاه خود کرده بودند در حالی که هر کودک روستایی میداند که (په‌چه) در زبان کردی به معنای محل استراحت و اطراق احشام اهلی است و حقیقت این است سابق که سقز یک روستای بزرگ بوده، چوپانها که گاو و گوسفندان اهالی را به تعلیف می بردند. در غروب که مراجعت میکردند آنها را در محل مشهور به «په‌چه» می آوردند و سپس زنان و دختران به آنجا آمده و با ظروف پر از شیر بازمی گشتند. پس ارتباطی بین په‌چه و سرپیچی وجود ندارد.
همین مؤلف محترم راجع به مسجد پیر غزائی نوشته اند که طایفه ی ساکن در چالوس و نوشهر همه ساله به سقز می آمدند و در کنار مرقد پیر غزائی سینه زنی می کردند و پس از ماه محرم مجدداً به محل خود بازمیگشتند. (نگاه کنید به صفحات ۱۰۵ و ۱۰۶) اما واقعیت اینست که این موضوع خیالبافی بوده و ربطی به تحقیق و تاریخ ندارد، زیرا طبق اسناد متغیر، مسجد پیر غزائی توسط بهرام بیگ ینگی کند و پسرش ساعد فیض نژاد برای تدریس، اقامت و امامت مرحوم ملا عبدالعزیز صدرالعلماء مفتی سقزی بنا شده است و تاریخ بنای آن حدود ۱۲۷۷ شمسی و دقیقاً صد سال قبل می باشد.
اینها موارد کوتاهی بودند که بنده به عنوان مثال عرض کردم و گرنه اگر قرار باشد بررسی شود به اشتباهات فاحشی برمی خوریم که باعث گمراهی محققین در آتیه خواهند بود. بنابراین موارد فوق اشکال بر کسانی است که به نام محقق و مورخ وارد میدان می شوند و اگر این عزیزان، روش تحقیق را به کار می بردند طبعاً چنین مواردی را شاهد نبودیم.
اما راجع به مسئولین باید عرض کنم که از قدیم الایام طبق مقررات، بایستی هر مؤلف و ناشری، دو جلد از اثر خود را برای بررسی و صدور مجوز تحویل بدهد، بسیار خوب… اما این مسئولین با بررسیهای کتاب چه کسانی هستند و با کدام صلاحیت علمی به این کار گمارده می شوند، طبیعی است اگر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کتاب از اشخاص صاحب صلاحیت و عالم و محقق استفاده می کردند در کتابهای ما، کمتر غلط و اشتباه می بود و چه خوب است که ترتیبی داده شود کتابهای هر منطقه در همان جا بررسی گردد و برای ممیزی و بررسی کتابها، از اشخاص خبره و آشنا به فرهنگ همان محل استفاده شود اما با کمال تأسف باید گفت بررسی های کتب بیشتر با دید پلیسی انجام می شود کمتر به جوانب ادبی و اهمیت تاریخی و فرهنگی توجه می کنند. پس یکی از مشکلات مهم، این نوع ممیزی است که امیدوارم به آن توجه بشود.
مشکل دیگر در تحقیق و مطالعات اجتماعی، عدم هماهنگی و یاری مسئولین با محقق است بطوری که پس از بیست سالی که از عمر انقلاب اسلامی می گذرد هنوز یک نهاد تحقیقاتی و تشکل پژوهشی و فرهنگی به معنای واقعی آن وجود ندارد و از جمله راجع به مفاسد اجتماعی و ملل آن و راههای پیشگیری جرم چیزی ندیده و نخوانده ایم در حالی که ثابت شده است دین و فرهنگ و اخلاق و اقتصاد با هم رابطه تنگاتنگ دارند و کمبود یا ضعف یکی از آنها در انسان، موجب سوءرفتار و حرکت به طرف بزه و مفاسد اجتماعی می شود که این موارد نیاز به کالبدشکافی و کارشناسی دارد.
بدیهی است حرکات ضعیف و کمرنگی در بعضی ادارات مشاهده شده که دیر آمده و زود رفته اند و در اندک مدتی کار تحقیق، بدون تدوین و نشر ماحصل به فراموشی سپرده شده است و جالب اینست اگر یک یا چند تن، از روی تعهد قلم و مسئولیت اجتماعی بخواهند گامی در جهت توسعه ی فرهنگ و تحقیقات تاریخی و فرهنگی و اجتماعی بردارند، علاوه بر اینکه همکاری نمی شود بلکه با مشکل مواجه شده و حرکت آنها بطور غیرعادی و یا سوءنظر، زیر سؤال می رود. اگر چنین نیست باید پرسید که ادارات مسئول مانند فرمانداری و ارشاد اسلامی و نیروی انتظامی و آموزش و پرورش تا به حال چکار کرده اند؟
فرمانداران با استفاده از امکانات خود می توانند کمیته ای مرکب از آموزش و پرورش و میراث فرهنگی و صدا و سیما و ارشاد تشکیل بدهد و با تدوین اساسنامه ای از افراد مطلع نیز دعوت و در کلیه ی زمینه های اجتماعی و تاریخی تحقیقاتی را انجام و نتیجه را در اختیار کارشناسان برنامه ریزی قرار بدهند که صددرصد در توسعه ی فرهنگی مؤثر خواهند بود و این کار را بایستی زودتر انجام می دادند. بنده در جمع بندی مطالب خود با ارائه ی چند پیشنهاد خطاب به مسئولین دولتی عرایضم را خاتمه می دهم.
۱- تشکیل شورای عمومی تحقیقاتی منطقه مرکب از فرمانداری و ادارات و نهادهای ذیربط.
۲- توجه به تحقیق در جرم شناسی و بررسی مفاسد اجتماعی و کشف و علت آلودگی اخلاقی و راههای پیشگیری از آن با استفاده از کارشناسان خبره.
۳- شناسایی محققین و پژوهشگران منطقه و دعوت از آنها با عضویت در شورای تحقیقات شهر.
۴- اختصاص بودجه با استفاده از وضع عوارض شهری مثلاً گرفتن مقداری کمی پول از هر پاکت سیگار برای اداره ی امور شورا و در اختیار نهادن دفتر و وسایل کار در مجتمع فرهنگی و هنری ارشاد.
۵- تشکیل کلاس آموزش تحقیق در مجتمع فرهنگی با استفاده از تدریس محققین برای آموزش جوانان و علاقمندان که نقش مؤثری در توسعه فرهنگ خواهند داشت.
۶- با توجه به وجود اشتباهات فاحش در کتب مرجع و منابع موجود به ویژه در کتب تألیفی توسط مستشرقین خارجی مانند ادموندز، رویچ، نیکیتین و غیره که بعضی ها از روی غرض ورزی و لطمه زدن به حیثیت ملی این مردم انجام شده پیشنهاد می کنم این آثار در کمیته ای ویژه مرکب از محققین خبره بررسی و اشتباهات و انحرافات آنها را تفکیک و پس از تدوین به علاقمندان ارائه دهند تا آثار تهاجم فرهنگی آنها را خنثی نمایند.
۷- امکان چاپ و نشر آثار تحقیقی فراهم شود و هر ساله پرکارترین و فعالترین آنها را شناسایی و از خدمات وی تجلیل به عمل آورند.
۸- امکان ارتباط بین محققین این منطقه با سایر استانهای کشور فراهم شده و با تبادل اطلاعات و یافته ها و دعوت و سخنرانی اجازه بدهند که وحدت و جامعیت تحقیق در کشور برقرار شود.
۹- مسئولین دولتی، با شیوه های انتقادی در تحقیق برخوردی واقع بینانه داشته باشند، چون انتقاد از روی دلسوزی و بدون غرض ورزی سازنده است و اگر محقق در مطالعات خود به نتیجه ای برسد که مستلزم تذکر باشد مسئولین مربوط با سعه ی صدر برخورد کرده و در اصلاح امور بکوشند که رفع نقص شود.
در مجموع این پیشنهادات عرض می کنم که همکاری و ارتباط تنگاتنگ بین محققین و نهادهای مسئول باعث شکوفایی این علم و رسیدن به توسعه ی فرهنگی مطلوب خواهد بود که امیدوارم حاصل این سمینار و ارائه ی پیشنهادات ارزنده ای که عنوان شده و می شود ما را به اهداف مقدس ملی و مذهبی خود نایل گرداند. والسلام
 
 
 
 لزوم تشکیل گروه یا اطاق جمع آوری مخطوطات تاریخی در کردستان
 
 
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی میراث بر تشکیلات عریض و طویل اداره کل فرهنگ و هنر کردستان از سال ۱۳۵۷ به بعد تاکنون است و از درون این اداره تا به حال ادارات کل میراث فرهنگی و گردشگری و اداره کل کتابخانه ها و اداره کل امور مساجد و … بیرون آمده اند در حالی که این ادارات قبلاً یک تشکیلات بوده با یک مسئول و اکنون با جدا شدن ادارات فوق و پائین آمدن سطح کار و وظایف این اداره کل، متأسفانه فعالیت محسوسی دیده نمی شود و اگر قبلاً در سال مراسمی جهت بزرگداشت شعرا و ادبا و هنرمندان مطرح و متوفای کُرد برپا می شد و به شهرهای استان چهره ی فرهنگی می بخشید، اکنون با موازی شدن امور هنری در بین تبلیغات اسلامی و حوزه هنری و بعضی نهادها، این سنت نیز کمرنگ شده و چنانچه باید و شاید فعالیت زیادی ندارد و بنده گمان نمیکنم سیاست کلی دولت و وزارتخانه آن هم با عنوان دولت امید و تدبیر! اینگونه باشد … یعنی امید و تدبیر با سکوت نمی شود و بخصوص که فرموده مهم رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در مورد اینکه زبان کردی یک میراث فرهنگی و یا یک سرمایه فرهنگی است می بایستی با آب طلا بر سر درگاه سالنهای اجتماعات و ادارات نوشته می شد ولی با کمال تأسف چنانچه شاید و باید انعکاس فراگیری نداشته و مسئولین در این باره شاید اهمال کرده اند. لاکن بهرحال این اداره کل و شعبات آن در استان متولی امور هنری و حراست از ارزشهای اصیل فرهنگی هستند و چون متاسفانه در کردستان تاریخ جامعی مرقوم نشده و هر چه که هست جسته و گریخته از کنار مطالب گذشته اند. در زمان حال تدوین تاریخ سیاسی و اجتماعی منطقه کردستان و شناسایی و معرفی مهره های سیاست و عرفان و ادب منطقه با تشکیل یک هیئت از محققینی جوان و علاقمند و با استفاده از تجارب پیشکسوتان ضرورت دارد و صد البته برای دستیابی به چنین آرمانی فرهنگی و ملی باید ابتدا از جمع آوری مخطوطات شروع کنیم که با کمال تاسف بسیاری از این اسناد و خطوط خوراک موریانه ها شده و بقیه نیز به وسیله افراد بیسواد در خانه تکانی و پاکسازی منازل طعمه آتش شده یا به سطل زباله ریخته اند و بنده به عینه مشاهده کردم یکی از فرهنگیان سقز قباله روستایی را با خود آورده و به بنده دادند و گفتند… فلانی… امکان دارد این کاغذ به دردت بخورد… گفتم از کجا آوردی؟ جواب داد منزل مرحوم حاجی تیمورزاده را تمیز می کردند عیال پیر او را دیدم مقداری زیاد کاغذ در کوچه ریخته و کبریت می زد من دویدم و توانستم این قباله را نجات بدهم لاکن بقیه سوختند… یک بار دیگر نیز فردی که مرحوم شده جزوه ای به لهجه کوردی گورانی که منظوم بود و با جوهر بنفش نوشته بودند برای من آورد و گفت در داخل یک لنگه تنباکو بوده و ملاحظه کردم منظومه لهجه گورانی راجع به وقایع سقز و هجوم روس و عثمانی است که بازنویس کرده و در مجله سروه چاپ کردم در حال حاضر نیز اگرچه چند نفری در دهات و شهر به منازل و خانواده های اصیل و قدیمی مراجعه کرده و کاغذ نوشته های قدیمی را جمع کرده اند ضرورت دارد در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و شعبات آن گروه یا اطاقی دارای مسئول دارای مسئول برای جمع آوری و ثبت و نگهداری قباله ها و فرامین و کتب و اشعار خطی و تذهیب و اینگونه امور تعیین کنند تا آنچه را که باقیمانده بتوانیم نجات بدهیم و حتی اگر صاحب آنها توقعی دارد و نیاز اقتصادی دارد چه مانعی دارد اسناد او کارشناسی و خریداری شود؟
واضح است تاریخی که بر مبنا و اساس این اسناد نوشته خواهد شد بسیار اصیل و مورد وثوق و اعتماد مردم خواهد بود بخصوص لازم است به محض پیدا شدن سند درباره بیوگرافی صادر کننده و گیرنده فرمان تحقیق و مرقوم شود یا اگر خوشنویسی است درباره بیوگرافی خطاط و نوشتن آن اقدام نماییم. به قول معروف ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است… اگرچه این خطوط و اسناد و کتب ضربات جبران ناپذیر خورده اند اما به نظر بنده اکنون هم دیر نیست و بسیار بجاست که اقدام فوری به عمل آید چون فردا خیلی دیر است و زیان بسیاری به نهاد فرهنگی دولت وارد می شود و برعکس آن آرشیو فرهنگی حکومت بسیار غنی خواهد شد.منبع: خبرگزاری کرد پرس

شناسه خبر : 9857

این خبر رو هم ببینید

تصمیم مشترک ایران و ترکیه مبارزه مشترک با تروریست ها است

عضو هیات رئیسه کمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس شورای اسلامی، در گفتگو با روزنامه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 2 =