خانه / سیاسی / چرایی اقتدار روز افزون داعش و تبعات آن / آرمان محمودیان

چرایی اقتدار روز افزون داعش و تبعات آن / آرمان محمودیان

داعش که در نخست شعبه ای از القاعده بود و در حقیقت مهره ای القاعده در میز بازی عراق بود، هم اکنون خود تبدیل به مهره بازی کلان در عرصه عراق و شام شده است

«اگر داعش مناطق تحت کنترل خود را ترک کند و اداره آن را به نیروهای محلی و قبایل سنی بسپارد، این مسئله ممکن است با استقبال و یا حداقل عدم واکنش منفی کشورهای غربی روبرو شود، زیرا که جهان غرب و قدرت های جهانی می دانند که در صورت بروز واکنش منفی در مقابل این جا به جایی بار دیگر نوک پیکان گرایش های افراطی منطقه خاورمیانه عربی را به خود جلب خواهند کرد، مسئله ای که نه سودی در آن دارند و نه تمایلی به آن.»
مقدمه
با هجوم ناگهانی و پرشتاب داعش به مناطق سنی نشین، حملات به اصطلاح برق آسای ارتش هیتلر را در مسیر اشغال بلژیک، چک و… در ذهن علاقه مندان تاریخ و سیاست تداعی کرد.
داعش که در نخست شعبه ای از القاعده بود و در حقیقت مهره ای القاعده در میز بازی عراق بود، هم اکنون خود تبدیل به مهره بازی کلان در عرصه عراق و شام شده است و آنچنان امروز منطقه را محل جولان و عرض اندام خود قرار داده است که حال بر روی کاغذ و عدد و رقم تا آرزوی دیرینه اش یعنی تشکیل حاکمیتی خاص به خود چند قدمی فاصله ندارد.
چرایی تحولات اخیر و تقویت موقعیت داعش در عراق
اما اینکه چطور شد داعش به اینجا رسید، خود معلول علل بسیاری است که در ذیل به بررسی آنان می پردازیم:
۱-جنگ داخلی سوریه
جنگ داخلی سوریه از چند جهت عاملی برای تقویت گروه های تروریستی در منطقه شد، از یک سو مرور زمان موجب شد که گروهای فرقه گرا در خارج از سوریه مجال خوبی برای ورود به آن پیدا کنند، در حقیقت در اثر مرور زمان گروه های تروریستی در دیگر نقاط منطقه نیز که سابقه کشمکش های فرقه ای و منطقه ای را دارند، فضای مطلوبی جهت یارگیری و توسعه فضای نفوذ پیدا کنند.
از سوی دیگر سوریه تبدیل شد به محلی برای اجتماع صاحبان و معتقدان به گرایش های بنیادگرایانه از دین، که این مسئله به خوبی دست گروه های همچون داعش را برای یارگیری و تشکیل  یک نیروی نظامی کارآمد باز نگه می دارد، در عین حال نبرد ۳سال در محیط های جغرافیایی متفاوت و در سطوح متغییر اعم از شهری و غیر شهری با ارتش آزموده جمهوری عربی سوریه و قوی ترین سازمان نظامی خاورمیانه یعنی حزب الله، برای گروه های تروریستی آموزشگاه مناسبی جهت ارتقای ورزیدگی نظامی بوده است.
فرای این مسائل مهمترین تاثیر جنگ داخلی سوریه بر مسئله تقویت موقعیت  داعش در عراق، هم جواری سوریه با این کشور است، در واقع این بر همگان مسلم است، عراقی که به خودی خود دچار ناآرامی  است با داشتن یک همسایه در معرض فروپاشی در غرب خود، جولان گاهی مناسب و بی نظیر برای گروه های بنیادگرا من جمله داعش خواهد شد.
۲-زیرساخت های ضعیف دستگاه اطلاعاتی-امنیتی عراق
زیرساخت های اطلاعاتی –امنیتی عراق پس از فروپاشی رژیم بعث با وجود گذشت بیش از ده سال همچنان با بحران های جدی رو به رو است، مشکلاتی که در صدر آن مسائل سیاسی و نبود اراده جمعی در بین دستگاه های اطلاعاتی عراق برای مقابله با بحران ها قرار دارد.
در حقیقت از آنجا که عناصر اطلاعاتی عراق هم اکنون یا معدود باقی مانده های عصر حاکمیت رژیم بعث هستند و یا از درون تشکیلات اطلاعاتی- امنیتی احزاب سیاسی وارد این تشکیلات حکومتی شدند، مبتلا به پدیده مخرب و خطرناک عدم وحدت آراء بین خود هستند، مسئله ای که موجب شده است عوامل سیاسی مانع از اراده برخی از نیروهای اطلاعاتی عراق(بالاخص بازماندگان از سرویس اطلاعات رژیم بعث) برای مقابله با بحران ها شود.
فرای ضعف ساختارهای اطلاعاتی –امنیتی، در بین ساختار های نظامی عراق نیز ضعف و عدم توانایی کافی تا حدی قابل رویت است ،به طوری که هم اکنون با وجود گذشت بیش از ده سال از استقرار نظام جدید در عراق، این کشور موفق به داشتن یک نیروی هوایی نظامی در سطح معمول و حداقل مناسب با تعاریف معروف و معمول از یک نیرو هوایی ملی نشده است. البته ریشه عدم توانایی ساختارهای نظامی عراق بیش از هر چیز به دلیل مسائل مالی و فنی است.
۳-شکاف اجتماعی
پس از اشغال عراق توسط آمریکا، جامعه عراق رفته رفته دچار سطح گسترده ای از شکاف های اجتماعی شد، در همین حال مقاومت سرسختانه اهالی مناطق سنی نشین عراق بالاخص فلوجه و استان الانبار و پاسخ شدیدا خشن ارتش آمریکا به آن، نخستین زمزمه های لازم برای به ناامنی کشاندن کشور در این مناطق را کاشت.
به طوری که هم اکنون بخش مهمی از آنچه در عراق می گذارد، نوعی تسویه حساب تاریخی است، اتفاقات اخیر عراق نیز چندان از این مسئله دور نیست، پس از سقوط صدام، بخشی از سنیان عراق خود را در وضعیت کاملا منقلب شده یافتند، آنان که تا دیروز خود را اقلیت حاکم بر اکثریت عراق می دیدند، ناگهان تبدیل به یک مهره از مهره های بازی عرصه سیاست عراق شدند. واقعیتی که برای برخی از نخبگان آنان غیر قابل بود، از سوی دیگر در سال های اخیر دولت مالکی نیز با برخی از رفتارها انحصار گونه به دغدغه های آنان دامن زد.
۴-باقی مانده های حزب بعث
با وجود اینکه آمریکا پس از اشغال عراق و با استقرار حاکم آمریکایی، سازمان اطلاعات عراق موسوم به مخابرات و ارتش این کشور را بنا به توصیه سیا منحل کرد، اما این انحلال صرفا انحلال چارتی و سازمانی بود و به معنی تصفیه جامعه عراق از عناصر حزب بعث و عوامل مخابرات رژیم صدام نبود، بلکه عناصر این نهادها پس از کنار گذاشتن از ساختار اطلاعاتی عراق به بطن جامعه مطلوب خود(اعراب سنی)بازگشتند و منتظر زمانی برای ریختن زهر خود و به عبارت دیگر تسویه حساب با نظام سیاسی جدید عراق بودند، تسویه حسابی که موعود آن حمله داعش به عراق بود و نحوه پرداخت آن نیز تسلیم شهر دو میلیون نفری موصول به ۵۰۰ الی ۸۰۰ پیکارجوی داعش بود. آنان در این تسویه حساب نقش خود را از طریق ایجاد هسته های مخفی بازی کردند، در حقیقت آنان که دیگر عضوی از ساختاری امنیتی و اطلاعاتی عراق نبودند،با ایجاد شبکه های زیر زمینی و هسته های مخفی در بطن جوامع سنی، بالاخص شهر موصل بستر اجتماعی مناسب را برای تسلیم شهر توسط بخش مهمی از مقامات و نخبگان بومی و عشایر محلی فراهم نمودند.
 داعش و گزینه های پیشرو
مجموع عوامل یاد شده موجبات تقویت موقعیت داعش را در عراق فراهم نمود تا این کشور بار دیگر در ورطه یک جنگ داخلی تمام عیار قرار گیرد و از سوی دیگر پیکارجویان این ساز و کار تروریستی که از جای جای جهان به منطقه آمده اند با تصرف مناطقی همچون فلوجه، تکریت، تلعغفر، موصل و…خود در یک قدمی تشکیل حکومت اسلامی عراق و شام ببینند.
فرای اینکه نیل به این هدف برای آنان یک توهم محسوب می شود و یا هدفی در دسترس به حساب می آید، داعش و قلمرو آن هم اکنون در عراق یک حقیقت است که بر مسیر موجودیت عراق و آینده ملت عراق به عنوان یک ملت واحده تاثیر خواهد گذشت،تاثیری که بیش از هر چیز اثر سوء خود بر همگرایی خاکی کشور عراق می گذارد، اثر سوء ای که بسته به تصمیمی  دارد که داعش در آینده نزدیک در مورد بازی در خاک عراق می گیرد، هر چند که به نظر می رسد، داعش به طور کلی دو گزینه پیش رو ندارد، که یک گزینه آن ماندن است و گزینه دیگر رفتن می باشد که در بخش بعدی به بررسی آن پرداخته می شود:
ماندن، گزینه محتمل اما پرخطر
این گزینه نیاز چندانی به تعریف ندارد و در یک عبارت ماندن در عراق و به تشکیل دولت در این کشور خلاصه می شود، اما هر چقدر که تعریف این گزینه راحت و سهل است اما انتخاب آن می تواند عواقب مرگباری را برای داعش به دنبال داشته باشد، عواقبی که مسلما دل درگروی شرایط ویژه عراق دارد که در ذیل به بررسی پاره ای از آنان پرداخته می شود:
۱-بافت جمیعتی عراق
عراق نه سوریه است و نه لیبی، عراق کشوری است با اکثریت جمعیتی شیعه که حدود۶۰الی ۶۵ در صد از جمعیت کشور عراق را تشکیل می دهند، فلذا ماندن در عراق و ادامه دادن به پیشروی ها در این کشور شیعه مذهب، ممکن است عواقب خطرناکی را بدنبال داشته باشد، داعش تاکنون در مناطق سنی نشین یعنی مناطقی که طیفی از آن بستر پذیرای داعش هستند به پیشروی ادامه داده است اما ادامه پیشروی ها داعش، مستلزم حضور و نبرد در مناطقی همچون بغداد، شهرک صدر، کربلا و… با حضور وسیع و گسترده شیعیان است که برای داعش که متکی به نیروی ۱۰الی۱۵ هزار نفری است این قابلیت را دارد که تبدیل به یک ویتنام شود.
۲-عدم پذیرش توسط قدرت های جهانی
پیشروی های داعش ممکن است تا کنون با واکنش غیر عملی و صرفا لفظی قدرت های غربی روبرو شده باشد، اما این بر همگان مسلم است که هیچ کس حتی آن دسته از دولت های منطقه که تاکنون حامی داعش بوده اند،حضور این گروه تروریستی را به عنوان یک دولت و واحد جغرافیایی-سیاسی در منطقه نمی پذیرند، زیرا که تمامی این دولت ها یک بار تجربه به قدرت رسیدن گروه های تروریستی را در افغانستان دیده اند و متوجه شده اند که همانطور که القاعده در نهایت پیکان حملات خود را متوجه غرب کرد، داعش نیز این چنین خواهد کرد و فرصت دادن به این گروه برای انجام پروژه دولت سازی منجر به این می شود که این نیروی تروریستی دارای ریشه های عمیق و فنا ناپذیر در منطقه شود، ریشه هایی که سرچشمه حملات بعدی به منافع جهان غرب شود، از این رو مسلم است که دولت های غربی در دراز مدت تاب تحمل داعش در منطقه را به عنوان یک دولت ندارند.
۳-کردستان عراق
کردهای عراق شاید تاکنون برنده ای معادلات عراق پس از موصل باشند، اما آنان نیز می دانند که حضور داعش در دراز مدت به صلاح اشان نیست، زیرا که از یک سو هم اکنون متحد اصلی داعش ،باقی مانده ساختار رژیم بعث است که کردها را خائن و موجوداتی اضافی توصیف می کنند و از سوی دیگر نیروهای تروریستی همچون داعش ثابت کرده اند که تابع مرزهای تعریف شده نخواهند بود و بدنبال توسعه و گسترش سرحدات خود می باشند، این تجربه بالاخص در مورد اقلیم کردستان قریب الوقوع است زیرا که این اقلیم در مرکز جغرافیایی تعریف شده داعش از عراق و شام قرار داد.
۴-بحران سوریه
درست است که جنگ داخلی سوریه یکی از مهمترین عوامل سرایت داعش به عراق می باشد، اما حضور طولانی مدت داعش در عراق می تواند زنگ خطری برای این گروه در سوریه باشد، در حقیقت بخش های تحت کنترل داعش در عراق به هیچ وجه نمی توانند نقش مراکز بسیج نیرو را برای داعش بازی کنند، زیرا که این مناطق شامل اقلیت جامعه عراق است و بایستی با سیل نیروهای شیعه به عنوان اکثریت جامعه عراق مبارزه کند پس داعش نه تنها می تواند از عراق به سوریه نیرو اعزام کند، بلکه بایستی به فکر اعزام نیرو از سوریه به عراق باشد که این مسئله منافع داعش را در سوریه به خطر می اندازد، بالاخص از آنجا که ماهیت و موجدیت داعش بر محور پیروزی در سوریه استوار است.
۵-مقبولیت در داخل عراق
داعش همچون دیگر گروه های تروریستی به واسطه احکام خشن و غیر انسانی که بدنبال عملیاتی کردن آنان است، قدرت و ظرفیت حضور و دولتمردی طولانی مدت را در یک منطقه ندارد و در حقیقت همانطور که القاعده و طالبان در سالیان آخر با تظاهرات مردمی روبرو بودند،مردم مناطق سنی نشین عراق نیز در دراز مدت پذیرای حضور بلند مدت داعش و احکام وحشیانه آن را نخواهند بود، مگر آنکه داعش به دنبال تسامح در عملیاتی کردن ایدئولوژی خود برود که در این صورت دچار تعارض ایدئولوژیک و فروپاشی داخلی می شود.
رفتن،گزینه ای نیازمند هوش سیاسی
گزینه ای دیگر پیشروی داعش این است که پس از استقرار کامل نظامی بر مناطق سنی نشین عراق و ایجاد ساختار دفاعی برای آنان، قدرت را به قبایل محلی و نیروهای داخلی واگذار کند که این مسئله نتایج زیر را در بر خواهد داشت:
۱-در خطر افتادن همگرایی خاکی کشور عراق
انتقال قدرت به نیروهای محلی در مناطق سنی نشین، اقدامی عملی در مسیر تشکیل اقلیم نینوا و حتی دولت نینوا است، در حقیقت تجربه اقلیم کردستان ثابت کرده است که در کشوری همچون عراق که فاقد بخش های  مهمی از مولفه های ثبات است، کسب خودمختاری در سطح بالایی همچون اقلیم سازی برای منطقه ای خاص به منزله ای پایان نفوذ دولت مرکزی در آن ناحیه است که با توجه به مشکلات جدی بین دولت عراق و اقلیم کردستان و پیدایش ابعاد فرقه گرایانه در نبرد با داعش، استقلال مناطق تحت کنترل داعش ممکن است موجب فروپاشی کامل همگرایی خاکی کشور عراق شود.
۲-احتمال پذیرش نسبی توسط جهان غرب
اگر داعش مناطق تحت کنترل خود را ترک کند و اداره آن را به نیروهای محلی و قبایل سنی بسپارد، این مسئله ممکن است با استقبال و یا حداقل عدم واکنش منفی کشورهای غربی روبرو شود، زیرا که جهان غرب و قدرت های جهانی می دانند که در صورت بروز واکنش منفی در مقابل این جا به جایی بار دیگر نوک پیکان گرایش های افراطی منطقه خاورمیانه عربی را به خود جلب خواهند کرد، مسئله ای که نه سودی در آن دارند و نه تمایلی به آن.
از سوی دیگر تجزیه عراق موجب تضعیف نفوذ ایران در منطقه عراق خواهد شد، زیرا که هم اکنون ایران در تمام عراق به عنوان یک سرزمین یکپارچه نفوذ دارد و در صورت پاره پاره شدن آن، نفوذ ایران به مناطق شیعه نشین محدود خواهد شد، نفوذی که غربیان به آن نفوذ به چشم تهدید می نگرند و از تضعیف و تخفیف آن استقبال می کنند.
۳-رضایت نسبی کردها
تحویل قدرت به عشایر و قبایل منطقه ای نیز با استقبال نسبی کردها نیز روبرو می شود، زیرا که هم از خطر همسایگی با داعش خلاص می شوند و در عین حال عراق در آستانه تجزیه کامل قرار می گیرد، تجزیه ای که کردها در آن نقش محوری ایفا نکرده اند و مسلم مورد مماشات بین المللی نیز قرار نخواهند گرفت و در عین حال به اهداف از پیش تعیین شده خود نیز می رسند.
۴-تعارض داخلی در داعش
درست است که واگذاری قدرت به عشایر و نیروهای محلی با استقبال برخی از بازیگران جهانی و منطقه ای روبرو می شود، اما این نقل و انتقال مسلما برای خود داعش گران تمام خواهد شد، زیرا که داعش نیروهای خود را از چهارگوشه ای جهان به نیت و غرض تشکیل دولت اسلامی در عراق و شام به منطقه کشانده است حال نمی تواند بعد از آواره کردن آنان،قدرت و دولت را به قبایل واگذار کند.
کلام آخر
در نهایت بایستی گفت که ظواهر امر حاکی از آن است که داعش تا کنون مصرانه به دنبال تشکیل حاکمیت مد نظر خود در عراق و سوریه است که در این حالت تبدیل به لکه ای بر نقشه منطقه خواهد شد که مسلم است بایستی از روی نقشه ی منطقه پاک شود، زیرا که در صورت استقرار حاکمیت این گروه، از یک سو کشورهای منطقه با قلمروی بنیادگرا روبرو خواهند شد که چشم طمع به اراضی و یا حداقل ثبات و امنیت داخلی اشان خواهد داشت و از سوی دیگر جهان غرب دوباره با تکرار تجربه تلخ طالبان و به حاکمیت رسیدن گروه های بنیادگرا مواجه می شود که می داند تبعات آن چیزی جز نشانه گرفته شدن توسط نوک پیکان جریان قهر آمیز این گروه، نخواهد بود، در عین حال مسلم است که اگر داعش تصمیم برپایی حاکمیت خود در مناطق اشغالی در عراق و سوریه را داشته باشد، نیازمند منابع مالی گسترده است، منابعی که در خاورمیانه در یک کلمه«نفت» خلاصه می شود و در دسترس ترین منبع و حوزه اصلی آن برای داعش در کرکوک تحت کنترل اقلیم کردستان است، دسترسی و نیازمندی که در کنار هم قرار گرفتن، قطعا رویارویی اقلیم با داعش را در آینده رقم خواهد زد، مجموع این تبعات منفی و خطرناک ناشی از استقرار حاکمیت داعش موجب می شود فقط یک سوال باقی بماند و آن این خواهد بود که پاک کننده این لکه شوم بر نقشه منطقه کیست؟ دولت عراق، غرب یا قدرت های منطقه ای و یا اجماعی از تمامی این گزینه ها؟
اما اگر داعش تمصیم بر رفتن و تحویل قدرت به نیروهای محلی  بگیرد، ممکن است نقشه منطقه و معادلات خاورمیانه را برهم زند، تصمیمی که دل در گروی هوش سیاسی بالا و عدم تعصب ایدئولوژیک دارد، موجباتی که تاکنون داعش مصرانه در تلاش است ثابت کند با آنان بیگانه است.
 
کد مطلب: ۶۶۰۴۰  |  تاريخ: ۱۳۹۳/۴/۱۸  |  ساعت: ۵ : ۲۷

شناسه خبر : 18825

این خبر رو هم ببینید

رهبر معظم انقلاب: جمهوری اسلامی مهمترین ابتکار حضرت امام(ره) بود/ به برخی کسانی که صلاحیتشان احراز نشد جفا شد؛ دستگاه های مسئول جبران کنند/ نابسمانی را با انتخاب درست باید جبران کرد نه با عدم شرکت در انتخابات

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتی به مناسبت سالروز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) که هم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 3 =