خانه / فرهنگی / یادی از ملا عبدالعزیز مُفتی سقزی (صدرالعلماء) در عرصه دین و سیاست/ عمر فاروقی

یادی از ملا عبدالعزیز مُفتی سقزی (صدرالعلماء) در عرصه دین و سیاست/ عمر فاروقی

سقز-صدرالعلماء چند دوره ی اولیه از ابتدای تأسیس مجلس شورای ملی در انقلاب دوم و پس از استبداد صغیر نماینده سقز و بانه در مجلس بوده، و این عنوان و لقب را هم گویا به خواهش و پیشنهاد ملک الکلام مجدی گرفته اند

یکی از علماء نامی کردستان که مرجع دینی و دارای مسند مُفتی بوده مرحوم ملا عبدالعزیز است که طبق درخواست شهید آیت الله مدرس فرمان شیخ الاسلامی و مسند فتوا در سقز و بانه را از سلطان احمد شاه قاجار دریافت کرده و عین فرامین مذکور در سقز نزد خانواده او نگهداری می شود و بنده زیراکس آن را در جلد دوم نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان چاپ و منتشر کرده ام.
این عالم که چند دوره ی اولیه از ابتدای تأسیس مجلس شورای ملی در انقلاب دوم و پس از استبداد صغیر نماینده سقز و بانه در مجلس بوده، با عنوان صدرالعلماء نیز شناخته می شد و این عنوان و لقب را هم گویا به خواهش و پیشنهاد ملک الکلام مجدی گرفته اند. وی پس از پایان تحصیلات خود نزد علماء منطقه بنا بر خواهش بهرام بیگ (ئاره بوغلو) از نوادگان فیض الله بیگی که با هزینه ی خودش مسجدی در کنار مزار و مرقد پیرغزائی در سقز احداث کرده بود، ملتزم شد در این مسجد به تدریس و امامت و موعظه برای مسلمانان مشغول شود.
پیرغزائی مزاری است در سقز و مقابل این مسجد که زیارتگاه مردم سقز است و عقیده دارند وی از اصحاب پیامبر(ص) بوده که در هنگام غزا و جهاد به شهادت رسیده و همانجا به خاک سپرده شده است اما علم و دانش مرحوم ملا عبدالعزیز و توجه خوانین و بیگزادگان به منبر و موعظه و معاشرت با او موجب حسادت عده ای روحانی نما که در سقز به (کۆلکه‌ملا) شهرت داشتند شده و آنها در نامه کتبی به حکومت سقز و سنندج مدعی شدند که مرحوم مُفتی از خط اسلام واقعی منحرف شده و جماعتی از آشوبگران را وادار کردند علیه او دست به تظاهرات و شعارپراکنی بزنند به طوری که آنان از بی اعتنائی نیروهای حکومتی سوءاستفاده کرده و به مسجد و منزل وی حمله کردند بطوری که مرحوم مُفتی با یاری بهرام بیگ ناچار به فرار از سقز و هجرت به تهران شد که بتواند در آنجا شکایت و مظلومیت خود را ثابت کند.
مرحوم صدرالعلماء پس از ورود به تهران در مسجد و مدرسه مروی سکونت کرد و ضمن عبادت و فعالیت در یکی از حجرات ساکن و با مرحوم آیت الله سید حسن مدرس به مباحثه و مناظره پرداخت و چون شهید مدرس به درجات علمی و اطلاعات عمیق دینی وی آگاه شد او را به حلقه ی دوستان خود پذیرفت و از او خواست خود را برای کاندیداتوری مجلس شورای ملی دوره پنجم آماده کند، مفتی پاسخ داد که من فرار کرده ام چگونه می توانم کاندیدا شوم؛ مرحوم مدرس در تماسی با صدراعظم ایران به تاریخ بُرج جمادی الثانی ۲۳ سال ۱۳۰۱ و شماره ۹۰۹ این فرمان را برای او گرفت.
حکومت جلیله کردستان و گروس
در این موقع که جناب مستطاب شریعتمدار آقای صدرالعلماء قاضی سقز و بانه سلمه الله از طهران خیال مراجعت به کردستان دارند لزوماً توجه حضرت اسعد شما را بمراتب دولتخواهی و مزایای علمی و فضلی ایشان معطوف داشته و توصیه مخصوص می کنم که در کارهای ایشان کمال مساعدت و تقویت را منظور و در حفظ شئون وی و رعایت موجبات آسایش خاطرشان لازمه توجه را بفرمائید که با مساعدت حضرتعالی مُرفه الحال در آن حدود به ایفای وظایف دولتخواهی بپردازد.  ریاست وزراء
مرحوم مفتی با این فرمان در سنندج حاضر و به همراه عده ای نظامی و مقامات مسئول استان به منزل خود در سقز برگشته و مورد استقبال و پیشوازی هواداران و اقوام و آشنایان قرار می گیرد و مجدداً به مسجد پیرغزائی رفته و به وعظ و تبلیغات پرداخته و سرانجام با رأی طرفداران حکومت و مردم بعنوان نماینده عازم تهران شد. از اقدامات مهم او در مجلس شورای ملی تصویب ماده واحده در احوال شخیصه می باشد و این پیشنهاد را او مطرح و خودش و شهید مدرس از آن دفاع می کنند که پیروان مذاهب و ادیان رسمی در احوال شخیصه مانند ارث و ازدواج و غیره طبق شرع و فقه خود رفتار کنند.
متن فرمان سلطان احمدشاه قاجار درباره مفتی سقز 
چون پاس مراتب علمی و دعاگوئی جناب شیخ عبدالعزیز صدرالعلماء منظور نظر کیمیا اثر ملوکانه است لهذا بموجب صدور این فرمان و دستخط آفتاب نقطه مبارک مشارالیه را باعطای لقب شیخ الاسلامی بانه و سقز مفتخر فرمودیم فی شهر جمادی الاول شکورئیل ۱۳۴۰٫ «سلطان احمد شاه»
مرحوم صدرالعلماء در سرودن قصیده و غزل و اشعار فارسی و کُردی و عربی ید طولائی داشته و قصیده سوزناکی از وی باقی است در رثای مرحوم سیف الدین خان اردلان حاکم سقز که توسط اشغالگران عثمانی در مراغه به همراه حکام موکریان و بانه به شهادت رسیدند که چند بیت از آن را بعنوان نمونه عرضه می دارم. لازم به توضیح است که وی دارای فرزندی پسر بنام امجد خان بود و بنده افتخار شاگردی او را در چهارم ابتدائی داشتم و درباره آثار مرحوم پدرش سؤال کردم وی پاسخ داد که پدرم اوقات فراغت خود را در کتابفروشی مظفری واقع در میدان بهارستان می گذراند و کلیه کتابها و آثار خطی او در این کتابفروشی بود و چون در موقع مرگ وی من کودک بودم از آن نپرسیدم و اکنون نیز کتابخانه مذکور جمع آوری و تعطیل شده و نمی دانم کجا هستند. احتمالاً در کتابخانه مجلس نیز آثاری از او باشد.
کرده است پر ز خون شفق دامان آسمان
اندر غروب مهر جهان سیف الدین خان
خان رفیع شأن که از غایت شرف
سودی همیشه کلاه فخر بفرقدان
بر مسند حکومت سقز همیشه بود
فرمانروای مطلق و فرخنده قهرمان
از یمن داد و معدلتش خطه سقز
پیوسته بود غیرت نزهتگه جهان
ناگاه رفت و شادی دلها ببرد و ماند
اندوه مرگ او، بدل خلق جاودان
رخسار گلرخان بفراقش ز درد و غم
پژمرده گشت همچو گل ز آفت خزان
یکشنبه ز بیست و سه صفر در مراغه شد
ناگاه تیر حادثه را بی گناه نشان
البته این شعر طولانی است و در جلد اول کتاب بنده بنام نظری بتاریخ و فرهنگ سقز کردستان چاپ شده و مرحوم مفتی روز شهادت آنان را بیست و سوم ماه صفر ۱۳۳۳ هجری قمری ثبت کرده است.
اما مرحوم مفتی علیرغم فعالیت سیاسی در عرصه تدریس هم کماکان به شاگردان خود درس داده و طلاب از ایران و عراق و دیگر دول و بلاد برای کسب فیض می آمدند از جمله مرحوم شاعر ملی کُرد ملا عبدالله پنجوینی توتونچی بوده که پس از کسب مجوز اجتهاد از دست مُفتی سقز نام مُفتی پنجوینی را برای خود برگزیده و در بیوگرافی خود نیز از علم و اطلاعات علمی وی یاد کرده است.
شاعر بزرگ کُرد تهرانی مرحوم میرزاده عشقی نیز در صفحه ۳۸ کتاب ادبیات کلاسیک شعری در سوگ مفتی صدرالعلماء نوشته است:
ای‌ صدر نشینان‌ که‌ همه‌ مصدر دینید
(صدر) ار ز میان‌ رفت‌، شما صدر نشینید
امروز نشینید بر این‌ مسند و فرداست‌
گر ذیل‌ گرفته‌، همه‌ با صدر قرینید
عمر این‌ دو سه‌ روز است‌ که‌ هر روز به‌ آن‌ روز
گویید نه‌ عمر است‌ و پی‌ روز پسینید
ای‌ زمره‌ انگشت‌ نما گشته‌ به‌ تقوی‌
در حلقه‌ مردان‌ خدا، همچو نگینید
امروز که‌ بنشسته‌ به‌ دنیا و به‌ صدرید
فرداست‌ که‌ در صفحه‌ فردوس‌ برینید
این‌ رتبه‌ شما راست‌ به‌ دنیا و به‌ عقبی‌
این را که شما حافظ‌ این‌ دین‌ مُبینید
از پرتو دین‌ هر دو دنیاست شما را
دین‌ گر ز میان‌ رفت‌ نه‌ آنید و نه‌ اینید
من مردم عشقم ز چه رو غمخور دینم
این غصه شما راست شما مردم دینید
با تشکیل مجلس مؤسسان و براساس محتویات تاریخ بیست ساله ایران تألیف مرحوم حسین مکی مرحوم مفتی علیرغم دوستی و مودت با شهید مدرس به انقراض سلسله قاجار و روی کار آمدن خاندان پهلوی رأی داد و نام او در آن تاریخ درج است که موجب رنجش مدرس از وی شده و در وقایع جنگ کلاه در کردستان نیز که مرحوم ملا خلیل مفتی عشایر منگور مهاباد بر علیه رضا خان اعلام جهاد کرد مرحوم مفتی و ضیائی و سیادت از علماء مشهور کردستان با کندن لباس روحانیت و پوشیدن کت و شلوار و بر سر نهادن کلاه پهلوی در انظار عام ظاهر شده و مردم عوام با دیدن این رجال بزرگ دینی در لباس و کلاه پهلوی از ملا خلیل دلسرد شدند و رضا شاه به همراه پسرش به سقز و مهاباد مسافرت کرد و آنها در سقز از او استقبال کردند و رضا شاه با دیدن این سه نفر و جمعی دیگر با صدای بلند گفت… شما چرا لباس روحانیت را درآوردید. مفتی جواب داد برای اطاعت فرمان پادشاه بود. رضا شاه گفت بله درست است اما من نگفتم مشایخ و روحانیون کلاه بگذارند بلکه شماها باید لباس خودتان را بپوشید و مردم عامی و کارمندان کلاه پهلوی و کت و شلوار می پوشند…
صدرالعلماء سالیان متمادی نماینده پارلمان بود و با رضاشاه نیز رابطه دوستی داشت و پس از فوت در گورستان آب انبار قاسم خان واقع در چهار راه حسن آباد تهران که محله آتش نشانی است به خاک سپرده شد.
منبع: تحقیقات نوشیده و مندرجات جلد اول نظری بتاریخ و فرهنگ سقز کردستان چاپ ۱۳۷۲ سقز انتشارات محمدی
 
کد مطلب: ۷۵۹۸۴  |  تاريخ: ۱۳۹۳/۱۰/۴  |  ساعت: ۱۲ : ۲۷

شناسه خبر : 4585

این خبر رو هم ببینید

مصاحبه خواندنی رهبر انقلاب درباره شخصیت دکتر شریعتی

۲۹ خرداد ماه مصادف است با سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی از متفکران نام آشنای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × یک =