خانه / اجتماعی / واقعه ۱۶ آذر چرا و چگونه؟

واقعه ۱۶ آذر چرا و چگونه؟

۱۶آذر سال ۱۳۳۲ نقطه عطف بیداری دانشجویی در ایران، گواه قدرت و رشد و توسعه فکری و سیاسی دانشجویان ایرانی و یادآور رویدادی عظیم در تاریخ مبارزات ضد استعماری در جهان بوده است

زمان انتشار خبر: جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۲ – ۲۳:۳۶
تاریخ معاصر ایران مملو از رویدادها و وقایعی است که هر یک نقش بسزا و حائز اهمیتی در وقوع انقلاب بزرگ اسلامی ایران ایفا کرده اند.
 
۱۶ آذرسال ۱۳۳۲ یکی از این روزها که در تاریخ معاصرسیاسی ما ازاین سالروزها کم نداریم واین روزها به تاریخ معاصرایران گره خورده است؛ روزی که درآن حتی اختلاف عقیده ها وسلیقه ها نیزبه یکپارچگی در اهداف و مقاصد انجامید و همه یک صدا و در راستای تحقق اهداف ضد استعماری و ضد استکباری شان، برای نخستین شعار «مرگ بر آمریکا» را سر دادند. 
 
 
در حقیقت، ۱۶آذر در تاریخ معاصرایران به روزی اطلاق می‌شود که درآن روزسه تن ازدانشجویان به نام های مصطفی بزرگ نیا، مهندس مهدی شریعت رضوی واحمد قندچی هنگام اعتراض به دیداررسمی ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهوری وقت ایالات متحده آمریکا وهمچنین ازسرگیری روابط ایران با اتنگلیس، حدود چهارماه پس از کودتای ۲۸ مرداد همان سال، در کریدور اصلی دانشکده فنی دانشگاه تهران به گلوله بسته شدند و به شهادت رسیدند.
اما سؤالی که در این بین مطرح می شود، این است ۱۶ آذر که نخستین مخالفت آشکار دانشگاهیان و انقلابیون با آمریکا و زیاده خواهی‌ها و دخالت های آن بود؛ مبارزه ای کماکان تداوم یافته و اکنون وارد ۶۰ سالگی خود شده است؛ اساساً چگونه و چرا به وقوع پیوست؟
 
 
درپاسخ به این پرسش باید تأکید کرد که پس از کودتای ۲۸ مرداد درسال ۱۳۳۲ درایران که آمریکایی ها توانستند براین کشور تسلط پیدا کنند، نیکسون، معاون رئیس جمهوری وقت آمریکا راهی ایران شد تا نتیجه سرمایه گذاری ۲۱ میلیون دلاری سازمان «سیا» را که درراه کودتا وسرنگونی دولت مصدق هزینه کرده بود، از نزدیک مشاهده کند و نتایج تحولات اخیر را که به تعبیر آیزنهاور «پیروزی سیاسی امید بخش را در ایران نصیب قوای طرفدار، تثبیت اوضاع و قوای آزادی کرده است» ببیند.
 
ورود ریچارد نیکسون، معاون رئیس جمهور آمریکا به تهران در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و همچنین از سرگیری روابط سیاسی ایران و انگلستان، دو روز پیش از آن ، هر دو ازپیامدهای کودتای ۲۸ مرداد بود؛ کودتائی که چهار ماه قبل از آن به وقوع پیوست.
 
خروش دانشجویان در ۱۶ آذر نیز در اعتراض به همین مسئله بود.
 
 
این در حالی بود که پس از کودتای ۲۸ مرداد فضای اختناق و سرکوب بر کشور حاکم شده و همه جا را سکوت فرا گرفته بود.
 
در این راستا رهبران انقلابی ومخالفان محمدرضا شاه دیکتاتور از جمله نهضت مقاومت ملی، طی برنامه ریزی هایی مردم را به خیابان ها فراخواندند و روز ۱۵ آذرماه ۱۳۳۲ مردم در تظاهراتی گسترده به خیابان ها آمدند که توسط رژیم پهلوی سرکوب شده و مأموران ویژه ارتشی و امنیتی، در زد و خورد با دانشجویان، شماری رازخمی و گروهی را دستگیر و زندانی کردند.
 
صبح روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲، نیروهای گارد رژیم، نخستین  بار وارد صحن دانشگاه که تنها مرکز آموزش عالی آن زمان در ایران بود، می شوند تا فریاد مخالفان را در گلو خفه کنند. در یکی از کلاس های درس دانشکده فنی، برخی دانشجویان در اعتراض به حضور مأموران گارد به دانشگاه که خلاف مقررات و موازین بود، در مقابل آن ها به اعتراض برخاسته و مأموران گارد با حمله به دانشجویان بی پناه، آنان را به گلوله بسته، سه تن از آنان را به شهادت می رسانند.
 
فردای آن روز در جو خفقان و وحشت، نیکسون، معاون رئیس جمهوری آمریکا به دانشگاه تهران که در اشغال مشهود نیروهای نظامی و ساواک بود، می آید و از دست قاتلان دانشجویان انقلابی «دکترای حقوق» دریافت می کند.
 
 
شهید چمران در بیان خاطرات خویش درباره وقایع این روز می نویسد: روزبعد نیکسون به ایران آمد و درهمان دانشگاه، درهمان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی‌‌گناه رنگین بود، دکترای افتخاری حقوق دریافت داشت و از سکون و سکوت دانشگاه ابراز مسرت کرد و به دولت کودتا وعده مساعدت و کمک داد.
 
صبح ورود نیکسون یکی از روزنامه‏ ها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده ‏ای به نیکسون می نویسد. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانی‏ ها اشاره می شود که «هرگاه دوستی از سفرمی ‏آید یا کسی اززیارت بازمی گردد یا شخصیتی بزرگ وارد می‏ شود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم اوگاوی وگوسفندی قربانی می ‏کنیم؛ آنگاه خطاب به نیکسون گفته می شود که «آقای نیکسون! وجود شما آن قدر گرامی وعزیز( برای رژیم فاسد پهلوی)  بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند.»
 
 
مقام معظم رهبری نیز در تبیین علل و چرایی وقایع روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ بیان می دارند: «جالب است توجه کنید که ۱۶ آذر درسال ۱۳۳۲ که در آن سه نفر دانشجو به خاک و خون غلطیدند، تقریباً چهارماه بعد از ۲۸ مرداد اتفاق افتاده؛ یعنى بعد ازکودتاى ۲۸ مرداد و آن اختناق عجیب، سرکوب عجیب همه‌ نیروها وسکوت همه، ناگهان به وسیله‌ دانشجویان در دانشگاه تهران یک انفجار در فضا و در محیط به وجود مى‌آید. چرا؟ چون نیکسون که آن وقت معاون رئیس جمهوری آمریکا بود، آمد ایران. به عنوان اعتراض به آمریکا، به عنوان اعتراض به نیکسون که عامل کودتاى ۲۸ مرداد بودند، این دانشجوها در محیط دانشگاه اعتصاب و تظاهرات می‎کنند که البته با سرکوب مواجه می‎شوند و سه نفرشان هم شهید می‎شوند. حالا ۱۶ آذر در همه‌ سال‎ها، با این مختصات باید شناخته شود. ۱۶ آذر مال دانشجوى ضد نیکسون است، دانشجوى ضد آمریکا ، دانشجوى ضد سلطه است.»
 
 
بنابراین از ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ که عوامل حکومت پهلوی با تیراندازی به سوی دانشجویان دانشکده فنی سه تن از آنان را شهید کردند، این روز بدل به نماد مبارزه و اعتراض علیه رژیم شاه شد. درطول ۲۵ سال بعدی (۱۳۵۷-۱۳۳۲) و با وجود بگیر و ببندهای گسترده رژیم شاه درروزهای منتهی به ۱۶ آذر و باوجود حاکمیت سنگین اختناق در آن سال‌ها، دانشجویان دانشگاه‌های کشور بالا‌خص دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران، اعتراض‌ات و اعتصاباتی برگزار می‌کردند.
هر سال ده‌ها دانشجو به واسطه اعتصاب‌های دانشگاهی در ۱۶ آذر بازداشت می‌شدند. اعلا‌میه‌هایی که در آن شرایط دشوار حاکمیت پلیسی به تعداد محدود دردانشکده‌ها و خوابگاه‌ها تهیه و تکثیر شده بود، در کوی و در اماکن عمومی دانشکده‌ها تکثیر می‌شد؛ حرکتی که باعث می‌شد مقامات امنیتی رژیم پهلوی بسیاری از دانشجویان را بازداشت کنند تا از طریق شکنجه آنان پی ببرند که چه کسانی تهیه آن اعلا‌میه‌ها را برعهده داشته‌اند.
در واقع ۱۶ آذر بهانه‌ای برای نشان دادن اعتراض و خشم دانشجویان به رژیم شاه شده بود. دستگیری‌ها، بازداشت‌ها و بعضاً محکومیت‌ها، ضرب‌ وشتم‌ها، شکسته شدن شیشه‌ها، تعقیب و گریز دانشجویان در ۱۶ آذر، حضور سنگین گارد و نیروهای کمکی در خیابان‌های اطراف دانشگاه همه ساله بدل به نماد تسلیم‌ ناپذیری ومقاومت دانشگاه‌ها علیه رژیم شاه شده بود؛ روزی که حاصل وقایع آن عبارت بود از معرفی رژیم شاه به‌ عنوان یک رژیم دیکتاتوری و ضد مردمی که دانشجویانش را آنچنان مورد ضرب‌ وشتم قرار داد.
 
 
بنابراین استعمار سعی می کند آب رفته از جوی را بازگرداند وآمریکا درخیال خام خود نماینده اش را می فرستد به ایران تا محصول خیانتش را برداشت کند، هنگامی که رژیم ستمشاهی ساده لوحانه آغوش به روی گرگ باز کرده بود، دانشجویان فهیم و مسلمان با نثار خون خویش و بدون هیچگونه ترس و واهمه ای از خفقانی که درآن دوران حکمفرما شده بود، در مقابل این ذلت می ایستند و نشان می دهند که فریاد عدالت خواهی، استقلال و عزت کشور، هیچ گاه در گلو نمی ماند.
 
بنابراین این وقایع درطول تاریخ ثابت می کند که دشمنی آمریکا با ایران محدود به زمان نیست و سال هاست که استعمارگرانه به منافع ملی ما چشم دوخته است.

شناسه خبر : 8199

این خبر رو هم ببینید

چالش خودکشی/ سیدعادل قاسمی

برخی واژه‌ها را باید در شرایط زمانی تفسیر کرد؛ مانند خودکشی. برخی خودکشی‌ها نوعی تو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 6 =